جنگی که صدام آغاز کرده عراق را فقیر و فقیرتر کرده و این بزرگترین اشتباه صدام بود. «اولف نیلسون» یک خبرنگار روزنامه اکسپرسن چاپ استکهلم که بدعوت مقامات عراقی برای تهیه گزارش جنگ و اوضاع عراق به این کشور سفر کرده است طی مقالهای نوشت: حتی استالین به اندازه صدام خودپرست و شخصیتپرست نبود.
ترس و وحشت و احتیاط گوئی با زندگی عراقیها عجین شده و دیگر مردم باز شدن نامه و گوش دادن به مکالمات تلفنیشان را یک امر عادی میدانند در ضد اطلاعات عراق مشخصات همه افراد به طور کامل جمعآوری میشود و بقول یکی از دستاندرکاران این اداره، این اطلاعات برای زمانی مفید خواهد بود.
اخیرا یکی از دیپلماتهای غربی به مناسبت پایان کارش میهمانی داد و از تعدادی از همکاران عراقیش دعوت کرد ولی هیچکدام از دعوتشدگان به میهمانی نیامدند. نیلسون به طور ضمنی مینویسد شرکت در این مجالس مساوی تحت تعقیب قرار گرفتن است.
بغداد یک شهر بسته و مشکوک است که بطور مرتب فقیر و فقیرتر میشود و کمبود در همه چیز به چشم میخورد.
پلیس مخفی امنیتی در همه جا هست هیچکس شک ندارد که زندانی سیاسی در عراق فراوان است وی سپس به مسئله جنگ اشاره میکند و مینویسد:
«جنگ با ایران یک اشتباه محض بود. جنگ با ایران که در حدود سه سال است ادامه دارد کشور عراق را فقیر و فقیرتر کرده و لیکن کمکهای کشورهای عربی و در صدر آن عربستان تاکنون از سقوط عراق جلوگیری کرده است. جنگ یک اشتباه محض بود هیچکس حتی اطرافیان نزدیک هم دقیقاً نمیدانند صدام چرا حمله کرد و تعداد بسیاری تانک را به سمت همسایه خود نشانه گرفت.
اولف نیکسون میافزاید: آقای صدام فکر کرده بود میتواند از خود یک حکمران خاورمیانه بسازد در این صورت بدون تأمل وی در اشتباه محض بوده و غلط محاسبه کرده است حتی اگر جنگ امروز خاتمه یابد سالها طول خواهد کشید تا زندگی راحتی را که عراقیها قبل از جنگ داشتند به آنها باز گرداند.
وی در مقاله دیگر خود از بغداد در رابطه با جمعآوری طلا و هدایا در عراق چنین مینویسد: در حالیکه نور پروژکتورها میتابید و موتور دوربین کار میکرد یک زن بسیار شیکپوش انگشتر و النگوهای خود را به ارزش 125000 کرون در آورده و گفت من زن یک مهندس هستم چگونه راحت زندگی کنم وقتی هموطنهایم خونشان میریزد.
اولف نیلسون مینویسد: از خود پرسیدم آیا او زیادی از حد شیکپوش نیست آیا این عجیب نبود که درست در موقع انگشتر دادن وی دوربین تلویزیون به کار افتاد و آیا عجیب نیست که این زن با ماشین ارتش آمد.
اصلاً این سئوال برایم پیش آمد که یک مهندس در عراق مگر چقدر حقوق دارد که زن وی 125000 کرون (معادل 000/375/1ریال) میدهد در حالی که عراق در بحرانیست که به فاجعه نزدیک میشود.
شخصی که طلاها را نگهداری میکرد و در کنار یک میز بزرگ مملو از طلا و چک و پول ایستاده بود گفت این همه را مردم قبل از ظهر امروز آوردهاند ما هر روز همین مقدار هدایا جمعآوری میکنیم چون صدام محبوب است و مردم به حرف او گوش میدهند.
نیلسون مینویسد: «من هیچگونه صفی از مردم خواهان واگذاری هدایا در بیرون ندیدم و اگر از من بپرسند آن همه پول از کجا آمده است جوابی نخواهم داشت.»
وی در بخش دیگری از مقالهاش در مورد جنگ و بازدیدش از جبهههای عراق مینویسد عراق در وضع وخیمی است و بهمین جهت ما خبرنگاران را به حوالی جبهه بردند تا یک پیروزی مشکوک را نشان دهند آنها بدین وسیله میخواهند اعتبار دریافت کمکهای مالی خود را افزایش دهند. ما را بردند و تلی از خاک را نشان دادند و ادعا کردند اینجا را از ایرانیها پس گرفتهایم بطور خلاصه بگویم عراق برای جلب اعتبار وامهای خود به یک پیروزی نیاز دارد و من فکر میکنم قضیه را اینگونه باید دید. در سپتامبر 1980 عراق به ایران حمله کرد و اکنون پس از سه سال جنگ عراق خسته شده و در حدود دو سال است که موضع انفعالی دارد.
همزمان با آن تولیدات نفتی عراق نیز کاهش یافت و امکانات وامگیری را از عراق تا حدودی گرفت اکنون برای حفظ روحیه جنگ و اخذ اعتبار جهانی برای وام گرفتن عراق به یک پیروزی نیاز دارد.