واحد مرکزی خبر- شش سال از کشتار تکاندهنده و دهشتآور تلزعتر در سال 76 میگذرد. سالی که شبهنظامیان فالانژ به فرماندهی «بشیر جمایل معدوم» اردوگاه فلسطینی تلزعتر را به محاصره درآورد و ارسال آذوقه را بروی آنها بستند و نوزده روز مداوم باران گلوله و توپ را بر این اردوگاه سرازیر ساختند. هرچند که در درون اردوگاه، فلسطینیها به دفاع برخاستند لکن مقاومت مسلحانه فلسطینیها کارگر نیفتاد و فالانژها ابعاد کشتار را وسیعتر نمودند. یکی از اهالی فلسطینی حاضر در تلزعتر بعدها گفت: نوزده روز شبهنظامیان گلوله باریدند و آب و غذا را بر فلسطینیها بستند تا جائی که آخرین آذوقه نیز پایان یافت و کودکان از شدت گرسنگی علفها و برگ درختان را در دهان داشتند. عمدهترین فعالیت اهالی شامل دفن کشتهها میشد. جای بخصوصی برای تدفین نبود. هرکس هرجا بزمین میافتاد همانا بخاک سپرده میشد. فالانژها در این مدت هرکس را دیدند قتلعام کردند و میان زن و کودک و پیر و جوان تفاوتی نگذاشتند لکن با این همه فلسطینیها بدلیل داشتن تسلیحات توانستند در برابر این نوکران صهیونیستها مقاومت کنند و از شمار کشتار عظیمشان اندکی بکاهند.
اما امروز در کشتار 1400 فلسطینی، خبری از دفاع مسلحانه از زن و کودکی که در لبنان ماندهاند نیست.
صهیونیستها - فالانژها و نیروهای سعد حداد مزدور به اردوگاههای فلسطینی «صبرا» و «شتیلا» که بتازگی چریکهای فلسطینی را از آنجا به خارج لبنان انتقال دادهاند حمله کرده و از هیچکس نگذشتند. هرکس را یافتند در صف قرار دادند و برگبار بستند. خبرنگارانی که چند ساعت پس از حادثه کشتار اجازه یافتند به منطقهای که از طرف نیروهای صهیونیستی محاصره شده بود نزدیک شوند چنین بیان میکنند:
شمارش تعداد واقعی فلسطینیهایی که در این اردوگاهها به قتل رسیدهاند ممکن نیست، چون جنازهها بر روی زمینی به مساحت چندین هکتار پراکنده است. بعضی از قربانیان قبل از آنکه اعدام شوند در مقابل یک دیوار گرد آورده شده و سپس به رگبار بسته شدهاند. صهیونیستها بشدت سعی نمودهاند با کمک بولدوزر جنازهها را از دیدگاه مردم بپوشانند اما با این وجود دستها و پاهای تعداد کثیری از قربانیان از خاک بیرون مانده است. آخرین گزارشها حاکی است که بولدوزرهای جنایتکاران صهیونیستی بداخل اردوگاهها برده شده و تمام منطقه اردوگاه را بر سر جنازهها ویران کردهاند تا اثری از تعداد کشتهها باقی نماند نیروهای صهیونیستی بکمک فالانژها و نیروهای سعد حداد درب خانهها را به صدا درمیآوردند و پس از ردیف کردن مردم به قتلعام آنها پرداختند اما مهمترین تفاوت در این کشتار با قتلعام «تلزعتر» آن بود که فلسطینیها اگر در آن هنگام با سلاحهایشان توانستند مقاومتی از خود نشان دهند در قتلعام امروز بیهیچ دفاع به مسلخ رفتند.
این قتلعام در لحظاتی انجام میگیرد که در حدود یکماه پیش، نیروهای رزمنده آنان توسط نمایشی بکارگردانی فیلیپ حبیب مزدور آمریکای جنایتکار مجبور به خروج از لبنان شدند. حبیب که در هفته گذشته بخاطر موفقیتآمیز بودن خروج اجباری نیروهای رزمنده فلسطینی از لبنان مدال آزادی از ریگان دریافت کرد توانست با این موافقتنامه، زنان و کودکان باقیمانده فلسطینی و مردم مسلمان لبنان را بطور کامل در موضع ضعف قرار دهد. بر اساس آن تصویبنامه بنا بود که پس از خروج چریکهای فلسطینی از بیروت ابتدا نیروهای چند ملیتی فرانسه - ایتالیا و آمریکا جایگزین گردند و امنیت غرب بیروت را حفظ نموده و در مرحله ثانی ارتش لبنان کنترل این منطقه را بدست گیرد. آنچنان که عرفات رئیس سازمان آزادیبخش در مصاحبه خود پس از کشتار جدید اذعان داشته حبیب به فلسطینیها تضمیناتی کتبی ارائه داده بود که نیروهای صهیونیستی به غرب بیروت و خصوصاً اردوگاههای بمباران شده فلسطینی نزدیک نشده و امنیت آنها را ارتش لبنان بطور کامل بعهده میگیرد. در این تضمینها، حبیب قول داده بود که نیروهای فالانژ و شبهنظامیان مسلح سعد حداد - مزدور صهیونیسم - نیز به هیچوجه به اردوگاهها حمله نخواهند کرد و بهر حال با این تضمینهای مسخره فلسطینیها را خارج کردند. در فاصله 17 تا 22 شهریور نیروهای چندملیتی به بهانه اینکه انتقال فلسطینیها انجام گرفته و نیروهای ارتش لبنان توانستهاند در مواضع خود استقرار بیابند لبنان را ترک کردند.
بدنبال ترک نیروهای چند ملیتی، صهیونیستها با استفاده از اعدام جمیل و به بهانه جلوگیری از نبرد میان نیروهای لبنانی به غرب بیروت حمله کردند. همان موقع نقشه کشتار مردم مظلوم فلسطینی و مسلمانان لبنان بخوبی روشن بود و از طرف بسیاری از محافل سیاسی جمهوری اسلامی خطر آن گوشزد گردید لکن خبرگزاریها و حکام مرتجع عرب و جهان شرق و غرب سر را در لاک خود فرو کردند آنچنان که گوئی این حادثه امری غریب بود. سه روز بعد در 27 شهریور، صهیونیستها منطقه اردوگاهها را محاصره و با عقب راندن ارتش نمایشی لبنان - بکمک فالانژها و نیروهای سعد حداد کشتار سراسری خود را آغاز کردند که نتیجهاش قتلعام لبنانیهای مسلمان و زن و کودکان مظلوم فلسطینی بود.
امروز باید بار دیگر دنیا ارزش تضمینهای دولتهای استکباری و جهانخوار چون آمریکا و محافل بینالمللیای مانند سازمان ملل را بداند. امروز بار دیگر مشخص میگردد که برد قوانین بینالمللی تا کجاست و تا چه اندازه بها دارند.
اگر ما بارها گفتهایم که قوانین و قراردادهای بینالمللی ساخت دست آمریکای جنایتکار چیزی جز آلت دست مقاصد شومش نیست بدلیل حوادثی نظیر آنچه در لبنان میگذرد بوده است.
در راس دستاندرکاران این کشتار بطور قطع آمریکا قرار دارد. چرا که امروزه روشن است صهیونیستها هر کاری را توانستهاند در لبنان انجام دهند بخاطر حمایت بیدریغ جنایتکار بزرگ بوده است و اگر روزی دست آمریکا از سر این فرزند نامشروع برداشته شود مشخص است که صهیونیستها قادر به هیچ غلطی نخواهند بود و مسلما مذاکرات مداوم چند روز اخیر موریس دراپر معاون حبیب در اسرائیل از قتلعام اخیر جدا نیست. عمق حادثه تا آنجا رفته است که همه کشورها آنرا محکوم کرده و کوشیدهاند موضع خود را از آن جدا سازند و جالب آنکه حتی سعد حداد نیز کوشیده است با اظهارنظرها خود را از این قتلعام دور کند.
اما از همه مهمتر اظهارنظر ریگان در رابطه با این کشتار میباشد ریگان مسبب اصلی این فاجعه در پیام خود میگوید: «خبر کشتار فلسطینیها در بیروت مرا به وحشت افکند. تمام مردم شرافتمند باید در انزجار و خشم ما نسبت به کشتاری که زنان و کودکان را نیز دربر گرفته است شریک باشند! من تاسف و تاثر عمیق خود را به خانوادههای قربانیان و تمامی جامعه فلسطینیان تقدیم میدارم»
اینگونه اظهارات و موضعی که آمریکا در رابطه با این جریان در پیش دارد یک خطر عمده را گوشزد میکند و آن نکتهای است که تمام محافل بینالمللی باید بدان توجه کنند. خطر آنست که آمریکا مسبب اصلی این جریان که با هدایت سیاسی خود شرایط را برای کشتار فلسطینیها توسط صهیونیستها - فالانژها و نیروهای سعد حداد فراهم ساخت بتواند با اینگونه موضعگیریهای لفظی و با محکوم کردن ظاهری صهیونیستها در شورای امنیت علاوه بر آنکه بار قضیه کشتار را از خود برهاند قادر گردد کارگردانی جریانات بعدی را نیز با مهارت بیشتری در دست بگیرد. خطر آنست که آمریکا عامل کشتار مردم مظلوم لبنان و فلسطین از این حادثه پیروز بیرون آید و با موضعگیری سیاسی آنچنان خود را از موقعیت رژیم اشغالگر قدس دور نگه دارد که بتواند بعنوان مدافع فلسطینیها جلوه کند.
امروز مسببین اصلی این کشتار آمریکا و صهیونیستها و رژیمهای مرتجع عربی هستند که با موضعگیریهای سازشکارانه خود راه را برای این اقدامات باز گذاشتهاند ننگ بر حکام عربی که با کوشش در برسمیت شناختن صهیونیستها به رژیم اشغالگر آن اجازه را میدهند که در قلب پایتخت یک کشور عربی و مسلمان به چنین کشتار وحشیانهای دست زند و آنگاه سخنگوئی چون شاه حسین خائن از شورای امنیت تقاضای یک نیروی پاسدار صلح پنج هزار نفره مرکب از نیروهای فرانسه - آمریکا - شوروی - چین - انگلیس بنماید.
این ننگ را باید بکجا برد که یک میلیارد مسلمان با داشتن این همه سلاح نظامی از یک طرف، بعنوان سلاح اقتصادی، از طرف دیگر در حادثهای باین اهمیت که شرف عربی را از هر عربی سلب میکند بکنجی بخزند و آنرا لفظاً محکوم کنند و در نهایت کسی چون فهد یا حسنی مبارک تلفنی از ریگان - عامل اصلی جنایت بخواهد نیروهای صهیونیستی را از عملیات بازدارد این ننگ را باید بکجا برد که حتی رهبرانی از فلسطینیها هم در برابر این حادثه با پیامی از حسنی مبارک کسی که همپیمان صهیونیستهاست و کسی که از جامعه عرب مترود است میخواهد که جلو این کشتار را بگیرد.
این ننگ را باید بکجا برد که در اوج این کشتارها، حکام سعودی زائران مسلمان ایرانی را به جرم مرگ بر اسرائیل گفتن مورد ضرب و شتم قرار میدهند. براستی انسان نمیداند کدام فاجعه عمیقتر است. کشتار این مظلومین یا خیانت این رهبران و سازشکاران عرب ...
اما آنچنان که تاریخ نشان داده است این کشتارها هرچه بیشتر سبب خواهد شد فلسطین راه خود را بهتر بپیماید و بشناسد که راه مبارزه کدام است و کدام جریان حق است این جریانات بهتر روشن مینمایند که عربیت این حکام خائن به چه معنی است.
اما از طرف دیگر نحوه انعکاس خبر این فاجعه نیز بسیار مهم است. از طرفی به دلیل دقت صهیونیستها در افشا نشدن ماهیت گروههائی که در این جریان دست داشتهاند و از طرف دیگر به دلیل نظام پلید حاکم بر خبرگزاریها کوشش دقیق میگردد تا به هیچوجه مشخص نشود عاملین اصلی این کشتار چه کسانی هستند، خصوصا میکوشند اسم فالانژیستها را از این فاجعه خارج کنند و در خبرهائی هم که این نوکران را در شمار قاتلان ذکر کردهاند با تردید سخن از آنها رفته دقیقا مشخص است این امر بخاطر مساله انتخاباتی است که لبنان باید آنرا پشت سر گذارد و آمریکا مایل است با توجه به اوضاع لبنان این فرد از میان فالانژها باشد تا با توجه به نیروهای نظامی آنها و تابعیتشان از صهیونیستها، نقشههای بعدی قابل عمل باشد. لذا بسیاری میکوشند به حیثیت فالانژها ضربه چندانی وارد نشود.
بهرحال این کشتار در دنباله استراتژی کلی آمریکا دال بر قلع و قمع فلسطینیها و نیروهای مسلمان لبنان صورت میگیرد.
آمریکا میخواهد آرمان فلسطین دفن گردد حال یا از طریق پراکندن در کشورهای مختلف و دفن سیاسی آنها و یا از طریق کشتار مستقیم. اما آنچه مشخص است امروز به هیچوجه شرایط سال 76 حاکم نیست تا بتوان حادثهای باین عظمت را بفراموشی سپرد.
امروز جوانههای اسلام در منطقه شکفته شده و هر خونی که امپریالیستها به زمین میریزند و هر سکوتی که رهبران عربی در برابر خونها مینمایند ملت ما را آگاهتر نموده و این جوانه رشد بیشتری میکند.
مطمئن باشید نهال تازه شکفته اسلام با این کشتارها رشدی فزونتر خواهد یافت و دیری نخواهد پائید که همه بساطشان را واژگون سازد.