تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۲۲۳۱۴

جنگ چریکی در اروپا علیه «ناتو»

اشاره: مجله الموقف العربی چاپ قبرس اخیرا اقدام به چاپ گزارشی در مورد فعالیت مجدد گروههای چریکی در اروپای غربی کرده است. این گروهها که در اوایل دهه هفتاد در کشورهای اروپایی شروع به فعالیت کرده و برای مدتی جنجال تبلیغاتی وسیعی در مورد فعالیت‌های آنان براه افتاد، در نیمه دوم این دهه به انزوای بیشتر غلطیدند و برای مدتی تحرک خود را از دست دادند. در پی استقرار موشک‌های اتمی آمریکا در خاک کشورهای اروپایی و عدم موفقیت جنبش‌های مسالمت‌آمیز صلح اروپای غربی در ممانعت از این اقدام، اخیرا این گروهها مجددا دست به فعالیت زده و حملات خود را متوجه تاسیسات ناتو و حضور نظامی آمریکا در کشورهای اروپای غربی کرده‌اند. اگرچه مقاله «الموقف العربی» از دیدگاهی صرفا حمایت‌گرانه و بدون ارزیابی حرکات گذشته این گروهها نوشته شده است، با این حال به جهت اطلاع از این جریان جدید در اروپای غربی اقدام به درج آن می‌کنیم.

سازمان‌های زیرزمینی اروپا که سرگرم جنگ مسلحانه علیه آمریکائیان و پیمان ناتو هستند، اخیرا اعلام کردند که برای مبارزه با آمریکا و آزادسازی اروپا، جبهه‌ای اروپائی تشکیل داده‌اند این جبهه کار خود را با یک رشته انفجار و حمله علیه پایگاههای آمریکا و سازمانهای پیمان ناتو آغاز کرد و چند تن از نظامیان و همکاری‌کنندگان با آمریکا و ناتو را به قتل رساند. این عملیات هنگامی که «ارتش سرخ» آلمان اقدام به ترور تزمرمن، مسئول بلندپایه صنایع نظامی آلمان کرد، به اوج خود رسید. پیش از این، سازمان فرانسوی «اقدام مستقیم» نیز ژنرال فرانسوی رنه اودران را کشته بود. جبهه جدید که نمایانگر مرحله جدیدی در «جنگ مسلحانه» این سازمانهاست، از آلمان غربی شروع می‌شود و فرانسه اسپانیا، پرتغال و ایرلند را در بر‌می‌گیرد.
سازمان «ارتش سری سرخ آلمان»(راف) بار دیگر کار خود را آغاز کرد و در صفوف نیروهای آمریکا و سازمانهای پیمان «ناتو» در اروپای غربی ترس و وحشت پراکند. این سازمان پس از یک رشته آتش‌سوزی و انفجار که اخیرا علیه تاسیسات پیمان«ناتو» در آلمان غربی انجام داد، چندی پیش حکم اعدام را در مورد یکی از رهبران برجسته صنایع نظامی آلمان غربی به اجرا گذاشت. این رویداد غوغای بزرگی در صفوف هم‌پیمانان «ناتو» برانگیخت و افراد پلیس را به اعلام حالت فوق‌العاده در بسیاری از شهرهای آلمان واداشت. در راههای ورودی شهرهای آلمان، موانعی کار گذاشته شد و جایزه‌ای معادل 50 هزار مارک برای کسی که اطلاعاتی درباره افراد ارتش سرخ به ماموران بدهد، مقرر گردید.
در همان حال، ارتش سرخ آلمان همراه با سازمان فرانسوی «اقدام مستقیم» اعلامیه مشترکی منتشر کردند و اتحاد خود را برای مبارزه با پیمان «ناتو» و آمریکائیان اعلام داشتند. این اتحاد بیشتر برای یک کاسه کردن تلاش همه سازمانهای زیرزمینی اروپا که علیه حضور نظامی آمریکا از خشونت استفاده می‌کند، صورت گرفت. این امر چنین معنی می‌دهد که ممکن است سراسر اروپای غربی در ماههای آینده هدف هجوم این جنبش‌ها واقع گردد.
شهرهای آلمان غربی چندی قبل برای نخستین‌بار شاهد تظاهرات هزاران جوان نقابدار به منظور ابراز همبستگی با 30 زندانی ارتش سرخ بود. این افراد در زندانهای آلمان غربی اعتصاب غذا کرده بودند.
تزمرمن چگونه کشته شد؟
بیش از دو ماه است که در شهرهای گوناگون آلمان غربی بمب منفجر می‌شود. با این وصف ترور تزمرمن، یکی از برجسته‌ترین رهبران صنایع نظامی در آلمان غربی، اوج این حرکات بود. ساعت، هفت و بیست دقیقه صبح بود. هوا، بسیار سرد و در خیابان و سوپرون، در شهر مونیخ رفت و آمدی نبود، در برابر گاراژخانه شماره 3، اتومبیل مرسدس بنز آبی رنگی توقف کرده بود. شماره‌اش م ـ ت‌یو 5300 بود:
اینجا منزل دکتر ارنست تزمرمن (55 ساله)، رئیس انحصار اتحادیه سازنده موتور و توربین و رئیس اتحادیه صنایع هواپیمائی، فضائی و تسلیحاتی آلمان بود.
وقتی که زنگ در به صدا درآمد او مثل هر روز آماده خروج از منزل و رفتن به شرکت خود بود. پشت در، دختر رنگ پریده‌ای ایستاده بود: نامه دارید. اینگرید تزمرمن، همسر تزمرمن در را گشود. پستچی با نامه‌ای که در دست داشت، ‌داخل شد و از دکتر تزمرمن خواست که شخصا رسید را امضا کند. تزمرمن که در همان نزدیکی بود، به سوی پستچی آمد ولی دید که یکی از سه جوانی که در آستانه در ایستاده بودند با مسلسلی در دست به سویش می‌آید. جوان کتی چرمین به تن داشت و 25 ساله به نظر می‌رسید. یک کلاه پشمین بر سر داشت و در صورتش اثری از گریه دیده می‌شد.
جوان، زن و مرد هراسان را به راهروی خانه برد و زن را طناب‌پیچ کرد و دهانش را با نواری بست. جوان و پستچی زن «تزمرمن» را وادار کردند که به اطاق خواب برود. او را روی یک صندلی نشاندند و بر او آتش گشودند. یک گلوله در مغز وی شلیک کردند و مرد در دم جان سپرد.
چند ساعت بعد، جناح آلمانی ارتش سرخ مسئولیت این ترور را بعهده گرفت. شخص ناشناسی به روزنامه محلی «گاوتنگرانترایگر» تلفن زد و گفت:
الو، اینجا «راف»، ارتش سرخ. خبر مهمی به شما می‌دهیم. گروه «پاتریک اوهارا» مسئولیت اعدام رئیس اتحادیه «ب.ل.1» و «م.ت.یو»، ارنست تزمرمن را بعهده می‌گیرد. رزمندگان جنگ چریکی اروپای غربی سرانجام نظام امپریالیستی را سرنگون خواهند کرد.»
در هر حال، تزمرمن در نظر «راف» که علیه امپریالیسم،‌ پیمان ناتو و سازمانهای تسلیحاتی اعلام جنگ کرده بود، دشمن شماره یک شمرده می‌شد. انتخاب نام «پاتریک اوهارا»، مبارز ایرلندی که در ماه مه 1981 بر اثر اعتصاب غذا در زندان بلفاست درگذشت، نشان‌دهندۀ همبستگی مبارزه مسلحانه «راف» با خارج و اعتصاب غذای این گروه در زندانهای آلمان غربی است.
جنگ چریکی
در اینکه «راف» این ترور را انجام داده هیچ تردیدی در میان نیست. نامه‌ای که پستچی برای تزمرمن آورده بود، به امضای «پ ـ اوهارا» بود. بدین‌سان، جنگ ایرلند به بایرن آلمان غربی منتقل شد. پس از یک رشته آتش‌سوزی و بمب و انفجار در سازمانهای پیمان «ناتو» و تاسیسات نظامی و صنعتی آلمان غربی، «راف»، جنگ مسلحانه خود را از «گاوتینگ»، پایگاهی که شاهد خاموش شدن جنبش در دهه هفتاد بود، آغاز کرد.
عاملان جنگ چریکی اروپا این‌بار کار را با شدت بیشتری شروع کردند. با اینهمه باید گفت که بازگشت جدید آنان به کار چریکی، در ادامه کارهای گذشته این گروه بوده است، هر چند که این کارشان به تحلیل جدی‌تری نیازمند است.
در دهم دسامبر 1974، رئیس دادگاه برلین، گونترون درنکمن، یک روز پس از درگذشت «اولگارماینس» در زندان از اعتصاب غذا، در آپارتمانش کشته شد. شعار آن زمان این بود:
«ما ضعف را به قدرت بدل خواهیم کرد.»
در 30 ژوئیه 1977، به قصد کشتن مدیر بانک درسدن، پنج گلوله به او در ویلایش شلیک شد.
سازمان اطلاعات آلمان غربی اکنون می‌گوید: «همه اینها فقط یک آغاز است.» در واقع، ترور تزمرمن برای «پیمان ناتو» حتی از ترور ژنرال فرانسوی، «رنه اودران» که سازمان «اقدام مستقیم» او را در 25 ژانویه 1985 کشت، با اهمیت‌تر محسوب می‌شد.
هنگامی که اولریکا ماینهوف،‌ آندریاس با دروگوردون انسلین، «جنگ علیه رژیم خوکها» را اعلام داشتند، خندان بودند. با این وصف آنها رژیم را بسیار ترساندند.
بی‌تردید رزمندگان زیرزمینی اکنون سنتهای آن جنبش را با اندکی تغییر ادامه می‌دهند: اتحاد با رزمندگان دیگر جنگ چریکی در خارج و مشخص کردن دشمن به صورتی دقیقتر،: پیمان «ناتو»، اتحاد اروپای غربی و همه سازمانهای نظامی غربی.
هدفی که آنها این‌بار انتخاب کردند، یعنی تزمرمن، معنی بسیاری برای آنها داشت. او مسئول صنعتی تولید موتورهای هواپیمای جنگنده «تورنادو» و تانک «لئوپارد» و صنعت هواپیماسازی مجموعه کشورهای اروپایی بود که ضمناً در صنایع هواپیمای «بوئینگ» آمریکا نیز سهم داشت.
انحصار زیر فرمان او یکی از شش انحصار بزرگ غرب با بودجه‌ای سالانه 2/2 میلیارد مارک است.
بلافاصله پس از حادثه، افراد پلیس با توجه به نشانیهای داده شده سعی کردند صورت دختر و جوان قاتل را نقاشی کنند. در این میان آنها به شک افتادند که نکند آنها، «ورنر برنهاردلوتزه» و «باربارا مایر» باشند که پلیس مدت درازی در تعقیب آنهاست. به‌رغم اینکه عکس این دو در سطح گسترده‌ای پخش شد و افراد پلیس دست به یک حمله بی‌سابقه تفتیش زدند و فرودگاهها و گذرگاههای مرزی را به شدت زیر کنترل خود گرفتند ولی دولت هلموت کهل کوشید به بی‌اهمیت بودن این عمل تظاهر کند و اظهار دارد که اقدامات تروریستی رو به پایان است.
اما واقعیتی که روزنامه‌ها آشکار ساخته بودند، این است که کار درست عکس آن است که دولت می‌گوید. زیرا شواهد و دلائل فراوانی در دست است که اشاره می‌کنند که «راف» اکنون به سطح جدیدی از کار دست یافته است و خشونت اکنون بیش از هر زمانی دیگری در آلمان غربی منفجر می‌شود.
پلیس آلمان غربی را مدتی اعتقاد بر این بود که بر سازمانهای زیرزمینی چیره شده است و سازمان «بادر ماینهوف» مرده است و نسل دوم این سازمان سرگرم گذراندن پایان دوره محکومیت خود است. صرف‌نظر از ترور یک ژنرال آمریکائی در سال 1981، سازمان بادر ماینهوف از سال 1977 به عملی که شایان ذکر باشد، دست نزده است. شاید سبب اصلی دست برداشتن از استفاده از خشونت، موضع مسالمت‌آمیزی باشد که جنبش مخالف در آلمان اعلام داشته است، چه طرفداران محیط‌ زیست، جنبش صلح، جنبش آزادی زن و جنبش جهان سوم شعار مبارزه سیاسی و عدم استفاده از خشونت را مطرح کرده بودند.
خشونت علیه سیاست هسته‌ای
اما کار به گونه‌ای بود که خشونت را می‌طلبید. پیمان ناتو، نصب موشکهای «پرشینگ» را به‌رغم مخالفت اروپا، بر مردم آن تحمیل کرد. این امر سرانجام تحولاتی در روحیه عمومی مردم پدید آورد و آنها را به سوی استفاده از خشونت راند.
کلاوس گیروسا از سال 1981 هشدار داد که طرفداران محیط زیست سرانجام ناچار خواهند شد که یک «جنگ چریکی سبز» در آلمان غربی راه بیاندازند: «ارتش سبز» عملا به وجود آمد و در روزی که تزمرمن ترور شد، یک بمب سبز رنگ علیه طرحی که محیط زیست در اشتوتکارت را آلوده می‌ساخت، منفجر شد.
با شکست اقدامات مخالف علیه پیمان ناتو و استقرار موشکهای آن، بخشی از جنبش صلح به خشونت روی آورد. تظاهرات، راه را بر قطارهای نظامی و کامیونهای حامل موشک می‌بست. این امر لااقل در نظر پلیس فرق میان راه‌بندان، و «خرابکاری» را از میان برداشت.
اما جنبش زنان نیز به خشونت روی آورد. در برلین غربی برای نخستین بار «گروههای زنان» تشکیل شدند. این گروههای چنین شعاری را با خود داشتند: «علیه دزدان و تاجران جنسیت: کسانی که جنسیت را آلوده کرده‌اند، دکترهای دشمن زن و نویسندگان مقاله‌ها، این خوک‌صفتان بزرگ.»
چیزی که به استفاده از خشونت کمک کرد، استفاده از کلمۀ «مقاومت» از جانب جنبش مخالف بود که مقصود از آن، آمادگی برای استفاده از خشونت بعنوان بدیلی برای سیاست هسته‌ای و بعنوان پاسخی برای آن بود. یکی از وکلای آلمانی موسوم به آلفرد اشمیت، مقاله‌ای در یکی از مجلات طرفدار محیط زیست منتشر کرد و در آن گفت که دولت آلمان غربی کشور را به سوی یک فاجعه هسته‌ای می‌برد. از آنجا که این امر به اساس حیات و از آن میان به موجودیت بشر ارتباط دارد، به استناد قانون اساسی آلمان مردم حق دارند همه شیوه‌های مقاومت و از جمله استفاده از اسلحه و اسلحه سنگین را تجربه کنند.
عواملی که به گوشه‌گیری استراتژیکی خشونت منجر شده بودند، اکنون به پایان رسیده‌اند. ارتش سرخ اکنون حمایت مردمی موردنیاز خود را دارد. فراتر اینکه نسل جدید «رزمندگان جنگ چریکی اروپائی» را پلیس نمی‌شناسد. آنها به دیدگاههای گوناگون و جریانهای فراوان گرایش دارند. یکی از پژوهندگان آلمان اعلام کرد: «وضع ما تاکنون این قدر بد نبوده است.»
این جنبش کارش را در سه مرحله شروع کرد: 30 عضو آن در زندان از خوردن غذا خودداری کردند. سپس موجی از انفجار در سازمانها پیمان ناتو به وجود آمد، آنگاه جنبش به اجرای حکم اعدام روی آورد. اعتصاب غذا اشاره‌ای بود به آغاز کار و ضمنا تقاضایی بود برای بهبودی اوضاع زندانیان در زندان و شمردن آنان به عنوان «اسرای جنگ».
در هر حال، کسانی که معتقد بودند کار «راف» به پایان رسیده است، اشتباه می‌کردند. به‌رغم دستگیری بعضی از عناصر آنان «راف» هنوز هم یکی از جنبش‌های زیرزمینی نیرومند از لحاظ تعداد و مقدار اسلحه، پول و اسناد جعلی است. در حقیقت «راف» چیزی نیست جز یکی از سازمانهای فراوانی که می‌خواهند به «رژیم خوکها» پایان دهند. زیرا گروههای «دشمنان امپریالیسم»، «مخالفان بمبهای هسته‌ای» و گروه نظامی «محیط زیستی‌ها» و «هسته‌های انقلابی» نیز وجود دارند.
در واقع، کینه‌ای که این سازمان نسبت به پیمان ناتو دارند، سطح نفرت نسل جدید اروپا از سیاست آمریکا،‌ به ویژه در زمان ریگان، را نشان می‌دهد. بهمبهائی که در تأسیسات پیمان ناتو منفجر می‌شود، بیش از هر کسی به خود آمریکائیان ضرر می‌رساند. آمریکائیها امروز در نظر بسیاری از جوانان اروپا، نماینده امپریالیسمی از نوع جدید هستند که سلطه خود را بر اروپای غربی گسترده‌اند و امنیت و منافع خود را در معرض خطر قرار داده‌اند.
در آغاز، هنگامی که در سازمانهای آمریکایی و بخشهای پیمان ناتو بمبهائی منفجر شد، دستگاههای جاسوسی غرب در حیرت فرو رفتند، زیرا نمی‌توانستند تصور کنند که تروریسم این نیرو و دقت را برای دست یافتن به اطلاعات و اجرای عملیات داشته باشد. این حیرت زمانی که معلوم شد که استراتژی سیاسی و نظامی‌ای در پس ضربات اخیر بر ناتو و آمریکائیها بوده است، از بین رفت.
ارتش سرخ آلمان و سازمان فرانسوی «اقدام مستقیم»، اعلامیۀ مشترکی بعنوان «در راه وحدت انقلابیون اروپای غربی» منتشر ساختند و در آن از آنچه بر آن نام «طرح تاریخی» نهاده بودند سخن گفتند. این طرح تاریخی، «مقابله با اقدام امپریالیسم آمریکا برای تبدیل اروپای غربی به گروهی خیره‌سر و ادغام آن در پیمان ناتو از طریق هجوم بر تأسیسات چند ملیتی پیمان ناتو» است. از این دیدگاه اتحادی، بمبها در سراسر قاره اروپا شروع به انفجار کردند، به شکلی که افراد پلیس آلمان ناگزیر شدند اعتراف کنند: «ما با هجومی از نوع جدید روبه‌رو هستیم.»
گلوله‌های کشنده در سالهای پیشین فقط رهبران بزرگ را نشانه می‌گرفت اما اکنون عملیات گسترده شده است و نه تنها مردان ردیف دوم بلکه هر آنچه را که به آمریکائیان و پیمان ناتو مربوط می‌شود در برگرفته است. این امر اگر بیش از این تحول پذیرد و گسترش یابد به نخستین جنگ چریکی‌ای که تاکنون اروپای غربی شاهد آن بوده، تبدیل خواهد شد. این موج گسترده انفجار و ترور که فرانسه، آلمان غربی و بلژیک را در هفته‌های پیش در برگرفته بود، واکنشهای مختلف و شدیدی در داخل دولتهای اروپای غربی برانگیخت. وزیر کشور ایتالیا گفت: «احتمالا هدف این عملیات تنها یک نفر است».
ظاهرا وی «اسکار لوئیجی سکالوارو» را در نظر داشته است. وزیر دفاع ایتالیا، جووانی اسپادولینی سرزنش را متوجه فرانسه ساخت و گفت که «فرانسه پناهگاه تروریستهای چند ملیتی شده است، تروریسمی که هدفش پیش از هر چیز، حمله به افراد و سازمانهای پیمان ناتوست.»
این نظر، خشم فرانسوا میتران، رهبر فرانسه را برانگیخت. او ضمن رد اتهام ایتالیا گفت که کشور او برای مقابله با «تروریسم اروپائی» همه کاری را می‌کند. اما کدام مقابله؟ پیمان ناتو در برابر این پدیده ناتوان مانده است. چندی پیش، هشت بمب در عرض چند دقیقه در شهر پرتغالی «پیا» منفجر شد. این بمبها، 18 اتومبیل افراد نیروی هوایی آلمان را در داخل پایگاه «پیا» که به پیمان ناتو وابسته است، منهدم کرد.
جبهه متحد
اطلاعات سازمان‌های جاسوسی اروپا اکنون می‌گویند که سازمانهای چپ‌گرای اروپایی که از خشونت استفاده می‌کنند اخیرا جبهه متحدی تشکیل داده‌اند. این جبهه از «راف» (ارتش سرخ آلمان) و سازمان فرانسوی «اقدام مستقیم» و سازمان بلژیکی «هسته‌های مبارز» و سازمان ایتالیائی «پرچم‌های سرخ» تشکیل شده است. انتظار می‌رود که این جبهه گسترده‌تر شود و برخی از سازمانهای اسپانیائی و ایرلندی را در برگیرد.
هدف اول این جبهه، وارد کردن ضربه به هر آنچه رابطه‌ای با آمریکائیان و پیمان ناتو دارد، است. سازمان بلژیکی «هسته‌های مبارز» جنگ ضد ناتو را به این خاطر اعلام کرد که «ناتو را شکل پیشرفته‌ سرمایه‌داری امپریالیستی» دانسته است.
خواه فرماندهی اروپائی متحدی برای پیش بردن این جنگ در میان باشد یا خط سیاسی متحد و شیوۀ جنگی مدرن و متحدی وجود داشته باشد و خواه آنکه کار نیازمند افزایش همکاری میان این سازمانها و تبادل اسلحه و اطلاعات و نیروی انسانی باشد، اروپا عرصه این عملیات شده است. مرکز فرماندهی این سازمانها براساس بر‌آورد دستگاههای جاسوسی غرب در فرانسه نیست بلکه در جایی است که فرماندهی عالی ناتو در آنجا قرار دارد: یعنی در بلژیک.
این کشور کوچک که میان فرانسه و آلمان غربی قرار گرفته، با پلیس محدودش و گذرگاههای مرزی فراوانش (363 نقطه عبور مرزی) مهمترین مکان برای ملاقات سازمانهای زیرزمینی اروپا و هماهنگی عملیات نظامی آنها شده است.
در سال 1984 این سازمانها توانستند به 800 کیلوگرم ماده منفجره دست پیدا کنند. دو ماه پس از این تاریخ سازمان فرانسوی 23 کیلوگرم از این مواد را علیه ساختمان اتحادیه اروپای غربی در پاریس به کار برد. مواد منفجر‌ه‌ای که «راف» در ماه دسامبر گذشته علیه مدرسه ناتو در آلمان غربی به کار برد نیز از این مواد منفجره بوده است.
در سال گذشته، «ژان ژاک رولان»(32 ساله) رئیس سازمان فرانسوی اقدام مستقیم با دوستش ناتالی مینیون و دوست دیگرش رژه شلایشر در بروکسل در منطقه مانس که فرماندهی مرکزی ناتو در آن مستقر است، بودند. این سه نفر موفق شدند از دامی که پلیس بلژیک و دستگاههای جاسوسی پیمان ناتو برای آنها پهن کرده بودند، فرار کنند. آنها در ضمن فرار یک پلیس را بعنوان گروگان با خود بردند.
اگر سازمان فرانسوی «اقدام مستقیم» پنج سال پیش بوجود آمده، سازمان بلژیکی «هسته‌های مبارزه» با یک رشته انفجار در شرکتها و انحصارات «لیتون»، «مان» و «هونوویل» که از بزرگترین منابع اسلحه پیمان ناتو هستند، در سال گذشته اعلام موجودیت کرد.
در نیمۀ ماه دسامبر، سازمانهای زیرزمینی اروپا عملیات مهمی انجام دادند. این عملیات که در نهایت دقت انجام شد، شامل انفجار در شش ایستگاه سوخت‌رسانی ناتو در دل زمین بود.
این عملیات، فرماندهی پیمان ناتو را ترساند، زیرا آشکار کرد که این سازمانها اطلاعات دقیق خود را از خود ناتو می‌گیرند. در همان حال، عملیات، پلیس بلژیک را نیز برانگیخت، و آن را وادار کرد که اقداماتی را اتخاذ کند. این اقدامات که بر آنها نام «عملیات ماسوت» گذاشته شد، شامل تفتیش 150 خانه بود. پلیس بلژیک در این تفتیش به چیز مهمی دست نیافت و تاکنون فقط نام پیر کاریت (28 ساله) که پلیس گمان می‌کند رابط دو سازمان فرانسوی و بلژیکی است را می‌داند. «پیر کاریت» کارگر یکی از چاپخانه‌های بروکسل بود.
از سوی دیگر، سازمان بلژیکی یکی از عملیات خود را علیه یکی از مراکز ناتو انجام داد. این عملیات بیشتر به منظور همبستگی با بازداشت‌شدگان ارتش سرخ آلمان که دست به اعتصاب غذا زده بودند انجام گرفت.
در مقابله با این عملیات سازمانهای جاسوسی آمریکا و اروپا اعلام کردند که اطلاعاتشان می‌گوید که سازمانهای زیرزمینی اروپا اکنون سرگرم برنامه‌ریزی برای یک عملیات بزرگ هستند. هدف این عملیات،‌ ویران کردن سفارتخانه‌های آمریکا و اروپای غربی «به سبک مبارزان لبنان» است. از این‌رو، افراد پلیس در بخش بزرگ پایتختهای اروپائی اقدامات امنیتی شدیدی را برای حمایت از این مراکز در پیش گرفتند. ولی تا کی؟
هیات حاکمۀ آمریکا و در رأسش ریگان توانست موشکهای هسته‌ای خود را به‌رغم مخالفت گسترده توده‌ای، در اروپای غربی مستقر سازد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که بهای این استقرار را بپردازد. کار این‌بار فراتر از تنها «عملیات تروریستی» پراکنده است. زیرا این‌بار جریانات از ریشه سیاسی‌ای آب می‌خورد که مورد حمایت مردم است و هدفش مقاومت در برابر «تروریسم هسته‌ای آمریکا در اروپای غربی» است. این تروریسم، تروریسمی است که نتایج آن با نتایج عملیاتی که علیه آن انجام می‌شود به هیچوجه قابل مقایسه نیست. اکنون همه میان تروریسم کور بی‌هدف و جنگ آزادیبخش هدف‌دار فرق قائل می‌شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات