تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۲۲۴۳۶

سکولاریسم مذهبی؛ انحراف از مکتب امام(ره)‏

علی خضریان اشاره: ‏ رهبر انقلاب اسلامی که به مناسبت بیست و دومین سالروز فراق امام راحل در اجتماع عظیم و نورانی قشرهای مختلف مردم سراسر کشور، به تبیین ابعاد مکتب امام(ره) و همچنین خطوط انحرافی آن پرداختند، ملت ایران را اهل معنویت، توسل و ارتباط با خدا دانستند و در عین حال افزودند: "این معنویت، همواره با احساس مسئولیت انقلابی و اجتماعی همراه بوده است و اگر کسانی با عنوان کردن دین و معنویت، دنبال سیاست زدایی از جوانان و مردم هستند دچار انحراف و خطا شده‌اند."‏

این مهم تبیین نوعی سکولاریسم است که البته با نوع مرسوم آن تفاوت‌هایی دارد؛ چرا که در عصر جدید، "سکولاریسم" به معنی کنار گذاشتن آگاهانه‌ دین از صحنه‌ معیشت و سیاست، معرفی شده، همان‌طور که در "دایرة‌المعارف بریتانیا"، آمده است: "جریانی اجتماعی که هدف آن، سوق دادن مردم از اهتمام به آخرت به طرف زندگی این جهانی است" و یا در "فرهنگ وبستر" در تعریف سکولاریسم، چنین آمده: "سکولاریسم، سیستمی است مرکب از اصول و برنامه‌های اجرایی که همه‌ صورت‌های ایمان و خداپرستی را رد می‌کند."‏
امروزه "سکولاریسم"، به معنای جدایی دین از سیاست و محدود کردن دین در حوزه‌ فردی را همه‌ کسانی که با اصطلاحات سیاسی، حتی در حد اندک آشنا می‌باشند به خوبی می‌شناسند و به خوبی می‌دانند که به طور کلی "سکولاریسم" دو کارکرد اصلی دارد؛ یکی این‌که اندیشه‌ها را سکولار کرده، دوم این‌که انگیزه‌ها را سکولار نموده است.‏
منظور از سکولار کردنِ انگیزه‌ها این است که اگر عمل می‌کنیم، به خاطر خدا نیست بلکه به خاطر این است که عقلمان می‌گوید و یا دلمان می‌خواهد چنین بکنیم و یا چنین نکنیم. بسیاری از کارهایی که بشر امروزی انجام می‌دهد روی محاسبات عقلانی، مصالح ملی و یا منافع حزبی است و نه به‌ خاطر خدا. سکولاریسمِ اندیشه‌ها هم به این صورت است که اندیشیدن ما، فکر کردن، خبر گرفتن و تحلیل نمودن ما و حتی داوری کردن ما درباره‌ حوادث، سکولار گونه است. جهانی را که در آن زندگی می‌کنیم، تقریباً مستقل از جهان‌های دیگر و متکی بر خودش می‌دانیم.‏
ما در تحلیل حوادث و پدیده‌های طبیعی، هیچ‌گاه به چیزی بیرون از همین طبیعت مراجعه نمی‌کنیم، مثلاًً در تحلیل زلزله و یا باریدن باران و یا سیل و طوفان، یک سلسله علل و عوامل زنجیر مانندی را ردیف می‌کنیم و دقیقاً به تشریح رویداد یا پدیده می‌پردازیم و اشاره‌ای هم به نقش و تأثیر خدا نخواهیم کرد. گویی طبیعت در نگه داشتن خود، در گرداندن و اداره‌ خود، در تولید و ایجاد حوادث و ... خودکفاست و حاجتی به بیرون از خودش (خدا) ندارد و این یعنی علم و عقلِ سکولار!!‏
یکی از نقاطی که غالباً بین معتقدین به سکولاریسم و طرفداران حکومت‌های دینی، اختلاف نظر می‌باشد، این نکته است که "آیا دین برای سعادت اخروی و دنیوی انسان‌هاست و یا فقط و فقط مربوط به آخرت افراد می‌شود و هیچ وقت دنیا با دین ساخته نخواهد شد؟"‏
البته نکته‌ای که می‌خواهیم به آن بپردازیم، پاسخ‌گویی به این سؤال نیست، چرا که جدایی میان دین و زندگی اجتماعی در جوامع اسلامی، هیچ‌گاه مقبول نیفتاده و به یک سنت و یا عرف اجتماعی تبدیل نگشته است و همیشه و در هر زمانی عده‌ای از مصلحان و احیاگران دینی، به منظور بازگرداندن حقوق غصب شده‌ مردم با حکام جور و ستم،
رو در رو گشته و خواستار احیای روش و منش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه‌ اطهار در مسند قدرت و هم‌چنین حضور همه ‌جانبه‌ی دین در زندگی اجتماعی و جامعه‌ی اسلامی خود بوده‌اند و ملت‌های مسلمان نیز از این حضور آگاهانه در طول تاریخ حمایت نموده‌اند. بر این اساس در این بحث کاری با کسانی که به سکولاریسم معتقدند، نداریم و طرف کلام ما با کسانی است که دین را تنها راه رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی می‌دانند.‏
اما آن‌چه مهم است این‌که، بسیاری از این‌گونه افراد با این که در ذهن خود چنین اعتقادی دارند، اما متأسفانه در رفتار و عملکردشان، گونه‌ای سکولاریسم مذهبی دیده می‌شود که این بار
بر خلاف غرب که گونه‌ای دین گریز را در اجتماع به نمایش گذاشته است، در برخی جوانان و دانشجویان مذهبی، گونه‌ای بی‌تفاوتی نسبت به جامعه مشهود است و این در عمل همان چیزی است که صهیونیسم جهانی به انتظار نشسته بود؛ این‌که جوانان مسلمان کاری به این نداشته باشند که امروز در گوشه و کنار این دنیا چه خبر است و در ذهن‌های آن‌ها جایی برای فکر کردن به برادران و یا خواهران مسلمان دیگر نباشد.‏
واژه‌هایی هم‌چون عدالت اجتماعی، نوع دوستی، دشمن شناسی، استکبار، استعمار و ... ارزش لحظه‌ای اندیشیدن را نداشته باشند و این سؤال مطرح شود که اصلاً مگر به ما هم مربوط است؟! جوانان مذهبی، دین را فقط معنویتی دنبال کنند که همراه با سیاست زدایی است و اگر از آنان سؤال شود که مشکلات اجتماعی موجود در جامعه را چگونه باید حل کرد؟ اصلاً ندانند که جامعه چه مشکلی دارد که تازه بخواهد کسی آن را حل و فصل کند.‏
متأسفانه در این بین برخی مسئولان و سیاستگذاران عرصه‌ فرهنگی نیز در همین مسیر انحرافی از مکتب امام عزیز به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند که باعث می‌گردد تا نسل جوان و دانشجوی ما به جای آن‌که با افزایش دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی خود زمینه ساز پیش بُرد جامعه‌ اسلامی شوند، معنویت را جدای از این دغدغه‌ها دنبال کنند و متأسفانه دیده می‌شود برخی از حسینیّه‌هایی که باید محل بیدار سازی و آگاه سازی مردم و به خصوص نسل جوان باشد، به محلی برای از خود بی‌خود شدن تبدیل شده تا مغزها تعطیل شود!‏
اگر صبح جمعه به یاد امام عصر(عجل‌الله‌تعالی) دعای ندبه می‌خوانیم، آیا زندگی مان در مسیر انتظار است؟ و اصولاً آگاهی ما از جامعه‌ مهدوی تا چه حدی است؟ یا نکند مهدویت ما فقط از جنس شعر و شاعری است تا باز بتوانیم خودمان را ارضای روحی کنیم! و در بعضی وقت‌ها هم که حس می‌کنیم دیگر عرفانمان بالا رفته، قطره‌ای اشک - آن هم برای خودمان و نه برای فرج ایشان - از چشمانمان جاری گردد و وقتی که مراسم تمام شد، دیگر تفکر در مورد امام زمانمان را در ذهنمان تا کنیم تا فضای زیادی اشغال نکند. چون نمی‌شود به یاد امام عصر بود و وارد کارهای روزمره شد!‏
این دقیقاً همان کاری است که غربی‌های سکولار بعد از خروج از کلیساهایشان می‌کنند و این‌جاست که باید از خود پرسید آیا این نوعی سکولاریسم نیست؟!‏
و در یک نگاه می‌بینیم که رفتار بسیاری از مخالفان ظاهری سکولاریسم، همان رفتار سکولاری است، با این تفاوت که در نوع غربی برای ساختن دنیا تلاش می‌کنند و از آخرت غافل‌اند و در این نوع نه دنیا را ساخته‌اند و نه آخرت را! *‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات