از: مهدی اسحاقیان
نبردهای جاری میان نیروهای رقیب مارونی که در منطقه مسیحینشین شرق بیروت ادامه دارد، «الیاس هراوی»، رئیسجمهوری این کشور را با انتخابی دشوار روبرو ساخته است.
این درگیریها که همزمان با اجرای طرح امنیتی غرب بیروت بر اساس موافقتنامه طائف و به منظور آغاز خلع سلاح شبهنظامیان لبنان با حمله نظامیان وابسته به میشل عون علیه مواضع نیروهای لبنانی (فالانژ) آغاز شده، اولین مانع را در برابر تلاشهای دیپلماتیک رئیسجمهوری این کشور که برای پایان دادن به جنگ خانگی در این کشور آغاز کرده، بوجود آورده است.
در یک طرف این نبردها بخشی از نظامیان مسیحی ارتش لبنان قرار دارند که در حال حاضر تحت رهبری «میشل عون»، فرمانده سابق ارتش این کشور، داعیه مخالفت با موافقتنامه طائف و حضور نیروهای خارجی از جمله سوریه را در این کشور دارند.
مسلماً هراوی که درصدد است تا بخش مسیحی ارتش را به نفع خود حفظ کند، از هرگونه اقدام نظامی علیه عون، که موجب وارد آمدن خساراتی به این نیروها میشود، اجتناب کند و عملکرد وی در طول نبردهای جاری در شرق بیروت نیز مؤید همین نظریه است.
در همین راستا وی بارها اعلام کرده است که تلاش میکند تا از راههای مسالمتآمیز میشل عون را وادار سازد تا به مخالفت خویش علیه اجرای موافقتنامه طائف که منطبق با خواستهای جامعه مارونی این کشور است، پایان دهد. بدین ترتیب، با حذف عون، خود رهبری این نیروها را که به هیچ طایفه و حزبی وابسته نیست و برای ابقای سلطه سیاسی مارونیت در این کشور اهمیت حیاتی دارد، به دست خواهد گرفت.
طرف مقابل میشل عون در جنگ قدرت شرق بیروت، «سمیر جعجع» قرار دارد که فرماندهی نیروهای لبنانی موسوم به فالانژ را که بازوی نظامی حزب کتائب است، بر عهده دارد.
نیروهای لبنانی (فالانژ) که در طول جنگ داخلی پانزده ساله لبنان با هدف ایجاد یک مرکز واحد تصمیمگیری در جامعه مسیحی این کشور با قلع و قمع سایر نیروهای مستقل مسیحی خود را به عنوان تنها نیروی مسلط بر مسیحیان این کشور در آورده است، اقدامهای میشل عون را عامل اصلی ایجاد شکاف میان جامعه مسیحی که سلطه آنان را در این کشور تا مرز سقوط پیش برد، خواندند. عون نیز که جبههگیری این نیروها را علیه خود در راستای اظهارات سایر شخصیتهای سیاسی و مارونی این کشور و به عنوان هشداری برای حذف خود از صحنه سیاسی لبنان تلقی کرد، مواضع این نیروها را مورد حمله قرار داد.
هر چند جعجع در این نبردها اعلام کرد که آماده است پایگاهها و نیروهایش را در اختیار رئیسجمهور، هراوی، قرار دهد تا علیه عون به کار گیرد، ولی عدم اجابت درخواست وی از سوی هراوی در این مورد را بایستی در جهت تلاش وی برای حفظ نظامیان مسیحی این کشور دانست.
مانع بعدی که بر سر راه اقدامات دولت هراوی برای پایان دادن به بحران جاری در این کشور بروز خواهد کرد، ناشی از خلع سلاح شبهنظامیان در این کشور است که براساس موافقتنامه طائف پس از برقراری آتشبس در لبنان بایستی به مرحله اجرا درآید.
ناظران معتقدند، اجرای طرح امنیتی غرب بیروت که با مساعدت نیروهای سوریه و با موافقت شبهنظامیان مستقر در این منطقه انجام شد، در شرق بیروت با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد.
هراوی برای خلع سلاح نیروهای لبنانی فالانژ دو راه در پیش روی دارد که هر یک مشکلات خاص خود را در پی دارد. اولین مشکل این است که اگر هراوی قصد آن داشته باشد که این نیروها را کاملاً خلع سلاح کرده و به حیات آنان خاتمه دهد، مسلماً با توجه به عملکرد پانزده ساله این نیروها در جامعه مسیحی، دولت هراوی بار دیگر با خطر یک جنگ داخلی روبرو خواهد شد. احتمال دیگر آن است که این نیروها در بخش مسیحی ارتش لبنان ادغام شوند که این امر با واکنش سایر نیروهای ملی و اسلامی این کشور مواجه خواهد شد.
سناریوی بعدی پس از اجرای طرح امنیتی در بیروت بزرگ، گسترش آن در سراسر لبنان است. آیا سایر نیروهای ملی و اسلامی این کشور که تحت شرایطی موافقتنامه طائف را پذیرفتهاند، به میزان اصلاحات سیاسی مندرج در این موافقتنامه و مشارکت سیاسی موجود برای خلع سلاح تن خواهند داد؟
مسلما حضور شبهنظامیان مسلح گوناگون در لبنان که عامل اصلی بحران تاریخی این کشور است، با ادامه سلطه مارونیت سیاسی ـ که در موافقتنامه طائف بدان جنبه قانونی نیز بخشیده شده اسـت ـ همچنان ادامه خواهد یافت و به تبع آن، جنگ خانگی نیز ادامه مییابد.
به عقیده صاحبنظران سیاسی، تا هنگامیکه بحران در این کشور بطور اساسی حل نشده باقی بماند، و نظام مبتنی بر فرقهگرایی در این کشور به یک حکومت ملی جا سپرد به گونهای که مشارکت را به بهترین شکل تامین نماید، بحران لبنان لاینحل خواهد ماند.