صالح اسکندری
دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران به عنوان یک پدیده سیاسی کم نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی از ابعاد مختلفی قابل بررسی است.
به هر حال ما ناگزیریم تحلیل وقایع و رویداد ها را از یک نقطه و با یک خط کش شروع کنیم. برخی پژوهشگران سیاسی با توسل به اصطلاحاتی که ساموئل هانتینگتون در کتاب موج سوم دموکراسی تحت عنوان"انتخابات گیج کننده" و"انتخابات شگفت انگیز" به کار می برد، تلاش کردند واقعیات انتخابات دهم را غیر قابل قضاوت علمی وانمود کنند و عده ای هم با پاک کردن صورت مسئله سلامت انتخابات را زیر سوال بردند و چنین نتیجه ای را غیر ممکن و نامحتمل قلمداد نمودند.
یکی از مهمترین محمل ها برای تبیین علمی وجوه مختلف دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، واکاوی و مداقه در نقش ها، ساختارها و کارکردهای ذی مدخل در این انتخابات حساس است. نقشها در تعامل با عوامل محیطی در صورتبندی برونداد یک انتخابات تاثیر بسزایی دارند. منظور از این نوشتار پایش نقش و عملکرد مقام معظم رهبری در انتخابات دهم ریاست جمهوری است. بررسی و تحلیل انتخابات دهم با توجه به نقش محوری ولایت فقیه در ایران و رفتار شناسی سیاسی حضرت آیتالله خامنه ای در انتخابات اخیر کمک شایانی به فهم پدیده انتخابات دهم ریاست جمهوری خواهد کرد.
بدیهی است ضرورت کاربست روش در هر بحثی اظهر من الشمس عصر دانش و اطلاعات است. کلیه رهیافت های (approach ) روششناسانه به علم به خصوص در تحلیل پدیده های سیاسی حاوی محدودیت ها و فرصتهایی هستند که نه می توان به یک باره آنها را کنار گذاشت و نه می توان به این رهیافت ها اکتفای صرف نمود. اساسا ترجیح ذاتی یکی از رهیافتهای موجود بر سایر روش ها بلامرجح است و بسته به مورد مطالعاتی، روشهای مختلف می توانند مزایا و محدودیت های خاص خود را به همراه داشته باشند.
یکی از روشهای موجود تحلیل گفتمان است. تحلیل گفتمان (Discourse Analysis) یکی از پیشرفته ترین و در عین حال پیچیده ترین متدهای تحلیل کلام، سخن کاوی و سخن سنجی در دوران معاصر به حساب می آید. تحلیل گفتمان در واقع کشف معانی ظاهری و مستتر در جریانهای گفتمانی است که در صورت های گوناگون زبانی و فرا زبانی آشکار می شود.
با علم به مزایا و منابعی که در اختیار داریم که عمدتا بیانات، پیام ها و نامه های معظم له هست و همچنین با اطلاع از نواقص این روش در سخن سنجی مثل رویکرد های نسبی گرایانه و پست مدرنیستی آن پس از تحلیل گفتمان بیانات و نامه های معظم له با توجه به الگوی "نورمن فرکلاف" و توجه به شاخص هایی نظیر واژگان، قطب بندی، پیش فرض ها
و دلالت های ضمنی متن می توان اینگونه نتیجه گرفت که سلوک سیاسی آیت الله خامنه ای از سلوک معنوی و اخلاقی وی جدا نیست.
به لحاظ ارزشها، مفاهیم، ویژگی های بلاغی، نقاط مناقشهبرانگیز و غیریت ساز و ... سیاست در گفتمان مقام معظم رهبری آمیخته با معنویت است. مدارا با مخالفان، پرهیز از مکر و فریب، مردم گرایی، پایبندی به قانون، تقوای سیاسی و ... مضامین پر رنگی است که در سیاست ورزی اخلاقی مقام معظم رهبری در برخورد با حوادث پس از انتخابات به چشم می خورد.
بدیهی است دال برتر این نوع مدیریت را در تفسیر آیه شریفه "وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ"(1)؛ و از آنان پیشوایانى قرار دادیم که (مردم را) به دستور ما هدایت مىکردند، از آن رو که صبر ورزیدند و آیات (تورات) ما را باور داشتند. این همان فلسفه ولایت و به تبع آن ولایت فقیه است.
در گفتمان دینی، رهبری الهی از آنجا که به انسان به عنوان یک انسان می نگرد لذا سعی دارد تمام پتانسیل های متعالی او را بالفعل کند و با هدایت بالامر او را به سرمنزل مقصود برساند. "وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ"(2)؛ و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مىکردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند.
هدایت به امر هم فقط توسط هدایت گر اصلی هستی- یعنی خدا- تحقق می پذیرد. در سوره رعد، اصل ضرورت استمرار هدایت که زیرساخت و روح امامت است به وضوح بیان شده است. خداوند متعال در این سوره خطاب به پیامبرش کرده و می فرماید: " إنّما أَنتَ مُنذِرٌ لکٌلِّ قوم هاد"(3)؛ همانا تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایت گری است. از آیه فوق مستفاد می شود که برای هر قومی در هر عصر و زمان هدایت کننده ای است به حقّ و حقیقت.
دال برتر و مفصل بندی مفاهیم گفتمانی مقام معظم رهبری در قبال فتنه پس از انتخابات شباهت بسیاری به گفتمان امام علی( علیه السلام) به لحاظ ارزشها و مفاهیم اصلی، پوسته مناقشه بر انگیز و نکات غیریتساز و حتی به لحاظ ویژگی های بلاغی دارد تا جایی که می توان ادعا کرد گفتمان رهبر انقلاب از یک الگوی عالی و قدیم پیروی می کند. آیت الله خامنه ای در وقایع پس از انتخابات به طور دقیقی از الگوی علوی و توصیه های راهبردی حضرت امیر المومنین(ع) در مواجهه با فتنه ها استعانت جسته و التزام مثال زدنی به این وصایا و راهبردها از خود نشان داد.
مقام معظم رهبری در برخورد با فتنه ها تا زمانی که خطر تفرقه و شکاف جدی نشده معمولا صبر را ترجیح می دهد. در جنگ جمل که شباهت زیادی به فتنه 88 داشت امیر المومنین( علیه السلام) طی خطبهاى هنگام رهسپار شدن اصحاب جمل به بصره می فرماید: " إِنَّ هَؤُلاَءِ قَدْ تَمَالَئُوا عَلَى سَخْطَةِ إِمَارَتِی وَ سَاءَصْبِرُ مَا لَمْ اءَخَفْ عَلَى جَمَاعَتِکُمْ، فَإِنَّهُمْ إِنْ تَمَّمُوا عَلَى فَیَالَةِ هَذَا الرَّاءْیِ انْقَطَعَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ إِنَّمَا طَلَبُوا هَذِهِ الدُّنْیَا "(4)؛ اینان ( اصحاب جمل) دست اتحاد به هم داده اند و به خلاف من برخاسته اند، زیرا از حکومت من ناخشنودند و من صبر مى کنم تا آنگاه که بترسم که صبر من اختلاف و افتراق شما را در پى داشته باشد.اگر این اندیشه را که در سر دارند، به پایان برند، نظام کار مسلمانان از هم گسیخته گردد. اینان طالبان دنیا هستند.
در واقع امیر المومنین(علیه السلام) می فرماید این جماعت دستبه دست هم داده اند تا خشم خود را نسبت به حکومتی که حق علی
( علیه السلام) است ابراز کنند." وَ سَاءَصْبِرُ" من صبر خواهم کرد. اما تا چه هنگام؟ تا زمانی که بیم آن رود این فتنه بین مسلمانان شکاف و نقار ایجاد کند. آنگاه برای علاج فتنه وارد می شوم.
رهبر معظم انقلاب نیز بر اساس همین منطق در مواجهه با فتنه 88 پیش و پس از انتخابات صبر پیشه کرد. مقام معظم رهبری پیش از انتخابات علی رغم اطلاعات فراوان و قریب به یقینی که مبنی بر طراحی فتنهگران برای قانون شکنی و اغتشاش پس از انتخابات وجود داشت مبتنی بر وصایای امیر المومنین(علیه السلام) صبر کرد. آیت الله خامنه ای در اولین برخورد با اتفاقات پس از انتخابات این فتنه را یک آزمون و امتحان سرنوشت ساز برای نخبگان جامعه خواندند و در دیدار مسئولین نظام در سالروز بعثت تاکید کردند: "نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد."(5) ادامه دارد...