تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۲۲۳۲۹

صهیونیستها، عامل تروریسم بین‌المللی


در آخر ماه نوامبر رژیم صهیونیستی اسرائیل و دولت آمریکا پیش‌نویس قراردادی را در مورد «همکاری‌های متقابل استراتژیکی» به امضاء رساندند. پیش‌‌بینی میشود یک «شورای هماهنگی» دوجانبه برای آمادگی مانور نظامی تشکیل گردد که جایگزین سلاحهای آمریکائی در سرزمین اشغال شده فلسطین و دیگر مسائل مشابه گردد. در حقیقت آمریکا این حق را دارد که از رژیم صهیونیستی بعنوان سکوی‌پرشی برای ماجراجوئیهای نظامی در خاور نزدیک استفاده نماید.
این پیش‌نویس موجب خشم و ناراحتی کشورهای عرب و جوامع صلح‌طلب جهان گردید و حتی در خود سرزمین اشغال شده فلسطین توسط جناحهای مخالف به باد انتقاد شدید گرفته شد.
ضمنا شروع اتحاد میلیتاریسم رژیم صهیونیستی اسرائیل با قدرت نظامی آمریکا به مفهوم پاداش مستقیم به محافل تجاوزگر تل‌آویو میباشد، که تروریسم از قدیم‌الایام جزءلاینفک آن بوده است.
بندرت اتفاق می‌افتد که میهمانی به کاخ سفید راه یابد و مانند بگین، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر فلسطین که در پائیز سال جاری از واشنگتن دیداری بعمل آورد مورد استقبال و خوش‌آمدگوئی قرار گیرد.
از مدارک جمع‌آوری شده در سخنان ریگان چنین بنظر می‌رسد که نخست وزیر رژیم صهیونیستی اسرائیل در جوانی با گرسنگی و بدبختی آشنائی کامل داشته ولی بندرت اشک می‌ریخته است. گرچه بگین اتفاقی اشک میریخته ولی خود موجب آزردگی و ریختن اشک مردم بسیاری شده و میشود. معذلک ریگان از تفکر و تعمق این قسمت از پرونده رهبر رژیم صهیونیستی اسرائیل امتناع میورزد، هر چند که بدون در نظر گرفتن این قسمت روانکاوی او تکمیل نخواهد شد.
یادآوری میشود که بینش عالی سیاسی بگین در تلاطم گرداب حوادث سالهای 1940 که در سرزمین فلسطین رخ داد بروز نمود. بگین طرفدار فوق‌العاده جناح افراطی صهیونیزم برهبری ژابوتینسکی که او را «آقا و معلم» می‌نامید بود، وی گروه خشنی را به فلسطین اعزام نمود و آنرا راهی برای تشکیل «اسرائیل بزرگ» بحساب آورد. تشکیل سازمان «ایرگون‌زوای لئوم» که یادآور شعار هلاکت یهودیان در آتش و خون میباشد تصادفی نبود، زیرا یهودیه از میان خون و آتش برخواهد خاست.
در ساعت 11 صبح روز بیست و دوم ژوئیه سال 1946 در میهمانخانه «کینگ ـ دیوید» اورشلیم که ادارات و دوائر نظامی انگلیس در آن قرار داشت مقداری مواد منفجره در قوطی‌های شیراز درپشتی وارد نمودند و فورا ضامن ساعتی آنرا بکار انداختند که ساختمان بعلت شدت انفجار بلرزه درآمد. طبق آمار رسمی 91 نفر کشته شدند که 28 نفرشان افراد نظامی و غیرنظامی انگلیسی و بقیه عرب و یهودی و از کارکنان میهمانخانه بودند. رهبری این عملیات تروریستی با مناخیم بگین بود که بعد‌ها در یک سخنرانی اظهار داشت که دولت گویا حداقل تعداد قربانیان را اعلام کرده است.
با این حال چه قبل و چه پس از آن حادثه بجای مقامات انگلیسی، ملت اعراب صلح‌طلب هدف اصلی مردان مسلح «ایرگون» قرار گرفتند، مردان مسلحی که قصدشان بیرون راندن اعراب و تصرف سرزمینشان بود. گروههای تروریستی بگین حملاتی را به مردم بی‌دفاع آغاز کرده و دست به ترور زدند و با انفجار بمب در بازارهای شلوغ مردم را به وحشت انداختند.
جنگ اعلام نشده علیه اعراب فلسطین در آستانه تشکیل اسرائیل در حقیقت خصوصیات بربریت بخود گرفت و محافل صهیونیست با کمک تروریستهای «ایرگون» و دیگر گروه‌های مشابه، اعراب را مجبور به مهاجرت از زادگاهشان نمودند.
یک سیاستمدار غربی خاطره مصیبت‌بار حمام خون در دهکده دیر یاسین را «از نظر روانی عامل قطعی برای مهاجرت اعراب» نامید. در آوریل سال 1984 در این دهکده تروریستهای «ایرگون» قتل عامی برپا نمودند که در آن از مسلسل، تفنگ، نارنجک و حتی چاقو استفاده شد، مردان سفاک بگین با خونسردی بیش از 250 تن از ساکنین آنجا را که اکثرا از پیرمردان، زنان و کودکان بودند به شهادت رساندند.
همزمان با «ایرگون» سازمان زیرزمینی دیگری بنام «اشترن» در سرزمین مستقل فلسطین بیدادگری کرد رهبر این سازمان را اسحق ایزرتینسکی که حالا خود را اسحق شامیر میخواند بعهده داشت کسانی که او را می‌شناسند می‌گویند او آدمی گوشه‌گیر و کم‌صحبت است و سعی می‌کند خود را پنهان نگاه دارد گرچه با آن سالها کاملا تفاوت دارد.
پس از تشکیل دولت اسرائیل (در ماه مه سال 1948) شامیر مدتی به تجارت پرداخت و سپس به معاونت رئیس سازمان جاسوسی «موساد» برگزیده شد. او در سال 1965 در حالیکه خود را از آن کار کنار می‌کشید مانند بسیاری از نظامیان در فعالیت‌های سیاسی غرق شد و حزب تندرو دست راستی و نژادپرست «هروت» را انتخاب نمود که جانشین «ایرگون زوای لئوم» بگین تردید و بدین ترتیب تمایلات تروریستی به همکاری‌های سیاسی منجر شد.
تغییر شکل «ایرگون» به «هروت» در حقیقت یک انتقال با تاکتیکی سریع بنفع بگین بود. تغییر جبهه ماهیت تروریستی حزب را تغییر نداد. کافی است بعلامت سمبولیک «هروت» نظری بیندازیم. روی این علامت دستی نقاشی شده که تفنگی را می‌فشارد، و در زمینه آن تصویری از دو سوی رو داردن منجمله خود اردن دیده میشود. این علامت تبلیغی این برای گسترش سرزمین‌های اشغالی بروز اسلحه که اندیشه‌های توسعه‌طلبانه و مقاصد بگین را منعکس کرده و میکند.
تنها تمایلات اشغالگرانه و غاصبانه نبود که افکار، نخست وزیر آینده را بخود مشغول میکرد بلکه میل شدید به حکومت و فرمانروائی بر دیگران نیز هرگز او را رها نمی‌کرد. او هشت بار برای بدست گرفتن قدرت دست به اقداماتی زد که بی‌نتیجه ماند، تا اینکه بالاخره در سال 1977 با توسل به سیاست میلیتاریزم و تعصب مذهبی توانست قدرت را در راس جناح راست حزب لیکود که متشکل از «هروت» و تعدادی از سایر احزاب دست راستی میشد بدست آورد.
بدنبال انتخابات ماه مه سال 1977 بگین و همپالگی‌هایش برای تشدید هر چه بیشتر سیاست تجاوز و توسعه آینده خود علیه کشورهای عرب همسایه و جنبش مقاومت فلسطین، مجوزی در پیش روی خود دیدند، هدف از این سیاست چیزی جز دائمی کردن سیطره اسرائیل بر سواحل غربی رود اردن، نواز غزه و ارتفاعات جولان نبود.
چنین استنباط میشد که انجام چنین سیاستی تنها در موضع فشار نظامی صهیونیزم داخلی کشور امکان‌پذیر است. محافل حاکم رژیم صهیونیستی اسرائیل در حالیکه اعراب را تهدید می‌کردند با رضایت واشنگتن شروع به توسعه اعمال غارتگرانه علیه کشورهای عربی نمودند. ترور و وحشت که در زمان دولت‌های قبلی جزو سیاست رسمی کشور شده بود ابعاد گسترده‌تر و خطرناکتری نیز بخود گرفت. جنایات یکی پس از دیگری انجام میگرفت، بگین تجارت محدود گشته خود را در خدمت تروریسم بین‌الملل قرار داد.
خیانت سادات دست‌های دولت بگین را برای سازمان دادن ماجراجوئی جنایت‌بار جدید در رابطه با استقلال و تمامیت ارضی لبنان بازگذاشت. چند ماه پس از ملاقات رئیس‌جمهور مصر در اورشلیم، ارتش سی هزار نفری رژیم صهیونیستی اسرائیل در ماه مارس سال 1978 به خاک لبنان حمله نمود. این تجاوز هزارها کشته و معلول در کشور برجای گذاشت. با گذشت 30 سال «عملیات دیریاسین» به سبک وحشتناکتری تجدید حیات یافت، که در آن اوباش «ایرگون» جای خود را به دستجات نظامی منظم دادند و مسلسل و نارنجک دستی یه تانک و هواپیما تبدیل شد. بی‌سبب نیست که اسحق رابین نخست وزیر قبلی رژیم صهیونیستی اسرائیل این عملیات را «قتل‌عام» نامید.
در ژوئیه سال 1981 با بمباران بیروت و حومه آن تعداد زیادی از مردم لبنان بهلاکت رسیدند. تنها در پایتخت لبنان 750 نفر کشته و مجروح گشتند. این غارتگری آشکار بین‌المللی تمام مردم صلح‌جو را به مبارزه طلبید.
از طرفی ماجراجوئی نظامی علیه کشورهای عربی با اصلاحاتی در زندگی آینده رژیم اشغالگر فلسطین ظاهر گشت که ارتباط شدید بین سیاست داخلی و خارجی آن ثابت گردیده است. فضای متشنج ناسیونالیستی با بکار بردن چاشنی سمی صهیونیزم عامل ظهور فعالیت احزاب فاشیستی «نحیا»، «گاش رامونیم»، «کاه» و غیره گردید.
مشی افزایش عملیات تروریستی نظامی به موازات جریان کمپ‌دیوید، رژیم صهیونیستی اسرائیل را هر چه بیشتر به جدائی از صحنه بین‌المللی و ورشکستگی اقتصاد داخلی و نیز شدت اختلاف در محافل رده بالای کشور کشانده و اختلافات تا بدانجا رسید که منجر به خروج 5 وزیر از کابینه قبلی منجمله دایان و وایزمن گردید.
انتصاب پست وزارت خارجه به دایان و اسحق شاید که بدون چون و چرا از رئیس خود در تسلط دائمی رژیم اشغالگر فلسطین بر غرب رود اردن و اسکان هر چه بیشتر اسرائیلیان در سرزمین‌های اشغالی پشتیبانی می‌کند نمایانگر قدمت همکاری آنها با بگین در تروریسم است. در بعضی مقاصد شامیر نسبت به ولینعمتش ارجحیت داشت.
نقش «ازروایزمن» به نماینده نسل جدید ماجراجوی سیاسی بنام آریل شارون که در اسرائیل به «سوپرافراطی» مشهور بود تعویض گردید. ابتدا او در پست وزارت کشاورزی و در آخرین کابینه به وزارت دفاع منصوب گردید. افراط‌‌طلبی، جهان گشائی و لاقیدی شارون با بگین برابری میکند. خود بگین زمانی به این موضوع اشاره نمود که شخص مورد حمایتش (شارون) قادر بود تانکهائی جهت محاصره دفتر نخست‌وزیری ارسال دارد.
از نظر روحی شارون و بگین شبیه هم هستند: یکی تنفر نسبت به اعراب و دیگر شهوت به تعدی و اشغال اراضی. مطبوعات غرب دوست دارند «شجاعت» نظامی‌ شارون را در جنگ سال 1973 مورد تمجید قرار دهند. در این جنگ نیروهای تحت فرمان شارون از کانال سوئز عبور کردند لیکن او ترجیح میدهد در مورد جنایت‌هائی که بوسیله وی انجام گرفته سکوت شود، از جمله در زمان حمله به سرزمین اردن در سال 1953، 69 نفر کشته شدند.
جنگ آینده ایده اصلی شارون است. زمانی وی در یک مصاحبه مطبوعاتی با مجله نیوزویک اظهار داشت که درگیری آینده چنان سریع و برق‌آسا نابود می‌کند که دهسال طول میکشد، اعراب بخود بیایند. آنها در شرائطی قرار خواهند گرفت که حتی فرصت نمی‌کنند به تحریم‌ نفتی متوسل شوند و مادر آنزمان مسئله فلسطین را حل خواهیم نمود، ضمنا نه تنها سواحل غربی بلکه سواحل شرقی آن نیز جبرا به اسرائیل ملحق میشود.
بگین مسئولیت آبادی سرزمین‌های اشغالی را بوسیله استقرار اسرائیلیان در آن به چنین فردی واگذار نمود. شارون در حالیکه پست وزارت کشاورزی را داشت تمام انرژی خود را صرف سازمان دادن جبهه‌های توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی اسرائیل نمود. در دوره ائتلاف «لیکود» تعداد این دهکده‌های اسرائیلی طبق ارقام داده شده به مجله «تایم» به (و برابر یعنی از 70 به 135 و تعداد ساکنین آن از 12 هزار به 28 هزار نفر افزایش یافت. اما این ارقام مربوط به ابتداء کار بود، بطوریکه «نیویورک تایمز» می‌نویسد، سرزمین های اشغالی اعراب محل سکنای 2 میلیون اسرائیلی گشته است. در کرانه غربی، نظامیان افسار گسیخته صهیونیزم افراطی با چشم‌پوشی علنی دولت اشغالگر، مسلحانه به دهکده‌های عربی هجوم برده با ایجاد سرکوب، زنان و کودکان را بقتل می‌رسانند و نیز زمینهای فلسطینی‌ها را از دستشان می‌گیرند تا محل سکنای جدید صهیونیستی بپا کنند.
بگین، شارون و شامیر را همدستان همفکری میداند که وی را در انجام اقدامات جدید ناسنجیده تشویق نموده‌اند. اما وقتی عقربه سنجش سیاسی در مقابل آخرین انتخابات پارلمانی ماه ژوئن بطرف حزب کارگر متمایل گردید، بگین بدلیل ترس از دست دادن مقام، به روش مطمئن قدیمی تحریک اوضاع جوی متوسل شد.
دوباره مداخله نظامی در لبنان (این دفعه به بهانه حمل موشکهای سوریه که برای دفاع از این کشور و حمله هوائی رژیم صهیونیستی اسرائیل مستقر گشته‌اند). حکام اسرائیل در 7 ژوئن سطر ننگین دیگری در تاریخ حوادث اضطراب‌انگیز خاورمیانه ثبت نمودند: هواپیماهای نیروی هوائی رژیم صهیونیستی اسرائیل بر روی مرکز تحقیقات اتمی عراق در نزدیکی بغداد پرواز‌هائی انجام دادند. بگین گستاخانه اذعان نمود که این عمل تروریستی بین‌المللی چیزی کمتر از یک اقدام تاریخی در جهت از بین بردن تهدیدات هسته‌ای که متوجه اسرائیل بود نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات