شعیب بهمن
امروزه مسئله «نئونازیسم» در اکثر کشورهای اروپایی به عنوان یک مشکل سیاسی ـ اجتماعی به شمار میرود. نئونازیسم پدیدهای است که به واسطه بروز بحرانهای اجتماعی و سیاسی در جوامع اروپایی بروز یافته است. در روسیه کنونی نیز ملیگرایی افراطی به عنوان یک پدیده روبه گسترش، جامعه را مورد تهدید قرار میدهد. نئونازیستها برای اولینبار در سالهای دهه 90 در روسیه پدیدار شدند که در آن زمان تعداد آنها از دهها نفر تجاوز نمیکرد. در سالهای 94 - 93 تعداد آنها به 200 - 150 نفر افزایش یافت و در شهرهای بزرگ مانند مسکو، ولگاگراد و سنتپترزبورگ شروع به شکلگیری و ظهور نمودند که در آن زمان زیاد جدی گرفته نمیشدند.
با این حال اخیراً وسایل ارتباط جمعی در روسیه اعم از مطبوعات، رادیو، تلویزیون و سایتهای اینترنتی، مکرراً با نگرانی فعالیتهای روبه افزایش سازمانها، اتحادیهها، جنبشها و گروههای نئونازیستی را گزارش میکنند. این سازمانهای نژادپرستانه تلاش دارند تا حضور فعالتر در پروسههای سیاسی روسیه داشته باشند و تا حد امکان، خود را به منابع قدرت نزدیک نمایند. این گروهها که عملکردها و فعالیتهای خشونتآمیز و تروریستی را قبیح نمیدانند، قصد دارند در صورت امکان، اهرمهای قدرت را در دست گیرند.
بر این اساس روز به روز احساسات نژادپرستانه و احساس تنفر از خارجیان در جامعه روسیه افزایش مییابد. این مسئله را میتوان از افزایش افراد با ظاهر فاشیستی و اصطلاحاً کلهپوستی و همچنین نقاشیهای زیادی که از صلیب فاشیستی هیتلر بر در و دیوار کوچه پس کوچههای شهرهای مختلف روسیه کشیده میشود، مشاهده نمود. شدنت این امر به حدی است که دولت روسیه مجبور شده بخشی را در وزارت کشور برای مبارزه با جنایات نژادپرستانه تأسیس کند.
جامعهشناسان معتقدند طی سالهای اخیر سطح نژادپرستی و تنفر از غیر روسها در روسیه دو برابر شده است. اگرچه دولت در این رابطه خانوادهها، مدارس و رسانهها را مقصر میداند، اما کارشناسان سیاستهای دولت را متهم میکنند. بر این اساس برخی، علت اصلی رشد گرایشهای فاشیستی را به مناقشات نژادی و قومی، بخصوص در مورد شهروندان قفقاز شمالی نسبت میدهند. استدلال اصلی این گروه به زندگی بیش از یک صد گروه قومی و نژادی در روسیه باز میگردد.
بر این اساس در سالهای بعد از فروپاشی، مناقشات نژادی و قومی و همچنین مقابله و عکسالعمل از سوی دیگر اقوام در روسیه به یک رکورد بیسابقه رسیده است. از اینرو افرادی همانند «یوگنی مینچنگو» رئیس «انستیتوی بینالمللی تحقیقات سیاسی»، دلیل اصلی رشد نژادپرستی و نفرت از خارجیان را در سیاست اشتباه زمامداران روسیه در قبال قفقاز شمالی جستوجو میکنند و معتقدند تا وقتی که معضلات قفقاز حل نشوند، معضلات ناشی از تنفرات نژادپرستانه نیز حل نخواهند شد.
برخی دیگر، علت دیگر افزایش گرایشهای نتونازیستی در روسیه را با مشکلات و آثار غمانگیز و تراژدیک فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مرتبط میدانند، زیرا این فروپاشی، توازن قوای سیاسی را در جهان برهم زد و مشکلات سیاسی و اجتماعی زیادی را برای روسیه به وجود آورد. در سالهای دهه 90، روسیه با خیزش گرایشات ناسیونالیستی مواجه شد. فعالیت گروهها و سازمانهای ناسیونالیستی و انتشار عقاید آنها از طریق نشریات مختلف سبب شد تا حمایت اقشاری از جامعه که دارای تمایلات ناسیونالیستی بودند، به طرف گروههای نئونازیستی جلب شود.
گروه دیگری نیز دلیل اصلی گسترش گرایشهای نئونازیستی در روسیه را به مهاجران و تبعات ناشی از اعمال خارجیها نسبت میدهند. بر این اساس در میان طبقه عامه یک دیدگاه نسبتاً فراگیر وجود دارد که وجود خارجیان و مهاجران را باعث به وجود آمدن مشکلات اقتصادی در کشور و در نتیجه بروز مشکلات معیشتی برای شهروندان حقیقی (روسها) میداند. مطابق با این نظریه، خارجیانی که به عنوان مهاجر در روسیه زندگی میکنند و اکثراً از جمهوریهای سابق شوروی هستند، هر یک به نوعی فرصتهای شغلی را اشغال میکنند و در ازای شاغل شدن هر خارجی، الزاماً یک شهروند روس باید بیکار باقی بماند. این امر نه تنها باعث گسترش فقر عمومی در جامعه میشود، بلکه به خروج ارز و سرمایههای ارزی توسط خارجیان نیز منجر میشود.
همچنین خارجیها از یارانههای دولتی و فرصتهای تحصیلی نیز استفاده میکنند که این امر به ضرر روسها است. همچنین در بسیاری از موارد، دانشجویان و کارگرانی که برای اشتغال به روسیه میروند، پس از پایان دوره اقامت مورد نظرشان، همسران و فرزندان خود را که حاصل همین ازدواجهای مصلحتی هستند، رها میکنند و برای همیشه از روسیه خارج میشوند و کودکان و زنان به جای مانده از این اشخاص باعث وارد کردن فشارهای اقتصادی به دولت و آسیبهای اجتماعی به جامعه میشوند.
به هر روی فارغ از آنکه کدام یک از دلایل فوق به واقعیت نزدیکتر باشد، باید توجه داشت که طی سالهای اخیر، رشد و توسعه ناسیونالیسم افراطی در روسیه از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. این مسئله اکنون به عنوان یک خطر مهم، جامعه مدنی و سیاسی روسیه را تهدید میکند. به عنوان مثال باعث توقف رشد دموکراسی موجود و دور شدن از چشماندازهای دموکراتیک میشود. همچنین گرایشهای نئونازیستی موجب به وجود آمدن یک حکومت دیکتاتوری ناسیونالیستی در سطح گسترده خواهد شد که این امر لزوماً موجب ایجاد محدودیت قومی و عکسالعمل ناسیونالیستی اقوام غیر روس و نهایتاً جنگ داخلی خواهد گردید.
بروز جنگ داخلی در روسیه باعث منزوی شدن روسیه در عرصه جهانی خواهد شد و این امر نیز به نوبه خود ضربات جبرانناپذیری بر پیکر اقتصاد و توسعه کشور وارد خواهد ساخت. بنابراین برای جلوگیری از پیش آمدن این وضعیت، باید از رشد و پیشرفت پدیده مخرب نئونازیسم جلوگیری شود و برای جلوگیری از آن باید قبل از هر چیز عوامل رشد و توسعه این جریانات در جامعه روسیه مورد شناسایی قرار گیرد. نکته قابل توجه این است که گرایشهای فاشیستی میان افرادی که هنوز به سن قانونی نرسیدهاند به طور چشمگیری افزایش یافته است، بنابراین زمامداران مسکو برای فرار از تبعات دامنگیر و بحرانساز نئونازیسم باید به راهکارهای عملی بیندیشند، چرا که بیتفاوتی سیاستمداران نسبت به عملکرد باندهای نئونازیستی باعث افزایش فعالیت آنها میشود.