تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۲۱۸۸

حزب از کجا می‌آید


شاید وقتی ملک‌الشعرای بهار قریب به صد سال پیش به تدوین تاریخ احزاب ایران می‌پرداخت، هرگز به این مسئله نمی‌اندیشید که حدود یک قرن بعد همچنان حزب سیاسی تنها یک صورت ذهنی و مفهوم بی‌مصداق در جامعه باشد.

باری مفهوم حزب که در جوامع مدرن سالهاست از پس پیدایی به پایایی و پویایی رسیده است، در جامعه ما همچنان سترون مانده است، چه نه به خوبی درک شده است و نه بخوبی بدان پرداخته شده است. اگرچه ماکس وبر حزب را "فرزند دموکراسی در غرب" می‌داند، اما شکی نیست که در جوامع غیره دموکراتیکی چون جامعه ما وجود احزابی با ساختار دموکراتیک و متشکل می‌تواند مولد فرزند مبارکی بنام "دموکراسی" باشد و شاید این تعبیر "دوورژه" در فهم سخن بیشتر کمک کند که: "حزب سیاسی چرخ دنده‌ی ماشین دموکراسی است". نگاهی به معنا و مفهوم حزب، شرایط و زمینه‌های پیدایی و نیز کارکردها و کار ویژه‌های سیاسی ـ اجتماعی آن درک این واقعیت که نیل به احزاب قدرتمند و موثر تا چه میزان تحقق آرمان‌های دموکراتیک را تسهیل می‌کند را برای ما فراهم می‌نماید. اگر بخواهیم برداشتی عینی و ملموس از تلقی مردم نسبت به حزب را در جامعه‌ی امروز ایران ارائه کنیم به این تعریف می‌رسیم که: "حزب عبارت است از جماعتی که در آستانه‌ی هر انتخابات بر گرد یک شخص مشخص جمع می‌شوند و برای توفیق آن شخص و تأمین منافع خود به سیاسی‌کاری دست می‌زنند". اما آیا مفهوم مدرن حزب در ادبیات سیاسی به این معناست؟ اگرچه آموزه‌های کلاسیک و نظریه‌پردازانی چون ادموند بورک حزب را "هیئتی از مردم که به خاطر پیشبرد منافع خود با کوشش مشترک براساس برخی اصول سیاسی مورد توافق متحد شده‌اند" می‌داند و جوزف شومپیتر در اثر گران‌سنگ خود حزب را گروهی می‌داند که: "نیت اعضای آن فعالیت مشترک در یک تلاش سبقت‌جویانه برای کسب قدرت است"، اما بی‌گمان کارکرد اجتماعی حزب تنها همین رویکرد انتفاعی و کاسبکارانه نخواهد بود و با فرض این که سخنان فوق اهداف اساسی احزاب را ترسیم کرده باشند باز هم در برابر تأثیرات جانبی حضور احزاب، ارزش و اعتبار وجود و حضور احزاب مخدوش نخواهد شد. در حقیقت آنچه امروزه در ادبیات مدرن سیاسی در باب مفهوم حزب وجود دارد عبارت است از: گروهی سازمان‌یافته، با تشکیلات منظم و منسجم که حول اعتقادات و اهداف مشترک شکل می‌گیرد.

و با ایجاد شبکه‌های ارتباطی گسترده با مردم، به نشر و تبلیغ افکار و ایده‌های خود می‌پردازد تا ضمن پذیرش یافتن برنامه‌های خود در میان مردم از اقبال آنان جهت نیل به اهداف خویش استفاده کنند. با چنین تعریفی حزب نه تنها تشکلی مقطعی و موقت نیست، بلکه سازمانی است کامل، که همه سلسله مراتب سازمانی را در خود دارد، به موضوعات و مقولات بصورت یک پروسه نگاه می‌کند و امیدوار است که در ضمن برنامه‌های میان مدت و بلند مدت به اهداف تعیین شده خود نزدیک شود.

نظریه‌پردازان علوم سیاسی ضمن تعریف ویژگی‌های فوق برای یک حزب سیاسی پاره‌ای شروط را جهت ایجاد حزب لازم دانسته‌اند. "جوزف لاپالومبار" و "مایرون وینر" چهار شرط را جهت ایجاد حزب برشمرده‌اند که از مقبولیت زیادی در میان محققان برخوردار است.

1- وجود تشکیلات پایدار مرکزی

2- وجود شعبه‌هایی که با مرکز پیوند و ارتباط داشته باشد.

3- پشتیبانی مردم

4- کوشش برای دستیابی به قدرت سیاسی.

با تأمل و تعمقی در تعریف و مفهوم ذکر شده از حزب و شرایط ایجاد آن در جامعه‌شناسی مدرن می‌توان به دلایل ناپایداری، انحطاط و مرگ زودرس احزاب سیاسی در جامعه ایران پی برد. احزاب سیاسی در ایران غالباً فاقد تشکیلات منسجم و پایدار مرکزی هستند. این امر خود زائیده یک بیماری مزمن در جامعه ماست که غالباً چشم‌اندازهای مقطعی و کوتاه مدت بعنوان دلیل وجود احزاب قرار می‌گیرد. در چنین حالتی تشکیلاتی موقت با درجه سانترالیسم بسیار بالا شکل می‌گیرد و با طرح شعارهای پوپولیستی درصدد جلب آراء و افکار مردم برمی‌آیند. چنین رویکردی مسلماً نه تنها به ایجاد فرهنگ کارکرد حزبی کمک نمی‌کند بلکه زمینه‌های اجتماعی بروز و بلوغ احزاب را نیز نامساعد و ناباور می‌کند. تجربه نظام‌های سیاسی دموکراتیک، چه ریاستی و چه پارلمانی، نشان می‌دهد که احزاب سیاسی با رویکردی بلند مدت پدید آمده و مهمترین بازوهای اعمال دموکراسی در جامعه خود شده‌اند. یکی از مهمترین ویژگی‌های احزاب سیاسی که در جامعه ما غالباً دیده نمی‌شود گسترش دامنه فعالیت‌های حزبی به متن توده‌هاست. بگونه‌ای که در ایالات متحده هر آمریکایی می‌تواند ادعا کند که حضور حزب دموکرات است یا جمهوریخواه این ویژگی که به وجود شعبه‌های محلی و در نتیجه کسب پشتیبانی مردمی برمی‌گردد مهمترین عامل در نهادینه شدن و درونی شدن فرهنگ حزبی و در نتیجه ایجاد زمینه‌های دولت حزبی است. یکی دیگر از شروط ایجاد احزاب کوشش برای دستیابی به قدرت سیاسی است. در جوامع دموکراتیک از آنجایی که احزاب وجود خود را جهت تحکیم و تثبیت دموکراسی می‌دانند بنابراین دستیابی به قدرت سیاسی را نیز تنها از طریق دموکراتیک پی می‌گیرند. برای این کار چنین احزابی خود را ملزم به انجام پاره‌ای اقدامات می‌کنند. یکی از این اقدامات ایجاد فرایندهای دموکراتیک درون حزبی است. چنین اقدامی علاوه بر جلوگیری از ایجاد دیکتاتوری درون حزبی به نهادینه شدن فرهنگ دموکراسی در میان اعضا و هواداران خود منجر می‌شود. چنین احزابی بدلیل ایجاد ارتباط و پیوند گسترده با شهروندان ضمن ارتقاء سطح بینش سیاسی آنان به یارگیری و عضو گزینی در میان مردم دست می‌زنند و سپس با استفاده از تخصص‌های موجود در حزب نیروی انسانی لازم برای به دست گرفتن قدرت را در درون خود تأمین می‌کنند. در این زمینه آنتونیو گرامشی می‌گوید: "در احزاب ضرورت به آزادی تبدیل می‌شود و از بطن چنین تحولی، پدیده انضباط داخل حزب می‌زاید که از ارزش سیاسی بی‌حدی (مخصوصاً برای امر رهبری سیاسی) برخوردار است... از این دیدگاه احزاب را می‌توان آموزشگاهی برای زندگی دولت دانست" بنابراین اگر احزاب در بستر صحیح و یا تشکیلات منسجم و برنامه‌ریزی دقیق پای به عرصه اجتماعی و سیاسی بگذارند و اهداف خود را در چارچوب برنامه و سازماندهی حزبی و تشکیلاتی پیگیری کنند ضمن اثرگذاری بر محیط اجتماع و ایجاد زمینه‌های ذهنی و فرهنگی مناسب در میان توده‌های مردم می‌توانند به کسب قدرت از راه حمایت مردم نیز امیدوار باشند. حال نیز جامعه ما در یک بحران واقعی سیاسی از حیث کار و فعالیت سیاسی و پیگیری مطالبات دموکراتیک خود قرار گرفته است شایسته است که گروهها و تشکل‌های سیاسی با روی آوری به تشکیل احزاب واقعی و ایجاد پیوندهای عمیق‌تر و گسترده‌تر با مردم ضمن تلاش برای کسب پایگاه‌های قدرت به تغییرات و تحولات فرهنگی در جامعه نیز کمک نموده تا زمینه‌های ذهنی دموکراسی پیش از تغییرات سیاسی در جامعه ایجاد شود که براستی "تغییرات سیاسی‌ای که پیش‌تر از تغییرات فرهنگی انجام گیرد دوامی نخواهد داشت.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات