تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۲۲۱۷۱
«تل‌آویو» ماشینهای جنگی دیکتاتورهای جهان را به راه می‌اندازد

اسرائیل سوداگر مرگ


از: آفریک آزی (چاپ فرانسه)
خصلت تهاجمی و توسعه‌طلبی شدیدی که دولت صهیونیستی به نمایش میگذارد، الحاق وحشیانه بلندیهای جولان، بعد از حملات مرگبار علیه لبنان، آخرین نمونه آن به شمار میرود ـ با گسترش سرسام‌آور صنعت اسلحه‌سازی، که امکانات تخریبی را نه تنها برای ماشین جنگی اسرائیل بلکه برای ماشین‌های جنگی ستمکارترین و غیر مردمی‌ترین رژیم‌های جهان تامین می‌کند، همراه می‌باشد.
شیلی، گواتمالا، آرژانتین و السالوادور و در آمریکای لاتین، تایلند، فیلیپین و تایوان در آسیا و همچنین آفریقای جنوبی از جمله کشورهایی هستند که در آنها سلاح‌های مرگبار ساخت اسرائیل جهت سرکوب مردم بکار گرفته میشوند، مردمی که خواسته‌هایشان با منافع شرکت‌های چند ملیتی و مقاصد سوق‌الجیشی ایالات متحده آمریکا در تضاد است.
اسرائیل در عین حال نقش سیاسی مشخصی را در استراتژی امپریالیستی بازی می‌کند. آنجا که واشنگتن یا دیگر قدرت‌های عضو پیمان آتلانتیک، با توجه به تصویر فوق‌العاده نفرت‌انگیز برخی از دیکتاتورها، ترجیح می‌دهند که ارسال سلاح به این رژیم‌ها را کاهش داده یا قطع نمایند، اسرائیل شکاف ایجاد شده را بسرعت پر می‌کند تا امکاناتی را جهت حفظ قدرت در اختیار آنها قرار دهد.
کمک به سوموزا
در آخرین ماههای حکومت «سوموزا» در نیکاراگوئه، هنگامیکه ایالات متحده آمریکا می‌بایست واگذاری تسلیحات به دیکتاتور را قطع نماید، صنعت اسلحه‌سازی اسرائیل برای نیروهای امنیتی وی بدون وقفه مشغول بکار بود و 98 درصد از احتیاجات تسلیحاتی آنها را تامین مینمود.
تفنگ‌های اسرائیلی «گالیل» توسط یک گروه عملیاتی تروریستی ویژه که شخصا توسط پسر سوموزا رهبری میشد، بکار برده میشدند. فروش سلاح‌های اسرائیلی تا زمان سقوط رژیم ادامه داشت. در میان تسلیحات واگذار شده به رژیم فاشیست سوموزا، می‌توان به چهارده هواپیمای «آراوا» اشاره نمود که در بمباران مردم غیرنظامی ماناگوئه، لئون ماتاگالپا و دیگر شهرها بکار گرفته شدند.
موج غیظ و نفرتی که بواسطه عملکرد اسرائیل بعنوان تامین‌کننده سلاح‌های مرگبار و مخرب برای دیکتاتوری سوموزا در میان مردم نیکاراگوئه برانگیخته شد، از طرف محافل رهبری «تل‌آویو» همچون تظاهرات «ضدیهودی» تلقی گردید. یک روزنامه‌نگار اسرائیلی بنام «یورام‌پری» به این تعبیر و تفسیر رسمی پاسخ داد. بدین منظور وی در روزنامه «داوار» به خوانندگانش یادآور شد که در «زیمبابوه» نیز کینه به اسرائیل، در میان مردمی که حملات مرگبار رژیم «یان اسمیت» را که به تسلیحات اسرائیلی مجهز بود. متحمل شده بودند، بسیار شدید بود. «یورام‌پری» اینطور نتیجه‌گیری می‌کند که «اسرائیل به تامین‌کننده سلاح‌های خطرناک در جهان تبدیل شده است... آنچه که برای ما ضروری است، یک تغییر سیاست است.»
مسلما چنین تغییری فردا صورت نخواهد گرفت. در ورای انگیزه‌های سیاسی که دولت صهیونیستی را در صف ایالات متحده آمریکا، اقمار و مشتریان جهانی‌اش قرار میدهد، ملاحظات اقتصادی که نمی‌توان از آنها چشم پوشید، دولت اسرائیل را به مداومت در نقش خود بعنوان فروشنده سلاح ترغیب می‌نماید.
بخش شکوفا
صنعت اسلحه‌سازی به مهمترین و شکوفاترین بخش اقتصاد اسرائیل تبدیل شده است، در صورتیکه کلیه بخش‌های دیگر دچار بحران میباشند. این صنعت از چهار شرکت پرقدرت دولتی ـ صنایع هواپیماسازی اسرائیل، صنایع نظامی اسرائیل، تادیران و سلتام ـ تشکیل گردیده است و در جوار آنها صدها کارگاه کوچک قرار دارد که دهها هزار کارگر متخصص را بکار گرفته‌اند. سطح تولید این صنعت شگفت‌آور است. بعنوان مثال کاتالوگ «سلتام» متجاوز از چهارصد و پنجاه نوع تجهیزات نظامی را عرضه میدارد. و این در حالی است که بروشور تبلیغاتی صنایع هواپیمایی اسرائیل تجهیزات نظامی و امنیتی آزمایش شده، زره‌پوش، ناوهای جنگی، حصارهای الکترونیک، موشک... و هواپیماهای مافوق صوت جنگی کاملا مجهز را به دولت‌های دوست ماوراء بحار تقدیم می‌کند.
امروزه فروش اسلحه 40 درصد از کل صادرات اسرائیل را که بعد از ایالات متحده آمریکا، فرانسه، انگلستان و جمهوری فدرال آلمان به پنجمین صادرکننده سلاح در جهان سرمایه‌داری تبدیل شده است، تشکیل میدهد. این صادرات به اسرائیل امکان میدهد تا هزینه‌های نظامی خود را که از 1967 حدود 500 درصد افزایش یافته‌اند تبدیل نماید.
اسرائیل به چهل کشور اسلحه می‌فروشد که بطور عمده کشورهای جهان سوم می‌باشند.
رژیم‌های آمریکای لاتین در حال حاضر بیش از نیمی از صادرات اسلحه اسرائیل را جذب می‌کنند.
شورای نظامی السالوادور یکی از این مشتریان است که در حال حاضر نیروهای مسلح آن بطور متوسط دوهزار نفر را در ماه به قتل می‌رسانند. هشتاد درصد از تجهیزات نظامی این شورا از اسرائیل تامین میگردد. در میان این تسلیحات می‌توان به تفنگ‌های «گالیل»، مسلسل‌های «یوزی» و همچنین هواپیماهای «آراوا» اشاره نمود. هواپیماهای مذکور قادرند از هر نوع زمینی به پرواز درآمده، دستجات نظامی را حمل ‌و نقل نموده و در ارتفاع کم به بمباران مناطق مختلف بپردازند. این هواپیماها که تحت عنوان «غیرنظامی» فروخته شده‌اند، معمولا به منظور تهاجم علیه مردم غیرنظامی بکار برده میشوند.
یکی دیگر از مشتریان پروپاقرص اسرائیل، ژنرال ویولا، رئیس‌جمهور سابق آرژانتین بود که طبق آمار سازمان عفو بین‌المللی، از زمان کودتای سال 1976، بیش از پانزده هزار تن از مخالفین رژیم وی بطرز مرموزی «ناپدید» شده‌اند. با آنکه آرژانتین یکی از کشورهای نادر آمریکای لاتین محسوب میشود که دارای صنعت اسلحه‌سازی است، معذالک بزرگترین خریدار سلاح اسرائیلی در قاره آمریکای جنوبی نیز بشمار میرود. علاوه بر سلاح‌های سبک و تجهیزات الکترونیک نظامی، آرژانتین اخیرا به عنوان مثال، بیست و شش فروند بمب‌افکن «نشر» نوع میراژ، دو کشتی نفتکش «دابور» و هجده موشک «گابریل» خریداری کرده است.
مدافعان یهودیان ستمدیده!
رهبران اسرائیل ـ که خود را همچون مدافعان یهودیان ستمدیده به جهانیان معرفی می‌کنند ـ هرگز علنا علیه جریان تند ضدیهود در آرژانتین، که شمار بسیاری از شکنجه‌گران سابق نازی به آنجا پناهنده شده و غالبا بعنوان مشاور در ارتش دستگاه پلیس مشغول بکار میباشند، اعتراض نکرده‌اند. چنانچه ژاکو بوتیمردان، روزنامه‌نگار و ناشر معروف آرژانتینی و مدیر روزنامه لیبرال «لااوپنییون» که فردی یهودی است به جرم داشتن عقاید سیاسی بازداشت گردید و قبل از آنکه به اسرائیل تبعید شود پنج ماه تحت شکنجه‌های سخت قرار گرفت. وجود چنین شخصی و خصوصا انتقاد جبران ناپذیرش از ماهیت ضدیهودی رژیم آرژانتین، این «دوست» و «متحد» بزرگ دولت صهیونیستی، اسباب زحمت و دردسر بسیار رهبران تل‌آویو را فراهم آورد.
در شیلی نیز، هنگامیکه انگلستان به تلافی شکنجه‌هایی که یک پزشک انگلیسی متحمل شده بود ارسال سلاح به این کشور را قطع نمود و اسرائیل به کمک حکومت ژنرال «پینوشه» شتافت. معاون وزیر دفاع اسرائیل در ماه ژانویه 1979 به شیلی سفر نمود و پیشنهاد کمک نظامی دولت متبوع خود را به پینوشه ابلاغ کرد. این پیشنهاد مسلما مورد قبول قرار گرفت و در میان آخرین سلاح‌های اسرائیلی که به شیلی ارسال گردید میتوان به حدود هزار و پانصد موشک بسیار پیشرفته نوع «شافریر» اشاره نمود.
هنگامیکه در سال 1979، بدنبال کشتار صدها دانشجو در گواتمالا، ایالات متحده آمریکا تحت فشار کنگره و افکار عمومی ملزم گردید ارسال سلاح به این کشور را قطع نماید، مقامات اسرائیلی پیشنهاد مشابهی را به رژیم نظامی «رمئو گارسیا» نمودند. طبق گزارش الیاس باهارانا، روزنامه‌نگار گواتمالایی، اسرائیل پنجاه هزار تفنگ گالیل، هزار مسلسل سنگین، پانزده فروند هواپیمای حمل و نقل و پنج فروند هلی‌کوپتر حمل‌و نقل واحدهای نظامی به نیروهای امنیتی گواتمالا فروخته است. روزنامه‌نگار مذکور موفق گردیده بود در نیروهای امنیتی نفوذ کند تا به تحقیق در مورد مبداء ارسال سلاح‌هایشان بپردازد.
دلالهای اسلحه
این دادوستد عظیم سلاح عموما توسط اسرائیلیان مستقر در آمریکای لاتین که پنج تا ده درصد مبلغ قراردادها را بعنوان حق‌العمل دریافت میدارند صورت میگیرد. این افراد غالبا افسران بازنشسته‌ای هستند که در کشور خود کاری چنین سودبخش نمی‌یافتند. مشهورترین و بدون شک فعالترین این نمایندگان مرگ یک غیرنظامی اسرائیلی بنام مارکوس کاتز است که از پانزده سال پیش مقیم مکزیک میباشد.
کاتز غالبا میان آمریکای لاتین و اسرائیل در رفت‌و‌آمد است ـ این رفت‌و‌آمدها گاهی اوقات بهمراه بهترین مشتریانش که از رده‌های بالای سلسله مراتب نظامی کشورهای ذیربط میباشند صورت می‌گیرد. این عامل تجاری که از خصوصیات ویژه‌ای برخوردار میباشد (او همچنین یکی از تامین‌کنندگان عمده بودجه سازمان افراطی صهیونیستی و نژادپرست «گوش امونین» است) در محافل سیاسی و نظامی اسرائیل دارای دوستان بسیاری است. هم او بود که در آخرین ماههای حکومت سوموزا، هنگامیکه ایالات متحده آمریکا ملزم به قطع ارسال سلاح‌هایش گردید، قرارداد فروش عظیم سلاح به نیکاراگوئه را منعقد نمود.
روابط اسرائیل با تایلند
گرچه بازار عمده فروش سلاح اسرائیل آمریکای لاتین میباشد، معذلک این کشور دیگر مراکز سودمند فروش را که در آن سوی جهان واقعند از نظر دور نمی‌دارد. اسرائیل روابط مستحکمی را با رهبران نظامی تایلند که از سال 1976، زمان سقوط حکومت غیرنظامی، قدرت را در دست گرفته‌اند برقرار کرده است. هنگامیکه کنگره آمریکا، که از شکست ایالات متحده در ویتنام ضربه سختی دیده بود از حمایت علنی و مستقیم از یکی دیگر از رژیم‌های متزلزل و غیرمردمی منطقه اجتناب می‌ورزید، اسرائیل یکبار دیگر به یاری چنین رژیمی شتافت و سلاح‌هایی را که حکام مستبد آن جهت سرکوب مردم به آنها نیازمند بودند در اختیارشان قرار داد.
همکاری اسرائیل و تایلند دارای اشکال گوناگونی است. متخصصین نظامی اسرائیل شیوه‌های جنگ ضدچریکی را به نیروهای تایلندی آموزش میدهند. این یکی از انواع کمک‌هایی که دولت صهیونیستی در اختیار دولت‌های دست‌نشانده جهان سوم قرار میدهد. تل‌آویو در عین حال یک سلسله دوره‌های آموزشی جهت تربیت سندیکالیست‌های تایلندی با روحیه سندیکالیسم آمریکائی در اسرائیل ترتیب می‌دهد.
همبستگی با پرتوریا
هرچند روابط تجاری و نظامی اسرائیل با رژیم‌های ضدمردمی آسیا حائز اهمیت باشند، اما بهیچوجه از گستردگی و وسعت روابط این کشور با دولت نژادپرست آفریقای جنوبی برخوردار نمی‌باشند. جنبه‌های اساسی این همکاری را بخاطر آوریم. اسرائیل یک سلسله سلاح‌هائی را که برای جنگ ضدانقلابی قابل استفاده میباشند به رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی می‌فروشد: مسلسل‌های سنگین، تفنگ، خمپاره‌انداز، کامپیوتر، دستگاههای مراقبتی الکترونیک و همچنین کشتی‌های جنگی مجهز به موشک‌های گابریل و هواپیماو اسرائیل همچنین یک حصار الکتریکی در مرز میان نامیبیا و آنگولا، به منظور محصور کردن نیروهای سازمان خلق آفریقای جنوبی (سواپو)، کار گذاشته است. بعلاوه همکاری مستحکم و مستمری در زمینه هسته‌ای میان دو رژیم برقرار میباشد. دیدارهای دانشمندان و نظامیان اسرائیلی از آفریقای جنوبی و انفجار معروف ماه سپتامبر 1979 در اقیانوس هند که حاصل تلاش‌های مشترک متخصصین دو کشور بود گواهی است بر این امر.
اسرائیل در مقابل کمک قابل ملاحظه‌اش به ماشین جنگی آفریقای جنوبی مقادیر بسیار زیادی فولاد و زغال‌سنگ، که برای حرکت چرخ اقتصادش حیاتی میباشند، از این کشور دریافت می‌دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات