تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۲۲۶۳۳

این‌جا شیعه ‎بودن جرم است!


تله‎های انفجاری، جلیقه‎های انتحاری، بمب‎های کنترل از راه‎دور و ساعتی، مین‎های ضدنفر، بمب‎هایی به‎شکل اسباب‎بازی، تک‎تیراندازانی با دوربین‎های دید در شب، آدم‎ربایی و ذبح اسیران در بند، اوضاع بد اقتصادی و بهداشتی و از همه بدتر محاصره کامل؛ تنها بخش کوچکی از قاب تصویری است که با صحبت‎های دانشجویان شیعه "پاراچناری" که به ایران سفر کرده بودند، در ذهن شکل می‎گرفت.
"پاراچنار"، غزه‎ای در همین نزدیکی
در گوشه‎ای از این دنیا و در منطقه‎ای به نام پاراچنار ممکن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان یک مین سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهری دیگر، هزینه‎ای بَس گزاف به قیمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع از دست‎ دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گویی جمهوری اسلامی کوچکی شکل گرفته است. مردم این منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامی می‎دانند و هر وقت نام رهبری می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گویا در پاراچنار دست همه دشمنان شیعیان در یک کاسه است تا مقاومت شیعیان را بشکنند؛ از آمریکا و اسرائیل گرفته تا عربستان و سرویس‎های اطلاعاتی بسیاری از کشورهای دیگر.
پاراچنار کجاست؟
به نوشته "پنجره"، "پاراچنار" نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان قرار دارد و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حکم مرگ شیعه را امضا کرده‎اند؛ غافل از آن‎که شیعه پیوندی ناگسستنی با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند "یاحسین" به جهاد می‎روند و دیوارهای مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎ا...‎علیه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهید آوینی، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ایران شاید ندانند این منطقه در پاکستان به "ایران کوچک" معروف است.
پاراچناری‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟
شهید سید عارف حسین الحسینی از شاگردان امام خمینی (رحمت‎ا...‎علیه) بعد از انقلاب اسلامی رهبری شیعیان پاکستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خمینی ‎(رحمت‎ا...‎علیه) آشنا شد. شهید حسینی به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات علیه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ایران هم دست از مبارزه نکشید و مشارکتش در مبارزات علیه رژیم پهلوی، موجب اخراجش از ایران شد. سید عارف حسین الحسینی در سال 1363 با حکم امام (رحمت‎ا...‎علیه) به‎عنوان نماینده ایشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎ شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در 14 مرداد 1367، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد. پیکرش در روستای "پیوار"، از توابع پاراچنار به خاک سپرده شد که اکنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.
آغاز ماجرا
پاراچنار از سال 2007 در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتی آن‎ها هم از کارهای طالبان به ستوه آمدند.
پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. "سهیل کریمی با بیان این‎که پاراچناری‎ها رهبر ما را رهبر خودشان می‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎های‎شان عکس امام (رحمت‎ا...‎علیه) و رهبری (مدظله‎العالی) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترین افتخار برای پاکستانی‎ها این است که ویزا بگیرند و بروند عربستان کار کنند. اما برای پاراچناری‎ها عار است که چنین کاری کنند. بزرگ‎ترین افتخار برای پاراچناری‎ها این است که بیایند ایران و کار کنند و پول حلال دربیاورند."
تاکنون تعداد بسیاری از شیعیان توسط طالبان به شهادت رسیده اند اما از آن‎جایی‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخی از طرفدارانش به راه انداختند. در آخرین اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان که در قالب یک راهپیمایی علیه امام حسین (علیه‎السلام) و در تأیید یزید به تاریخ 12 ربیع‎الأول (آوریل 2007) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلی پنج‎ روزه را برای پیگیری دولت مشخص کردند. پنج روز بعد که مصادف با هفدهم ربیع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلی‎ا...‎علیه‎وآله‎وسلم) بود، شیعیان با ملاحظه عدم پیگیری دولت درباره اهانت‎های طالبان، دست به تجمع مقابل یکی از مساجد دشمنان زدند و سلفی‎ها که منتظر چنین فرصتی بودند، از مناره‎های مسجد شروع به تیراندازی نمودند و همچنین شهر را هم خمپاره‎باران کردند. شیعیان هم با مشاهده چنین وضعیتی، به یک‎باره "یاعلی" گفته و آن‎ها را از شهر بیرون کردند.
پاراچنار در حصر
مهم‎ترین مشکل شیعیان پاراچنار، محاصره شدن از همه‎ طرف توسط نیروهای طالبان و سلفی‎هاست. این شهر هماننده غزه در حصر کامل است و با توجه به درگیری‎های صورت‎ گرفته از سال 2007 تاکنون بیش از هزار و 600 نفر از شیعیان شهید و هزار نفر نیز مجروح شده‎اند. طالبان راه‎های منتهی به شهر پاراچنار را محاصره کرده و هرکسی را که بخواهد وارد و یا خارج شود، می‎کشد. مسافران شیعه با عبور از استان‎های مختلف افغانستان و با صرف هزینه‎های چند برابر که خالی از خطر هم نیست، خود را به پیشاور می‎رسانند. مردم وقتی صبح برای رفتن به‎دنبال رزق و روزی از خانه بیرون می‎روند، هنوز بسم‎ا... نگفته ممکن است پای‎شان روی مین برود. آن‎ها اگرچه بالاخره به‎نحوی مایحتاج غذایی‎شان را تأمین می‎کنند، اما مسأله این جاست که به‎خاطر محاصره، مواد غذایی گه‌گاهی از افغانستان وارد پاراچنار می‎شود، با قیمت‎های بسیار گران در اختیار شیعیان قرار می‎گیرد.
در حال‎ حاضر بیش از سه سال است که راه‎های اصلی ورود غذا و دارو بر ساکنان این منطقه بسته شده و حتی مواد دارویی و یا حتی کپسول اکسیژن و ابزارها و داروی بیهوشی هم در بیمارستان مرکزی وجود ندارد؛ بیمارستانی که پزشکانش هم انگشت ‎شمارند. جان باختن کودکان کم سن و سال به‎خاطر نبودن دارو به امری عادی تبدیل شده؛ خبرهای مرگ و میر این کودکان معمولا هیچ‎گاه به بیرون درز نمی‎کند. بیمارستان شهر به‎دلیل کمبود دارو نمی‎تواند خدمات‎رسانی مطلوبی داشته باشد و برخی از زنان نیز هنگام زایمان به‎خاطر نبود سرُم و دارو جان خود و نوزادشان را از دست می‎دهند.
حسین‎اصغر اهل پاراچنار می‌گوید: "نکته اصلی ماجرا این‌جاست که اکثریت مردم این شهر شیعه هستند و در وضعیتی ناگوار از چهار طرف در محاصره کسانی هستند که ریختن خون شیعیان را مباح می‎دانند؛ محاصره‎ای همه‎ جانبه که هیچ ‎کس تلاشی برای شکستن آن نمی‎کند. در این منطقه کافی است شیعه باشی؛ همین خودش جرم است و توسط مولوی‎های وهابی و سلفی محکوم به مرگ می‎شوی. کار به‎جایی رسیده است که علمای وهابی اعلام کرده‎اند که مقلدان‎شان حتی اگر زن حامله‎ای را بگیرند، زن و بچه‎اش متعلق به آن مرد وهابی هستند که اسیرشان کرده است."
پاراچنار؛ غزه‎ای دیگر
نیروهای طالبان در پاکستان عملیات‎های تروریستی انجام می‎دهند و دولت پاکستان نه‎تنها اقدامی جدی علیه آن‎ها به عمل نمی‎آورد، بلکه به آن‎ها چراغ سبز هم نشان داده و در کشتار شیعیان با آن‎ها همکاری می‎کند.
سهیل کریمی با اشاره به این‎که سرویس امنیتی ارتش پاکستان (ISI) از اصلی‎ترین عوامل تشدید محاصره است و تا جایی که می‎تواند اجازه تحرک دفاعی به مردم پاراچنار نمی‎دهد، می‎گوید: امنیت و خدمات اجتماعی پیش‎کش؛ دولت حتی برق این منطقه را به درستی تأمین نمی‎کند.
حسین اصغر نیز خاطرنشان می‎کند: دولت پاکستان که به نوعی طرفدار و دست‎نشانده آمریکا و اسرائیل و عربستان است، تمایلی ندارد که مردم این منطقه به تفکر شیعی و نظام جمهوری اسلامی ایران تمایلی داشته باشند. مهم‎ترین تلاش آمریکا و سرویس‎های اطلاعاتی آن‎ها در منطقه، جداکردن شیعیان از انقلاب اسلامی ایران و ولایت فقیه است.
وی اضافه می‎کند: در چند ماه اخیر بیش از 150 نفر در بیرون از شهر توسط گروه‎های طالبان با انواع مختلف ترور همچون بمب‎گذاری، حمله مسلحانه و آدم‎ربایی شهید شده‎اند. ارتش پاکستان نیز در برخی از جنایت‎ها سهیم است؛ به‎طوری که وقتی کاروان‎های مردم پاراچنار را در بیرون از شهر بر اساس وظیفه‎اش اسکورت می‎کند، هنگام حمله طالبان به یک‎باره صحنه را خالی کرده و مردم بی‎دفاع را به‎دست طالبان می‎سپارد. ارتش پاکستان طالبان را نابود نمی‎کند. چون به‎واسطه آمریکا و ناتو از سازمان ملل متحد برای نابودی طالبان پول می‎گیرد و اگر طالبان وجود نداشته باشد، دیگر پولی هم در کار نیست.
دانش می‎گوید: طالبان از هیچ فرصتی برای کشتن شیعیان دریغ نمی‎کند و حتی مولوی‎های آن‎ها کشتن شیعیان را واجب می‎دانند. آن‎ها بچه‎ها و زن‎ها را هم می‎کشند و مثل حیوانات دست و پای اسیران را مُثله کرده و آنان را زنده‎زنده در آتش می‎سوزانند. حدود 40 نفر از بچه‎هایی که داشتند برای مردم منطقه آذوقه و دارو می‎بردند، سرشان بریده شد!
پاراچنار در بایکوت خبری
به‎دلیل محاصره بسیار شدید و سانسور خبری از سوی دولت پاکستان، تقریبا هیچ‎گونه خبری از سوی خبرگزاری‎ها و شبکه‎های خبری در زمینه پاراچنار منعکس نمی‎شود و اگر هم خبری در رسانه‎ها وجود داشته باشد، بیش‌تر این درگیری‎ها را قومی و قبیله‎ای اعلام کرده و یا با ترفندهای رسانه‎ای به آن رنگ شیعه و سنی می‎دهند. تنها از طریق اینترنت آن هم به کندی و با زحمت، اخباری ناقص و کوتاه در مورد جنایات طالبان منتشر می‎شود.
سهیل کریمی می‎گوید: وهابی‎ها در تجمع‎های شیعیان با عملیات انتحاری خودشان را منفجر می‎کنند تا آن‎ها را بکشند. شما خانواده‎ای از شیعیان پاراچنار پیدا نمی‎کنید که شهید و جانباز نداشته باشد. آن‌ها با الگوبرداری از بسیج ما، رده‎های مقاومت برای مقابله با طالبان سازمان‎دهی کرده‎اند. در تشییع جنازه‎های‎شان لباس بسیجی می‎پوشند و سربند "یازهرا (سلام‎ا...‎علیها)" می‎بندند. بر سر مزار شهدای‎شان پرچم جمهوری اسلامی و "یاحسین (علیه‎السلام)" نصب می‎کنند. عموم مردم شدیدا به ولایت فقیه و حضرت آقا اعتقاد دارند و در حمایت از حرکت‎های انقلابی مردم منطقه به‎خصوص شیعیان بحرین راهپیمایی می‎کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات