در خیابانی در نابلس، در نزدیکی بازار محلی، جوانان فلسطینی عدهای از سربازان اسرائیلی را گرفتار کردهاند. سربازان خیابان را به رگبار گلولههای لاستیکی بستهاند و فشنگها و گاز اشکآور خیابان را پوشانده است اما این تدابیر تاثیری بر جوانان که بیشتر آنها در حدود 16 سالهاند ندارد. یکی از آنها بنام عمار به خبرنگار میگوید: «اسرائیلیها از ما میترسند. ما تسلیم نخواهیم شد و آنها این را میدانند و همین آنها را میترساند.»
خبرنگار از یکی از تظاهرکنندگان میپرسد آیا یاسر عرفات آنها را به تظاهرات دعوت کرده است. او جواب میدهد: «یاسر عرفات کیست؟».
هر کدام از این جوانان برادری یا دوستی یا قوم و خویشی در زندان اسرائیل دارند. بسیاری از آنها خود را حاضر کردهاند که تا پای مرگ با اسرائیل بجنگند، اتفاقی که در فلسطین افتاد، انقلاب تمام فلسطینیهاست.
اینبار رهبران محلی سازمانهای فلسطینی نیستند که رهبری را در دست دارند. تظاهرکنندگان میگویند:
آن رهبران از درک و فهم این قیام عاجزند، چه رسد بر اینکه رهبری آنرا داشته باشند.
تظاهرکنندگان چشم به آینده دارند، آیندهای که اگر تظاهراتی در کار نباشد، امیدی به آن ندارند.
در حال حاضر جوانان هیچ اسلحهای جز سنگی که از زمین جمع میکنند ندارند. اسرائیلیها از ترس تظاهرکنندگان پلاک اتومبیلهای خود را عوض کردهاند و حتی ماموران امنیتی سازمان «شین بت» اسرائیل از اتومبیلهایی که روی آنها به انگلیسی و عربی مارک «خبرنگاران خارجی» زده شده استفاده میکنند. اما مردم این حیله را کشف کردهاند و به این اتومبیلها نیز سنگ پرتاب میکنند.
ماموران دیگری که از تاکسیهای عربی استفاده میکنند نیز از حملات مردم در امان نماندهاند. از اینرو در خیابانهای شهرها کمتر اتومبیل رفتوآمد میکند زیرا به احتمال قوی حداقل شیشه جلو آن سالم نخواهد ماند.
اتومبیل در فلسطین اشغالی، بعلت مالیات سنگینی که رژیم صهیونیستی میگیرد، بسیار گران است و در نتیجه خرید اتومبیل سرمایهگذاری عمدهای به شمار میرود. به این ترتیب افراد نمیتوانند به آسانی نابود شدن اتومبیلهایشان را تحمل کنند. اینست که بیشتر اسرائیلیها از بیرون آمدن خوداری میکنند.
یکی از کارمندان دولت صهیونیستی میگوید: «امروز فقط احمقها به سرزمینهای اشغالی میروند. ما میترسیم.»
نسل جدید
قیام اسلامی فلسطین، قوای اشغالگر را غافلگیر کرده است. اما اگر تفرعن تا این حد چشم آنها را نبسته بود، میبایست از مدتها پیش بدانند که طبیعت اشغالگری چنین نتایجی خواهد داشت. صهیونیستها امیدوار بودند که پس از فراموش شدن سالهای مبارزه نسل جدیدی در میان فلسطینیها پا به عرصه بگذارد که جز وضع موجود، یعنی زندگی در زیر حکومت اشغالگران به چیزی دیگری فکر نکند و به این وضع چنان خو بگیرند که فکر قیام به سرشان نزند. اما امروز وضع برعکس شده است. آنچه نسل امروز فراموش کرده سالهای شکست است. قیامی که نسل جوان برپا کرده در واقع اعلام جنگ است.
ارزیابی ژنرالهای اسرائیلی نیز آنست که در این موج جدید با جوانانی سروکار دارند که از مرگ هراس ندارند.
در واقع آنچه در این دو ماه در سرزمینهای اشغالی صورت گرفته، به اندازه «جنگ رمضان»، (که به «جنگ اکتبر 1973» نیز مشهور است).
به اسرائیل ضربه زده است. در آن جنگ هنگامی که ارتشهای مصر و سوریه به اسرائیل حمله کردند، ژنرالهای اسرائیلی که از فرط اطمینان به ارتشهای خود، خطر خارجی را دستکم گرقته بودند، غافلگیر شدند. اما پس از آن جنگ آنقدر وحشتزده شدند که تمام توجه خود را به خارج متمرکز کردند و نارضائیهای داخلی را کماهمیت گرفتند. و امروز با اوج گرفتن ناگهانی قیام فلسطین، از جایی ضربه میخورند که انتظارش را نداشتند و بسرعت میکوشند سازمان امنیت داخلی را تقویت کنند.
اما جناح سیاسی رژیم صهیونیستی به اندازه جناح نظامی سرعت عمل ندارد. آنها مبهوت شده و در تجزیه و تحلیل وقایع درماندهاند. هنوز نمیتوانند وسعت، ابعاد و عظمت قیام را هضم کنند.
یکی از بزرگترین صدمات قیام فلسطینیها متوجه طرح اسرائیل و حامیان آن برای برقراری کنفرانس صلح است. سازمان آزادیبخش فلسطین حاضر به شرکت در این مذاکرات بود و در نتیجه مشروعیت رژیم صهیونیستی را عملا برسمیت شناخته بود، اما قیامکنندگان فعلی از پایه این رژیم را نامشروع و غیر قانونی میدانند.
میتوان پیشبینی کرد که برخوردهای موجود روزبروز شدیدتر خواهد شد. تحلیلگران طرفدار اسرائیل هشدار میدهند که یک «جنگ داخلی در اسرائیل» در پیش است. اما واقعیت آنست که از نظر فلسطینیها این «جنگ برای نابود کردن اسرائیل» است.
افزایش جمعیت فلسطینیها
یکی از نکاتی که طرفداران اسرائیل را نگران میکند، افزایش جمعیت فلسطینیهاست. امروز از هر 10 نفری که تحت حکومت صهیونیستی زندگی میکنند، شش نفر یهودی و چهار نفر غیر یهودی هستند. بزودی تعداد مسلمانان در سرزمینهای اشغالی بیش از یهودیان خواهد شد. ماموران اسرائیلیها در سالهای اخیر کوشش زیادی کردهاند که مسلمانان را به خروج از آن کشور تشویق کنند، یا آنها را به بهانههای مختلف تبعید کنند، اما این سیاست هنوز نمیتواند از آهنگ افزایش جمعیت مسلمانان بکاهد.
بعضی از صهیونیستها عقیده دارند که اسرائیل باید بخشهایی از سرزمینهایی را که پس از جنگ 1967 اشغال کرد به اردن بدهد، زیرا در این سرزمینها تراکم جمعیت مسلمانان بیشتر است.
اما افراطیون صهیونیست با این راهحل موافق نیستند نقشهای برای ایجاد یک اسرائیل بزرگ یعنی کشوری از نیل تا فرات، را در سر میپرورانند. آنها میگویند «اعراب بومی» (یعنی فلسطینیها) فقط آزادی عمل در انجام مراسم مذهبی و فرهنگی میتوانند داشته باشند، نه حقوق سیاسی.
بر سر دوراهی
این تفاوت میان به اصطلاح «میانهروها» و «افراطیون» صهیونیست، از نظر فلسطینیها اصلا اهمیت ندارد. هر دو گروه به نظر فلسطینیها اشغالگرند و اگر اختلافی بین آنها هست فقط بر سر آنست که از کدام راه بهتر میتوان به اشغال ادامه داد. قیام فلسطین مخالف هرگونه اشغال است.
رهبران رژیم صهیونیستی تاکنون میتوانستند خواست اصلی فلسطینیها را که نابودی رژیم صهیونیستی است نشنیده بگیرند اما اینک شدت ضربات و عمق و وسعت تظاهرات بیش از آنست که بتوان آنرا ندید یا نشنید. میتوان پیشبینی کرد که هرچه تظاهرات پیش برود، رژیم صهیونیستی اجبارا رهبران و کارگزاران تندروتری را مسئول مبارزه با فلسطینیها خواهد کرد و این خود به زیان آنها تمام میشود. بعضی از تحلیلگران نیز معتقدند که تعداد بیشتری از فلسطینیها به اردن تبعید شوند، رژیم شاه حسین بیثباتتر خواهد شد و در نتیجه از خارج نیز خطر بزرگتری متوجه رژیم صهیونیستی خواهد شد.
در جنگ 1967 اسرائیلیها پس از اشغال بخش دیگری از سرزمینهای فلسطین اعلام کردند که این اشغال جنبه موقت خواهد داشت. از آن پس روند حوادث نشان داده است که اشغال ادامه خواهد یافت، هر چند که بسیاری از تحلیلگران طرفدار اسرائیل زیان این اشغال را به مراتب بیش از سود آن میدانند. پس دادن آن سرزمینها نیز در شرایط فعلی حرکتی را بوجود خواهد آورد که اسرائیل قادر به متوقف کردن یا کنترل آن نیست. این بنبست نیز از گرفتاریهای بزرگ اسرائیل است.