لوران فابیوس – نخستوزیر جدید فرانسه
پس از شکست اکثریت در انتخابات ماه مارس شهرداریهای فرانسه، احزاب سیاسی مخالف رژیم سوسیالیست فرانسوا میتران «آتو»های بسیار خوبی برای تائید موضع برتری «اپوزیسیون» بدست آوردند و شکست شدید چپ در انتخابات پارلمانی اروپا (17ژوئن) دولت ائتلافی را در افکار عمومی بیش از پیش بیاعتبار کرد.
نظرخواهیها از سلب اعتماد فرانسویان نسبت به رئیس کشور و بویژه (پیرموروا) نخستوزیر حکایت میکرد خلاصه اینکه اوضاع از هر لحاظ به کام خانم «سیمون وی» ژاک شیراک، «ریمون بار» و «والری ژیسکار دستن» بود.
آنها از هر فرصتی برای محکوم کردن حضور کمونیستها در دولت، سرکوب آزادیهای عمومی و بیاعتباری دولت سوسیالیستی در میان فرانسویان استفاده میکردند.
باید گفت که «اپوزیسیون» از بحثهای پارلمانی پیرامون لوایح قانونی مربوط به آموزشگاههای خصوصی و مطبوعات که کمی با بیاستعدادی به شیوههای قدیمی تنظیم شده بود، حداکثر استفاده را کرده و توانست دولت را در افکار عمومی «خفهکننده آزادیها» معرفی کند. این برای یک گروه چپگرا که پیوسته سنگ دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی به سینه میزند بسیار ناراحتکننده و دردناک بود. در این شرایط اندیشه اینکه روزی اکثریت بتواند موضع از دست رفته را باز یابد بسیار بعید مینمود و بنظر میرسید آینده ائتلاف سوسیالیست کمونیست در چشمانداز انتخابات قانونگذاری 1986 سخت بخطر افتاده است. بنابراین میبایستی برای نجات اکثریت کاری انجام می شد. سلاح معجزآسا برای رسیدن باین هدف در دست فرانسوا میتران بود که با استفاده از اختیاراتی که قانون اساسی به وی داده است به موقع و با مهارت از آن استفاده کرد.
میتران این اسلحه را برای وارد کردن سه ضربه بزرگ بر مخالفانش بکار برد:
- روز 12 ژوئیه با اعلام پس گرفتن لایحه آموزشگاههای خصوصی و سازماندهی یک رفراندوم:
- روز 17 ژوئیه با انتخاب «لوران فابیوس» بجانشینی پیرموروا
- روز 19 ژوئیه با قبول خارج شدن کمونیستها از هیات دولت.
- بدینسان ظرف یک هفته چشمانداز سیاسی فرانسه بکلی دگرگون شد و «اپوزیسیون» در دامی که خود گسترده بود گرفتار گردید. خوراکی که مخالفان میتران از ماهها پیش میطلبیدند آماده شده بود اما چاشنی آن با آنچه که اپوزیسیون میخواست فرق میکرد.
سنای فرانسه که اکثریت کرسیهای آن در دست نمایندگان احزاب مخالف دولت است برگزاری رفراندوم را رد کرد. اما آماری که روزنامههای وابسته به حزب سوسیالیست از نتایج نظرخواهی انتشار میدهند از موافقت اکثریت مردم فرانسه با مراجعه به آراء عمومی حکایت دارد. بهر حال فرانسوا میتران یکبار دیگر ثابت کرد که در «تاکتیک» مهارت کامل دارد.
انتخابات ریاست جمهوری که در سال 1988 برگزار میشود نشان خواهد داد که وی در «استراتژی» نیز از چنین مهارتی برخوردار است؟
در حقیقت انتخابات 1988 هدف اصلی در این ماجراست، گو اینکه در دور دست قرار دارد. نتیجهای که از هفته پر آشوب نیمه ماه ژوئیه بدست آمد شکست بنست و رهائی دولت از یک موضع بحرانی خطرناک بود.
افکار عمومی نیز باین ضربت سیاسی عکسالعمل مساعدی نشان داد. نظرخواهیهای عمومی نشان میدهد که سه چهارم فرانسویها با مراجعه به آراء عمومی موافقند. باین ترتیب مخالفان عجالتا خلع سلاح شدهاند. اما فرانسوا میتران نیز با این پیشدستی بر اپوزیسیون به خطرهای احتمالی زیادی تن در داده است. خود او بتازگی گفته است: «رفراندم راهی برای... و در هر حال سلاح وحشتناکی است که ممکن است علیه کسی که از آن استفاده میکند بکار رود.»
دوگل در سال 1969 دچار چنین سرنوشتی شد. معلوم نیست فرانسوا میتران در رفراندومی که قرار است روز 16 یا 23 سپتامبر برگزار شود پیروز خواهد شد یا خیر.
اصلاح ماده 3 قانون اساسی که به رفراندوم گذارده خواهد شد باید قبلا به تصویب در مجلس فرانسه برسد. از سوی دیگر رئیسجمهوری به هیچوجه متعهد نشده است که رفراندوم دیگری برای اصلاح قانون آموزش خصوصی ترتیب دهد در حالیکه این تنها چیزی است که واقعا مورد توجه و علاقه شدید افکار عمومی است و اپوزیسیون نیز خواهان آن است.
میتران گو اینکه بر خلاف دوگل سرنوشت خود را در مقام ریاست جمهوری وارد این بازی سیاسی نکرده اما اگر در این مراجعه به آراء عمومی شکست بخورد و یا شمار کسانی که در رایگیری شرکت نمیکنند خیلی زیاد باشد باقی ماندن در کاخ الیزه برایش امکانپذیر نخواهد بود.
روی کار آمدن یک دولت به رهبری یک نخستوزیر 38 ساله، نماینده یک چپ میانهرو، مدرن و خیلی نزدیکتر به سوسیال دموکراسی تا سوسیالیسم به شیوه فرانسوی تغییری در اوضاع نخواهد داد.
لوران فابیوس که در 24 ژوئیه برنامهاش را به پارلمان تسلیم کرده و رای اعتماد گرفته متعهد شده است که طرحهای «پیرموروا» را در رابطه با مطبوعات و آموزش خصوصی دنبال خواهد کرد. درباره آموزشگاههای خصوصی - اگر حقیقت داشته باشد - فابیوس وعده داده است که احساسات بسیاری از فرانسویان، کسانی که روز 24 ژوئن در بزرگترین تظاهرات پاریس پس از آزادی فرانسه از اشغال نازیها شرکت داشتند - را در نظر خواهد گرفت.
فرانسوا میتران قبل از حوادث نیمه ماه ژوئیه قصد ترمیم کابینه و روی کار آمدن لوران فابیوس را به این زودیها نداشت.
اما اقدام شتابزده وی در پس گرفتن قانون آموزشگاههای خصوصی از پارلمان «آلن ساواری» وزیر آموزشی را وادار به استعفا کرد و متعاقب آن پیرموروا نیز از پست نخستوزیری استعفا داد. میتران میخواست دولت موروا دست کم تا تصویب بودجه جدید در پارلمان بر سر کار باقی بماند. به همین جهت بسیاری از وزیران کابینه سابق در پستهای خود ابقا شدهاند تنها تغییر عمده در ترکیب کابینه جدید انتخاب «پیر بر گووی» به وزارت دارائی بجای «ژاک دلور» است. ژان پیرشونان نیز در وزارت آموزش ملی جای آلن ساواری را گرفته است.
خارج شدن کمونیستها از دولت در این اواخر حتمی به نظر میرسد اما هیچیک از دو حزب کمونیست و سوسیالیست نمیخواست ابتکار جدائی دو حزب را به دست گیرد.
فرانسوا میتران که میدانست کمونیستها خیال کنارهگیری از کابینه را ندارند به لوران فابیوس توصیه کرده بود که تسلیم درخواستهای «شرکای مشکل پسندش» نشود. کمونیستها وقتی اطمینان یافتند دولت جدید سیاست خشن فرانسوا میتران را ادامه خواهد داد تصمیم به کنارهگیری گرفته و به این نتیجه رسیدند که اگر در دولت شرکت نکنند چیزی از دست نخواهند داد بلکه برعکس چیزی به دست خواهند آورد و آن آزادی عمل بیشتر است. آنها اکنون میتوانند سوسیالیستها را آشکارا به پیمانشکنی، انحراف از اصول سوسیالیسم و گرایش به راست متهم کنند. حتی گفته میشود فرانسوا میتران عملا بورژوای بزرگ (فابیوس) را به نخستوزیری انتخاب کرده تا کمونیستها از شرکت در کابینه جدید خودداری کنند.
با کنار رفتن کمونیستها، سوسیالیستها اکنون، دور یک هسته مرکزی از «طرفداران میتران» جمع شدهاند. مسئله گرایش به میانهروها که در ماههای اخیر در محافل حزب سوسیالیست مطرح شده بود برای بعدها، پس از پایان انتخابات 1986 موکول شده است.
با انتخاب لوران فابیوس برای رهبری سیاست دولت دست کم تا انتخابات 1986، در حقیقت میتران علاوه بر رئیسجمهوری وظایف نخستوزیری را هم بر عهده گرفته است.
مجله لیبراسیون پس از تحولات اخیر مقالهای در این زمینه با عنوان «میتران نخستوزیر» انتشار داده بود. در حقیقت این است که فرانسه در حال حاضر دولتی به ریاست فرانسوا میتران دارد. رئیسجمهوری در خط اول گرفته و در حالیکه به «خط آبی» انتخابات ریاست جمهوری 1988چشم دوخته برای تسخیر افکار عمومی سیاستی را که خود بنیانگذار آن است رهبری خواهد کرد.