دوره سوم: دوره دستیابی به سلاح هستهای و نمایش قدرت (1988 تاکنون)
پس از کودتای خونین 1977 که منجر به سرنگونی ذوالفقار علی بوتو شد و به دنبال استعفاء رئیس جمهور چودری در سپتامبر 1978، ژنرال ضیاءالحق که فارغالتحصیل آکادمی نظامی انگلستان بود رئیسجمهور پاکستان شد.
با روی کار آمدن ژنرال ضیاء الحق حکومت نظامی در پاکستان برقرار شد تا اینکه در 30 دسامبر 1985، ضیاءالحق حکومت نظامی را لغو و تا حدی دست نظامیان را از صحنه سیاسی پاکستان خارج کرد. ضیاءالحق در زمینه مسائل هستهای، استراتژی ذوالفقار علی بوتو را ادامه داد و از اینرو با برکناری بوتو خلل قابل توجهی به برنامههای هستهای پاکستان وارد نیامد، آنچه که در دوره ژنرال ضیاءالحق مشاهده میشود این است که ظاهراً تنش کمتری نسبت به زمان بوتو در زمینه مسائل هستهای بین پاکستان و دول غربی خصوص آمریکا به وجود آمده است.
به هر ترتیب تحقیقات در زمینه مسائل هستهای در دهه هشتاد میلادی ادامه یافت، حال دیگر اورانیوم غنی شده و مناسب برای سلاح هستهای در دسترس بود و از طرف دیگر از اقصی نقاط جهان چه به صورت قانونی و یا به صورت قاچاق، مواد لازم برای ساخت بمب اتمی گردآوری شده بود، این مسائل موجب نوعی قدرتنمایی ویژه برای پاکستان شد.
در حقیقت از اواخر دهه 1980 دانشمندان و حتی سیاستمداران پاکستانی به نحوی در گفتههای خود به دسترسی کشور خود به سلاح اتمی اذعان میکردند اگر چه هنوز پاکستان رسماً مبادرت به آزمایش هستهای نکرده بود.
به هر حال به نظر میرسد اولین بار ژنرال ضیاءالحق لب به سخن گشود و در سال 1988 اعلام کرد که کشورش به سلاح هستهای دسترسی پیدا کرده است. دو سال بعد در سال 1990، دکتر عبدالقدیرخان اظهار داشت که پاکستان میتواند هند را با 5 بمب اتمی ویران سازد، چندی بعد در سال 1992 دکتر احمدخان رئیس وقت کمیسیون انرژی هستهای پاکستان گفت که کشورش در زمینه تکنولوژی هستهای موفقیتهای چشمگیری کسب کرده است و از این حیث جزء 20 کشور پیشرفته جهان به شمار میرود.
در 8 ژانویه همان سال 1992 وزیر خارجه وقت پاکستان به واشنگتن پست گفت: «پاکستان دانش غنیسازی و اجزاء برای مونتاژ کردن حداقل یک سلاح هستهای را کسب کرده است و جدا از امنیت، ملاحظات دیگری مانند کسب پرستیژ و طرح قدرت ملی در برنامه هستهای هر دو کشور پنهان است، این ملاحظات در مورد هند مشخصتر و قطعیتر از پاکستان است.
چندی بعد در سال 1993 نوازشریف، نخستوزیر وقت پاکستان اعلام کرد که کشورش قادر است بمب هستهای تولید کند ولی به هیچ وجه قصد انجام چنین کاری را ندارد. این اظهارنظرهای به ظاهر پراکنده ولی هدفمند نشانگر این واقعیت است که از سال 1998 پاکستان علناً به نوعی به نمایش قدرت میپردازد، هر چند این نمایش تنها در لفافه الفاظ و کلمات باشد. اینکه هستهای شدن یک کشور تا چه حد امنیت را برای آن کشور به ارمغان خواهد آورد سوالی است که پاسخ به آن تحقیق دیگری را میطلبد اما واقعیت این است که پاکستان توسل به سلاح هستهای را نمادی از امنیت خود در منطقه خصوصاً در مقابل هند و نشانهای از پرستیژ بینالمللی خود میداند.
از ویژگیهای مشخص دوره اخیر یعنی از سال 1988 تاکنون همکاری نزدیک پاکستان و چین در زمینه مسائل هستهای و نظامی است، گرچه ارتباط این دو کشور قبل از این دوره نیز گسترده بود اما از سال 1988 این همکاریها عمیق و استراتژیک شده است. در فوریه سال 1988 پاکستان با همکاری چین شروع به ساخت راکتور تحقیقاتی PINSTECH در Parr2 کرد، این راکتور 3KW که از نوع آب سبک همراه با اورانیوم غنی شده (90 درصد) است در سپتامبر سال 1989 بحرانی و عملاً کار تحقیقاتی روی آن و استفاده از آن آغاز شد.
عرضهکننده سوخت و اورانیوم غنی شده تماماً از طرف چین میباشد. از طرف دیگر گفته میشود چینیها پاکستان را در تولید پلوتونیوم یاری دادهاند، اگر پاکستان امکان تولید و بازفرآوری پلوتونیوم را بدست آورد خواهد توانست با پلوتونیوم تولید شده به ساخت سلاحهای هستهای سبکتر و کوچکتر اقدام کند و این برای تکنولوژی موشکی پاکستان نیز مفید خواهد بود. ارسال موشکهای دوربرد چین به پاکستان و کمک آن کشور جهت ساخت موشک از موارد مهم همکاریهای ویژه چین با پاکستان است اما همکاری مهم پاکستان و چین در ساخت یک نیروگاه اتمی است.
در آگوست 1993 این دو کشور قرارداد ساخت یک نیروگاه 300 مگاواتی را امضاء کردند، این نیروگاه که موسوم به Chasnupp میباشد از نوع PWR بوده و توسط شرکت China Nucl Nation.Co) CNNC) عرضه میشود.
همکاری هستهای و نظامی چین با پاکستان، عدم امضای NPT، گفتهها و عملکردهای مختلف مسئولان و دانشمندان این کشور در زمینه توانمندیهای هستهای پاکستان، کمرنگشدن نقش این کشور در زمینه حمایت افغانها در جنگ مقابل شوروی به علت خروج شوروی از افغانستان و سپس فروپاشی آن و مهمتر از همه نقش مداخله جویانه همیشگی آمریکا در منطقه باعث بروز تهدیدهای جدیدی از طرف آمریکا در برابر پاکستان شد. یکی از مهمترین این تهدیدات در سال 1990 به وقوع پیوست.
بر اساس قانون کمک خارجی آمریکا (متمم پرسلر)، رئیسجمهور این کشور هر ساله باید صریحاً عدم فعالیت و داشتن هرگونه سلاح اتمی پاکستان را تائید کند تا این کشور بتواند از کمک اقتصادی و نظامی آمریکا بهرهمند شود. نخستین بار در اکتبر 1990 جورج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا از چنین تاییدی خودداری کرد و متعاقب آن فروش سلاح به این کشور متوقف شد و این در حالی بود که پاکستان میلیونها دلار برای خرید اسلحه و هواپیماهای جنگی F-16 به آمریکا پرداخت کرده بود، این امر یعنی عدم ارسال سلاحهای خریداری شده از طرف آمریکا به پاکستان باعث بروز تنشهای مختلفی میان این دو کشور شد.
گرچه چند سال بعد با تصویب متمم براون ارسال بخشی از تجهیزات و سلاحها آزاد شد با این حال قطع کمکهای اقتصادی و نظامی آمریکا باعث به وجود آمدن فشار اقتصادی فراوانی بر پیکر نظام پاکستان شد اما پاکستانیها همچنان بر سیاست ویژه هستهای خود تاکید داشتند.
نواز شریف نخست وزیر پاکستان در آوریل 1991 در یک سخنرانی بیان داشته بود که حکومت او به هیچ قیمتی برای کسب کمکهای اقتصادی از آمریکا در مورد سیاست هستهای سازش نخواهد کرد و پاکستان میتواند با اتکا به منابع خود زندگی کند.
به هر حال پاکستان علیرغم فشار اقتصادی فراوان در کشور به ویژه در دهه 90 میلادی همچنان استراتژی هستهای خود را ادامه داده است و اگر چه مقامات پاکستانی بارها بر عدم تولید بمب اتمی تاکید داشتهاند اما گزارشهای مختلف اطلاعاتی و رفتار و گفتارهای آنها چیز دیگری را نشان میدهد.
تقابل با هند به ویژه در مورد مساله کشمیر، رابطه دو کشور را تا سر حد جنگ پیش برده است اگر چه مقامات پاکستانی امکان بروز جنگ مجدد همانند جنگهای قبلی میان دو کشور را منتفی دانستهاند ولی برخی تحلیلگران بر این باورند که اختلاف هند و پاکستان بر سر مساله کشمیر عاملی است که ممکن است به بروز یک جنگ هستهای میان دو کشور منتهی شود.
مشکل هند علاوه بر مقابله با پاکستان، تقابل با چین نیز میباشد به نحوی که هند پس از آزمایش هستهای چین در سال 1964 عزم کرد تا اینکه خود در سال 1974 به این مهم نائل آمد، از آن به بعد هند تنها نظارهگر بود و به آزمایش هستهای دیگر متوسل نشد اما در اواخر سال 1995 برخی از خبرگزاریهای آمریکا خبرهایی مبنی بر اینکه هند در حال انفجار دومین سلاح هستهای خود است انتشار دادند. اگر چه هند این اخبار را انکار کرد اما پاکستان به آن به جدیت نگاه میکرد.
اما خبر منتشر شده در اواخر سال 1995 به نظر صحیح میآمد زیرا هند در 11 می 1998 اقدام به 5 آزمایش هستهای کرد و روندی را در پیش گرفت که زمینههای انجام آن از سالها پیش فراهم شده بود، اینکه چرا هند به آزمایش هستهای آن هم به این گستردگی دست زده است؟ سوالی است که باید در جای دیگری بحث شود ولی به هر حال این آزمایشها تاثیری شگرف بر پاکستان گذاشت و آن را وادار به عمل مقابله به مثل کرد.