محمد کاظم انبارلویی
15خرداد بدون شک در تاریخ ایران یک نقطه عطف محسوب میشود. 15 خرداد آغاز نهضتی اصیل به رهبری مرجعیت و روحانیت است و از هرگونه ناخالصی در رهبری و نیز در استراتژی و تاکتیک به دور است.
انقلاب اسلامی از آغاز پیدایش با معرفی دوستان و دشمنان خود یک خط مستقیم را ترسیم کرده و تاکنون در این صراط مستقیم الهی پیش رفته است.
امام خمینی(ره) همواره آمریکا و رژیم صهیونیستی را دشمنان شماره یک ملت ایران معرفی کرد و در این فهم تردیدی به خود راه نداد. خصم او هم در دشمنی تاکنون چیزی کم نگذاشته است. آمریکاییها از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون یک سیاست دائمی در قبال ایران را تعقیب کردهاند و آن؛ "فشار از بیرون و تغییر در درون"!
فشارهایی که از آغاز تاکنون داشتیم مثل راه اندازی جنگ داخلی، کودتا، تحمیل جنگ 8 ساله، اخلال در روابط جمهوری اسلامی ایران با دیگر کشورها، محاصره اقتصادی و ... را تحمل کردیم. شرارت گروههای الحاد و کفر و نفاق و رویکرد آنها به تروریسم کور در داخل، ایجاد شبکه رسانهای مرتبط با مبلغان سکولاریسم و لیبرالیسم در غرب، طراحی براندازی نرم و ... را به عنوان تغییر از درون تحمل کردیم.
سوال این است، جمهوری اسلامی اکنون در کدامین نقطه تاریخ ایستاده است و دشمنیها و کینهتوزیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تا کی ادامه خواهد داشت؟
پاسخ دقیق به این سوال ما را در دقت در راهی که گام نهادهایم یاری خواهد رساند. امام(ره) در آن نیمه خرداد که ایران در اوج استبداد داخلی و سلطه استعمار خارجی بود کار را آغاز کرد. اولین سیلی را به دشمن زد. دشمن با سرکوب خونین 15 خرداد در اوج اقتدار بود و نهضت نوپای امام(ره) هنوز در آغاز راه؛ عدهای به تمسخر به امام(ره) میگفتند شما که نظام ستمشاهی را میخواهی سرنگون کنی کو سربازانت؟ او در پاسخ میفرمود: سربازان من در گهوارهها هستند. خوشبختانه این پیشبینی درست از آب درآمد و آن کودکان درون گهوارهها در بین سالهای 57 تا 67 خوب درخشیدند و امام را در جنگ داخلی و خارجی یاری رساندند و او پادگانی به وسعت جغرافیایی ایران و سربازانی به وسعت همه ملت ایران را تجهیز کرد و آنچنان مشت محکم بر دهان دشمن کوبید که تاریخ جز در نهضتهای انبیاء سراغی از آن ندارد.
امام با نبوغ و استعداد الهی همه تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد و همه بحرانهای ساختگی دشمن را با عقلانیتی شگفتانگیز مدیریت کرد. اکنون که به عقب برمیگردیم چه راههای صعبالعبوری را طی کردهایم و از چه گردنههای سختی عبور کردهایم.
حربه "فشار از بیرون، تغییر از درون" اکنون در چه وضعی است؟ اگر سری به استراتژیهای آمریکا در اتاق جنگ پنتاگون و یا اتاق توطئه در سیا و یا در روی میز ایران در وزات خارجه آمریکا بزنیم همه یک صدا خواهد گفت: حربهای زنگ زده است. مذاکرات آمریکاییها در بغداد با ایران و مذاکرات لاریجانی با سولانا در مادرید نشان میدهد که "فشار از بیرون" تبدیل به التماس، "تغییر از درون" تبدیل به اتحاد ملی و انسجام اسلامی شده است.
ایران امروز یک قدرت منطقهای است، جایگاه ایران در جهان چیزی نیست که دشمنان اسلام و ایران آن را انکار کنند.
آری این است آن جایگاهی که ایستادهایم. صیانت از این جایگاه هوش، ذکاوت، شجاعت و دقت فوقالعادهای را میطلبد.