ترجمه: علی بهارلو
پیروزیها نیز برای خود دستور و قواعدی دارند. ناظر سیاسی باید در هر حال نوع آنها را در نظر بگیرد. مثلا یک نوع پیروزی نقطه عطفی بوجود میآورد. یک پیروزی از شکست دشمن بدست میاید. پیروزی زودگذر که فردائی ندارد، پیروزی در مراجعه به آراء عمومی رفراندوم و یا در آفرینش یک شاهکار ادبی، نیز از انواع دیگر پیروزیها بشمار میآیند و بالاخره یک پیروزی فرارسیدن یک عصر یا دوره جدید و تحولات شگرفی را اعلام میدارد.
پیروزی بزرگی که حزب «پازوک» در انتخابات عمومی دوم ژوئیه در یونان بدست آورد شاید از نوع اخیر باشد.
سوسیالیستهای «اندره اس پاپاندرئو» روز دهم اکتبر 1981 با بدست آوردن یک اکثریت قاطع در انتخابات عمومی بقدرت رسیده بودند. این پیروزی برای یک حزب سیاسی که فقط 7 سال از تاسیس آن میگذشت، بنظر نمیرسید دوام زیادی داشته باشد و احتمال میرفت «پارانتزی» که سوسیالیستها و پاپاندرئو، در کشوری که یک قرن و نیم زیر سلطه راستگرایان بوده، باز کردهاند خیلی زود بسته خواهد شد.
انتخابات 1984 پارلمان اروپا تا حدی نظریه طرفداران این عقیده را تائید کرد. در این انتخابات «پازوک» در مقایسه با نتایج انتخابات 1981 هفت درصد آرای خود را از دست داد.
اندکی بعد جناح راست، «کنستانتین کارامانلیس» را به رهبری برگزید. کارامانلیس از نبوغ سازماندهی برخوردار بود و در رهبری و تهییج افکار عمومی ید طولانی داشت.
شعار «دموکراسی جدید» که کارامانلیس در جریان مبارزات انتخاباتی عنوان نمود طرفداران زیادی پیدا کرد و در نظرخواهیهای عمومی قبل از انتخابات، پیوسته بیشترین آراء را بدست میآورد به این ترتیب بنظر میرسید که وی در انتخابات عمومی شاهد پیروزی را در آغوش خواهد کشید.
در عوض از ظواهر اوضاع چنین بر میآمد که سوسیالیستها از حکومتی طولانی و مشکلات فزاینده اقتصادی خسته و فرسوده شدهاند.
اما کسانی که دستخوش این اندیشه واهی شده بودند به نبوغ تاکتیکی پاپاندرئو پی نبرده بودند.
در ماه مارس 1985 نخستوزیر سوسیالیست بیک مانور سیاسی بیسابقه دست زد و با امتناع از تجدید دوره ریاست جمهوری «کنستانتین کارامانلیس» رهبر تاریخی جناح راست و روی کارآوردن یکی از شخصیتهای مورد اعتمادش ناگهان اوضاع را به نفع خود تغییر داد و هیجان شدیدی در کشور بوجود آورد.
در این هنگام بود که پوزیسیون، فریاد «خیانت، خیانت» سر داد و حاضر نشد «کریستوساترزیکیس، رئیسجمهور جدید را برسمیت بشناسد و تهدید کرد که اگر جناح راست در انتخابات عمومی پیروز شود «ساترزی کیس» را از مقام ریاست جمهوری خلع خواهد کرد.
این همان چیزی بود که پاپاندرئو انتظارش را داشت. جناح راست با دامن زدن به بحران بدست خود وسیله شکست «دموکراسی جدید» را فراهم ساخت. در حالیکه سوسیالیستها صف واحدی در پشت سر پازوک تشکیل دادند. کسانی که از «سوسیالیسم» مایوس شده بودند در برابر یک جناح راست انتقامجو اختلافات و رقابتها را بدست فراموشی سپردند و کمونیستها نیز بیاری سوسیالیستها شتافته و در انتخابات دوم ژوئیه آرای خود را به نفع پازوک به صندوقها ریختند. باین ترتیب سوسیالیسیتها 161 کرسی از 300 کرسی پارلمان را اشغال کرده و یک اکثریت مطلق آسان بدست آوردند. پیروزی در رایگیری ماه ژوئیه به سوسیالیستها امکان میدهد که تا سال 1989 با آرامش خاطر کامل به حکومت خود ادامه دهند.
پازوک که در سال 1981 «کمی بطور تصادفی» بقدرت رسیده بود بر خلاف پندار دشمنانش دیگر «پارانتزی برای بسته شدن نیست» یونان در دوره جدید حکومت سوسیالیستها شاهد تحولات شگرفی در صحنه سیاست خواهد شد و پازوک تا انتخابات آینده کلیه ورقهای برنده را در دست خواهد داشت مگر آنکه در طول این مدت کشور دستخوش یک فاجعه اقتصادی بشود یا سیاسی.
در دسامبر 1988 موعد قرارداد مربوط به پایگاههای آمریکا در یونان منقضی میشود. آیا این قرارداد تجدید خواهد شد؟ یا سوسیالیستها خواستار برچیده شدن آنها خواهند شد؟
همه چیز امکانپذیر است. اما قدر مسلم این است که با اصلاح قانون اساسی، ریاست جمهوری در یونان یک پست تشریفاتی خواهد شد و نخستوزیر اختیارات وسیعی را که تاکنون در یونان سابقه نداشته بدست خواهد آورد.
پاپاندرئو با در دست داشتن این «آتو»ها با مسایل سیاست خارجی، که پس از حوادث ماه مارس تقریبا بحال «انجماد» در آمده، برخورد خواهد کرد.
شرکای آتن در جامعه اقتصادی اروپا و اتحادیه آتلانتیک شمالی (ناتو) میدانند با مردی باید به مذاکره بپردازند که تا چهار سال آینده از اختیارات کامل برخوردار خواهد بود.
بیشک قبرس نخستین مسئلهای است که در مذاکرات آینده با آمریکا و ترکیه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.