تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۲۱۷۴۷

چشم تروئیکای قدرت به دنبال عروس قفقاز


شعیب بهمن
به رغم آنکه دولت‌های منطقه قفقاز به تازگی از سلطه نوعی فرهنگ منحط مادی یعنی کمونیسم رهایی یافته‌اند. با این حال عموماً‌ در مسیری گام نهادند که شکل دیگر همان فرهنگ ولی با زرق و برق بیشتر و رنگ و لعاب غلیظ‌تر یعنی فرهنگ غربی (آمریکایی – اروپایی) محسوب می‌شود. این مسئله نه تنها مردم منطقه را با نوعی بحران هویت مواجه کرده،‌ بلکه موجب اثرگذاری کشورهای غربی بخصوص آمریکا در کشورهای منطقه شده است. مسلماً افزایش حضور و نفوذ کشورهای غربی بخصوص آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی در این منطقه، می‌تواند چالشی اساسی برای امنیت قفقاز تلقی گردد. از جمله مهم‌ترین قدرت‌های منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌ای که نقش بسیار مهمی در قفقاز ایفا می‌کنند،‌ می‌توان به روسیه، ترکیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی اشاره کرد.
نفوذ سنتی روسیه
اگرچه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حاکمیت و تسلط مسکو بر قفقاز از بین رفت، با این حال روس‌ها همواره سعی کرده‌اند این منطقه را جزو حوزه نفوذ سنتی خود بنامند و به همین سبب نیز حساسیت‌های زیادی در خصوص مسائل امنیتی منطقه از خود نشان داده‌اند از این‌رو در حال حاضر، قفقاز جزو عرصه منافع ژئوپلتیک روسیه محسوب می‌شود. در واقع روسیه به عنوان مهم‌ترین قدرت منطقه‌ای، همواره منافع تعریف شده‌ای در منطقه قفقاز داشته است. اولویت‌های سیاست روسیه در قفقاز عبارتند از:
حفظ وضع موجود: با توجه به قرارداد سال 1921 میان روسیه و ترکیه که در آن روسیه ضامن حفظ امنیت مرزهای سه کشور جنوبی قفقاز یعنی آذربایجان، ارمنستان و گرجستان و همچنین حفظ وضعیت خودمختاری موجود در نخجوان و نیز خودمختاری آجارها در گرجستان است،‌ حضور روسیه به لحاظ حقوقی شکلی قانونی پیدا کرده و از این‌رو این کشور سعی در حفظ وضعیت موجود در این منطقه به نفع خود دارد.
ایجاد کمربندی از کشورهای دوست در اطراف فدراسیون روسیه: روسیه این کار را با انعقاد قراردادهای دو جانبه امنیتی میان خود و کشورهای منطقه، ترویج و تشویق همکاری‌های چند جانبه در چارچوب اروپایی،‌ تأکید بر نیل به امنیت دسته جمعی با انعقاد قرارداد امنیتی با آذربایجان، ارمنستان و گرجستان و نیز فعالیت در چارچوب سازمان کشورهای مستقل مشترک‌المنافع دنبال می‌کند.
جلوگیری از بهره‌گیری از خاک قفقاز جنوبی برای تهدید روسیه: روسیه به منظور جلوگیری از تهدید امنیت خود توسط اقدامات و تحرکات تروریسیت و نیز بی‌ثباتی در منطقه یا افزایش فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه در درون فدراسیون روسیه، بویژه در منطقه چچن، سعی خواهد کرد با هرگونه تحرک و فعالیت اینچنینی برخورد جدی کند.
تهدید دامنه منازعات نظامی در منطقه: وقوع هرگونه کشمکش نظامی امنیت روسیه را با تهدید مواجه خواهد کرد، زیرا با گسترش دامنه این ستیزها احتمال سرازیر آن به درون خاک روسیه افزایش و روسیه را با خطر وقوع جنگ داخلی مواجه می‌سازد.
جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی از قفقاز جنوبی به روسیه: روسیه سال‌هاست که با این معضل روبه‌رو است. هزاران مهاجر غیرقانونی سالانه از طریق مرزهای زمینی و دریایی قفقاز جنوبی به امید زندگی بهتر روسیه مهاجرت می‌کنند که این امر بر اقتصاد و بازار کار روسیه تأثیرات منفی برجای گذاشته است. در حال حاضر جمعیت دو میلیون نفری آذری‌ها در روسیه بخش وسیعی از اقتصاد آشکار و پنهان روسیه را در دست دارند.
همکاری با آمریکا در بخش نظامی برای مقابله با تروریسم: روس‌ها با اینکه از مشارکت هیچ کشوری در قفقاز خشنود نبوده‌اند اما به دلایل امنیتی و اقتصادی اخیراً‌ تا حدودی حضور نظامی آمریکایی‌ها را در منطقه پذیرفته‌اند. حضور نیروهای آمریکایی در گرجستان برای محافظت از دره پان‌کیسی که به زعم آنان محل اختفای تروریست‌هاست از جمله این موارد است.
تضمین شرایط مطلوب برای صدور نفت حوزه دریای خزر: به نظر می‌رسد که روس‌ها علاوه بر پذیرفتن حضور نظامی آمریکا در منطقه با طرح انتقال نفت خزر از طریق خط لوله باکو – جیحان نیز به نحوی کنار آمده‌اند،‌ زیرا به نظر روس‌ها این خط لوله نمی‌تواند در درازمدت بر منابع نفتی آذربایجان متکی باشد و در نهایت برای صرفه اقتصادی آن باید نفت قزاقستان با روسیه نیز از این طریق منتقل شود که در صورت تحقق این امر در نهایت تسلط روسیه بر این خط لوله تضمین خواهد شد.
فراهم ساختن امکانات برای تسریع روند ادغام در اقتصاد جهانی: شبکه رسمی و مافیای اقتصادی روسیه هیچ رقیبی را در منطقه تحمل نمی‌کند و با تسلط بر گلوگاه‌های اقتصادی قفقاز عملاً اقتصاد منطقه را کنترل می‌کند، با این اوصاف به نظر می‌رسد روسیه این منطقه را به عنوان حوزه اقتصادی خود برگزیده و سعی دارد خود ابتکار عمل را در این حوزه در دست داشته باشد.
تضمین آزادی کشتیرانی در دریای سیاه و دریای خزر: روسیه با توجه به این امر در دریای خزر به منظور بهره‌برداری از منابع انرژی از تقسیم بستر دریا و به منظور تضمین آزادی کشتیرانی از مشاع بودن سطح پشتیبانی می‌کند.
مساعدت به ثبات داخلی کشورهای حوزه قفقاز: با توجه به اینکه بی‌‌ثباتی در منطقه قفقاز جنوبی می‌تواند به بی‌ثباتی در منطقه قفقاز شمالی بینجامد، روس‌ها خواهان برقراری ثبات داخلی در کشورهای قفقاز هستند، اما در عین حال در پاره‌ای از موارد روسیه به تولید ناامنی در منطقه در چارچوب سیاست‌های خود پرداخته است. بر این اساس روسیه تلاش می‌کند که تنها قدرت با نفوذ و تعیین‌کننده در منطقه قفقاز باشد. با این حال با توجه به کاستی‌هایی که سیاست روسیه در منطقه دچار آن شد، شرایطی فراهم آمد که کشورهای دیگر نیز به دنبال اهداف خود در قفقاز باشند. یکی از این کشورها که پس از فروپاشی شوروی وارد منطقه قفقاز شد، ایالات متحده آمریکاست.
جذابیت‌های قفقاز برای آمریکا
آنچه توجه آمریکا را به منطقه جلب کرده وجود منابع غنی نفت و گاز است. بر این اساس شرکت‌های نفتی اولین گروه از آمریکایی‌هایی بودند که وارد منطقه شدند. علاوه بر مسائل مرتبط با انرژی، آنچه باعث افزایش توجه آمریکا به منطقه شد، ژئوپلتیک قفقاز بویژه پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق بود. به نحوی که از آن زمان به بعد، منطقه قفقاز از نظر نظامی و امنیتی، جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی آمریکا پیدا کرد چرا که پس از 11 سپتامبر ایالات متحده نتوانسته حضور و وجود دولت‌های غیرمسئول را در نظام بین‌الملل تحمل کند. از این‌رو آمریکا درصدد تحقق این گزاره‌ها در قفقاز برآمده است. زیرا این منطقه به علت ویژگی‌های ساختاری و جغرافیایی مستعد رشد شبکه‌های تروریستی و بحران‌های قومی است. در واقع قفقاز می‌تواند افغانستان جدیدی را در جغرافیای روابط بین‌الملل خلق کند که منافع ایالات متحده را مورد تهاجم قرار دهد. از این‌رو ایالات متحده تلاش می‌کند به طرق مختلف وارد قفقاز شود و با حل بحران‌های موجود در این منطقه حضور خود را در این منطقه مشروعیت بخشد. با عنایت به موارد فوق‌الذکر،‌ مهم‌ترین هدف آمریکا در قفقاز حفظ وضع موجود، حضور و نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی درازمدت و مقابله با نیروهایی است که در راستای منافع آمریکا قرار ندارند. سیاست‌های کلی این کشور در سطح جهانی قرار دارد و با قدرت‌هایی که در منطقه نفوذ دارند و سیاست‌هایشان همسو با منافع آمریکا نیست، مقابله می‌کند. براساس این رویکرد، آمریکا سیاست مقابله و محدود کردن ایران را در منطقه به طور آشکارا دنبال می‌کند که چنین امری یک تهدید مستقیم علیه امنیت و منافع ملی ایران محسوب می‌شود.
اتحادیه اروپا و مثلث قفقازی
علاوه بر ایالات متحده که تلاش‌های زیادی جهت حضور و نفوذ در منطقه صورت داد، ‌کشورهای اروپایی نیز در قالب اتحادیه اروپا تمایل زیادی جهت حضور در قفقاز از خود نشان داده‌اند. اگرچه در سال‌های نخست پس از فروپاشی اتحاد شوروی، قفقاز نقش چندان مهمی در میان منافع قابل توجه اروپا نداشت، اما رفته‌رفته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار شد. به نحوی که کشورهای اروپایی به تدریج در حوزه‌های عمرانی وارد منطقه شدند و پس از مدتی، نگاهی منفعت‌طلبانه به انرژی و مسائل امنیتی قفقاز پیدا کردند. در سالهای بعدی نیز با توجه به حاکمیت رویکردهای اقتصادی بر اتحادیه اروپا، بنابراین این اتحادیه در جست‌ و جوی جذب اقتصادی کشورهای قفقاز در میان خود برآمد. از دیدگاه اروپا، قفقاز بخشی از اروپا یا همسایه بلافصل اروپا محسوب می‌شود که بویژه در زمینه انرژی و حمل و نقل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند. از این‌رو تاکنون برنامه‌های متعددی از سوی اروپا در قفقاز طراحی شده است که از آن جمله می‌توان به برنامه «تراسکا» (کریدور میان اروپا – آسیا)، برنامه «اینوگیت» (در زمینه تسهیل انتقال انرژی از منطقه به اروپا) و همچنین طراحی و ساخت خطوط انتقال انرژی نیز به پروژه «نابوکو» اشاره کرد. از سوی دیگر اروپایی‌ها معتقدند که بدون وجود امنیت در قفقاز و آسیای صغیر، تأمین امنیت اروپا مقدور نیست. به همین سبب نیز اتحادیه اروپا در امور قفقاز برای افزایش گسترده حضور اتحادیه اروپا در فضای سیاسی منطقه محورهای زیر را در دستور کار خود قرار داده است:
- مشارکت بیشتر اتحادیه در حل منازعات منطقه؛
- افزایش نقش سیاسی اتحادیه در قفقاز؛
- تحت حمایت قرار دادن همکاری‌های منطقه‌ای؛
- یاری رساندن به توسعه اقتصادی این منطقه، کمک به مهاجران و در نهایت تأثیرگذاری بر سیر و روند تحولات داخلی این منطقه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات