_ تاسف این است که هنوز ما به آینده نرسیدهایم و در متن وقایع هستیم، دارند حقایق را تحریف میکنند. وای به حال اینکه بر این انقلاب یک سده بگذرد، آنگاه معلوم نیست در چه فاجعهای خواهیم بود، زیرا نویسندگان و خبرنگاران مغرضی هستند. که حقایق را قلب میکنند و نقطههای تاریک را روشن نشان میدهند و نقطههای روشت را تاریک. و ما باید این خطر بزرگ را از همین حال احساس کنیم و در صدد چارهجویی آن برآئیم. زیرا انقلاب ما باید درسی و مکتبی باشد برای فرداها و برای نسلهای بعد که آنها این پرچم را همچنین بر دوش بگیرند و به نسلهای بعد تحویل دهند و این حرکت و این جوشش همیشه ادامه داشته باشد. مورخ قبل از همه باید دید اسلامی داشته باشد و متعهد باشد و حرکتی را که پدید آمده همچنانکه بوده است در یابد و نقل کند. یک مورخ با دید ماتریالیستی و یا بادید سرمایهداری، مانند عینکهای رنگین مختلف، مناظری را مینگرد. بایستی مورخینی که داریم و افراد متعهد و صاحب درد از هم اکنون حوادث را پیگیری کنند و توجه داشته باشند که این حوادث زنجیره وار به هم متصل است و اینها از هم گسستپذیر نیست.
بعلاوه تاریخ انقلاب اسلامی ایران پربارترین تاریخی است که عظیمترین حوادث را در بردارد و من میتوانم بگویم از بعد از صدر اسلام اصولا نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه در جهان این همه وقایع و حوادث عظیم پشت سر هم اتفاق نیفتاده است. پس باید مورخین همه حوادث را، ریز و درشتش را، بنگرند و بهم ربط بدهند و مکتبی از آن بسازند برای فرداها و هرچه زودتر این اقدام را آغاز کنند دیر است. چون ما نه تنها هر روز حادثهای داریم بلکه هر ساعت و حوادث هم در سراسر جهان به هم مرتبط هستند و موجی که انقلاب اسلامی پدید آورده در سراسر جریانات حوادث بینالمللی اثر گذاشته است. بنابراین مورخین متعهد باید بنشینند انجمنهایی تشکیل بدهند و حوادث را بررسی کنند و بنگارند و مخصوصا مطبوعات که یکی از ماخذهای تاریخنویسان فردا خواهد بود باید بکوشند که حواث را درست بنگارند و بررسی کنند تا آنهائیکه میخواهند فردا تاریخ را بنویسند از این ماخذها استفاده برند و من چنین توفیقی را برای هم دستاندرکاران متعهد لازم میدانم.