حمید رسایی
هجدهمین سالگرد ارتحال امامخمینی(ره) فرصت مناسب دیگری است تا با مرور دوباره آرمانها و اهداف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، عملگرد هجده ساله پس از رحلت ایشان را بازخوانی کنیم و آن را مورد ارزیابی دقیق و عمیق قرار دهیم. با نگاهی گذرا به این سالها در مییابیم که انقلاب اسلامی بعد از غروب خورشید جماران نه تنها دچار ایستایی و رکود نشد بلکه با رهبری آگاهانه و شجاعانه شاگرد مکتب او طلوعی دوباره یافت. مقام معظم رهبری با هدایتها و هشدارهای آگاهانه خود به نیروهای انقلاب همواره در طول این سالها کشتی انقلاب را در برابر بحرانها و بلایا بیمه ساخته و ترفندهای دشمنان انقلاب خمینی را ناکام کرده است.
در همین روزها همزمان با آغاز به کار چهارمین سال مجلس هفتم رهبر انقلاب با دفاع از عملکرد کلی و اعلام خشنودی از حرکت مجلس هفتم نسبت به مجالس قبل و بخصوص مجلس ششم از این مجلس خواستند تا در آخرین سال فعالیت نیز همچون سه سال قبل به مشکلات مردم بیندیشند و از هرگونه اقدامات مقطعی، غیر منطبق بر قانون اساسی و یا دخالت در امور جزئی اجرایی بپرهیزند. رهبر معظم انقلاب در این دیدار یک بار دیگر نیز بر حمایت قاطع خود از دولت نهم به عنوان دولتی پر کار و کم خرج و در مسیر اهداف عالی انقلاب تاکید نمودند و حمایت و همسویی با دولت را یک مصلحت برای انقلاب اسلامی دانستند و حتی همسویی مجلس با دولت را نه تنها عیب نداستند بلکه آن را حسن مجلس هفتم و به نوعی لازمه مجلس هشتم بر شمردند.
بدیهی است که علت این حسن، صرف همسویی دو قوه با یکدیگر نیست بلکه اصل همسویی دو نهاد در اصول و آرمانهای انقلاب و امام است که با آغاز به کار دولت نهم به اوج مطلوب خود رسید والا چرا ایشان در خصوص همسویی مجلس ششم با دولت هشتم این نظر را نداشتند؟!
با مروری بر بیانات حکیمانه رهبری انقلاب در این ایام و تاکیدات علنی و خصوصی ایشان درباره دولت، به این نکته مهم میرسیم که امروز یکی از مهمترین شاخصههای ولایتمدار از نگاه ایشان عدم تخریب و حمایت قاطع از دولت نهم است و در مقابل یکی از مهمترین برنامههای جریان مخالف آرمانهای رهبری، تخریب و تضعیف دولت است که برخی فعالان جریان اصولگرایی باید مراقب باشند از جمله سربازان این جبهه شمرده نشوند. در کنار این برداشت، نکته دیگری که با کمی تامل به دست میآید اهمیت انتخابات مجلس هشتم در نگاه رهبر فرزانه است. در واقع از آنجا که در انتخابات مجلس هشتم یکی از محورهای افتراق جبهه اصلوگرایی نحوه تعامل و همسویی و عدم همسویی آن با دولت اصولگرای معتقد به مبانی انقلاب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم است، سخنان رهبری انقلاب پیامی از سوی ایشان به جریان اصولگرایی و به نوعی محوریت دادن به خطر احیا شده در دولت نهم- و نه اشخاص در دولت نهم- است. بیشک این پیام برای خنثی کردن خط تخریبی جریان شکست خورده و تجدیدنظر طلب است که گاهی صدای آن از حنجره نیروهای اصولگرا به گوش میرسد.
از سویی دیگر رهبری معظم انقلاب با توجه به حرکت پرشتاب دولت نهم و بخصوص ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در احیای شعارها و آرمانهای فراموش شده انقلاب در طول سالهای گذشته و بویژه در دوره عقب گرد اصلاحات به نوعی تکلیف جریان اصولگرا را برای انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز مشخص میکند. یقینا جریان به خواب رفته و ایستایی که در دوره اصلاحات لطمات جبرانناپذیری را بر پیکر انقلاب زد از هماکنون میکوشد تا برای انتخابات ریاست جمهوری نیز جبهه اصولگرایی را به افتراق و انشقاق بکشاند و برای رسیدن به این هدف از هماکنون و به واسطههای مختلف میکوشد تا تکثر و تعدد را در کاندیداهای اصولگرا ایجاد کند. برای توجیه این اقدام نیز مهمترین استراتژی را شعار ناکارآمدی دولت قرار میدهد. به نظر میرسد مواضع رهبری انقلاب درباره دولت نهم که درباره دیگر دولتهای مسبوق به سابقه نیست، نیز به نوعی اقدام برای خنثیسازی این خط و پیام دوم به جریان اصولگراست. در یک جمله باید گفت کدهایی که از خیمه رهبری خطاب به جریان اصولگرایی ارسال میشود، چیزی جز پیام اتحاد جریان اصولگرایی در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم نیست. پس از هماکنون همه باید در عمل بگوییم: لبیک یا خامنهای.