گروه سیاسی: یک عضو لابی صهیونیستی در آمریکا که پیش از این به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شده بود، در نخستین اظهارات علنی خود تاکید کرد آیپک به دنبال جنگ با ایران نیست. بنابر گزارشی که شبکه تلویزیونی PBS منتشر کرده، کیت وایزمن در تازهترین اظهارات خود گفته است: «آیپک هماکنون تلاش ندارد درگیریای با ایران ایجاد کند، زیرا جنگ با ایران، احمقانهترین چیزی است که من تا بهحال شنیدهام». وایزمن یکی از 2 نفری است که در سال 2005 به اتهام ارائه اطلاعات سری آمریکا به اسرائیل بازداشت شدند اما اکنون از هر دوی آنها رفع اتهام شده است. در آگوست 2005 میلادی 2 لابیکننده آیپک به نامهای استیو روزن و کیت وایزمن به اتهام ارائه اطلاعات سری آمریکا به دیپلماتهای اسرائیلی و ژورنالیستها محاکمه شدند. این 2 نفر متهم شده بودند که تلاش داشتند با استفاده از این اطلاعات محرمانه دولت آمریکا بهطرزی غیرقانونی بر سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران تاثیر بگذارند. این در حالی است که بنا بر گزارش رابرت دریفوس در نشریه نیشن مورخ 22 خرداد 1390، در سال 2009 میلادی این پرونده از هم فروپاشید و وزارت دادگستری آمریکا همه اتهامات خود را پس گرفت. به گزارش ایران هستهای، وایزمن در ادامه اظهارات خود به دریفوس گفته است: «من بیم آن را داشتم که اگر جنگی میان آمریکا و اسرائیل از یکسو و ایران از سوی دیگر درگیرد، این فاجعهای بزرگ خواهد بود که احتمالا یهودیان آمریکایی در نهایت مقصر در بهوجود آوردن آن قلمداد خواهند شد». «احمقانه خواندن حمله به ایران» و «فاجعهآمیز بودن آن برای اسرائیل» موضوعی است که طرفداران زیادی در اسرائیل پیدا کرده است.
شاید سرشناسترین چهره صهیونیستی حامی این موضوع مئیر داگان، رئیس سابق موساد باشد. داگان چندی پیش در کنفرانس امنیتی تلآویو عنوان کرد: «پیامدهای حمله به ایران برای اسرائیل فاجعهآمیز خواهد بود. این حمله اسرائیل را وارد جنگ منطقهای میکند». داگان پیش از این نیز گفته بود که ایده حمله به ایران، احمقانهترین ایدهای است که تاکنون شنیده است. اظهارات صریح رئیس سابق سازمان جاسوسی اسرائیل با واکنشهای متفاوتی در اسرائیل روبهرو شد. اعضای کابینه نتانیاهو با حمله به داگان، اظهارات وی را بر خلاف مصالح اسرائیل عنوان کردند. حتی برخی محاکمه شدن وی را پیشنهاد دادند. از سوی دیگر مقامات سابق امنیتی رژیم صهیونیستی و برخی کارشناسان برجسته اسرائیل با تایید اظهارات داگان از نتانیاهو خواستند رویکرد خود در قبال ایران را تغییر دهد. پایگاه خبری- تحلیلی «یوراسیا ریویو» در گزارشی به قلم «ریچارد سیلوراشتاین» روزنامهنگاری که مقالههای وی در روزنامههای هاآرتص، جوییش فوروارد، لسآنجلستایمز و گاردین به چاپ میرسد، به رویکرد برخی مقامات اسرائیلی درباره حمله به ایران میپردازد و جهتگیریهای مختلف مقامات این رژیم را در اینباره واکاوی میکند.
شهاب 3 به اسرائیل سرازیر میشود
سیلوراشتاین در ابتدا به اخبار منتشره در یکی از روزنامههای پرتیراژ رژیم صهیونیستی اشاره میکند و مینویسد: روزنامه «معاریو» در مقالهای به جهتگیریهای ضدایرانی موجود در رژیم اسرائیل میپردازد و به این نکته مهم اشاره میکند که علاوه بر «مئیر داگان» که صراحتا مخالفت خود را با اقدام نظامی علیه تهران بیان داشته، مقامات دیگری نیز نظیر «شلومو گازت» فرمانده اسبق اطلاعات ارتش، «بنیامین بن الی آزر» وزیر اسبق دفاع و «اپریمهالوی» رئیس اسبق موساد نیز از جمله مخالفان حمله به ایران هستند. وی در ادامه میافزاید: به مقالهای برخوردم که حیفم آمد آن را عنوان نکنم، کوردزمن در ابتدای مقاله خود به این امر اذعان میکند که بر اساس پیشبینیهای مقامات نظامی اسرائیل، حمله گسترده هوایی به تاسیسات هستهای ایران با آتش پدافند موشکی ایران مواجه خواهد شد و این درگیریها منجر به از دست رفتن حداقل یک سوم هواپیماهای ارتش اسرائیل خواهد شد. فکرش را بکنید، فرماندهان باید حداقل دهها هواپیما و البته خلبان برای این حمله به میدان وارد کنند.
یکسوم از این افراد هیچگاه از درون مرزهای ایران بازنخواهند گشت، یکسوم از بهترین و زبدهترین افراد ارتش. این ضربهای شدید بر پیکره ارتش و فقدانی عظیم برای اسرائیل خواهد بود. این فقدان هیچگاه برای شهروندان اسرائیل فراموششدنی و بخشودنی نخواهد بود. معاریو به غیرقابل قبول بودن اثرات جانبی جنگ برای مهاجرینی که به امید زندگی بهتر به اسرائیل کوچ کردهاند نیز گریزی میزند و مینویسد: آن خلبانهایی که از معرکه جان سالم بهدر ببرند نیز به جمع شهروندانی متفاوت بازخواهند گشت؛ یعنی دیگر حس و حالی که در زمان بدرقه شدن تجربه میکردند را نخواهند چشید. این برخورد بیعلت نیست، ایران پاسخی دندانشکن و در حجمی گسترده به حملات هوایی اسرائیل میدهد و برای این اقدام متقابل از گزینه موشکهای شهاب 3 بهره میگیرد؛ موشکهایی که میتوانند هر نقطه از اسرائیل را مورد هدف قرار دهند. معاریو پیشبینیهای دیگری نیز درباره عکسالعمل میدانی ایران دارد.
به گفته مقالهنویس معاریو، ایران گروههای متحد خود بویژه حزبالله و احتمالا حماس را برای رویارویی با اسرائیل به فعالیت وامیدارد و علاوه بر حملاتتروریستی درون خاک اسرائیل، باران موشکهای حزبالله مانند سال 2006 و سیل راکتهای حماس همانند سال 2008 بر سر شهروندان اسرائیلی خواهد بارید. همچنین با توجه به موقعیت ژئوپولتیک ایران در خلیجفارس، این کشور سعی خواهد کرد ترانزیت نفت را از تنگه هرمز متوقف کند که این امر نیز به نوبه خود باعث بالا رفتن شدید قیمت جهانی نفت و وارد آمدن ضربهای شدید بر اقتصاد بینالملل خواهد شد. خبرنگار معاریو خوانندگان را به 3 سال قبل بازمیگرداند و یادآوری میکند که در آن سال اپریمهالوی، رئیس اسبق موساد در مصاحبهای با مجله تایمز گفت: حمله به ایران منجر به از هم فروپاشی دولت اسرائیل در طولانیمدت خواهد شد. هالوی گفته بود که این حمله میتواند تاثیری یکصد ساله بر معادلات اسرائیل و تاثیری بسیار مخرب بر دیدگاه اعراب نسبت به آن داشته باشد.
حمله به رآکتورهای هستهای ایران یعنی انحلال رژیم صهیونیستی
فرمانده اسبق اطلاعات ارتش حتی از هالوی نیز صراحت بیشتری داشت و گفت: حمله به رآکتورهای هستهای ایران یعنی انحلال اسرائیل. پس از چنین حملهای موجودیت ما نیز به آخر خط میرسد. حمله برای از میان بردن توانمندیهای هستهای ایران نتیجهای معکوس خواهد داشت. پس از این حمله ایران سریعا به قدرتی هستهای بدل خواهد شد، قدرتی که دیگر هیچ پنهانکاری را نیز درباره برنامه اتمی خود روا نمیدارد. ایران با استفاده از اهرم فشار نفت، سازمان ملل را مجبور میکند که اسرائیل را برای بازگشت به مرزهای سال 1967 تحت فشار بگذارد که در صورت چنین اتفاقی باید از شهرهایی مانند بیتالمقدس نیز عقبنشینی کنیم. مئیر داگان نیز در مصاحبه با سیلوراشتاین، اصل لزوم حمله نظامی به ایران را زیر سوال میبرد و با لحنی معقولتر میگوید که چنین حملهای به معنی تهدید موشکی تمام نقاط اسرائیل، فشار جهانی و التزام به بازگرداندن اراضی اشغالی به کشورهای مادر خواهد بود و در این صورت ادامه حیات دولت اسرائیل منتفی خواهد بود. حتی «اویما سلا» که از طراحان حمله سال 1979 به تاسیسات اتمی عراق بود نیز با حمله به ایران مخالفت میکند.
وی دلیل مخالفت خود را اینگونه بیان میکند که در آن زمان دولت اسرائیل مجبور شد برای مقابله با حملات تلافیجویانه دولت وقت عراق، مبالغ گزافی هزینه کند که البته این حملات تا سال 1991 و حمله نیروهای ائتلاف به عراق محقق نشد. وی اقدام نظامی را آخرین گزینه و مذاکره را به عنوان بهترین راهحل مشکلات هستهای ایران طرح میکند. «یوزی الام» نیز که در زمان حمله به تاسیسات عراق مدیر آژانس اتمی اسرائیل بود قویا با نظر سلا موافق است و اعتقاد دارد این کار باعث اعمال تحریم علیه اسرائیل و شروع مسابقه تسلیحاتی میان کشورهای خاورمیانه خواهد شد، عینا همانند اقداماتی که صدام برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی و بیولوژیک صورت داده بود و البته تا سال 2003 کاملا از آن دست کشیده بود. یوزی آلام میگوید: حمله آن زمان نهتنها میل عراق را برای داشتن سلاح کشتار جمعی فروننشاند بلکه آن را قویتر کرد.بنیامین بن ال آیزر نیز به دولتمردان اسرائیلی هشدار داده است که حمله به تاسیسات اتمی ایران تنها موجب تاخیر در روند هستهای ایران و آنهم تنها در مراکز بمباران شده میشود. وی روی دیگری را نیز برای این حمله پیشبینی میکند و آن عبارت است از مصممتر شدن دولت ایران برای تبدیل شدن به یک قدرت اتمی.