تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۲۲۷۲۴

تبعات هسته‌ای نظم جدید منطقه


مهدی محمدی
فقط ظرف 6 ماه، خیزش های مردمی در منطقه خاورمیانه، جغرافیای سیاسی آنچنان متحول شده که شباهت های بسیار ناچیزی میان خاورمیانه امروز و خاورمیانه 6 ماه پیش می توان سراغ گرفت.
در این باره تاثیرگذاری متقابل ایران و تحولات منطقه (هم تاثیراتی که ایران بر این تحولات گذاشته و هم تاثیراتی که از تحولات پذیرفته است) سخن بسیار گفته شده اما آنچه درباره آن اتفاق نظر هست این است که ایران تا اینجا بیش از هر کشور دیگری از تحولات منطقه نفع برده است و همچنان نفع خواهد برد حتی اگر هیچ تلاشی برای اثرگذاری بر آن نکند. آنچه اکنون در خاورمیانه پیش چشم تحلیلگران است این است که ایران کاری را که باید برای اثرگذاری بر ذهن و جان مردم این منطقه می کرد، سال ها پیش انجام داده و اکنون حتی اگر فقط بنشیند و تحولات را نظاره کند، در انتهای بازی برنده خواهد بود چه رسد به اینکه نظاره کردنی هم در کار نیست.
سوالی که ظرف ماه های گذشته برخی تحلیلگران از خود پرسیده اند این است که صرف نظر از ژرف تر شدن عمق استراتژیک ایران در خاورمیانه، تحولات منطقه روی پرونده های کلان امنیت ملی ایران بویژه پرونده هسته ای چگونه تاثیر گذاشته است. در واقع هیچ روش ساده ای برای پاسخ دادن به این سوال وجود ندارد. تحولات منطقه هنوز پایان نیافته، کشورهایی مانند آمریکا همچنان قادر به تدوین یک راهبرد منسجم برای برخورد با آن نیستند و تصمیم های روزمره آنها بر تصمیم های راهبردی شان غلبه دارد (باید به یاد داشت که استراتژی آمریکا درباره پرونده هسته ای ایران همواره بخشی از استراتژی کلان تر آمریکا درباره منطقه خاورمیانه بوده است) و پرونده هسته ای ایران هم منطق درونی و خاص خودش را دارد که حتی اگر در منطقه خاورمیانه هیچ اتفاقی هم نمی افتاد، به سمت «مجبور شدن غرب به پذیرش غنی سازی در ایران» در حال حرکت بود.
با این حال تردیدی نیست که تحولات منطقه، تاثیرات بسیار مهم در برخی موارد دگرگون کننده بر مسیر حرکت پرونده هسته ای ایران گذاشته است. چند نکته زیر به اجمال برخی خطوط راهنمای کلی را که برای درک این تاثیر لازم است ارائه می کند که البته می توان آنها را سر فرصت بسط داد.
یک اصل بسیار کلیدی درباره راهبرد آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران این است که توجه کنیم آمریکایی ها برنامه ایران را یک تهدید ژئوپلتیکی می دانند نه یک تهدید نظامی. هیچ کس نه در آمریکا و نه در اسراییل به این باور ندارد که ایران درپی ساخت سلاح هسته ای است. در جامعه اطلاعاتی و سیاسی غرب در این باره اجماع هست که یک ایران هسته ای کاملا «معقول» رفتار خواهد کرد. بسیار خوب، اگر غرب می داند ایران در پی ساخت سلاح هسته ای نیست، پس نگران چیست؟ مهم ترین نگرانی غربی ها آنگونه که خود در سال های گذشته بارها و به زبان های مختلف گفته اند این است که اولا یک ایران دارای توانمندی هسته ای (و نه لزوما دارای سلاح هسته ای بالفعل) بلکه دارای نوعی نیروی عبور ناپذیر بازدارندگی نظامی خواهد بود و گزینه نظامی علیه آن عملا از روی میز دشمنانش حذف می شود. ثانیا ایران دارای توانمندی هسته ای اعتماد به نفس مخصوصی پیدا خواهد کرد که جرئت و انگیزه آن برای پی گیری برنامه های منطقه ای اش را صد چندان می کند و همین موضوع باعث خواهد شد ایران به هماوردی بسیار نیرومندتر برای آمریکا در منطقه ای تبدیل شود که حیاتی ترین منافع ملی آمریکا در آن خفته است.
پس، معنای ارزیابی برنامه هسته ای ایران به مثابه یک تهدید ژئوپلتیکی از جانب آمریکا، دقیقا همین است که آمریکا عقیده دارد این برنامه با تبدیل کردن ایران به قدرت اول منطقه، ژئوپلتیک خاورمیانه را چنان تغییر می دهد که دیگر جایی برای سلطه طلبی های آمریکا در آن باقی نخواهد ماند. اگر ارزیابی آمریکایی ها این باشد -که ظاهرا هست- پس باید بسیار نگران باشند چرا که تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه یک منبع تغییر ژئوپلتیکی جدید بوجود آورده که بسیار سریع تر و رادیکال تر از برنامه هسته ای ایران در حال تغییر دادن جغرافیای سیاسی خاورمیانه و دور کردن آن از شرایطی است که منافع حیاتی آمریکا را به نحو ضمانت شده تامین می کرد. برنامه هسته ای ایران سرجای خود باقی مانده و به مسیر از پیش تعیین شده خود ادامه می دهد، ولی همان نتایجی که آمریکایی ها انتظار داشتند برنامه هسته ای ایران در دراز مدت بوجود بیاورد و بسیار هم از آن نگران بودند اکنون و در زمانی بسیار کوتاه توسط مردم به پاخاسته منطقه خاورمیانه بوجود آمده است.
آمریکایی ها فکر می کردند یک ایران هسته ای موجودیت اسراییل را تهدید خواهد کرد. اکنون می بینند که موجودیت اسراییل از لب مرزهای سرزمین های اشغالی و از سوی مردمی که تشنه گرفتن یک انتقام 60 ساله هستند و در جاهایی مانند مصر قدرت را به دست گرفته اند، تهدید می شود. تصور می شد برنامه هسته ای ایران امنیت تامین انرژی آمریکا در منطقه را به خطر خواهد انداخت اما اکنون این امنیت با سرنگون شدن برخی متحدان آمریکا در منطقه و بی ثبات شدن وضعیت برخی دیگر (مانند عربستان) خود به خود به خطر افتاده است.
تحلیل آمریکا این بود که برنامه هسته ای ایران باعث جذب کشورهای منطقه به سوی ایران و افزون تر شدن اعتماد به نفس گروه های جهادی خواهد شد، امروز می بینیم که این اعتماد به نفس به دلیل مواجه شدن با انرژی های مهار ناپذیر و ضد غربی آزاد شده در خاورمیانه به نحو بسیار نیرومند تری شکل گرفته و کشورهای منطقه به جانب الگوی ایران اسلامی سوق پیدا کرده اند نه به این دلیل که سلاح هسته ای ایران آنها را به سمت ایران کشانده، بلکه از آن جهت که مردم این منطقه در تعیین نظام های سیاسی آینده خود معیارهای ضد آمریکایی و ضد اسراییلی را -که سازنده اوضاع سابق منطقه بود- بر هر معیار دیگری ترجیح می دهند.
نتیجه این نوع نگاه به مسئله این است که اگر آمریکایی ها نگران تبعات ژئوپلتیکی برنامه هسته ای ایران بوده اند، ظاهرا چاره ای ندارند جز اینکه فعلا این موضوع را فراموش کنند و به کنترل یک نیروی بسیار عظیم تر بیندیشند که در زمانی بسیار کوتاه همه آنچه را که به طور تاریخی از آن نگران بودند به یکباره و درگسترده ترین و عمیق ترین شکل ممکن محقق کرده است.
بنابراین، اگر خردمندی در محافل سیاستگذاری آمریکا وجود داشته باشد قاعدتا باید تا به حال درک کرده باشند که دیگر امکان ندارد بتوانند برنامه هسته ای ایران را به عنوان بزرگترین تهدید علیه نظم آمریکایی خاورمیانه جا بیندازند. حرف امثال مئیر داگان در اسراییل هم جز این نیست که نتانیاهو اگر عقل داشت می فهمید که اکنون تهدید موجودیتی بی سابقه و بسیار نیرومندتری علیه رژیم جعلی اسراییل شکل گرفته است که تن دادن به برخی مصالحه های دردناک را اجباری کرده و سخنرانی کردن درباره آنچه اسراییلی ها عادت کرده اندآن را تهدید جهانی برنامه هسته ای ایران بنامند، دیگر گرهی از کار فروبسته اشغالگران قدس شریف نخواهد گشود.
بدون شک برنامه ایران ادامه خواهد یافت و منافع آمریکا را نیز تهدید خواهد کرد اما تهدید بسیار بزرگتری که آمریکایی ها احتمالا هیچ وقت فکر نمی کردند حتی با آن مواجه شوند نه ناشی از توانمندی های تسلیحاتی ایران بلکه محصول برتری های گفتمانی انقلاب اسلامی است که پس از پیمودن یک دوره تکاملی سی ساله اکنون در حال نشان دادن خود در گفتار و رفتار مردم منطقه خاورمیانه است.
درک همین یک موضوع، یعنی اینکه امروز نظم سیاسی منطقه خاورمیانه توسط نیرویی غیر از برنامه هسته ای ایران در حال دگرگونی به سمتی است که لیدر منطقه کسی جز ایران اسلامی نباشد، تاثیراتی بسیار عظیم هم بر نوع تحلیل های طرف غربی و هم بر منطقه مذاکراتی آنها خواهد داشت. سوال هایی که آمریکایی ها باید از خود بپرسند اینهاست: اگر ملت های منطقه تصمیم به نزدیک شدن به الگوی ضد غربی ایران گرفته باشند، آن وقت مشغول شدن به نزاعی بی حاصل برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران آیا دیگر فایده ای برای غرب خواهد داشت؟ گیریم برنامه ایران متوقف شد -که نخواهد شد- با مردم به پاخاسته در گوشه گوشه منطقه چه خواهند کرد؟ و مهم تر از همه اینها، ایران آن روز که تحت فشار خرد کننده منطقه ای قرار داشت در مقابل فشارهای غرب کوتاه نیامد، آیا منطقی است که کسی تصور کند حالا که نتانیاهو هم صدای امام خمینی(ره) را از بیخ گوشش می شنود، کوتاه بیاید؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات