نویسنده: قاسم روانبخش
آمریکاییها که از 32 سال گذشته در جنگ نظامی و رویاروییهای گوناگون در عرصههای مختلف با جمهوری اسلامی ناکام ماندهاند، اخیراً در اقدامی بیسابقه با اختصاص بودجهای هنگفت، درصدد تقویت جنگ سایبری به ویژه علیه انقلاب اسلامی ایران بر آمدهاند. آنها یکی از اهداف خود از این طرح موسوم به اینترنت چمدانی را چنین ذکر کردهاند که افراد وابسته به آنان بتوانند در هر زمان و مکانی با اربابانشان تماس گرفته به تبادل اطلاعات بپردازند و دیگر هیچ نوع محدودیت و فیلترینگی مقدور نباشد.
اهداف کلی آمریکاییها در راهاندازی این جنگ سایبری، از این قرار است:
1. تقویت جنگ سایبری در حوزه علمی و فناوری
آمریکاییها تصور میکنند با تقویت اینترنت در جنگ سایبری بر ضد ایران، موفق میشوند در حوزه علمی و فناوری به ویژه موضوع هستهای به اهداف شوم خود دست یابند. آنها درصددند با تولید ویروسهای پیشرفته، در فناوری هستهای و صنایع موشکی و نظامی ایران اخلال ایجاد کرده، حتی آنها را منهدم سازند. اعلام این پروژه که بیشتر به یک جنگ روانی شبیه است تا واقعیت، شکست سیاستهای شیطان بزرگ در جبهه نظامی و سیاسی را ثابت میکند؛ زیرا نشان میدهد که تاکنون همه تیرهای آنها به سنگ خورده و نتوانستهاند اقدام مؤثری بر ضد ایران انجام دهند. البته چنین رویکردی که برخلاف اصول و موازین بینالمللی است، میتواند منافع همه کشورها را به خطر اندازد، زیرا این اقدام آنها، مجوزی خواهد بود برای همه کشورهایی که توان استفاده از این فناوری بر ضد دیگر کشورها را در اختیار دارند. در این صورت، دیگر هیچ کشوری حتی ایالات متحده امریکا در امان نخواهد بود و بیتردید این دولت مدعی، ضربات سنگین و پشیمان کنندهای در حوزه سایبری دریافت خواهد کرد.
2. دومین هدف آمریکاییها امنیتی است.
از آنجایی که عناصر داخلی و نوکران آمریکا با اینترنت تلفنی ردیابی شده، در کنترل اطلاعات و امنیت ایران قرار میگیرند، هرگونه اقدام آنها قبل از شکلگیری خنثی میگردد؛ همان مشکلی که موجب شد عوامل و پیاده نظام دشمن در فتنه 88 ناکام بمانند و فیس بوک، تویتر و حتی موتور جستجوگر گوگل نیز ره به جایی نبرند. این مشکل به حدی بودکه آمریکاییها به شکست در این جنگ اعتراف کردند. آنها اکنون تصور میکنند با تأسیس این شبکه میتوانند بدون ردیابیهای اطلاعاتی، برای ایادی خود دستور العمل صادر کنند و از فتنههای احتمالی آینده برای رسیدن به اهداف شومشان بهرهگیرند. عوامل داخلی آنها نیز بهراحتی و بدون این که شناخته شوند، میتوانند برای اربابانشان جاسوسی کنند. با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس نهم و برنامهریزیهای فتنهگران برای آن، به نظر میرسد آمریکاییها برای پشتیبانی از نیروهای داخلی خود به اینترنت پر سرعت چمدانی نیاز دارند تا بتوانند از عناصر فتنهگر داخلی پشتیبانی کنند؛ نکتهای که رئیس ستاد انتخابات کشور نیز به آن اشاره کرد. بیتردید این اقدام، دخالت مستقیم آمریکا در امور دیگر کشورها و برخلاف همه اصول و موازین جهانی است و باید سازمانهای مستقل و بین المللی به این موضوع واکنش نشان دهند؛ زیرا تلاش در جهت براندازی یک نظام حتی از راه سایبری، محکوم است.
3. سومین هدف از راهاندازی پروژه اینترنت چمدانی، تهاجم فرهنگی است.
امریکاییها درصددند از این طریق، دسترسی جوانان و نوجوانان را به شبکههای ضد اخلاقی و سکس آسان کنند و سرمایههای اصلی کشور را به نابودی بکشانند؛ برنامهای که نتیجه آن را در اندلس قدیم تجربه کردند و در 32 سال انقلاب نیز اگر چه بارها برای آن برنامهریزی کردهاند، اما به نتیجه دلخواه دست نیافتهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه مقابله با ملت ایران و انقلاب اسلامی، جنگ فرهنگی و ترویج بی بند و باری است. از این رو چنین پروژهای هر چند با هزینههای کلان میتواند به اهداف آمریکاییها کمک کند. اگر آنها بتوانند جوان ایرانی را از هویت دینی تهی کنند، در راه رسیدن به هدفی که طی 32 سال انقلاب نسبت به آن ناکام ماندهاند امیدوار خواهند شد. بهترین راه برای مقابله با این جنگ سنگین و حساب شده، تقویت ایمان و رشد فضایل اخلاقی در بین جوانان است. چنانچه مسؤولان و نهادهای فرهنگی بهویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی همه همت خویش را در راه تقویت ایمان و نهادینه کردن ارزشهای اخلاقی به کار گیرند، تیر دشمن در این جنگ نیز به سنگ خواهد خورد و به عکس، نخبگان مؤمن ایران خواهند توانست از این امکان، برای تهاجم به دشمن استفاده کرده با فراهم کردن لشکری ایدئولوژیک از میان جوانان امریکایی، طراحان چنین پروژهای را پشیمان سازند.