یوسف غروی
با از سرگیری مجدد درگیریهای حومه جنوبی بیروت میان نیروهای جنبش امل از یکسو و شبه نظامیان حزبالله از سوی دیگر، ضرورت دستیابی به راهحل نهایی برای پایان تخاصمات و کشمکشهای طولانی طرفین و تحکیم و تثبیت اتحاد در صفوف مسلمانان لبنان، بیش از پیش افزایش یافت.
زدوخوردهای پیوسته حزبالله و جنبش امل یکی از تازهترین تحولات سیاسی نظامی بحران لبنان است که بیگمان، چنانچه راهحل قاطع و تعیینکنندهای برای توقف نهایی آن، یافت نشود، علاوه بر آنکه در درازمدت موجب تزلزل جناح اسلامی لبنان در مواجهه با نیروهای فالانژیست و طرفدار اسرائیل خواهد شد، به آشفتگی و تشتت فزاینده با ابعاد تهدیدآمیز در درون جامعه شیعیان این کشور نیز منجر خواهد شد که بیشک بر روند روبه رشد بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه تأثیر گستردهای بجا خواهد گذاشت. اهمیت زدوخوردهای حومه جنوبی بیروت ناشی از وجود زمینههای اختلاف میان دو جریان عمده و قدرتمند سیاسی ـ نظامی اسلامی لبنان است که هر دو جریان بلحاظ تعلقات مذهبی، وابسته به جامعه پر جمعیت شیعیان این کشور میباشند و از اینرو در حال حاضر وقوع شکاف و تشتت در این جامعه، موجب شده است تا اردوگاه اسلامی لبنان پس از رهایی از چند بحران تهدیدآمیز، اکنون با بحران خطرناکتری دست بگریبان باشد. و بهمین خاطر عدم یافتن راهحل برای این بحران، بیگمان بهای گزافی را متوجه محافل اسلامی و آینده جنبش و مقاومت اسلامی در جنوب لبنان کرده و جامعه اسلامی لبنان را به جناحبندی و تشتت شدید قوا خواهد کشانید.
در حال حاضر جنبش امل برهبری نبیهبری با تکیه بر حمایتهای سیاسی ـ نظامی سوریه، از موقعیت چشمگیری در صحنه معادلات حاکم برلبنان برخوردار است. قدرت توانائی نظامی این جنبش، باعث شده است تا مناطق وسیعی از جنوب لبنان، بقاع و بیروت در کنترل شبه نظامیان این جنبش قرار گرفته و بعلاوه حضور نبیهبری بعنوان وزیر دادگستری در دولت سلیمالحص، موجب شده است تا این جنبش همواره درگیرودار کلیه بحرانهای سیاسی ـ نظامی این کشور قرار گیرد که از جنبش فوریه سال 1984 ـ پس از خروج نیروهای صهیونیستی از بیروت ـ تاکنون در لبنان بوقوع پیوسته است.
جنبش امل، در کنار واحدهای شبهنظامی خود که از آنان بطور تمام وقت و پارهوقت، استفاده میکند، از «ارتش نظامی ویژهای» برخوردار است که افراد وابسته به آن مانند ارتشهای کلاسیک، کلیه فنون و آموزشهای نظامی را چه در خود لبنان یا کشورهای بخصوصی، تعلیم دیدهاند.
این «ارتش نظامی» در حال حاضر در پادگانهای مخصوص در جنوب لبنان مستقر است و تاکنون بجز موارد خاصی از جمله تهاجم علیه پایگاههای حزبالله در جنوب لبنان فروردین ماه گذشته و محاصره اردوگاه شاتیلا در دو سال پیش ـ وارد عمل نشده است.
در همینجا، باید متذکر شد که پدیده تشکیل «ارتشهای نظامی مخصوص» تنها شامل جنبش امل نمیشود. بلکه فالانژیستهای مارونی و حزب سوسیالیستهای دروزی نیز با تشکیل واحدهای نظامی ویژه توانایی شبه نظامیان خود را بمراتب افزایش دادهاند، و اکنون سلطه سیاسی، نظامی مطلقالعنان خود را در مناطق تحت تصرف خویش تعمیم دادهاند. شبه نظامیان و ارتش نظامی جنبش امل عمدتاً از شیعیان این کشور تشکیل شدند. هرچند گزارشهایی از عضویت افراد وابسته به مذاهب دیگر در این جنبش وجود دارد، اما محور اصلی جنبش امل را شیعیانی تشکیل دادهاند که به مناطق محروم جنوب و شرق لبنان تعلق دارند.
در همین حال، حزبالله لبنان که از جمله جریاناتی است که در اثر گسترش موج بیداری اسلامی در خاورمیانه و جهان اسلام از سال 1980 به بعد پدیدار گشتند، در 10 سال گذشته نفوذ قوی و مؤثر در میان نسل جوان بدست آورده و با انتقاد از سیاستهای بعضاً سازشکارانه جنبش امل، خواستار تجدیدنظر و بازنگری در رویه سیاسی جنبش امل، شده است.
انشعاب حسین موسوی سخنگوی جنبش امل در سال 1983 و تشکیل جنبش امل اسلامی و همپیمانی با حزبالله، میزان آسیبپذیری جنبش امل و نیز انحراف از خطمشی اساسی خود ـ بعنوان بازوی نظامی مجلس اعلای شیعیان لبنان ـ که بوسیله امام موسیصدر ترسیم گردید را نشان داد. در همین حال پیوستن گروه کثیری از جوانان مسلمان به این حزب و تشکیل هستههای اولیه جنبش مقاومت اسلامی که در نهایت منجر به عقبنشینی اسرائیل از مناطق اشغالی جنبش لبنان گردید، موجب اقبال بسیار گسترده مردمی و گسترش حضور سیاسی ـ نظامی این حزب در میان مسلمانان این کشور شد.
هرچند در حال حاضر، از توانائی نظامی حزبالله ارزیابی مستقل و صحیحی منتشر نشده است، اما بنظر میرسد که این حزب علاوه بر برخورداری از پایگاههای مردمی بویژه در دره بقاع، دارای نیروی فداکار و زبدهای است که با الهام از تعالیم رهائیبخش اسلام حماسههای فراوانی را در عرصه پیکار با دشمن صهیونیستی به ثبت رساندهاند. و بنابر تخمینهای احتمالی، حزبالله در شرایط استثنایی و فوقالعاده قادر است تا حدود 70 هزار شبه نظامی را بسیج کند و در این زمینه، رویاروئی حزبالله در زدوخوردهای جنوب بیروت با شبه نظامیان امل، نشان داد که پایگاههای مردمی این حزب برخلاف آنچه تاکنون شایع شده است، آسیبناپذیر و قدرتمند باقی ماندهاند.
در هر حال، آنچه اکنون اهمیت دارد، ایجاد راهحل پایدار برای رهائی از بحرانی است که در صورت گسترش آن، عواقب وخیمی را برای طرفین درگیر به ارمغان خواهد آورد.
در این زمینه، لزوم حضور دیپلماسی فعال از سوی جمهوری اسلامی بسیار ضرورت دارد. بویژه آنکه، قاطبه مردم مسلمان لبنان، اکنون در انتظار فعالیت شدید نمایندگان ایران اسلامی برای حل اختلافات حزبالله و جنبش امل میباشند. بدین لحاظ حضور فرستادگان بلندپایه جمهوری اسلامی نفوذ طرفین درگیر، بسیار مؤثر است. چه، اکنون با حضور گسترده رژیم عراق در مناطق شرقی بیروت که بمنظور تزلزل اردوگاه مسلمانان انجام شده است، بطور جدی ضرورت انسجام صفوف امل و حزبالله را بمیان کشیده است.
در پایان توجه به این نکته ضروری است بحران لبنان از پیچیدگی بخصوص برخوردار است که فقدان ظرافتهای خاصی در برخورد برای حل معضلات این کشور، بویژه بین امل و حزبالله، تبعات ناخوشایندی را بدنبال خواهد داشت. بنابراین فرستادگان ایران اسلامی باید با اطلاع از ظرافتهای خاصی بحران و درگیری طرفین و آشنایی با مقامات صاحب نفوذ، تلاش گسترده خود را برای حل این معضل دردناک جامعه اسلامی لبنان، آغاز نمایند.