سینا تکاور
"انقلاب خود را اصلاح می کند" این واقعیتی است که نگاهی به 32 سال فراز و فرود انقلاب آن را اثبات می کند. انقلابی که از دل مردم برخواست و توسط خود مردم نیز اداره شد و همین مردم بودند که در برهه های مختلف اگر شاهد انحراف گروه ها و جریانها از اصول بنیادی انقلاب می شدند، از آنها عبور و عملا دچار حذف سیاسی از چرخه دمکراتیک کشور می شدند.
نمونه بارز این واقعیت، ماجرای گروهک منافقین بود که به دلایل مختلف روند تقابل با نظام را در روزهای نخستین انقلاب در پیش گرفت و حوادث تلخی همچون ماجرای 30 خرداد 60 را به وجود آورد و یا مثال بارز تر آن را می توان در ماجرای فتنه 88 مشاهده کرد. ماجرایی که نظام تمامی تلاش خود را برای برخورد، طمأنینه گونه با آن انجام داد و همین موضوع باعث شد که این جریان به خود اجازه دهند با سو استفاده از این برخورد، دامنه اغتشاشگری خود را توسعه دهند. اما در نهایت این مردم بودند که پس از واقعه تلخ عاشورای 88، دیگر تاب سکوت برنیاوردند و با حضوری پرشور در راهپیمایی 9 دی، جریان فتنه را به تاریخ سپردند.
سکوت خواص بیبصیرت
اما در این میان آن چیز که بیش از همه به چشم آمد، سکوت برخی خواص در شرایط خاص آن زمان کشور بود. سکوتی که نه تنها باعث اعتراض مردم شد، بلکه رهبر انقلاب را نیز به واکنش وا داشت و ایشان به صراحت خواستار موضع گیری این افراد نسبت به ماجرای فتنه شدند. چرا که در آن برهه زمانی، این سکوت در قبال وقایع روی داده، دلیلی شده بود که فتنه گران این خواص را در پازل خود قلمداد کنند. افرادی که اگرچه رهبر انقلاب هیچگاه از آنها به صورت مستقیم نام نبرد اما اشاراتشان به حدی شیوا و دقیق بود که به راحتی این افراد قابل شناسایی بودند.
و البته همین اشارات نیز باعث شد که مردم باردیگر وارد عرصه شوند و در گردهمایی های مختلف نظیر نماز جمعه و راهپیمایی های سراسری این افراد را به اتخاذ مواضعی شفاف برای جلوگیری از سو استفاده فتنه گران دعوت کنند. اما در نهایت این نهیب مردمی نیز نتوانست برخی از این افراد را از خواب غفلت بیدار و به مسیر انقلاب بازگرداند. ماجرایی که می رفت سرنوشت این خواص را نیز به سرنوشت مترود شدگان سیاسی پیوند بزند. در نهایت می توان گفت که اگرچه فتنه 88 توام با خاطرات تلخی برای جامعه بود اما این فرصت را پدید آورد تا شخصیت های سیاسی در آزمون بزرگ مردم شرکت کنند و نمره خود را از دست خود مردم بگیرند.
سکوتی که میشکند
اما وقوع رویدادی جدید در عرصه سیاسی کشور، و ظهور جریانی انحرافی، فرصتی را پدید آورد تا این خواص سکوت خود بشکنند و علاوه بر انتقام گیری از این جریان به خاطر موضوعات احزابی، شروع به بازسازی وجه خود در مقابل مردم کنند.
حالا خواص سکوت کننده در جریان فتنه، فرصت را مغتنم دیده اند تا در هیاهوی جریانی که به گفته رئیس دستگاه قضا، دچار انواع فساد هستند، خلا سکوت خود در آن دوره را پر کنند و این موقعیت را پلکانی برای بازگشت خود به موقعیت و مناسب قبل از فتنه 88 کنند و چهره ای تازه در نزد مردم پیدا کنند. از طرف دیگر آنها می کوشند که این انتقادهای تند و صریح علیه رقیب انتخاباتی سابق خود را سپری کنند در مقابل اتهامات مطرح شده در زمینه همراهی این خواص با جریان فتنه و از این طریق عملا به نوعی جریان فتنه را تطهیر کنند و عامل وقایع تلخ فتنه 88 را جریان انحرافی معرفی کنند.
اما در اینجا موضوع اصلی این است که امروز تنها کسانی می توانند نسبت به موضوع جریان انحرافی موضع بگیرند که بصیرت خود را در ماجرای فتنه 88 اثبات کرده باشند. در حقیقت اینجا لزوم لحظه شناسی که رهبر معظم انقلاب در سخنان خود به آن تاکید داشته اند بیش از پیش نمود پیدا می کند، چراکه مردم با دید بازی که نسبت به وقایع پیرامون خود دارند، تنها سخنان کسانی را می پذیرند که در بزنگاه های حساس نیز، وابستگی خود به مردم را اثبات و سخن حق به زبان آورده باشند و مطمئن باشند که این سخنان فقط برای مردم صلاح مردم است و نیت های شخصی در آن دخالتی ندارد.
مردم تصمیمگیرنده نهایی
در نهایت آن چیز که در این میان مشخص است، تصمیم گیری مردم برای جریان انحرافی است. بی شک مردم همان طور که تکلیف جریاناتی نظیر منافقین و فرقه سبز را مشخص کردند، تصمیم گیرنده نهایی در خصوص ماجرای جریان انحرافی نیز خواهند بود و نیازی به رهنمودهای سیاست بازان در این عرصه ندارند. بی شک همان طور که روزی بنی صدر و خاتمی توسط مردم انتخاب شدند و سپس توسط همین مردم کنار گذاشته شدند، امروز نیز جریان انحرافی که با رای مردم و تحت نام احمدی نژاد خود به انقلاب تحمیل کرده اند توسط همین مردم کنار گذاشته خواهند شد. چراکه در ایران انقلاب خود را اصلاح می کند... انقلابی که بر خواسته از مردم است و توسط مردم اداره می شود.