تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۲۲۴۰۹
گفت‌وگو با حسین شیخ‌الاسلام مشاور وزیر امور خارجه

تل‌آویو در محاصره جنبش بیداری اسلامی

جواد محرمی مقدمه: پیش از اینکه مردم تونس و مصر در خروشی تاریخی به حیات دیکتاتورهای غربگرای آن کشورها پایان دهند هنوز افکار عمومی جهان به ابعاد قدرت اراده و خواست ملت‌های خاورمیانه پی‌نبرده بود. بن‌علی که رفت یکی پس از دیگری خشم فرو خورده جهان عرب که سالها حقارت را تحمل کرده بود فوران کرد. اکنون جنبش‌های بیداری با گسترش به حوزه خلیج‌فارس می‌رود تا به شکلی دومینووار نقشه جدید منطقه و شاید مختصات جهان آینده را به گونه‌ای شکل دهد که سرنوشت ملتها به دست خودشان رقم بخورد. با حسین شیخ‌الاسلام مشاور وزیر امور خارجه درباره سیر جنبش‌های بیداری و چشم‌انداز آینده آنها گفت‌وگویی کرده‌ایم که از نظرتان می‌گذرد.

* در حالی که اخبار همچنان از گسترش قیام‌های مردمی حکایت دارد نتانیاهو در کنگره امریکا با گرمی مورد استقبال قرار گرفت. مواضع نخست‌وزیر اسرائیل را چگونه تحلیل می‌کنید؟
** پیش از این 2 نخست‌وزیر اسرائیل در کنگره سخنرانی کرده بودند. یکی بن‌گوریون و دیگری اسحاق رابین. انتخابات امریکا اصلی‌ترین هدف برای زمان‌بندی چنین نمایشی در کنگره است.
وقتی کنگره امریکا اینچنین برای جنایتکاری مثل نتانیاهو خوش رقصی می‌کند در اصل می‌خواهد آینده اسرائیل را تضمین کند.
یهودی‌ها کمتر از 5 درصد جمعیت امریکا را به خود اختصاص داده‌اند اما بهترین مناصب در اختیار آنهاست. بسیاری از شهردارها، فرمانداران ایالتی و غیره از اینها هستند. مشخص است که رأی مردم در اینجا اهمیت ندارد. این رأی سرمایه‌دارهاست که بر سرنوشت ملت امریکا حاکم است. یک دموکراسی دوحزبی که هر دو تعهداتی بنیادین به اسرائیل دارند. اوباما تا به حال امتیازات بزرگی به اسرائیل داده و رسماً قطعنامه شورای امنیت را بی‌اثر اعلام می‌کند. حرف‌هایی که اوباما در آیپک زد تفاوت زیادی با صحبت‌های او در وزارت خارجه نداشت.
اوباما در آیپک شفاف‌تر صحبت کرد. حرف‌های او در وزارت خارجه پوشیده‌تر بود. وقتی صهیونیست‌ها سر و صدا کردند مجبور شد شفاف‌تر صحبت کند.
* آیا وضعیت اسرائیل در منطقه ایجاب می‌کرد چنین حمایتی از اسرائیل صورت بگیرد؟
** توازن قوا در منطقه به نفع مقاومت به هم خورده است. وقتی اسرائیل اعراب را در سال1967 و در جنگ 6 روزه شکست داد وزیر جنگ وقت اسرائیل مصاحبه‌ای می‌کند و می‌گوید هیچ پایتخت عربی از پس اسرائیل بر نخواهد آمد. شما وضعیت حالا را با آن زمان مقایسه کنید. وقتی حدود 150 سال پیش در 1857 در پنسیلوانیا از اولین چاه نفت تجاری بهره‌برداری شد چند سالی طول نکشید که متوجه شدند هر کسی قصد اداره جهان را دارد باید بر امور مربوط به نفت تسلط داشته باشد.
از همان زمان نهضت صهیونیسم آغاز شد و 40 سال بعد در 1897 اولین کنگره صهیونیسم تشکیل شد. در 1917 آقای بالفور وزیر خارجه انگلیس در نامه‌ای به ریچفیلد رئیس یهودی‌های انگلیس برای تأسیس اسرائیل متعهد می‌شود. در سال 1921 جامعه ملل قطعنامه‌ای که 10 مقدمه نامه بالفور در آ‌ن گنجانده شده صادر می‌کند که قیمومیت انگلستان بر فلسطین را به دنبال دارد.
در سال 1948 (15 مه) یعنی همین روزی که با نام روز نکبت می‌شناسیم انگلستان از فلسطین خارج می‌شود و غده سرطانی به نام اسرائیل رسماً تشکیل می‌شود. اینها را گفتم تا روشن شود هدف تأسیس اسرائیل از سوی استکبار کنترل جریان اقتصادی نفت و تسلط بر تنگه‌های استراتژیک منطقه خاورمیانه که انتقال انرژی از آنها انجام می‌شود، است.
غرب به وسیله جریان نفت چین را کنترل می‌کند. این کار را پیش از انقلاب اسلامی شاه ایران مفت و مجانی برای آنها انجام می‌داد، بعد از انقلاب مجبور شد در تمام کشورهای عربی برای کنترل جریان نفت به اسم حمایت از منافع متحدان عرب نیرو پیاده کند.
پس معلوم می‌شود چرا امریکا امنیت اسرائیل را جزو منافع ملی خودش لحاظ می‌کند. اسرائیل آخرین رژیم اشغالگر نژادپرست در جهان است.
این رژیم رسماً نژادپرست است. استعمار وقتی دید این منطقه دارای مردمی با فرهنگ، متمدن و دین‌مدار است به بدترین جنس خودش برای سرکوب این مردم متوسل شد. در شرایط فعلی غرب برای حفظ منافع خودش تن به بزرگترین خواری و ذلت داده و آنطور برای اسرائیل در کنگره خوش رقصی می‌کند.
* یــکـی از پایگاه‌های امریکا در منطقه در کشور بحرین مستقر می‌باشد. حفظ این پایگاه چقدر برای امریکا اهمیت دارد؟
** امـریـکـا قصـد مصادره انقلاب بحرینی‌ها را دارد. استانداردهای دوگانه آنها در بحرین مثل روز خودنمایی می‌کند. در لیبی و یمن وضع با بحرین متفاوت است علتش هم همین پایگاه پنجم نیروی دریایی امریکا است.
پیش از انقلاب امریکا 4فرماندهی داشت. بعد از انقلاب فرماندهی پنجم مستقر شد برای انجام کاری که شاه به طور رایگان برای آنها انجام می‌داد. امریکا هم اکنون در کویت، قطر، بحرین، عربستان و عراق پایگاه دارد و تو خود حدیث مفصل بخوان...
عربستان بدون اجازه امریکا آب نمی‌خورد و این دروغ است که عربستان بدون دستور امریکا به بحرین لشکرکشی کرده باشد.
آل خلیفه در اصل یک خانواده سعودی است.
اینها هم از خدمات مادی و هم معنوی خاندان سعودی بهره می‌برند و مردم بحرین در زیر چکمه‌های این خاندانی که اصلاً بحرینی نیستند لگدمال می‌شوند.
رژیم منفور و قرون وسطایی که حتی به زنان اجازه رانندگی نمی‌دهد حاکم بر سرنوشت میلیونها مسلمان در منطقه شده. بزرگترین خواست ملت‌های منطقه استقلال از بیگانه است.
این اصلــی که مقام معظم رهبری در سیاست خارجی می‌فرمایند یعنی عــزت چیز کمی نیســـت. حسنی مبارک تمام امکانات مصر را قربانی کرد و تحقیر و ذلت را سالها بر مردم کشورش تحمیل کرد. در بحرین آل‌خلیفه برای این که به ارتش امریکا سرویس بدهد تمام هتل‌ها را تبدیل به خانه فساد کرد روش دیگری که در پیش گرفتند این بود که صورت مسئله را عوض کردند و وانمود کردند که مسئله بحرین بحث شیعه و سنی است که موفق نشدند. در لیبی عکس این موضوع صادق است.
لیبی پیش از قذافی 3 قسمت بود، در زمان ملک ادریس به شرق و غرب و جنوب تقسیم می‌شد. قذافی سعی کرد مردم را به درگیری قبایلی بکشاند که آن پروژه هم موفق نشد. چیزی که مشخص است این است که قذافی رفتنی است و دیکتاتورهای وابسته یکی پس از دیگری باید قدرت را اجباراً به مردم واگذار کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات