تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۲۱۷۷۶
دکتر مصطفی ملکی تحلیل‌گر روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با یا لثارات‌الحسین:

تجزیه سودان تضمین حیات رژیم صهیونیستی است

تهیه و تنظیم: پیشوا مقدمه: جنوب سودان در واقع از 1889 میلادی از زمانی که انگلیسی‌ها بر سودان تسلط پیدا کردند، از شمال این کشور جدا شد. بریتانیا بر این مبنا در سال 1924 قانونی را تصویب کرد. به نام «منطقه‌های بسته» که به اهالی شمال اجازه داده نمی‌شد بدون مجوز به جنوب بروند! در این میان شکل جدید جدایی و تجزیه سودان به دو شکل شورش مسلحانه برای تشکیل یک حکومت خودمختار در جنوب بود که به توافقنامه اجباری 2005 بین شمالی‌ها و جنوبی‌ها انجامید. این توافقنامه بعد از یک جنگ 60 ساله مستقیماً بر روند جدایی جنوب سودان تأثیر می‌گذاشت. براساس این توافقنامه جنوبی‌ها به خودمختاری رسیدند و به علاوه آن 30 درصد کابینه دولت سودان به آنها تعلق گرفت، علاوه بر آن 50 درصد از سود اکتشافات نفت نیز به جنوبی‌ها رسید. مهمترین نکته در این توافقنامه جدایی بین دو کشور با برقراری صلح به جای وحدت شمال و جنوب بود. تنوع نژادی و قومی و نیز وجود شورش‌های مسلحانه در جنوب مسائلی بود که به تجزیه این کشور کمک کرد. اما دخالت اسرائیل و آمریکا در این امر تأثیر بسزایی داشت. مهمترین منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنوب سودان ایجاد پایگاه نظامی در جنوب برای کنترل کشورهای آفریقایی و ورود به این منطقه است. از دیگر سو از آنجا که سودان کمربند امنیتی برای کشورهای عربی به شمار می‌رفت، اسرائیل با ایجاد پایگاه در جنوب لطمه بزرگی به امنیت کشورهای عربی وارد خواهد کرد. این در حالی است که حمایت‌های مادی و معنوی اسرائیل از جنبش شورشی در دارفور بیشتر شده و بعید نیست که اسرائیل سیاست تفکیک سودان را در پیش بگیرد. با این پیش زمینه، همه‌پرسی جنوب سودان براساس موافقتنامه نیوآشا در 19 دیماه آغاز شد. از این رو هر چند طبق برنامه‌ریزی قبلی، قرار شد نتایج اولیه همه‌پرسی جنوب سودان،‌ تا بهمن امسال و شمارش آرای سودانی‌های مقیم خارج از کشور نیز تا 13 بهمن و نتیجه کل آرا، 17 بهمن امسال اعلام شود، اما پیشاپیش برخی منابع خبری، ‌از رأی مردم جنوب سودان به استقلال این بخش از شمال خبر داده‌اند، اما این خبر تحت‌الشعاع برخی دیگر از تحولات، از جمله تحولات سیاسی تونس و ادامه پس لرزه‌های آن در دیگر کشورهای عربی و همچنین تحولات سیاسی لبنان گم شده است. لذا با وجود سکوت خبری رخ داده در مورد تجزیه سوان،‌ یا لثارات بر آن شد با توجه به درجه اهمیت موضوع به واکاوی و پیش‌بینی در مورد آن بپردازد. بر این اساس گفت‌وگویی با دکتر مصطفی ملکی انجام دادیم که نتیجه آن را در ذیل می‌خوانید:

*یا لثارات: با توجه به اینکه 17 بهمن روز اعلام نهایی همه‌پرسی برای جدایی جنوب سودان است به نظر شما آیا طبق همان چیزی که آمار غیر رسمی می‌گویند،‌ مردم به این جدایی رأی خواهند داد؟ یا این یک بلوف است؟
**قبل از پاسخ به این سئوال اجازه بدهید نگاهی گذرا به موقعیت جغرافیایی سودان داشته باشیم؛ زیرا توجه به پراکندگی جمعیت در تبیین پاسخ به سئوال شما مفید خواهد بود. سودان بزرگترین کشور آفریقایی از نظر مساحت می‌باشد که در شمال شرقی آفریقا و در غرب دریای سرخ و جنوب مصر قرار دارد. نواحی شمالی آن از صحرا و بیابان پوشیده شده ولی در جنوب غربی و شرقی،‌ جنگلهای استوایی و باتلاقی دیده می‌شود. سودان حدود 37 میلیون نفر جمعیت دارد که 75 درصد آنان مسلمانند. 80 درصد از مردمان آن از نژاد عرب و بقیه سیاه پوست‌اند. زبان رسمی و خط متداول انان عربی است. مردم سودان در پایبندی به مبانی اسلامی و هویت دینی و حفظ شعائر دینی تأکید دارند. اما در خصوص همه‌پرسی که مطرح کردید به نظر می‌رسد عبارت تجزیه‌طلبی واژه مناسبی است که می‌تواند جایگزین همه‌پرسی شود؛ زیرا با توجه به شرایط ویژه و ناعادلانه که با پوشش قانونی و دمکراتیک به ظاهر مورد تأیید مجامع بین‌المللی، ‌بر کشور و دولت سودان تحمیل شده است. زیرا نتایج نظرسنجی‌های اولیه در چند ماه اخیر از 75 درصد، به نصف به علاوه یک رأی بازگشت داشته است؛ همچنین نکته تأمل‌برانگیز اینکه چرا برای تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت یک کشور نباید تمامی مردم یک کشور در همه‌پرسی شرکت کنند؟ و در این پروژه فقط مردم و ساکنین جنوب شرکت می‌کنند. البته با توجه به شرایط داخلی سودان و تحرکات رژیم اسرائیل و آمریکا به نظر می‌رسد رأی مردم جنوبی سودان در مورد تجزیه شدن مثبت باشد، زیرا عمده مردمان جنوب این کشور مسیحی می‌باشند.
*یا لثارات: استقلال بخش جنوبی قطعاً در راستای منافع ملی سودان نخواهد بود. شما فکر می‌کنید این ترفند توسط چه کسانی هدایت می‌شود؟ و آیا با نقشه آمریکا مبنی بر تجزیه کشورهای منطقه هم‌خوانی دارد؟
**خب اگر بخواهیم بازخوانی تاریخی نسبت به اختلافات این کشور داشته باشیم، این موضوع به استعمار و سلطه انگلستان به سودان برمی‌گردد. در بحث استقلال سودان،‌ انگلستان براساس شرایط و تفاوتهای قومی و مذهبی در شمال و جنوب سودان، ‌فضای اختلاف‌آمیز را در این کشور طراحی نمود به گونه‌ای که حتی پس از استقلال سودان نزاع جنوبی‌ها علیه شمالی‌ها ظهور و بروز پیدا کرد و این اختلافات تا امروز ادامه دارد. همچنین آمریکا نیز در چند سال قبل با تحمیل تفاهم‌نامه و رضایت به همه‌پرسی بر دولت سودان در این قضایا نقش مهمی داشته است. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی نیز در تقویت نیروهای جنوب سودان و گسترش این اختلافات نقش مهمی را ایفا نموده‌اند. روح حاکم بر زمینه‌سازی این تجزیه‌طلبی، جلوگیری از گسترش اسلام از سودان به مناطق دیگر است. از این رو با تشدید اختلافات در قالب همه‌پرسی دامن‌زدن به اختلافات داخلی و تضعیف دولت سودان می‌باشد.
از منظر دیگر به طور کلی هر گونه تغییر در ساختار داخلی نظامهای سیاسی آن هم در قالب تجزیه،‌ نشانه ضعف نظام سیاسی در ساختار نظام بین‌الملل می‌باشد، ‌در بعد داخلی نیز حکایت از ضعف حکومت و ناکارآمدی در اداره امور سیاسی می‌باشد که برآیند آن کاهش اقتدار حکومت در افکار عمومی آن کشور می‌شود. از منظری دیگر باید گفت این مسئله باعث می‌شود زمینه برای تجزیه بیشتر سودان تقویت شود؛ زیرا به غیر از نزاع میان شمال و جنوب، درگیریهای دیگری در سودان وجود دارد که یکی از آنها مسئله دارفور است. این مسئله امکان تجزیه سودان در مناطق دیگر را افزایش می‌دهد.
*یالثارات: اسرائیل به شدت در کشورهای آفریقایی و به تبع آن سودان فعال است. چه منافعی از این فعالیت را برای رژیم صهیونیستی متصور می‌دانید؟ تجزیه سودان و یا حفظ یکپارچگی آن چه تأثیری بر منافع ایران خواهد گذاشت؟
**فضای جدیدی که رژیم اسرائیل در آفریقا و سودان ایجاد کرده است منجر به کشاندن توجه جهان عرب و به ویژه جهان اسلام از فلسطین به منطقه دیگر بوده است. این مهم به دلیل موقعیت جغرافیایی سودان و عبور نیل از بخش جنوبی آن باعث شده است تا ارتباط خاصی میان مصر و سودان به وجود آید. در نتیجه تسلط بر بخش جنوبی سودان اهرم قدرتمندی برای فشار و تحمیل نظر بر دولت مصر خواهد بود. به عبارت دیگر نفوذ صهیونیستها در جنوب سودان برای اعمال سیاستهای آنان در مصر و فلسطین نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر گسترش دامنه نفوذ از فضای عربی خاورمیانه به عربی آفریقایی می‌باشد؛ زیرا گسترش ارتباطات و نفوذ سیاسی معاملات اقتصادی، پایگاه‌سازی و نفوذ نظامی در آفریقا از جمله در جنوب سودان، ‌تضمین حیات رژیم صهیونیستی در صورت به خطر افتادن منافع و حیثیت وجودی آن در فلسطین است. نفوذ در آفریقا به معنای شاهرگ دوم حیاتی صهیونیستها است. همچنین با توجه به افزایش اسلام‌گرایی در سودان، پروژه تضعیف جهان اسلام، ایجاد انشقاق در کشورهای بزرگ و مهم دنیای اسلام از جمله منافع دیگر صهیونیستها در این قضیه به شمار می‌آید.
اما در خصوص تأثیر تجزیه سودان در منافع ملی کشورمان باید به این نکته اشاره کرد که ماهیت استکبار و آمریکاستیزی سودان به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای مسلمان آفریقایی که تحت تأثیر آموزه‌های انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام قرار گرفته بودند،‌ از جمله اهداف رژیم اسرائیل در آفریقا و سودان می‌باشد. بعد دیگر تهدیدات منافع ملی ایران در آفریقا و سودان،‌ تحقق سیاست‌های صهیونیستی – آمریکایی در کشور سودان می‌باشد. زیرا همه‌پرسی در پیش‌روی این کشور با زمینه‌سازی آمریکا،‌ اروپا و رژیم صهیونیستی در چارچوب پیمان صلحی به نام توافقنامه نیوآشا در سال 2005 بین شمال و جنوب منعقد شد. در این موافقتنامه که دی ماه 1383 با اعمال فشارهای دولت‌های غربی به امضای دولت و شورشیان جنوب سودان رسید، تضعیف دولت سودان و اسلامگرایان در دستور کار قرار گرفته بود و از این رو صرفنظر از نتیجه احتمالی آن که قابل پیش‌بینی است در خنثی‌ترین حالت این تجزیه‌طلبی تحقق سیاست‌های غربی در میان اسلامگرایان و مردم سودان می‌باشد. اهمیت این سیاست استعماری زمانی بیشتر هویدا خواهد گشت که این مهم را مورد توجه قرار دهیم. جنوب سودان با 700 هزار کیلومتر مربع مساحت و 9 میلیون نفر جمعیت، 85 درصد ذخایر نفتی اثبات شده این کشور را در خود جای داده است. سودان پس از نیجریه و آنگولا، سومین تولیدکننده بزرگ نفت آفریقا به حساب می‌آید. علاوه بر این 68 – 80 درصد منابع نفتی در جنوب سودان تخمین زده شده است. از نظر کشاورزی و دامپروری،‌ مناطق حاصلخیر قسمت جنوبی سودان بسیار ویژگی مناسبی دارد. اهمیت فرصت‌های اقتصادی در جنوب سودان به اندازه‌ای است که جمله مشهور «سودان تکه سنگی در دریای نفت قرار دارد» زیبنده این منطقه می‌باشد. سودان از لحاظ قرابت و دوستی با انقلاب اسلامی ایران جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد و این خود عاملی مهم در عداوت غرب با سودان است. در چنگ گرفتن بخشی از سودان باعث می‌شود که بخشهای عمده‌ای از آفریقا را زیر سلطه و تحت فشار قرار دهد و این برای تمدن نیمه جان و بی‌رمق غرب بسیار غنیمت می‌باشد.
*یالثارات: به نظر می‌رسد از آن جا که منافع ایران و رژیم صهیونیستی در تعارض کامل با هم قرار دارد، ایران باید برای خنثی‌سازی تلاشهای اسرائیل در سودان کار ویژه‌ای انجام دهد. آیا این مهم تاکنون رخ داده است؟
**از آنجایی که بخش عمده‌ای از سیاست خارجی کشورمان در چارچوب مزیت‌های استراتژیک جهان اسلام دنبال می‌شود و یا اینکه باید بشود،‌ نیم نگاهی به تأثیر و تأثر این تجزیه‌طلبی در جهان اسلام و پیامد آن در منافع ملی کشورمان خواهیم داشت. همانگونه که بیان شد سودان جزء کشورهای مهم جهان اسلام از نظر ایدئولوژیکی، سیاسی، و هنجارسازی می‌باشد؛ زیرا سودان به منزله خاکریز جهان اسلام در مقابله با هژمون نظام سلطه در آفریقا می‌باشد لذا هر گونه جابجایی و یا ضعف در خط مقدم فرصت‌سازی برای جهان غرب و فرصت‌سوزی برای جهان اسلام و به تبع آن سیاست خارجی کشورمان خواهد بود. همچنین توفیق در موضوع تجزیه‌طلبی در پوشش رفراندوم متأسفانه تجربه موفق و الگویی کارآمد برای نظام سلطه می‌شود که این روند قرائت اسلامی انقلاب‌های رنگین در آفریقا خواهد شد.
دولتمردان کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در سال‌های گذشته همواره با به راه‌انداختن درگیری‌های مسلحانه در جنوب سودان،‌ قصد داشتند علاوه بر تضعیف دولت مرکزی؛ خط حائلی بین کشورهای مسلمان شمال و غیر مسلمان جنوب قاره آفریقا ایجاد کنند. این شگرد زمانی قرین توفیق گردید که با بهانه جلوگیری از درگیری میان شمال و جنوب این کشور ایجاد خط حائلی با حضور نیروهای خارجی نمودند و با تحریک مردم جنوب این کشور که به ناچار با سرکوب دولت مرکزی برای جلوگیری از درگیری انجام می‌گرفت فضایی ترسیم گردید که در این فضا نهایتاً مولود ناقص و ناخواسته‌ای به نام رفراندوم متولد شد. جالب‌تر اینکه آمریکا از تمامی ابزارهای ممکن برای تجزیه سودان کمک گرفته است؛ اقداماتی از قبیل تحریم‌های ضد سودانی و احتمال لغو آنها در قبال برگزاری رفراندوم جنوب تا مسلح کردن شورشیان و استفاده از تمام شیوه‌های جنگ نرم از ابزارهای آمریکا برای تأثیرگذاری بر این همه‌پرسی آفریقایی است.
خوانندگان محترم نشریه یالثارات به خوبی می‌توانند قضاوت کنند که راهکار عملیاتی دستگاه سیاست خارجی ایران برای این بحران پیش روی سودان چه بوده است. به نظر نمی‌رسد که در این موضوع و حتی موضوعات پیش روی مانند جنبش انقلابی مردم مصر و... ما بیشتر نقش انفعالی در حد بیانیه و اینکه موضوعات را به دقت پیگیری می‌کنیم، بسنده کرده‌ایم؟
در ادبیات دیپلماسی شیوه‌هایی مانند نقش میانجی،‌ واسط،‌ تشکیل نشست‌های چند جانبه بین‌المللی، مشارکت در قالب نیروهای بین‌المللی و... البته با رعایت عزت،‌ مصلحت و حکمت اسلامی،‌ فرصت مناسبی برای سیاست‌ورزی دستگاه سیاست خارجی و ایجاد فرصت‌های جدید می‌باشد. امیدواریم که این مسائل در فضاهای عملیاتی دنبال گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات