سعادت
در بحران جاری کمتر درباره اردن و سیاستهای آن در قبال مناقشات خلیج فارس و اشغال کویت توسط عراق سخن به میان آورده شده است. اگر به رویدادهای منطقه پس از اشغال کویت و حضور نظامیان آمریکا در منطقه نظر بیفکنیم، ملاحظه خواهیم کرد که اردن جایگاه ویژهای را در بین کشورهای عربی به خود اختصاص داده است و کمتر کشور عربی است که چنین حالتی را دارا باشد.
از ابتدای بحران حسین شاه اردن سخت در تکاپوی یافتن راهحلی مسالمتآمیز و عربی برای این بحران بوده است به طوری که او و دلتمردانش همه روزه از پایتختی به پایتختی و از کشوری به کشوری دیگر در حال سفر هستند. سفر شاه حسین به آمریکا و ملاقات با جرج بوش به منظور دادن پیام صدام حسین به بوش، سفر وی به پایتختهای اروپائی ازجمله مادرید، پاریس، لندن و بن و ملاقات با سران این کشورها، اعزام وزیر خارجه اردن به کشورهای شیخنشین حاشیه جنوبی خلیج فارس به منظور آگاه ساختن سران این کشورها از مواضع اردن، در این راستا میباشد.
عراق نیز با آگاهی از وضعیت اردن به لحاظ ژئوپولتیکی، سیاسی و اقتصادی از آن استفاده کرده و به عنوان واسطه و میانجی از این کشور استفاده میکند. به طوری که ملاحظه میکنیم شاه حسین پیام صدام را به واشنگتن برده و یا اینکه محل ملاقات طارق عزیز وزیر خارجه عراق با خاویار پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد در کاخ سلطنتی شاه حسین در امان است. و از سوی دیگر بیشتر آوارگان و پناهندگان خارجی به سوی اردن روان هستند و به نظر میرسد که این مسئله از سیاستهای عراق باشد که اردن را در این ماجرا بیشتر آلوده نماید.
موضع اردن در قبال بحران
اردن از اتخاذ سیاستی استوار و ثابت در قبال این بحران عاجز است، به طوری که مجبور است هم عراق و هم دیگران را راضی نماید. شاه حسین در کنفرانس سران عرب در قاهره بر ضرورت یافتن راهحل عربی برای بحران تأکید کرده و خواستار خروج بیقید و شرط نیروهای بیگانه از خلیج فارس میشود و از طرفی نیز از عراق درخواست مینماید که نیروهای خود را از کویت خارج کرده و کویت را برای کویتیها باقی بگذارد. در همین ایام مطبوعات عربی و غیر عرب مطالبی را منتشر ساختند که حاکی از عدم همخوانی مواضع اردن و عملکرد آن کشور در این مناقشه میباشد که لازم است به گوشهای از آن اشاره شود:
ـ گزارشات فراوان مبنی بر نقض تحریمهای اقتصادی بینالمللی علیه عراق توسط اردن
ـ تشکیل یک کمیته مردمی حمایت از مردم عرب عراق در امان و اینکه دارای 80 هزار نیروی داوطلب جنگیدن با نیروهای آمریکائی در صورت وقوع جنگ بین عراق و آمریکا و عضویت چندین نماینده پارلمان و رؤسای اتحادیههای صنفی در آن.
ـ برپایی تظاهرات ضد آمریکائی و به طرفداری از عراق در چندین شهر اردن.
ـ و اینکه کارشناسان نظامی اردن نحوه استفاده از سلاحهای پیشرفته آمریکائی که به چنگ عراق افتاده به تکنسینهای عراقی آموزش میدهند.
این در حالیست که مقامات رسمی اردن اعلام کردهاند که اردن خود را با تصمیمات سازمان ملل متحد تطبیق میدهد و مجازاتهای اقتصادی علیه عراق را اجرا میکند.
شاه حسین نیز از زمان حضور نیروهای نظامی آمریکا به منطقه آنرا مورد نکوهش قرار داده و حتی مدعی شده که آمریکا قبل از ا شغال کویت توسط عراق، برنامههای مفصلی جهت حضور نظامی در منطقه داشته است.
حال به این میپردازیم که چرا اردن سخت به تکاپو افتاده و همچنین سعی در راضی نگهداشتن طرفین درگیر مینمایند. با نگاهی به نقشه جغرافیائی معلوم میگردد که اردن در قلب بحران واقع شده است و اردنیها این مطلب را نیک دریافتهاند. موقعیت اردن از نظر ژئوپولتیکی موجب شده که آن کشور ناخواسته وارد این مناقشه شود و هرچه این بحران حادتر میشود و به سمت راهحلهای نظامی گرایش مییابد، نگرانی اردنیها فزونی میگیرد. اردن هماکنون از داخل و خارج با تهدیدات فزاینده روبرو است که بدان اشاره میشود:
تهدیدات داخلی
کشور اردن از لحاظ اقتصادی کشور فقیر بوده و به کمکهای خارجی وابسته است و تا قبل از بحران با استفاده از اقتصاد عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی (مثل عربستان) اقتصاد خود را به گردش درمیآورد. به وجود آمدن این بحران ضربه هولناکی به اوضاع اقتصادی شکننده و لرزان اردن وارد آورده و دامنه آن میرود که اوضاع سیاسی و اجتماعی آن کشور را تحت تأثیر خود قرار دهد.
کارشناسان اقتصادی برآورد کردهاند که با پیدایش بحران در خلیج فارس مشکلات اقتصادی اردن دو چندان شده و بر اثر عدم فعالیتهای اقتصادی و رکود در چرخهای تولیدی و اقتصادی، تولید ناخالص ملّی آن کشور در سال جاری به نصف تولید ناخالص ملّی در سال 1989 خواهد رسید. که ادامه این روند موجب میگردد قیمت کالاهای مورد نیازمردم شدیداً افزایش یافته و با تعطیل شدن بخشهای مختلف اقتصادی نرخ بیکاری به شدت رشد کند و از هماکنون نیز حکومت اردن با این معضل دست به گریبان شده است. آنچه که مشخص است تداوم این وضعیت امکان تغییرات در رژیم اردن را ممکن میسازد. از جمله میتوان به گزارشات مطبوعات در هفته گذشته اشاره کرد که خبر از احتمال یک کودتا در اردن را منتشر ساختند و اینکه احتمال بروز ناآرامی در شهرهای مختلف اردن به دلیل افزایش قیمتها متصوّر است.
تهدیدات خارجی
بروز بحران در منطقه موجب شده است که اردن از جانب مرز شرقی خود عراق، مرز جنوبی عربستان و مرز غربی خود اسرائیل احساس ناامنی نماید و این ریشه اصلی نگرانی مقات اردن است. در بدو اشغال کویت توسط عراق یک دیپلمات اردنی اظهار داشته بود: «با توجه به حمله عراق به کویت هیچ تضمینی که اسرائیل به اردن هجوم نکند، وجود ندارد».
با توجه به حادتر شدن اوضاع نگرانی شاه حسین بیشتر میشود و تمام سعی و کوشش خود را به کار برده که این بحران به یک درگیری نظامی مبدل نشود. هرچند تاکنون تمام تیرهای او به سنگ اصابت کرده ولی باز هم قصد دارد از آخرین تیرهای ترکش خود در ملاقات با گورباچف و صدام که قبل از دیدار سران آمریکا و شوروی انجام میشود، استفاده کند.
با شروع یک درگیری بین آمریکا و عراق وضعیتهای ذیل قابل پیشبینی است:
1ـ در صورت جنک بین آمریکا و عراق و عملی شدن تهدیدات عراق علیه اسرائیل، اسراییل وارد این جنگ خواهد شد که اوّلین اقدام احتمالی اسرائیل حمله به خاک اردن میباشد که قطعاً با واکنش عراق مواجه خواهد شد.
2ـ با شروع جنگ، یکی از محورهای تهاجم آمریکا علیه عراق از درون خاک اردن خواهد بود و این نیز واکنش عراق را به دنبال دارد.
در نتیجه اردن محل تاخت و تاز نیروهای متخاصم قرار گرفته و چیزهائی که ممکن است عاید اردن گردد از بین رفتن تمامیت ارضی اردن و تکه تکه شدن آن و گسترش اسرائیل از طرف شرق و پایان یافتن حیات سیاسی شاه حسین خواهد بود.
و همانگونه که آگاهان پیشبینی میکنند منطقه با اشغال کویت توسط عراق شاهد دگرگونیها و تحولات بسیاری خواهد بود و اوضاع مانند قبل از 2 اوت 1990 نخواهد شد.
والسلام