هدیه و ارمغانی از غرب به شرق وجود ندارد و بنظر میرسد تحلیل و تفسیر اخیری که واشنگتن در مورد علائم و نشانههای آینده مسکو بعمل آورد به این نتیجه رسید که برژنف در حقیقت مرد و ثروتمندی به خاک سپرده شد. ولی جانشین او یعنی آندروپف نمیخواهد به این زودی علیه خط مشی برژنف خصوصا در سطح توزیع سلاحهای استراتژیکی انقلابی بپا کند. از اینرو موردی، اقدام عقبنشینی جدید کرملین را توجیه نمیکند. و تحلیل اروپائی که به ضرورت انتظار هرچه بیشتر اشارات شوروی معتقد است چندان ضرورتی ندارد.
سرآغاز «دسامبر» بعنوان موقعیتی و مناسبتی سالیانه برای دو بلوک غرب و شرق و در جهت رد و بدل نمودن اتهامات و هشدارها و نمود قدرتها واقع گردید. در این فاصله سازمانها و موسسات پیمان آتلانتیک شمالی در بروکسل (بلژیک) بمنظور تعادل بین دو بلوک اجلاسی ترتیب میدهند. و بدیهی است غربیها از سال 1977 سخت گرفتار شدند. و هنگامی که اتحاد شوروی موشکهای اس.اس 20 را در بخش اروپائی کشورهای عضو پیمان ورشو و در امتداد کوههای آرال نصب نمود غربیها در ایجاد یک ترکیب استراتژیکی و در جهت پاسخگویی به این برتری تسلیحاتی شوروی که ارقام اخیر آن بالغ بر 340 موشک میباشد با رکودی مواجه شدند.
عقیده آمریکا از سال 1948 بر این اساس بود که موشکهائی معادل «اس.اس ـ 20» در گوشه و کنار اروپا برای تضمین حراست از آن بسازد، لذا بدنبال این تصمیم دو موشک از انواع «پرشینگ» و «کروز» را انتخاب نمود. ولی ایالات متحده برای تحمیل طرح خود به همپیمانان اروپائی بویژه به آلمان غربی فشاری کافی وارد نیاورد. ناگفته نماند که دولت آلمان غربی در روزهائیکه هلموت اشمیت صدراعظم این کشور بود، ترجیح میداد استراتژی متعادل خود را نظر به موقعیت خاص خود بعنوان کشوری تجزیه شده که نیمی از ساکنین آن در غرب و نیمی دیگر در شرق بود ادامه دهد.
کاخ سفید در زمان جیمی کارتر علاقه و پیوند بیمحتوا با اروپا را بعنوان یکی از اشتباهات وی بحساب آورد. و پوشیده نیست که مسکو بطور زائدالوصفی به کارتر و سرگرم شدن او به مساله دیپلماتهای گروگان در تهران بیش از توجه به موازنههای استراتژیکی اتکا نمود.
پس از چندی مسکو زمان برژنف سیاست برتر را به اعتبار بیطرفی بن پیش برد تا به این منظور معادله آتلانتیک را بطور کلی و یا حداقل بخش مهم نزدیک به حدود شوروی را تغییر دهد و در نتیجه این اقدام ترس و وحشتی آلمان غربی را فرا گرفت و عقایدی در بین جوهائی که خواهان بازگرداندن حیات آلمان غربی همراه با اعلان انتخاب خودمختاری بود و بین جوهائیکه هرگونه بازگشت به جنگ مدعی شعار صلح در هر منطقه وارد میکردند انشعابی حاصل نمود. و این شعاری است که رشد و گسترش یافت و مدعی خلع سلاح گردید و در مورد این مسئله انعکاسی در تمامی کشورهای غربی بدون استثناء از اروپا تا ایالات متحده مشاهده نمود.
اروپا و اسطوره خودمختاری:
با رسیدن رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا لحن نیرنگها و تدابیر مسکو و همپیمانان اروپائی تغییر یافت و جو آشفتگی و تفاهم به فشار سیاسی آشکار و روابط مالی و اقتصادی بین همپیمانان به سلاحی در دست ریگان در جهت تحمیل انتخابها و راهحلهای توام با فشار استراتژیکی به اروپائیان تبدیل میگردد و حتی خود آلمان غربی از این فشارها رنج میبرد بدلیل اینکه فرانسه به انتخاب خودمختاری متوسل شده است که آنرا مانع هستهای خارج از چهارچوب پیمان آتلانتیک ولی همگام با او توصیف میکند و بریتانیا دست بکار نوعی خودمختاری هستند بدون اینکه این پیمان را ترک گویند و ایتالیا نیروی دفاعی خود را تکامل میبخشد و موقعیت جغرافیائی نیز در این زمینه این کشور را یاری میکند و اما آلمان غربی که فعلا در چهارچوب پیمان ورشو موجودیت دارد و در متون دستوری که بر او جنگ جهانی دوم تحمیل گردد واقع نشده است و به او اجازه ایجاد دفاع قدرتمند از خود و یا ارتش مهاجمی نظیر دیگر کشورهای اروپائی را نمیدهد.
امریکا در اجلاسهای موسسات پیمان آتلانتیک یعنی در اواخر سال 1979 موفق شد توافق همپیمانان را در مورد نصب موشکهای استراتژیکی در اروپا کسب نماید و در دسامبر 1981 این تصمیم را پیریزی نمود و طرحهای اصولی در جهت نصب آن عرضه کرد. و در آغاز هفته گذشته در بروکسل جلسات مشورتی مجموعه کشورهای اروپائی عضو آتلانتیک آغاز گردید. در این جلسات فرانسه و ایسلند حضور نداشتند و سپس مشورتهائی در مورد خطوط هستهای و بدنبال آنها مشورتهای کمیسیون خط دفاعی انجام گرفت که باز فرانسه در این مجمع بخاطر زمینهسازی برای اجلاس شورای عالی برای پیمان در روزهای 9 و 10 شرکت نکرد. در عین حال مجمع اتحاد اروپای غربی در پاریس تشکیل گردید.
این موسسه پارلمان اروپا در خصوص مسائل دفاعی است و اروپائیها آنرا در سال 1954 در کنار بازار مشترک تاسیس نمودند. و البته فرانسه این کرسی را انتخاب نموده است تا مبادی و اصولی را که بر آن سیاست دفاعی خود را پیریزی میکند به همسایگان خود یادآور شود. در این زمینه پیرموروا را به حاضرین گفت که «هرگز هیچگونه حمایت و پشتیبانی از اروپا بعمل نخواهد آمد. چرا که اروپائیها به خودشان معتقد نیستند.»
بعد از اس ـ اس ـ 20
و اما در بروکسل وزرای دفاع کشورهای پیمان اجلاسی ترتیب دادند و بارزترین چیزی که در باب مشورتها اظهار گردید پافشاری در مورد نصب 572 موشک از انواع «کروز» و ـ «پرشینگ» در اواخر 1983 میباشد و این در حالی است که مذاکرات آمریکا و شوروی برای جلوگیری از کاربرد سلاحهای استراتژیکی که عملا بهرهبرداری آن در 30 «نوامبر» 1981 آغاز شده است با شکست مواجه گردیده است. البته استفاده از این سلاحها متوقف گردید و سپس در «دسامبر» گذشته مجددا از سر گرفته شد و در مورد زمان آمادهسازی موشکهائی که در آلمان غربی نصب خواهند شد. تعداد (108 پرشینگ و 96 کروز) و ایتالیا (112) و بریتانیا (112) شرکت خواهند نمود.
و البته در مورد موشکهائی که در کشورهای بلژیک و هلند نصب خواهند شد و موافقت آنها به سرنوشت مذاکرات ژنو بستگی دارد هیچگونه گزارشی نداد. گروه پروژههای هستهای به ساختن پایگاههای این موشکها توجه نمود. و گاسپارواینبرگر وزیر دفاع آمریکا برنامه آزمایشی را که در مورد موشکهای کروز و پرشینگ برای رویاروئی با موشکهای اس.اس ـ 20 اتحاد شوروی بعمل آورده است به همکاران خود عرضه نمود. وی همچنین جزئیات طرح استراتژیکی ایالات متحده آمریکا را که شامل نصب موشکهای قارهپیمای ام ـ ایکس میباشد شرح داد. ولی مساله مهمی که در خلال اجلاس شورای عالی پیمان اختلافاتی بر سر آن ظاهر گردید همانا ضرورت تقویت نیروهای سنتی و تکامل بخشیدن به سلاحهای آنهاست.
و بدین طریق آمال و آرزوهائی که از فردای بقدرت رسیدن آندروپف در مسکو پدید آمد رو به تشتت و اضمحلال گذاشت و ریگان رئیسجمهور آمریکا عللی را که بتواند تایید خبر نصب موشکهای ام ـ ایکس جهت محافظت از سرزمینهای آمریکا را توجیه نماید پیدا نکرد. و در حال حاضر اروپائیها به موفقیت مذاکرات ژنو که میتواند به تنهائی در حال رسیدن به توافق از شدت مسابقه تسلیحاتی کاهش دهد چشم دوختهاند. چرا که نصب موشکها نگرانی و تشویق استراتژیکی آشکاری را بوجود میاورد بطوری که شوروی در تلاش دستیابی به سلاحی است که از جهت کاربرد و سرعت بیش از موشکهای اس ـ اس ـ 20 میباشد، و بنا به اطلاعات نظامیان غربی در عرض ربع ساعت میتواند به هدفهای خود در اروپای غربی برسد در حالی که پرشینگ بیش از 8 دقیقه از هدفهای خود در بخش اروپائی بلوک سوسیالیستی جدا نمیشود.
مسکو در جهت پاسخگوئی رسمی به خبرهای رسیده از بروکسل شتاب بخرج نداد ولی بنگاه خبری «نووستی» تحلیلی در مورد منابع نظامی شوروی بعمل آورد و مفاد آن اینست، دقایق اندکی که بین پرتاب موشک پرشینگ و رسیدن آن به هدفش وجود دارد امکان حفظ خود را از راههای غیر نظامی امری غیر ممکن بنظر میرسد و این بدان مفهوم است که ضربه هستهای مشابه نمیتواند صورت گیرد. نووستی تاکید نمود که پاسخ شوروی منحصر به کوبیدن پایگاههای موشکهای آمریکائی نخواهد بود بلکه مراکز ارتباط و پخش و ارسال و تجهیزاتی که بسیاری ازآنها در مناطق پر جمعیت کشورهای اروپای غربی وجود دارد را دربر خواهد گرفت.
و بدیهی است زمانیکه دو ابرقدرت بر سر امتیاز وارد آوردن اولیه ضربه به رقابت برخیزند بیشتر از آن در مورد تامین امکاناتی برای پاسخگوئی به اولین حمله مسابقه خواهند گذاشت. بهرحال چند منبع غربی تاکید نمودند که تجارب و آزمایشها در مورد موشکهای پرشینگ هنوز کامل نشده است و مدت فاصله بین اجلاسهای پیمان آتلانتیک و آغاز نصب این موشکها در پایگاههای خود در گرو تغییر مواضع میباشد. و بدیهی است که برژنف در «مارس» گذشته گامی بسوی غرب برداشته بود یعنی هنگامی که عدم نصب موشکهای اس.اس ـ 20 را در بخش اروپائی کشورهای پیمان ورشو اظهار نموده است.
ولی آمریکائیها به این طرح کوچکترین توجهی نکردند و آنرا ناقص بحساب آوردند. تا جائیکه برژنف مجددا در 27 اکتبر اظهارات خود را از سر میگیرد و آمریکائیها تاکید میکنند که ساختن پایگاههای موشکها با وجود اظهارات برژنف ادامه یافت. و در مقابل مسکو مخالفت خود را مورد «انتخاب صفری» که ریگان پیشنهاد داده بود تکرار نمود. پیشنهاد ریگان بر این اساس بود که هیچگونه موشک آمریکائی و یا شوروی در اروپا وجود نداشته باشد و در این فاصله مطبوعات شوروی مجدداً پیشنهاد برژنف را درج نمودند و اگرچه این اواخر قبل از مرگش از او بینیاز شدند ولی عدم رسیدگی آندروپف و همتای او به پیشنهادات جدید و سرگرم شدنشان به بررسی پرونده عدم پیدایش موضع تازهای در مسکو را تفسیر مینماید.
با اینکه اتحاد شوروی از سال 1979 در مورد هدف واحد یعنی ایجاد مانعی در جهت اتخاذ تصمیم پیمان آتلانتیک در خصوص نصب موشکها در اروپا اقدام نمود ولی بنا به اطلاعات واصله از بروکسل نمیتوان گفت که در نوع خود اقدام تازهای بوده است و اروپائیها از موشکهائی که در نوع خود مهم و خطرناک بنظر میرسد نمیتوانند استقبال نمایند، ولی هیاهوی تبلیغاتی عملا هدفش اینست که فشاری بر شخصیت جدید کرملین وارد آورد. کارشناسان سال 1983 و ارسال خشونت بحساب میآورند و آغاز نصب موشکها در اورپا را پایان مانورهای اتحاد شوروی و اجبار مسکو را در جهت انتخاب دقیق بین پاسخگوئی به شدت عمل غربی با شدت عمل دیگر اظهار مینماید.