تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۲۱۶۴۶

لغزش‌های نابخشودنی در جمهوری اسلامی


قاسم روانبخش
با نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی، از ابتدای شروع نهضت در سال 1341، روشن است که هدف ما از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تنها برپایی حکومت به‎طوری که شاه برود و فرد دیگری جای آن بنشیند نبود؛ چنان‎که هدف امیرالمؤمنین علی (علیه‎السلام) نیز از حکومت این نبود که حاکم بشوند و از این طریق زندگی دنیوی خود را تأمین کنند. بلکه هدف از برپایی جمهوری اسلامی ایران، همچون حکومت ائمه معصومین (علیهم‎السلام)، تحقق اسلام و ارزش‎های اخلاقی و الهی در جامعه بود.
در مقام اجرا نیز ما بر اساس این هدف، افراد را برای حکومت گزینش می‎کنیم. البته در مقام گزینش توجه داریم که افراد، معصوم و عاری از خطا و اشتباه نیستند. بنابراین، در انتخاب افراد، برای پست‎‎های کلیدی نظام، باید به‎دنبال اصلح نسبی بود. یعنی این فرد نسبت به افرادی که خود را برای این پست مهم نامزد کرده‎اند یا مطرح هستند، بهترین باشد؛ هرچند که ممکن است این فرد نیز دارای اشتباهاتی باشد. براساس این فرآیند، طبیعی است که نامزد اصلح را به‎صورت مطلق مورد تأیید و حمایت قرار نمی‎دهیم و پس از انتخاب نیز حمایت‎مان از وی مطلق نیست.
در انتخابات ریاست‎جمهوری نهم و دهم نیز بنابر بسیاری از شواهد و قرائن، آقای احمدی‎نژاد نسبت به سایر کاندیدا‎ها که امروز دو تن از آن‎ها را به وضوح از سران فتنه می‎دانیم، اصلح بود. و در طول شش سال ریاست‎جمهوری، ایشان انصافا در بسیاری از زمینه‎ها، از قبیل انرژی هسته‎ای، ساخت ماهواره، هدفمند کردن یارانه‎ها، حل معضل مسکن و کار‎های عمرانی بی‌شماری که انجام داد، اصلح بودن خود را اثبات کرد و نشان داد که فرد خدوم و پرکاری است. البته روشن است که این موفقیت‎ها در سایه توجه و حمایت‎‎های خاص مقام معظم رهبری و همراه شدن با ایشان، صورت پذیرفته است.
اما همان‎طور که متذکر شدیم، این‎گونه نیست که شخص اصلح، 100 درصد مورد تأیید باشد و اشتباهاتش را توجیه و نادیده گرفته شود. بر همین منوال ما بر خودمان واجب می‎دانیم که بر مبنای امر به معروف و نهی از منکر اگر خطا و انحرافی در هر مسئولی، اعم از نمایندگان مجلس، رییس‎جمهوری یا در کابینه و دولت دیدیم، تذکر بدهیم. البته ابتدا به‎صورت شخصی و خصوصی یا از طریق نامه و سپس در رسانه‎ها و به‎صورت علنی. دولت آقای احمدی‎نژاد نیز که با شعار عدالت و دولت اسلامی، از مردم رأی گرفت، از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین اگر احساس شود که با نفوذ برخی عناصر مسأله‎دار، این گفتمان اصیل و انقلابی جای خود را به گفتمان دیگری می‎دهد، مردم از آن روی‎گردان خواهند شد. متأسفانه در یکی دو سال اخیر می‎بینیم، براثر فعالیت یک عنصر جنجالی، گرایش‎‎های ناسیونالیستی و مکتب ایرانی، در حال تبدیل شدن به گفتمان غالب است. به همین دلیل وظیفه خود می‎دانیم این خطر بزرگ را به رییس‎جمهوری محترم تذکر بدهیم. چگونه می‎توان تحمل کرد که مباحثی مانند این‎که امروزه باید منشور کوروش مبنای حقوق بشر قرار گیرد، مطرح شود؛ در حالی‎که اسلام برترین آموزه‎ها را در این زمینه دارد. بی‎تردید وظیفه کسانی‎که با حمایت آن‎ها این دولت تشکیل شده، سنگین‎تر است. از این‎رو، می‎بینیم که در قضایای اخیر شخصیتی چون آیت‎الله مصباح یزدی و شاگردانش جزو جدی‎ترین منتقدان هستند. ما نمی‎توانیم بنشینیم و نظاره‎گر نفوذ جریانی باشیم که افکار و سخنانشان شبیه تفکرات ماسون‎هاست. امروز از حرف‎‎های برخی اطرافیان رییس‎جمهوری، بوی تفکراتی اومانیستی و ناسیونالیستی به مشام می‎رسد و بدتر از آن، این‎که چنین حرف‎هایی در چهارچوب دین و با رنگ و لعاب دینی مطرح می‎شود. درست شبیه تلاش‎‎های شبه‎روشنفکری و جریان فراماسونری در دوران مشروطه و پس از آن، که چنین افکاری را با رنگ و لعاب دینی ارائه کرده و دین را مورد بدترین تهاجمات قرار دادند و و مانند دوران مدعیان اصلاحات که به اسم امام (رحمت‎الله‎علیه)، امام‎زدایی و اسلام‎زدایی می‎کردند. شعار افراطی انسان‌گرایی، ناسیونالیزم، ایرانی‌گری و پلورالیزم دینی، در نهایت به حذف دین از جامعه می‎انجامد و متأسفانه این‎گونه حرف‎ها، گاه گاهی از لابلای سخنان رحیم مشایی به گوش می‌رسد که دوران اسلام‎گرایی، مانند دوران اسب سواری خاتمه یافته است! بنابراین احتمال می‎رود در سایه غفلت رییس‎جمهوری محترم، این فرد با این اختیارات و با این پشتوانه، آینده‎ای خطرناک برای دین و فرهنگ مردم رقم بزند. آقای احمدی‎نژاد با فطانتی که در او سراغ داریم می‎تواند با واکاوی سخنان مشایی و تطبیق آن بر آموزه‎‎های اومانیستی و ناسیونالیستی، به عمق این خطر پی ببرد، و اگر در این ادعا شک دارد، با مراجعه به متخصصان دلسوز و مشفق و اسلام‎شناس نیز حقیقت بر ایشان عیان خواهد شد. ولی چنان‎چه این روند ادامه یابد و فرد مذکور در سایه حمایت‎‎های رییس‎جمهوری بخواهد ارزش‎‎های اعتقادی و دینی مردم را مورد تاخت و تاز خویش قرار دهد، مردم تحمل نکرده و نسبت به جریان انحرافی به تکلیف خودشان عمل خواهند کرد. همان‎گونه که در گذشته با مسئولانی که راه خودشان را از امام و انقلاب جدا کردند، از سوی مردم برخورد شد.
مردم این کشور ولایی هستند و براساس شعار‎های ولایی آقای رییس‎جمهوری، به ایشان رأی داده‎اند. بسیار روشن است که حکم ولی فقیه زمان مبنی بر ابقای وزیر اطلاعات هم شرعی است و هم در چهارچوب قانون اساسی؛ از این‎رو تعلل ورزیدن و چون و چرا کردن در این حکم، برخلاف شعار‎‎هایی بود که آقای احمدی‎نژاد با آن‎ها از مردم رأی‎اعتماد گرفته است. امیدواریم این سنخ اقدامات دیگر از ایشان صادر نشود و دولت خود را در راستای اطاعت از ولی فقیه که جانشین امام زمان (عجل‎الله‎تعالی‎فرجه‎الشریف) هستند، هدایت نماید. با نگاهی به سیره امام و رهبری در 32 سال گذشته، می‎بینیم که رمز ماندگاری انقلاب اسلامی، ولایت فقیه بوده و این ولایت بوده است که همواره در برابر انحرافات ایستاده است. چنان چه ولایت فقیه در کار نباشد، انقلاب دو روز هم دوام نخواهد آورد. درست به همین دلیل است که در طول 32 سال گذشته، لبه تیز حمله دشمنان داخلی و خارجی، به‎سوی این‎جایگاه مهم بوده است. شایسته است رییس‎جمهوری که در نطق اخیر خود، ادعا کرده که تا آخر پای ولایت فقیه ایستاده است، بیش از گذشته، در عمل آن را به نمایش بگذارد و از تکرار اتفاقات گذشته بپرهیزد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات