تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۲۲۶۱۰
یک فرمانده بسیجی از حضور بسیج در مهار فتنه می‌گوید

بسیج در فتنه،‌ کم از شهدا در جنگ نداشت

نسیبه زمانیان ـ کبری آسوپار اشاره: بسیجیان خامنه‌ای، رسم ایستادن و خم به ابرو نیاوردن را در مکتب جمهوری اسلامی و نیز از نسل گذشته خود، بسیجیان خمینی به خوبی آموخته‌اند؛ هر چند که این سو و آن سو، کسانی باشند که از بغض جمهوری اسلامی، از بغض خامنه‌ای و از بغض خمینی، اینان را آماج ناسزاهای خویش قرار می‌دهند. روزهای پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، این دشمنی‌های برنامه‌ریزی شده با بسیج، نمود بیشتری یافت. در دومین سالروز روزهای فتنه‌آلود پس از انتخابات، پای حرف‌‌های یک فرمانده بسیجی نشستیم تا برایمان از ایستادن‌ها و سرخم نکردن‌ها و دفاع از جمهوری اسلامی کردن‌های بسیج بگوید. نام و عکس این فرمانده، نزد ما محفوظ می‌ماند.

* این اغتشاشات و درگیری‌های سال 88 را پیش‌بینی می‌کردید؟
** من به عنوان یک بسیجی روزنامه شما را مطالعه می‌کردم و می‌دیدم که معمولاً همه چیز را خوب پیش‌بینی می‌کردید. قاعدتاً بچه‌های بسیج هم در سمینارها و جلسات، در جریان بودند که قرار است یک اتفاقاتی بیفتد، ولی نه با این حجم گسترده. به هر حال هر کس که کاندیدا شده است، یکی از شرایطش قبول داشتن ولایت فقیه بوده و با این مبنا که حضرت آقا صحبت‌شان فصل‌الخطاب است ما فکر می‌کردیم بعد از صحبت‌های ایشان همه چیز تمام شود که نشد!
الحمدلله بسیج خوب کار کرد، یعنی چیزی که در توان داشت، در طبق اخلاص گذاشت و جلو آمد. قبل از 30 خرداد من مطلبی خواندم که در آن گفته بود:« سران فتنه به دنبال اغتشاشات جزیره‌ای هستند» و بعداً‌ دقیقاً دیدیم که همین اتفاق افتاد. بچه‌های بسیج هم خودشان را برای اینگونه موارد آماده کرده بودند.
* شما از آمادگی حرف می‌زنید؛ می‌خواهم در مورد آموزش جنگ شهری به بسیجیان بپرسم، چنین کاری انجام شده بود؟
** آموزش جنگ شهری ندیده بودیم؛ ولی آموزش کنترل اغتشاشات را معمولاً در سطح آشنایی می‌بینند. عملکرد بچه‌های بسیج در این زمینه، بسیار گویاست و واقعاً چیزی کم نگذاشتند. در آغاز تعداد معترضین کم نبود. یعنی اینطور نبود که بگویید یک عده قلیل بود اما هرچه پیش رفتیم، مردمی که راه را اشتباه آمده بودند، خودشان را از آشوبگران و اراذل و اوباش جدا کردند و متوجه فریب شدند. این هم نتیجه روشنگری رسانه‌ها و برخی بزرگان و خواص بود که باعث شد این عده، جریان فتنه را بشناسند و حضورشان در اینگونه اجتماعات کم شود. این باعث می‌شد بسیج بهتر بتواند قضیه را کنترل کند.
* کار بسیج دقیقاً از کی شروع شد؟
** کار بسیج در واقع قبل از انتخابات شروع شد. همان زمان از فلکه صادقیه خبر رسید که در جریان تجمع انتخاباتی، 10 نفر از خانم‌ها کشف حجاب کرده‌اند و با تذکر بسیج، کار به درگیری کشیده است. بسیج از یک ماه قبل در صحنه بود اما از شب انتخابات با قدرت بیشتری به میدان آمد.
* بسیج یک نیروی فرهنگی است. چرا در صحنه درگیری‌ها حاضر شد؟
** بسیج صرفاً یک نیروی فرهنگی نیست. اول اینکه بسیج یک تفکر انقلابی است و هرجا این تفکر راه پیدا کرد، پیشرفت حاصل خواهد شد. من به عینه می‌دیدم که ما با 10 تا بچه بسیجی، خیلی راحت می‌توانستیم یک کوچه را جمع کنیم که نیروهای دیگر با 50 نفر نمی‌توانستند. دیگران به جمع کردن اغتشاشات به عنوان کار و شغل نگاه می‌کردند، اما بسیجی‌ها به بسیجی بودن به عنوان شغل نگاه نمی‌کنند؛ آنها به عنوان اعتقاد و عشق به آن نگاه می‌کنند. بسیجی‌ها این اعتقاد را داشتند که واقعاً پای رکاب نایب امام زمان‌شان می‌جنگند و برای حفظ مقام ولایت تلاش می‌کردند. بسیج در این جریانات دست، قلب و چشم سپاه بود.
* شما برای مقابله با آشوبگران از چه تجهیزاتی بهره‌مند بودید؟
** تجهیزات بسیج را نمی‌توان در حد صفر گفت، اما اگر آن تجهیزاتی که نیروی انتظامی و یگان ضد شورش در دست داشتند، در دست بچه‌های بسیج هم بود، شک نکنید این غائله اصلاً به 30 خرداد هم کشیده نمی‌شد. آشوبگران واقعاً سازماندهی شده بودند و اینطور نبودکه دست خالی باشند. روزی که حوزه 117 را آتش زدند، من بین آنها بودم. لباس نظامی تنم نبود. دیدم یک تعدادی، اسلحه کمری داشتند، افرادی از آن پایگاه که برای مقاومت به پشت بام رفتند، توسط همین‌ها تیر خوردند.
* روحیه بچه‌های بسیج چطور بود؟
** بکشد، باعث فرسایش روحیه بچه‌های بسیج می‌شود، اما نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد که بچه‌های بسیج با گذشت زمان، با روحیه بیشتری در میدان بودند. در چهارشنبه سوری سال گذشته که آماده‌باش زدند، بیشتر از تعدادی که در درگیری‌ها بودند آمدند و با روحیه بهتری. من خودم احساسم این بود که بعد از درگیری‌های 88، بسیج شکوفا شد و نشان داد که هر وقت لازم باشد، برای حفظ نظام، آماده است که از جانش هم بگذرد.
* درباب فضای روانی علیه بسیج توضیحاتی بفرمایید.
** فضای روانی علیه بسیج زیاد بود. ما دو مکان را خودمان دیدیم (شهرک غرب و سازمان برنامه) که آنها صدای ضبط گذاشته بودند که می‌گفت «آدمکش‌ها دست از سر بچه‌های ما بردارید! و...» یعنی جمعیت را علیه بچه‌ها تحریک می‌کردند. من با چشم خودم دیدم بچه بسیجی از ترک موتور افتاد، خانمی با آجر بر سر آن بسیجی می‌زد و «یا حسین» می‌گفت، طبیعی است این خانم از فریب‌خوردگان و تحت تأثیر جو روانی علیه بسیج است!
شرایط آن روزها خیلی بد بود. درست مثل اوایل انقلاب،‌ هر کس که محاسن داشت و ظاهری مذهبی، به بدترین شکل با او برخورد می‌شد.
جنگ روانی‌شان خیلی قوی بود. روز 30 خرداد خانمی که از نظر ظاهر اصلاً پوشش مناسبی نداشت، قرآن به دست به خیابان آمده بود. خیلی‌هایشان مثل قضیه قرآن به سر نیزه کردن، قرآن به دست آمده بودند. یا مثلاً اشک‌آور زده می‌شد و اینها همه جا می‌گفتند حکومت بر سر ما اسید ریخته است! به ما گفته شده بود اگر کسی می‌خواهد فرار کند، راهش را نبندید، بگذارید برود. ما هم کاری نداشتیم. اما اینها طور دیگری قضیه را نشان می‌دادند. متأسفانه جو را علیه بچه‌های بسیج درست می‌کنند. چون می‌دانند اگر خدای نکرده بخواهند لطمه‌ای به این نظام وارد کنند، باید اول به بسیج لطمه وارد کنند.
* مخالفان چطور حاضر می‌شدند؟
** آنها سازماندهی شده کار می‌کردند و لیدرهایشان اکثراً صورت خود را می‌پوشاندند. اینطور نبود که با یک نگاه ظاهری بتوان شناسایی کرد. اکثر لیدرهایشان خانم بودند. خانم‌ها خودشان را دور آقایان استتار می‌کردند و می‌دانستند بچه‌های ما به سمت خانم‌ها نمی‌روند.
* وضعیت پیگیری مجرمان چطور بود؟
** مجروحان اغلب به بیمارستان بقیه‌الله منتقل می‌شدند. برخی بیمارستان‌ها متأسفانه اصلاًهمکاری نکردند و مجروح نمی‌پذیرفتند. بسیجی‌ها این چیزها برایشان مهم نبود. خیلی‌هایشان غسل شهادت می‌گرفتند و وارد صحنه می‌شدند. من شخصاً معتقدم کاری که بچه‌های ما در فتنه 88 انجام دادند، هیچ چیز از کار شهدا در جنگ تحمیلی کم ندارد. آنها کشور را حفظ کردند، اینها هم نظام ما را حفظ کردند. بچه‌ها چون به عشق آقا می‌آمدند، اصلاً توجهی به مسائل حاشیه‌ای نداشتند.
* مخالفان مردم بودند یا اراذل و اوباش؟
** اکثر نفراتی که در خیابان مردم را به صحنه دعوت می‌کردند، یک عده آشوبگر و اراذل و اوباش بودند. شب 25 خرداد اکثر مردم در منازل بودند و از پنجره‌ها بیرون را نگاه می‌کردند. درگیری که به وجود آمد، مردم را دعوت به حضور در خیابان می‌کردند و برخی تحت تأثیر جو به وجود آمده، فریب خورده و به خیابان می‌آمدند. البته ما هم کم کاری کردیم. رسانه‌های ما خوب عمل نکردند. رسانه‌های مخالف خیلی بهتر عمل کردند. مظلوم‌نمایی کردند. در بحث خانم آقاسلطان چقدر مظلوم‌نمایی کردند؛ در صورتی که اصلاً اتفاقی که پیش آمده بود، متوجه بسیج نبود. رسانه‌هایشان در واقع مردم را فریب دادند.
* کارهای فرهنگی هم انجام می‌دادید؟
** بله، با افراد صحبت می‌شد به عنوان مثال یادم هست در بلوار کمالی، سمت پونک، دو موتورسوار سمت ما آمدند و می‌خواستند کوکتل مولوتف پرتاب کنند. چند نفر از بچه‌های ما که به ظاهرشان نمی‌خورد که بسیجی باشند، به سمت آنها رفتند و شروع به صحبت کردند که هر دو طرف، بچه‌های همین آب و خاک هستید و ... آنها هم دیگر سمت ما نیامدند. راهشان را کج کردند و رفتند. اما متأسفانه در این زمینه آنقدر که باید، قوی عمل نکردیم.
* روز عاشورا بیشتر مخالفان از چه قشری بودند؟
** در روز عاشورا دیگر کسی از مردم حضور نداشت. بهائیان، وهابیان، سلفیان و سلطنت‌طلب‌ها حضور داشتند. حضرت علی (ع) می‌فرمایند «اگر می‌خواهید کسی را بشناسید، ببینید اطراف آن فرد چه کسانی هستند.» در روز عاشورا اینها ابتدا در قالب هیئت عزاداری به خیابان آمدند. در بین هیئت‌های سینه‌زنی می‌آمدند و به مردم که می‌رسیدند شروع به فحاشی می‌کردند و درگیری آغاز می‌شد. بسیج ابتدا درگیر شد، اما آنها به مردم حمله کردند، پرچم«یا حسین» آتش زدند و ... خانمی بود که پرچم امام حسین را زیر پایش انداخت و بعد هم آتش زدند! اما واقعاً نمی‌دانستیم با خانم‌ها چه کنیم! دستور برخورد هم نداشتیم! از طرفی هیچ شعیه‌ای نمی‌تواند چنین صحنه‌ای را تحمل کند. آنها سریعاً بین جمعیت خودشان را گم کردند و دیگر نمی‌شد پیدایشان کرد. تعقیب‌شان که می‌کردیم، وقتی به یک جای بسته می‌رسیدند، شروع می‌کردند به دادن شعار «بسیج برادر ماست»! بعد ما با میکروفن اعلام می‌کردیم راهی ندارید، تسلیم شوید، ما هم راه را باز می‌کنیم که متفرق شوید. بعد ناگهان شروع به پرتاب سنگ می‌کردند و درگیر می‌شدند.
* بالاخره پس از آن همه درگیری این غائله تمام شد؟
**  این غائله هنوز تمام نشده و آتش زیر خاکستر است. حتی اگر دوره ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد تمام شود، باز هم این فتنه وجود دارد چون اصلاً هدف آنها آقای احمدی‌نژاد نبود. آنها با نظام مخالف هستند. آنها می‌‌گویند چرا اصلاً بسیج باید جلو بیاید! و معتقد هستند باید همه کار می‌کردند. همه جا را آتش می‌زدند و اصلاً بسیج هم جلو نمی‌آمد و می‌گذاشت ما آزاد باشیم! آنها به خانه مردم ریختند، همه جا را آتش زدند، مردم عادی را در خیابان کتک می‌زدند، هتک حرمت می‌کردند. زمان حضرت امیر آنقدر جنگ روانی آنها قوی بود به طوری که زمانی که حضرت امیر شهید شدند مردم شام می‌گفتند مگر حضرت علی‌(ع) نماز می‌خواند که درمحراب شهید شدند. آنقدر که علیه ایشان تبلیغات منفی کرده بودند!
این سیاست تمیزی نیست و ما نمی‌توانیم مثل آنها باشیم. اگر مثل آنها باشیم دست کمی از آنها نداریم وگرنه ما هم می‌توانیم جوسازی کنیم. ما هم می‌توانیم آن طور که آنها فضا ایجاد می‌کنند ما هم خیلی بدتر از آنها عمل کنیم! آنها کددار صحبت می‌کردند. مثلاً در اس‌ام‌اس کلمات را برعکس می‌نوشتند نوع حرف زدن آنها به زبان بومی ایران، مثلاً کردی، سمنانی، صحبت می‌کردند که نتوان فهمید.
* چه حسی برای یک بسیجی به وجود می‌آید وقتی او فقط به خاطر عقایدش و برای دفاع از ولایت در صحنه حاضر می‌شود، اما آقازاده‌ها یا آن سویند یا فقط تماشاگر هستند؟
** دولت آقای احمدی‌‌نژاد خوبی که داشت، دست خیلی‌ها را از بیت‌المال کوتاه کرد. به خصوص دست آقازاده‌ها از رانت‌خواری‌های اقتصادی. آنها در جبهه مقابل احمدی‌نژاد موضع گرفتند. بچه‌های بسیجی هیچ گاه به فرد نظر نمی‌دهند. الان هم احمدی‌نژاد هر گاه مسیرش از ولایت جدا شود دیگر مورد تأیید بچه‌های بسیج نیست. شما فکر نکنید بچه‌های بسیج که به خیابان‌ها آمدند به خاطر آقای احمدی‌نژاد آمدند. نه، آنها همه به عشق حضرت آقا آمدند.
* اولین تصویری که از آن روزها به خاطر می‌آورید، چیست؟
** یک خاطره از دوستان یادم هست که اشکان، دوستم ترک موتور علی بود که در سازمان برنامه بود، ناگهان جمعیت زیاد شد. اینها سوار موتور شدند من از دور آنها را می‌دیدم. من ترک موتور دیگر بودم. علی تا آمد گاز موتور را بگیرد متوجه نشد که اشکان از ترک موتور پایین افتاد. علی همین طور با او صحبت می‌کرد و فکر می‌کرد او پشت سرش نشسته تا سر فردوس تا اینکه از او پرسیدم اشکان کجاست؟ آنقدر که استرش داشتند اصلاً متوجه نبودند اشکان نیست، متأسفانه در آن جمعیت اشکان را با قمه به سرش زده بودند و او به حالت بیهوش زمین افتاد بود. آنها حدود ده نفر بودند و به سختی توانستیم اشکان را از آنجا ببریم. او را به بیمارستان ابن‌سینا بردیم که نپذیرفتند و گفتند شیفت شب نداریم!
و ناگفته‌ها...
به نظر من اگر بسیج نبود، معلوم نبود الان چه شده بود! نه نیروی انتظامی و نه سپاه، نمی‌توانستند از عهده کار برآیند چرا که بسیج در واقع خود مردم است و این غائله تنها با حضور مردم جمع می‌شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات