مهدی مهرپور
گروه اقتصاد: اقتصاد خواندهای که جمشید پژویان استاد اقتصاد دانشگاه علامه او را اینچنین توصیف میکند: «مطمئنم کسانی که طرح تثبیت قیمتها را اجرایی کردند اقتصاد نخواندهاند؛ اصلاً اقتصاد بلد نیستند. سردسته اینها آقای احمد توکلی بود.»
البته اگر چه احمد توکلی بنا بر شواهد موجود دکترای اقتصادش را از یک دانشگاه انگلیسی اخذ کرده، اما اظهارات همکار او در دانشگاه علامه نیز درباره شخصیت و تفکرات اقتصادی توکلی خواندنی است:
«بهیاد دارم آن روزها خیلی تلاش کرد تا طرح تثبیت قیمتها اجرایی شود. بالاخره هم توانست چرا که مجلس در دست همطیفان او بود. بنده هم بنا بر رسالت دانشگاهی خود آن روزها خیلی سخنرانی کردم، مصاحبههای زیادی هم با رسانهها درباره این مسئله انجام دادم و گفتم که این کار اشتباه است اما آقای توکلی و همفکران او که شک دارم اقتصاد خوانده باشند خیلی از این طرح دفاع کردند و بالاخره هم همانطور که دیدید طرح تثبیت قیمتها شکست خورد...»
تفکرات فارغالتحصیل دانشگاه «بریتانیایی» بر کسی پوشیده نیست. البته برخی میگویند او تفکر خاصی درباره اقتصاد ندارد و ادبیاتی را هم که در اظهارات خود بیان میکند خیلی جنبه تخصصی ندارد!
شاید به همین دلیل است که او بهندرت در همایشها و سخنرانیهای تخصصی اقتصاد شرکت میکند و اظهاراتش اغلب رنگ و بوی سیاسی دارد تا کارشناسی! در هر صورت او احمد توکلی است؛ رئیس کنونی مرکز پژوهشهای مجلس و آنگونه که در سایت دانشگاه شهید بهشتی آمده، استادیار اقتصاد دانشگاه!
کمتر کسی است که این اقتصادخوانده حامی محمدباقر قالیباف شهردار کنونی تهران و کاندیدای ریاست جمهوری سال 84 را نشناسد. او بهدلیل مواضع پر نقدش به دولت احمدینژاد حتی از سوی خیلی از چهرههای اصولگرا و دوستان قدیمی خود نیز طرد شد. اظهارات پر از نیشوکنایه توکلی درباره دولت تقریباً از همان روزهای انتخاب احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور آغاز شد.
«قصد داریم تا با نقادیهای سازنده جلوی برخی از انحرافات آتی دولت آقای احمدینژاد را بگیریم» این ادبیات شاید جزو اولین اظهارنظرهای رئیس کنونی مرکز پژوهش مجلس در سال 84 بود که نشان داد او در آینده برنامهای جامع برای تخریب دولت احمدینژاد دارد...
در هر حال کمتر کسی است که او را به دلیل مواضع کاملاً سیاسیاش در شش سال اخیر نشناسد. تقریباً هر چند هفته یکبار با اعلام مواضع رسمی و بسیار تند و تیز خود ایرادی از دولت میگیرد و بلافاصله آن را پیراهن عثمان میکند و در گفتوگو با خبرگزاری (...) و سایت متعلق به خود (الف) سعی میکند اظهارات خود را به تیتر یک آن رسانهها تبدیل کند. از قانونشکنی خوشش نمیآید! و در اغلب اظهارات و مصاحبههای خود دولت را به قانون دعوت میکند!
(آقای قانون در حالی از دعوت دولت به قانون سخن میگوید که خود هیچ یک از مراجع رسمی تولید و توزیع آماری کشور را قبول ندارد، حتی در اظهارنظری میگوید: مرکز آماری کشور آمار دروغ منتشر میکند!)
توکلی در انتقاد از دولت رکورد زد
«رئیس مرکز پژوهشهای مجلس ایران آنقدر صریح و بیپروا علیه دولت احمدینژاد موضعگیری میکند که گاهی مواضعش به مراتب بیشتر از منتقدان اصلاحطلب ایران است...»
این ادبیات را همین چندی پیش مجری شبکه ضد انقلاب بی.بی.سی فارسی درباره اظهارات توکلی عنوان میکند و در تحلیلی میگوید: «انتظار بر این است که احمد توکلی با توجه به اینکه در آستانه آخرین سال دوره نمایندگیاش قرار دارد، در سال جاری موج تازهای از انتقادات علیه دولت را آغاز کند...»
توکلی منتظر دولت است تا موضعگیری کند
بدون شک با مروری بر اظهارات احمد توکلی در چند سال اخیر میتوان به این نتیجه رسید که او همواره منتظر اقدام دولت است تا بشدت موضعگیری کند. او که هماکنون گوی تخریب دولت را از سایر منتقدان گرفته و خود شخصاً عملیات تخریب را برعهده دارد. در حال حاضر اغلب کارهای دولت را غیرقانونی میداند و به دولتمردان نیز توصیه میکند به قانون رجوع کنند. او علاقه زیادی به نامهنوشتن دارد. دستنوشتههای احمد توکلی به رئیسجمهور احمدینژاد از آبان ماه 1387 کلید خورد. او در اولین نامه خود به شخص رئیسجمهور به انتقاد از سیاست خارجی دولت میپردازد (نامه احمدینژاد به باراک اوباما). نامه دوم را هم یکسال بعد از نامه اول یعنی در سال 88 خطاب به احمدینژاد البته با تذکرات درباره مطبوعات و... مینویسد.
رئیس کنونی مرکز پژوهشهای مجلس اندکی پس از نامهنگاریهای خود درباره مسائل متفرقه با رئیسجمهور این بار کمی متفاوتتر از گذشته نامه مینویسد و سعی میکند در نامههای آتی ادبیات اقتصادی را دنبال کند. او در سال 88 دو نامه درباره لایحه هدفمندکردن به احمدینژاد مینویسد؛ یکی در 18 اسفند و دیگری در 23 اسفند. البته کار تنها به نامهنگاری با دولت منتهی نمیشود. او بعدها احمدینژاد را به مناظره دعوت میکند و درباره برخی ابهامات لایحه هدفمندکردن یارانهها میگوید: بهتر است دولت برای ابهامزدایی با من مناظره کند!
او چندی بعد درباره برنامه پنجم هم به دولت نامه مینویسد و برخی نکات را گوشزد میکند. البته توکلی هشتمین نامه خود را با مضمون نقد قانونگریزیهای دولت مینویسد و میگوید: دولت خیلی قانونگریزی کرده بنابراین مجبور شدم نامهای دیگر به آقای احمدینژاد بنویسم...
تناقضگوییهای آقای متناقض
مروری هرچند کوتاه بر مواضع رئیس 60 ساله مرکز پژوهشهای مجلس این مسئله را آشکار میسازد که او تنها به یک چیز فکر میکند: «تخریب دولت». منتظر است تا موضع دولت را بداند و پس از آن در مقابل آن جبههگیری کند. یک روز درباره کوچکسازی دولت سخن میگوید و روز بعد که متوجه میشود دولت عزم جدی دارد تا با ادغام وزارتخانهها، قانون را اجرا کند و برای کوچکسازی دولت، به برنامه پنجم عمل کند، موضعگیری کرده و میگوید: دولت کار کارشناسی نکرده است!
چگونه است که رئیس کنونی مرکز پژوهشهای مجلس یک روز از نادرستی اصل طرح هدفمندکردن یارانهها سخن میگوید و روز دیگر میگوید دولت باید آن را اجرا کند، حتی روز بعد میگوید: اقتصاد ایران توان ندارد. مواضع کاملاً متناقض رئیس مرکز پژوهشهای مجلس قابل تأمل است. او علاوه بر این اظهارات، حتی اوضاع اقتصادی کشور را اسفبار پیشبینی میکند. توکلی بارها در مواضع خود اظهاراتی کرده که به خواننده اینگونه القا میکند «هیچ امیدی نیست؛ پیشبینی میشود اوضاع به هم میریزد.»
توکلی حتی وقتی دولتیها پاسخ او را میدهند و با ارائه آمارهایی نشان میدهند که اوضاع آنگونه که او میگوید نیست، نامهنگاری میکند و آمار مراکز آماری از جمله بانک مرکزی و مرکز آمار را دروغ و ساختگی میخواند. در هر صورت اظهارات و سخنرانیهای او نقل محافل است. زمانی نیست که دولت اقدام مهمی انجام دهد و احمد توکلی نامهای برای دولت ننویسد و یا اظهارنظری نکند. همه راهها به او ختم میشود. او آنقدر نامه نوشته و علیه دولت احمدینژاد اظهار نظر کرده که...
در هر حال احمد توکلی بازهم اظهار نظر کرده و دولت احمدینژاد را قانونشکنترین دولت تاریخ معرفی کرده است. آنچه از اظهارات او برمیآید این است که سخنان چند روز پیش توکلی حرف جدیدی نیست. او در گذشته نیز احمدینژاد و دولت او را به عنوان متخلفترین دولت و رئیسجمهور به مردم معرفی کرده بود. پرواضح است که توکلی از شعارهای ابتدایی خود درباره دولت احمدینژاد عدول کرده و تنها به تخریب فکر میکند و بس! کاری که رسانههای ضدانقلاب نیز به دنبال آن هستند. رفتارهای آقای متناقض بهگونهای شده که حتی رسانههای اصولگرا نیز اظهارات او را نقد کرده و او را همصدا با رسانههای بیگانه تلقی میکنند.