مهناز اعتدالی
جریان انحرافی از جنجالیترین موضوعاتی است که این روزها در سپهر سیاسی ایران مطرح است. بررسی شاخصها و خاستگاههای رهبران معنوی جریان انحرافی این روزها از سوی بسیاری از تحلیلگران و خواص سیاسی کشور مورد بحث قرار گرفته است اما بازخوانی اظهارات رهبری انقلاب درباره «خودی»ها و «غیر خودی»های نظام در این میان میتواند به مثابه شاه کلیدی برای شناخت بهتر ماهیت و اهداف این جریان نوظهور به کارآید. رهبر معظم به عنوان دیده بان انقلاب در تاریخ 8 مرداد 78 طی خطبههای نماز جمعه تهران برای نخستین بار موضوع مهم خودی و غیر خودی را مطرح کردند و براساس آن ترفندها و توطئههای رنگارنگ غیرخودیها را آشکار ساختند تا خودیها چهرههای آنان را درسـت بـشـنـاسـنـد و مرز سیاسی خود با آنان را مشخص کنند.
جریان انحرافی یا همان حلقهیی از اطرافیان رییسجمهور، حول محور یک چهره خاص، اقدام به تزریق «بیقاعدگی سیاسی» در مبانی ایدئولوژیک نیروهای اصولگرا و ارزشی جامعه میکند و مهمترین نیاز خود را حول مخالفتها به عنوان یک «قطب منفی» طراحی کرده و با استفاده از منابع قدرت سعی در رسیدن به اهداف خود دارند.
برخی از صاحبنظران معتقدند که غایت فعالیتهای این جریان در چارچوب معادلات سیاسی و صرفا برای انتخابات ریاستجمهوری است. برخی دیگر میگویند جریان فوق یک تلاش ایذایی برای مهرههای دیگر است و به تعبیر دیگر برای لیدر کنونی این جریان، نقش «پیش فدا شدن» تعریف و تصویر شده است و عدهیی شواهد و قرائن را حکایت از فعالیت جریان مزبور برای مناسباتی فراتر از معادلات سیاسی مرسوم و نقشهای تعریف و تصویر شده میدانند. اما آنچه مسلم است خلق یک «پدیده یا چهره جدید» و بروز و ظهور آن در عرصههای اجتماعی هر چند منطق آن منطبق بر گفتمان انقلابی نباشد، یکی از مهمترین اتفاقات این جریان است که بسترساز بسیاری از مسائل در آینده است.
بروز سیاستهای لیبرالیستی در حوزه اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از سوی این جریان و طرح مباحث ساختارشکن، کانونهای مقاومت و فشار در حقیقت تثبیت جایگاه این جریان به عنوان یک قطب جدید است. رهبر فرزانه در نخستین سخنرانی که به طرح جریان «خودی و غیرخودی» پرداختند در بیانات روشنگرانهیی با اشاره به این نکته که «من خطوط سیاسی را از یک منظر نگاه میکنم. برای من اسمها اهمیت ندارند؛ برای من مغزها و دلها و عملها اهمیت دارند.هر کسی که به اسلام و ارزشها، به امام، به مصالح ملی و به سرنوشت این کشور بیشتر علاقه نشان دهد، او برای من عزیزتر است؛ متعلق به هر خطی باشد؛ متعلق به هر جماعتی باشد؛ متعلق به هر جریان سیاسیای باشد» اظهار داشتند: حالا «خودی» و «غیر خودی» داریم یا نداریم؟
اگر بخواهیم ملت را حساب کنیم، نه؛ آحاد ملت همه خودیند. اما جریانات سیاسی، بله؛ جریان خودی داریم، جریان غیرخودی هم داریم. خودی کیست؟ خودی آن است که دلش برای اسلام میتپد؛ دلش برای انقلاب میتپد؛ به امام ارادت دارد؛ برای مردم به صورت حقیقی - نه ادعایی - احترام قائل است. غیرخودی کیست؟ غیر خودی کسی است که دستورش را از بیگانه میگیرد؛ دلش برای بیگانه میتپد؛ دلش برای برگشتن امریکا میتپد.غیر خودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه دوستانه با امریکا بود. به امام اهانت میکرد؛ اما برای امریکا اظهار علاقه مینمود! کسی به امام اهانت میکرد، ناراحت نمیشد؛ اما اگر کسی به دشمنان بیرون از مرز یا همدستان آنها اهانت میکرد، ناراحت میشد! اینها غریبهاند.» به درستی بروز و ظهور این جریان را در آیندهیی نه چندان دور اعلام کردند. در ایـن فراز مقام معظم رهبری به گونهیی شفاف شاخصهای جریان غیرخودی را ترسیم کرده است. به زعم ایشان شاخصهای جریان غیر خودی در نفوذ و مهرهسازی در کادرهای کلیدی نظام، انکار شاخصهای انقلاب و راه امام، چشم به راه بیگانگان، بیگانهپرستی و بیگانهخواهی و دل در گرو نظام پیشین داشتن است.
پس از آن در بیان دیگری رهبری با اشاره به اینکه گروههای خودی، به همان معنایی که در نماز جمعه قبل معنی کردم، یـعـنـی کـسـانـی کـه اسلام را قبول دارند، حکومت اسلامی را قبول دارنـد، این مرد بزرگ [امام خمینی] را قبول دارند، راه و خط او را قـبول دارند... خطوط و فاصلههای خودشان را کم و ضعیف کنند اظهار داشتند: فـاصـلـهها بـین خودشان که کم شد فاصله با غریبهها آشکار میشـود. هـمـانـی کـه امام در وصیتنامه و در بیانیه خود فرمود که نـگـذاریـد غـریـبـهها بـر سـرنـوشت این کشور تاثیر بگذارند.
تاثیرگذاری غریبه فقط این نیست که بیاید. مقامی را متصدی بشود و بـه عـهـده بگیرد، گاهی غریبهها از راههای دیگری اعمال نفوذ میکـنند... شاخصهای انقلاب و شاخصهای خط امام را قبول ندارند، اصـلا مـنـکـرند و منتظرند از بیرون این مرزها کسی بیاید و زمام امـور کـشـور را در دسـت بگیرد، منتظرند بیگانه بیاید، منتظرند اوضاع قبل از انقلاب تکرار بشود، اینها غریبهاند.رهبر انقلاب اسلامی در بیاناتشان با تاکید بر اینکه آحاد ملت همه خودیاند و ما در جریانات سیاسی خودی و غیر خودی داریم با تصریح بر اینکه «تقواى سیاسى؛ یعنى هر کس که در کار سیاست است، سعى کند با مسائل سیاسى صادقانه و دردمندانه و از روى دلسوزى برخورد کند، عنوان کردند: سیاست به معناى پشت هماندازى و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومى مردم، مطلوب اسلام نیست. سیاست یعنى اداره درست جامعه؛ این جزو دین است. تقواى سیاسى، یعنى انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند.»
رهبری در سخنان حکیمانهیی درباره جریانهای انحرافی یادآور شدند «ایـنـهـا... بـعـد آفتابی به تنشان خورد، خیال میکنند که الان مـیـدانـی است که بتوانند نیش بزنند وارد میدان میشوند، منتها مـارگـونه. هدف اینها این است که وحدت ملی را تخریب کنند و این اتـحاد عمومی ملت را بگیرند... مرتب حرفهایی میزنند و کارهایی میکـنـنـد کـه ایـن طـور احساس بشود که تشنج عظیم سیاسی وجود دارد... البته همه اینها بیگانه نیستند اما بعضی چرا...»
رهبر فرزانه درباره خودآگاهی برای شناخت خودی و غیرخودی اظهار داشتند: مسوولان خوب، باتقوا و شجاع هم اگر ندانند امروز صفبندى دنیا کجاست و دشمن کجا نشسته است و از کجا حمله مىکند، ضربه خواهند خورد. اگر انسان در میدان جنگ نفهمد که شلیک از طرف دشمن است یا از طرف خودی، گمراه میشود و نمیفهمد باید چه کار کند. ممکن است در مقابل آن شلیک حساسیت به خرج ندهد یا حتی به طرف خودی شلیک کند. امروز خودآگاهى یکى از مهمترین نیازهاى مسوولان کشور است.
خودیها در تحلیل خردمندانه رهبر انقلاب کسانی هستند که در واقع از شاخصهای زیر براساس آنچه در بیانات ایشان ایراد شده است پیروی کنند:
1- کسانی که اصل نظام را پذیرفتهاند. کسانى را که براى نظام و انقلاب و اسلام احساس مسوولیت مىکنند، خودى بدانید. غیرخودى کسانى هستند که با اصل نظام مخالفند.
2- مخاطب حفظ وحدت، ملت نیست؛ ملت متحد است و اختلافی ندارد بلکه مخاطب این کار، نخبگان و سیاسیون از جناحهای مختلف هستند.
3- وحدت یکی از اصول است؛ باید آن را حفظ کرد. سیاسیون به بهانههاى مختلف و با اختلافهاى کوچک، در مقابل هم قرار نگیرند و با توجیههاى غلط، علیه هم جنجال راه نیندازند.
4- خودیهایی که دچار اضمحلال درونی شدهاند، خودیها ممکن است در یک نظام، بر اثر خستگى، بر اثر اشتباه در فهم راه درست، بر اثر مغلوب احساسات نفسانى شدن و بر اثر نگاه کردن به جلوههاى مادى و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفتزدگى شوند.
5- جبهه دشمن، غیر از آن آدم غافلى است که خودى هم هست؛ منتها بیچاره دچار غفلت و اشتباه و فریب مىشود؛ بر اثر حادثهیى، عقده و کینهیى پیدا مىکند و در مقابل نظام مىایستد؛ در مقابل سخن حق مىایستد؛ در مقابل امام و راه امام مىایستد. این، آن دشمن اصلى نیست؛ این یک آدم فریب خورده است؛ این یک آدم قابل ترحم است! دشمن اصلى آن کسى است که پشت سر این قرار مىگیرد، اما خودش را نشان نمىدهد.
6- دشمن، ایمان شما را سد مستحکم خود مىبیند و دلش مىخواهد این سد برداشته شود. حالا عناصرى از میان خود ما بیایند و بنا کنند این دیوار را تراشیدن یا سوراخ کردن. اینها گرچه خودى هستند، اما دارند براى دشمن کار مىکنند؛ دشمن هم روى اینها سرمایهگذارى مىکند.
پیش از آن نیز معمار انقلاب همواره در مناسبتها، پـیـامـهـا و بـویـژه در وصیتنامه الهی ـ سیاسی خود، جریانهای مـوجود را با تجزیه و تحلیل به مردم شناساند و حجت را بر همگان تـمام کرد. آخرین پیامی که از آن بزرگوار در زمینه جریانشناسی سـیـاسـی و اجـتـماعی جداسازی خودیها از غیرخودیها مطرح شد حاوی این مطلب بود که «مـن در میان شما باشم یا نباشم، به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.»
با اندکی تامل در ایـن فراز از سخنان امام به دو نکته بر میخوریم که نااهلان و نامحرمان. شماری شایستگیهای علمی و تخصصی دارند، ولی شایستگی و تـعـهـد دیـنـی در آنان کم رنگ است. خودیهایی هستند که دستکم، نـبـایـد کـارهای کلیدی و اساسی را به آنان سپرد.
صاحبنظران معتقدند خودی و غیرخودی مفهومی نسبی است؛ یعنی اینگونه نیست که فرد یا گروهی همواره خودی یا غیرخودی شمرده شود. این مرزبندی، با توجه بموقعیت و عملکرد افراد، در هر زمانی متفاوت است. ممکن است فردی قبلا خودی بوده، اکنون غیرخودی، غریبه و غیرقابل اطمینان بهشمار آید.
از سوی دیگر خودی و غیرخودی دارای مراتب شدید و ضعیف است؛ به عبارت دیگر، خودیها، با توجه به میزان ایمان و وفاداری به انقلاب و نظام اسلامی به درجات شدید، متوسط و ضعیف تقسیم میشوند؛ چنان که غیرخودیها نیز، با توجه به نحوه عملکردشان در قبال ارزشها و انقلاب و نظام، به مراتب شدید و متوسط و ضعیف تقسیم میگردند.
در واقع این صفبندی به معنای نقض حقوق شهروندی و تقسیم جامعه به شهروند درجه یک و دو نیست؛ غیرخودیها تا وقتی به توطئهآفرینی روی نیاورند، از حقوق شهروندی برخوردارند. مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: «محیطهای سیاسی باید از چنین عناصری [غیرخودی] که به فکر مصالح کشور نیستند، برحذر باشند که البته این به معنای برخورد و محروم کردن آنان از حقوق شهروندی نیست.»
از منظر علم سیاست نیز خودی به معنای محرم و کسی است که معتمد یک نظام است و از جریانهای داخلی آن نظام خبر دارد، ولی نمیتواند از اطلاعات خود برای کسب منافع شخصی استفاده کند.
غیرخودی به معنای غریبه و خارجی یا کسی است که از یک حزب، انجمن یا مجموعه کنار گذاشته شده باشد، یا کسی که نسبت به فعالیتها، جریانات و مسائل مربوط به جامعهاش بیاعتناست یا کسی که خود را برکنار از جامعه قرار میدهد تا از آن فراتر رفته و منویات خود را عملی سازد.
ملت ما بنا دارد تا در سلسله گزارشها و مصاحبههایی به بازپردازی جریان «خودی و غیرخودی» و به عبارتی به بررسی شباهتهای شاخصهای جریان انحرافی با مولفههای مطروح در بحث غیر خودی که از سوی رهبری انقلاب مطرح شده است، بپردازد. این تلاش برای بازشناسی غیر خودیها و واسطههای آنان در جهت محفوظ نگه داشتن هویت دینی جامعه و تثبیت اقتدار سیاسی نظام جمهوری اسلامی در درون و بیرون است.