تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۲۲۷۳۴

بازخوانی براندازی ناکام در دو پرده


قاسم روان‌بخش
دو سال از حماسه تاریخی 22 خرداد گذشت؛ حماسه‌ای که در آن، ملت ایران با شرکت چهل میلیونی خود در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شگفتی جهانیان را بر انگیخت؛ ولی حوادثی موجب شد تا این حماسه شیرین به کام ملت تلخ گردد. فتنه عمیقی که ریشه‌های آن به سال‌ها قبل باز می‌گشت به جنگ احزابی تبدیل شد که از یک سو اوباما و دولت‌های اروپایی در آن حضور داشتند و از سوی دیگر شیوخ مرتجع منطقه و در داخل نیز برخی احزاب مدعی حضور داشتند. آتش افروزان جنگ احزاب با برنامه‌ریزی دقیق، طرحی را تهیه کرده بودند که در هر صورت، براندازی نظام اسلامی و ولایی را نتیجه دهد. انتخاب میرحسین موسوی به‌عنوان نامزد جبهه مخالفان احمدی‌نژاد، طرحی حساب شده بود تا در صورت پیروزی یا شکست وی، آن‌ها را به نتیجه دلخواه نزدیک کند.
الف. پیروزی موسوی
هدف اولیه این جریان، پیروزی در انتخابات و یکی از اقدامات آن‌ها در این رستا، انتخاب میرحسین موسوی بود که به دلیل منزوی بودن از عرصه سیاست، دیدگاه‌هایش بر مردم پوشیده مانده بود و از سوی دیگر خوشنامی نخست وزیری دوران دفاع مقدس و ریاست دولت مقام معظم رهبری در دو دوره ریاست جمهوری‌شان نیز در پرونده سیاسی‌اش ثبت شده بود. تشکیل ستاد اصلاح‌طلبان و حمایت‌های برخی اصول‌گرایان از موسوی نتیجه این انتخاب حساب شده بود که توانست عده‌ای ظاهر بین را نیز بفریبد. تشویق دکتر رضایی و کروبی برای نامزد شدن نیز می‌توانست در رساندن این جریان به پیروزی نقش بسزایی ایفا کند؛ زیرا دکتر رضایی آرای احمدی‌نژاد را به نفع خود مصادره می‌کرد و کروبی که از همان ابتدا معلوم بود رایی ندارد می‌توانست در حمله به رئیس جمهور و فرصت‌های تلویزیونی تا حدودی تأثیرگذار باشد. جنگ آفرینان احزاب، از یک سو ستاد تخریب بر ضد رئیس جمهور وقت تشکیل داده بودند که حاصل آن در نطق‌های تلویزیونی آن‌ها ظهور پیدا می‌کرد و از سوی دیگر با جنگ روانی و راه اندازی کارناوال‌های خیابانی این‌گونه وانمود می‌کردند که برنده حتمی انتخابات هستند.
آن‌ها به تصور خود مصمم بودند تا در صورت پیروزی، براندازی از نوع نرم آن و به صورت رفرمی محقق گردد. آقای ابطحی در اعترافات خود می‌گوید: خاتمی و فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می‌گفتند که برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می‌کند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر دیگر نمی‌توانند سرشان را بلند کنند و این به معنای یکسره کردن کار است. آقای خاتمی در بهمن 87 می‌گوید: «اگر در این انتخابات احمدی‌نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می‌شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می‌شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهارکرد.»
 آقای بهزاد نبوی می‌گوید: ‌«باید سعی کنیم احمدی‌نژاد را کاندیدای رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد، رهبری شکست خورده باشد. ما یک بار این کار را در خرداد 76 انجام دادیم که ضربه سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند، اکنون باید ضربه نهایی را به رهبری بزنیم. برای محدود و پاسخگو کردن قدرت باید از بالاترین قدرت شروع کرد.»
 آقای عطریان‌فر نیز اعتراف می‌کند که «آقای تاج‌زاده در انتخابات می‌گفت: اگر بتوانیم ببریم، با تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کرده‌ایم به راحتی می‌توانیم رهبری را مهار کنیم. شاید تنها کسی که انقلاب مخملی در ذهنش کاملاً تئوریزه شده بود و بدون آن‌که اسمش را بیاورد ایده‌ها را مطرح می‌کرد، آ‌قای تاج‌زاده بود.»
ب. فرض شکست
طراحان جنگ احزاب، مدت‌ها پیش از انتخابات گزینه شکست را نیز مد نظر قرار داده بودند؛ به همین دلیل، موضوع تقلب در انتخابات را در بوق و کرنا کرده بودند و با تشکیل کمیته صیانت از آراء، عملاً بی اعتمادی به وزارت کشور و شورای نگهبان را به جامعه القاء می‌کردند تا در صورت شکست در انتخابات با شبهه تقلب در انتخابات و تایید کمیته صیانت بتوانند وارد مرحله آشوب و فتنه شوند.
ج. طراحان جنگ احزاب که پس از مناظره میان موسوی و احمدی‌نژاد شکست قطعی خود را پیش بینی کرده بودند، عملا وارد مرحله دوم یعنی فرض شکست شدند و با نامه سرگشاده آقای هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، موضوع حضور در کف خیابان‌ها کلید خورد! این موضوع که از حال و هوای سر صندوق‌ها روشن تر شده بود، موجب تظاهر به پیروزی قبل از شمارش آراء توسط میرحسین شد. وی با تمسک به گزارش کمیته صیانت از آراء در جمع خبرنگاران خارجی اعلام کرد: من با نسبت بسیار بالایی از رقیب خود پیشی گرفته و در انتخابات پیروز شده‌ام و مراسم جشن پیروزی نیز در شب میلاد حضرت زهرا انجام خواهد شد! این جریان درصدد بود تا با تبلیغات سنگین از طریق رسانه‌های بیگانه و پیامک‌هایی که سه دستگاه پر قدرت آن را مهدی هاشمی وارد کرده بود، جمعیتی میلیونی را در اطراف بیت رهبری متمرکز کند و تا ابطال انتخابات، در کف خیابان بماند.
آقای م.خ پیشنهاد داده بود تنها راه این است که ما جمعیتمان را در اطراف بیت به صورت شبانه روزی نگه داریم و تا اخذ امتیاز به خانه بر نگردیم. روشن است که جمهوری اسلامی نمی‌تواند با تجمع کنندگان برخورد کند چرا که کوچک‌ترین برخورد به نفع جریان فتنه تمام می‌شود. در صورت گرفتن این امتیاز، گام بعدی را این‌گونه بر می‌داشتند که برای برگزاری انتخابات مجدد به شورای نگهبان و وزارت کشور اعتماد نداریم و تنها راه برگزاری انتخابات توسط عناصر خارجی و زیر نظر سازمان ملل است. در این صورت نتیجه انتخابات از پیش معلوم بود؛ همان‌گونه که این نتیجه درگرجستان و... گرفته شد. در این صورت، با پیروزی میرحسین، استکبار و جنگ آوران احزاب، گام بعدی را با تغییر نظام و تغییر قانون اساسی بر می‌داشتند که حذف ولایت فقیه از اهداف مسلم آن‌ها بود.
د.گرچه سیاست بازان و مکاران عصر برای براندازی، طرح و برنامه حساب شده‌ای ریخته بودند ولی از باب مکروا و مکر ا... وا... خیر الماکرین خداوند همه خدعه‌های آنان را در هم شکست و در این کودتا نیز ناکام ماندند. مقام معظم رهبری با سعه صدری مثال زدنی با خونسردی کامل فتنه را شناسایی و با تدبیر و کیاست خاصی آن را خنثی کردند. خطبه‌های روشنگرانه رهبری در نماز جمعه 29 خرداد به سان آبی بر آتش فتنه فرو ریخت و در نتیجه افراد فریب خورده، حساب خود را از فتنه‌گران جدا کردند. سرانجام دریای آرام ملت در 9 دی به خروش آمد و امواج سهمگین آن، فتنه را در هم شکست و کودتای مخملی و ماجرای براندازی به سان لکه ننگ بر پیشانی جریان فتنه سبز و حامیانشان تا ابد باقی ماند.
البته در همان زمان روشن بود که گرچه این فتنه پایان یافته است ولی فتنه‌گران هنوز نابود نشده‌اند و در صدد بر افروختن آتش فتنه دیگری بر خواهند آمد. فتنه‌ای که این روزها شاهد هستیم فتنه دیگری است که این بار از طریق نفوذ در دولت اصول‌گرا انجام گرفته و در صدد تغییر گفتمان دولت اسلامی و جایگزینی ارزش‌های ملی و باستان‌گرایی است. باید این فتنه را نیز به خوبی شناخت و با آن مبارزه کرد و از‌های و هوی‌ها نهراسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات