هنگامی که باراک اوباما سخنرانیاش در باره خاورمیانه را ایراد میکرد بسیاری منتظر بودند تا ببینند او در باره بحرین چه خواهد گفت. با آنکه بحرین در حال رفتن به آخر لیست تحولات حیرتانگیز جهان عرب است اما مسائل این کشور نگرانیهای عمده و مهمی در میان سیاستگذاران آمریکا پدید آورده است و آن مسئله حمایت از یک متحد دیکتاتور و مستبد است. برای اوباما تحسین معترضین و انقلابیونی که رژیمهای مصر و تونس را سرنگون کردند یا محکوم نمودن سرکوبهای خشن مردم در لیبی بسیار ساده و راحت بود چرا که در حال حاضر تغییر رژیم در این کشورها منافع آمریکا را تهدید نمیکند. اما بحرین متحد کلیدی ایالات متحده و میزبان ناوگان پنجم دریایی آمریکاست که مقدمات حضور قدرتمندانه در خلیج فارس را پدید میآورد. اوباما بهطور مستقیم با این مسئله مواجه شد و نکات اساسی را مطرح کرد. وی با رد سیاست دنبالهروی کورکورانه از منافع ملی بر حمایت آمریکا از حقوق جهان شمول ملتها و اینکه چنین مهمی باید به اولویت اصلی و اقدامات عینی سیاست آمریکا بدل شود تاکید کرد.
اوباما اعمال سرکوبهای وحشیانه و بازداشتهای دسته جمعی توسط رژیم بحرین علیه اعتراضات صلح آمیز مردم را به باد انتقاد گرفت و اضافه کرد که شما نمیتوانید یک دیالوگ واقعی با مردم داشته باشید زمانی که بسیاری از مخالفین در زندانها هستند. چند روز پس از سخنرانی اوباما وی جیمز اشتاینبرگ معاون وزیر امور خارجه را به همراه تنی چند از مقامات دیگر بهعنوان نماینده خود به منامه فرستاد تا ملاحظات دولت آمریکا را به شاه حمد و مشاوران ارشدش منتقل کنند. اما نکته مهم این است که اگر امیر بحرین این حرکت اوباما را بلوف سیاسی تلقی کند وی چه خواهد کرد؟
بحرین نیز مانند بسیاری از کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس تحت حاکمیت یک خاندان سنی محافظه کار است که نگاه تنگ نظرانهای نسبت به مسائل حقوق بشر و دموکراسی دارد.آنچه بحرین را از سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس متمایز ساخته این واقعیت است که حداقل دو سوم جمعیت آن شیعه هستند. جمعیت شیعه بحرین از تبعیضات سیاسی و اقتصادی بهشدت در رنج و عذاب است مضاف بر آنکه محرومیت از مشاغل دولتی و تقسیم بندیهای ناعادلانه و بیکاری فزاینده حضور سیاسی آنها را بسیار کاهش داده است. اما هم خانواده حاکم و هم عربستان سعودی به عنوان پرقدرتترین حامی آن همواره معترضین را به عنوان ماموران کشورهای دیگر و عاملان فتنهانگیزی در کشور که در صدد گسترش نفوذ منطقهای ایران از طریق اکثریت شیعه داخلی هستند معرفی کرده است و به این ترتیب یک جنبش بومی معترض به وضع موجود را با موضوعات دیگر خلط نموده تا اینگونه به نظر برسد که ایجاد سازش و مصالحه سیاسی بهمعنای اقدام در جهت تسلیم شدن در برابر ایران است.
در مقایسه با نارضایتیهای گستردهای که از اوایل امسال در میان کشورهای عرب پدیدار گردید بحرین تاریخ طولانیتری از اعتراضات و سرکوبها و اصلاحات محدود را پشت سر گذاشته است.
با بر تخت نشستن شاه حمد در سال 1999 امیدها در میان شیعیان وحتی سنیها افزایش یافت که پس از مدتی همگان از اقدامات وی مایوس و سرخورده شدند. شاه حمد قول خود مبنی بر اصلاح قانون اساسی در سال 2002 را زیر پا گذاشت و با القای تظاهرات خشونت آمیز دست نیروهای امنیتی را برای پاسخ بیرحمانه به معترضین باز گذاشت. فوریه امسال مردم میدان مروارید منامه را اشغال و بار دیگر خواهان تشکیل پارلمانی از نمایندگان منتخب و دولتی پاسخگو شدند.خشونت نیروهای دولتی باعث کشته شدن هفت نفر گردید که پس از آن پیشنهاد آغاز گفتوگوها از جانب ولیعهد مطرح و با شکست آن و استعفای نخستوزیر امیر بحرین روز 14 مارس از نیروهای عربستان سعودی برای سرکوب اعتراضات دعوت بهعمل آورد.
مداخله سعودیها تاثیر قاطعی بر پایان مذاکرات و شروع موجی از سرکوب و خشونتهای بیسابقه و وحشیانه بود. صدها نفر از رهبران مخالفین به زندان افتادند و بسیاری تحت شکنجه قرار گرفتند. نیروهای امنیتی به بیمارستانها، پزشکان، بیماران و آمبولانسها به ظن حمایت از معترضین یورش بردند.
دانشجویان دانشگاه بحرین ملزم به ادای سوگند وفاداری به شاه شده و در صورت امتناع باید دانشگاه را ترک میکردند. تحولات بحرین اکنون این کشور را به خشنترین و سرکوبگرترین دولتهای عربی بدل کرده است.دولت اوباما ابتدا در صدد بر آمد تا خانواد ه حاکم را به گفتوگو با مخالفین میانه رو ترغیب کند اما کاخ سفید در برابر مداخله عربستان آشکارا سکوت کرده و تا زمان سخنرانی اوباما هیچ مقام ارشدی در ماههای گذشته رژیم بحرین را سرزنش ننموده است.
چنین سکوتی الزاما به معنای عدم تمایل اوباما به خواستن توضیح از عربستان و رژیمی بود که میزبان ناوگان پنجم آمریکاست و همچنین نشانه آشکاری از محدودیت تعهد اوباما به اصلاحات دموکراتیک در خاور میانه به حساب میآمد. سخنرانی اوباما در واقع پایانی بر این سکوت طولانی و ارسال این پیام به منامه بود که کاخ سفید وضع موجود را نپذیرفته است.
اکنون مقامات آمریکا امیدوارند با لغو قانون وضع اضطراری فرصتی برای جبران لطمات وارده به مردم پدید آید که البته احتمالا امید بیهودهای است.
خلیل المرزوق معاون جناح پارلمانی الوفاق در پیامی اعلام نموده است که او و یارانش از سخنرانی اوباما و اعزام نمایندگان آمریکا به بحرین استقبال میکنند اما نیروهای امنیتی حمله به مدارس و بازداشت معلمین و پرسنل بیمارستانها را تداوم بخشیدهاند و هر کس مظنون به همکاری با معترضین باشد را هدف قرار میدهند و علاوه بر آن رسانههای دولتی بحرین دیپلماتهای آمریکایی را متهم میکنند که فریب ایرانیان را خوردهاند.
مرزوق در پیام خود عنوان میکند که سخنرانی اوباما و اعزام مقامات آمریکایی مانع تغییررفتارهای رژیم در نقض حقوق بشر و یافتن راهحل به منظور تعهد به اصلاحات سیاسی از طریق گفتوگو نشده است. دیکتاتورهای عرب مدتهاست که با شیوهای نمایشی و بهمنظور فرونشاندن ناراحتی آمریکا خود را تنها تا حدودی ملزم به اصلاحات دانستهاند. آنها پی بردهاند که با بسته شدن تمام درها این ایالات متحده است که کوتاه خواهد آمد. مثال بارز آن جورج دبلیو بوش بود که در اوج عملیات نظامیاش برای ارتقای دموکراسی در خاور میانه هیچ واکنشی از خود به تقلب بیشرمانه حسنی مبارک در انتخابات سال 2005 مصر نشان نداد. اکنون بازی نفع طلبانه دیپلماسی آمریکا در خاور میانه رو به پایان است زیرا جوامع عرب به دفاع از خویش بر خاستهاند.
ایالات متحده دیگر نمیتواند در مواجهه با بحرانهای جهان عرب برای طولانی مدت در کنار متحدین دیکتاتورش بایستد.
در حال حاضر تحول خواهان خاورمیانه این پیام را شنیده و از آن استقبال کردهاند و بر روی قول اوباما حساب باز کردهاند. بحرین و تحولات آینده این کشور به آنها نشان خواهد داد که آیا اوباما پایبند به آنچه گفته است میباشد یا خیر.