قاسم روانبخش
با نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی، از ابتدای شروع نهضت در سال 1341، روشن است که هدف ما از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تنها برپایی حکومت بهطوری که شاه برود و فرد دیگری جای آن بنشیند نبود؛ چنانکه هدف امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) نیز از حکومت این نبود که حاکم بشوند و از این طریق زندگی دنیوی خود را تأمین کنند. بلکه هدف از برپایی جمهوری اسلامی ایران، همچون حکومت ائمه معصومین (علیهمالسلام)، تحقق اسلام و ارزشهای اخلاقی و الهی در جامعه بود.
در مقام اجرا نیز ما بر اساس این هدف، افراد را برای حکومت گزینش میکنیم. البته در مقام گزینش توجه داریم که افراد، معصوم و عاری از خطا و اشتباه نیستند. بنابراین، در انتخاب افراد، برای پستهای کلیدی نظام، باید بهدنبال اصلح نسبی بود. یعنی این فرد نسبت به افرادی که خود را برای این پست مهم نامزد کردهاند یا مطرح هستند، بهترین باشد؛ هرچند که ممکن است این فرد نیز دارای اشتباهاتی باشد. براساس این فرآیند، طبیعی است که نامزد اصلح را بهصورت مطلق مورد تأیید و حمایت قرار نمیدهیم و پس از انتخاب نیز حمایتمان از وی مطلق نیست.
در انتخابات ریاستجمهوری نهم و دهم نیز بنابر بسیاری از شواهد و قرائن، آقای احمدینژاد نسبت به سایر کاندیداها که امروز دو تن از آنها را به وضوح از سران فتنه میدانیم، اصلح بود. و در طول شش سال ریاستجمهوری، ایشان انصافا در بسیاری از زمینهها، از قبیل انرژی هستهای، ساخت ماهواره، هدفمند کردن یارانهها، حل معضل مسکن و کارهای عمرانی بیشماری که انجام داد، اصلح بودن خود را اثبات کرد و نشان داد که فرد خدوم و پرکاری است. البته روشن است که این موفقیتها در سایه توجه و حمایتهای خاص مقام معظم رهبری و همراه شدن با ایشان، صورت پذیرفته است.
اما همانطور که متذکر شدیم، اینگونه نیست که شخص اصلح، 100 درصد مورد تأیید باشد و اشتباهاتش را توجیه و نادیده گرفته شود. بر همین منوال ما بر خودمان واجب میدانیم که بر مبنای امر به معروف و نهی از منکر اگر خطا و انحرافی در هر مسئولی، اعم از نمایندگان مجلس، رییسجمهوری یا در کابینه و دولت دیدیم، تذکر بدهیم. البته ابتدا بهصورت شخصی و خصوصی یا از طریق نامه و سپس در رسانهها و بهصورت علنی. دولت آقای احمدینژاد نیز که با شعار عدالت و دولت اسلامی، از مردم رأی گرفت، از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین اگر احساس شود که با نفوذ برخی عناصر مسألهدار، این گفتمان اصیل و انقلابی جای خود را به گفتمان دیگری میدهد، مردم از آن رویگردان خواهند شد. متأسفانه در یکی دو سال اخیر میبینیم، براثر فعالیت یک عنصر جنجالی، گرایشهای ناسیونالیستی و مکتب ایرانی، در حال تبدیل شدن به گفتمان غالب است. به همین دلیل وظیفه خود میدانیم این خطر بزرگ را به رییسجمهوری محترم تذکر بدهیم. چگونه میتوان تحمل کرد که مباحثی مانند اینکه امروزه باید منشور کوروش مبنای حقوق بشر قرار گیرد، مطرح شود؛ در حالیکه اسلام برترین آموزهها را در این زمینه دارد. بیتردید وظیفه کسانیکه با حمایت آنها این دولت تشکیل شده، سنگینتر است. از اینرو، میبینیم که در قضایای اخیر شخصیتی چون آیتالله مصباح یزدی و شاگردانش جزو جدیترین منتقدان هستند. ما نمیتوانیم بنشینیم و نظارهگر نفوذ جریانی باشیم که افکار و سخنانشان شبیه تفکرات ماسونهاست. امروز از حرفهای برخی اطرافیان رییسجمهوری، بوی تفکراتی اومانیستی و ناسیونالیستی به مشام میرسد و بدتر از آن، اینکه چنین حرفهایی در چهارچوب دین و با رنگ و لعاب دینی مطرح میشود. درست شبیه تلاشهای شبهروشنفکری و جریان فراماسونری در دوران مشروطه و پس از آن، که چنین افکاری را با رنگ و لعاب دینی ارائه کرده و دین را مورد بدترین تهاجمات قرار دادند و و مانند دوران مدعیان اصلاحات که به اسم امام (رحمتاللهعلیه)، امامزدایی و اسلامزدایی میکردند. شعار افراطی انسانگرایی، ناسیونالیزم، ایرانیگری و پلورالیزم دینی، در نهایت به حذف دین از جامعه میانجامد و متأسفانه اینگونه حرفها، گاه گاهی از لابلای سخنان رحیم مشایی به گوش میرسد که دوران اسلامگرایی، مانند دوران اسب سواری خاتمه یافته است! بنابراین احتمال میرود در سایه غفلت رییسجمهوری محترم، این فرد با این اختیارات و با این پشتوانه، آیندهای خطرناک برای دین و فرهنگ مردم رقم بزند. آقای احمدینژاد با فطانتی که در او سراغ داریم میتواند با واکاوی سخنان مشایی و تطبیق آن بر آموزههای اومانیستی و ناسیونالیستی، به عمق این خطر پی ببرد، و اگر در این ادعا شک دارد، با مراجعه به متخصصان دلسوز و مشفق و اسلامشناس نیز حقیقت بر ایشان عیان خواهد شد. ولی چنانچه این روند ادامه یابد و فرد مذکور در سایه حمایتهای رییسجمهوری بخواهد ارزشهای اعتقادی و دینی مردم را مورد تاخت و تاز خویش قرار دهد، مردم تحمل نکرده و نسبت به جریان انحرافی به تکلیف خودشان عمل خواهند کرد. همانگونه که در گذشته با مسئولانی که راه خودشان را از امام و انقلاب جدا کردند، از سوی مردم برخورد شد.
مردم این کشور ولایی هستند و براساس شعارهای ولایی آقای رییسجمهوری، به ایشان رأی دادهاند. بسیار روشن است که حکم ولی فقیه زمان مبنی بر ابقای وزیر اطلاعات هم شرعی است و هم در چهارچوب قانون اساسی؛ از اینرو تعلل ورزیدن و چون و چرا کردن در این حکم، برخلاف شعارهایی بود که آقای احمدینژاد با آنها از مردم رأیاعتماد گرفته است. امیدواریم این سنخ اقدامات دیگر از ایشان صادر نشود و دولت خود را در راستای اطاعت از ولی فقیه که جانشین امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) هستند، هدایت نماید. با نگاهی به سیره امام و رهبری در 32 سال گذشته، میبینیم که رمز ماندگاری انقلاب اسلامی، ولایت فقیه بوده و این ولایت بوده است که همواره در برابر انحرافات ایستاده است. چنان چه ولایت فقیه در کار نباشد، انقلاب دو روز هم دوام نخواهد آورد. درست به همین دلیل است که در طول 32 سال گذشته، لبه تیز حمله دشمنان داخلی و خارجی، بهسوی اینجایگاه مهم بوده است. شایسته است رییسجمهوری که در نطق اخیر خود، ادعا کرده که تا آخر پای ولایت فقیه ایستاده است، بیش از گذشته، در عمل آن را به نمایش بگذارد و از تکرار اتفاقات گذشته بپرهیزد.