تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۲۲۸۳۰
پاسخ به سئوالات سیاسی شما

دکترین مونروئه چیست؟


* سئوال: همزمان با سفر رونالد ریگان سردمدار حکومت آمریکا به کشورهای آمریکای جنوبی رسانه‌های گروهی از بازگشت آمریکا به «دکترین مونرو» سخن میگویند. لطفا در مورد این دکترین و سیر تاریخی آن، اطلاعاتی در ستون پا سخ به سئوالات سیاسی بنویسید!
** پاسخ: قبل از اینکه راجع به دکترین مونرو توضیح بدهیم خاطر نشان میکنیم که سیاست خارجی تجاوزکارانه شیطان بزرگ در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان معجونیست که از یک طیف وسیع «اصول» و «دکترین»ها و «روش»های قدیم و جدید حکومت‌های مختلف آمریکا بروز کرده است و هدف او صرفا دنبال کردن یک دکترین، یا روش یا اصل معین نیست بلکه استفاده از هر وسیله‌ایست که بتواند سلطه‌جوئی‌های امپریالیستی حکومت او را تامین کند، جهانی ساختن نظام سرمایداری، توزیع کشورهای جهان بر پایه تولید تک محصولی، ایجاد زمینه‌های صدور کالای تسلیحاتی و وابسته کردن بیشتر سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی فرهنگی کشورهای دیگر به ویژه کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی از اهداف آن است، و بهمین علت هرگاه قداره بندهای آمریکائی به کشورهای آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی هجوم دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی میکنند، از جمله استدلال‌های دیگر به «دکترین مونرو» نیز متوسل میشوند.
جیمز مونرو که پنجمین رئیس جمهوری آمریکا و سومین رئیس‌جمهور آمریکا از حزب جمهوریخواه (حزبی که ریگان نیز عضو آنست)، در دوم دسامبر 1823 پیامی را به کنگره آمریکا فرستاد که محتوای آن بعدا و بویژه پس از تصویب کنگره در 7 نوامبر 1823بنام «دکترین مونروئه» شهرت یافت. او در این پیام خود اظهار داشته بود که: قاره آمریکا، آزاد است و استقلال خویشرا بدست آورده و حفظ خواهد کرد و هیچ قدرت اروپائی نمی‌بایستی بآن به عنوان منطقه‌ای برای استعمار بنگرد. به جنبشها و تحولاتی که در این نیمکره روی دهد ما سخت توجه خواهیم کرد و هر‌گونه تحولی ارتباط تام به ما دارد. نظام سیاسی قدرتهای متفق از زیر بنا با آمریکا متفاوت میباشد.
ما می‌بایستی هر موضوعی را با نظر گاههای خاص خود بنگریم و هر گونه اقدامی از سوی کشورهای اروپائی که جهت مشی سیاسی آنان باشد برای صلح و آرامش ما خطرناک است.
این پیام یا این دکترین، ظاهرا متعلق به آحاد کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی بود ولی عملا آمریکا که بصورت «ایالات متحده»، و در مقام یک قدرت ظهور میکرد، با استفاده از این دکترین در واقع یکنوع «قیومت» ویژه خود را بر سایر کشورهای آمریکائی تحمیل میکرد. در جریان جنگهای داخلی آمریکا، حکومت آن کشور موفق نشد این دکترین را اعمال کند و از آن بنفع خود بهره‌برداری نماید اما در سال 1865 که پنجسال از حمله فرانسه به مکزیک میگذشت، دولت آمریکا بر اجرای این دکترین پافشاری کرد و فرانسه را مجبور به بیرون کشیدن نیروهای خود از مکزیک نمود.
در سال 1901 نیز آمریکا کوشید تا از این دکترین استفاده کند و معاهده«های پونسفوت» را جانشین معاهده 1850 «کلیتون_بولر» کند که کنترل کانال پاناما را مشترکا بعهده آمریکا و انگلیس میگذاشت و با معاهده جدید حق کنترل انگلیس بر کانال پاناما را از بین برد.
پس از این تاریخ آمریکا با فشارهای زیاد سیاسی و نظامی که بر کشورهای مستقل آمریکای مرکزی و جنوبی وارد کرد، این دکترین را بعنوان یک «اصل آمریکا شمول» بر همه قبولاند. اعلامیه «لیما» که عضو «پان آمریکن » هست تصمیم پرو مبنی بر مقابله با هرگونه دخالت خارجی را تصریح نمود. در سال 1937 کشورهای عضو «پان آمریکن» و در «معاهده ریو» نیز یکبار دیگر اعلام کردند که حمله علیه یک کشور آمریکائی بمفهوم حمله علیه همه کشورهای قاره آمریکا است.
پس از این تاریخ سردمداران آمریکا در کلیه مبارزات خویش علیه جنبش‌های آزادیبخش و قیام‌های ملل آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی در زیر پوشش مبارزه با کمونیسم (که اغلب از طرف جان فوستر دالس وزیرخارجه آیزنهاور عنوان میشد) از همین دکترین استفاده می‌کردند چنانکه آمریکا در سال 1961 در اقدامات خویش علیه کوبا و حادثه خلیج خوکها در سال 1962 که علیه پایگاههای موشکی شوروی اقدام کرد، به همین دکترین متوسل شد. حتی قیام چپگرای آوریل 1965 جمهوری دومینیکن نیز تحت همین پوشش مورد اقدامات خشن آمریکا واقع شد. و امروزه نیز، جنبش‌های آزادیخواهانه و قیام‌های ملی آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی در زیر همین پوشش مورد اقدامات خشن و سرکوبگرانه آمریکا و دست‌نشاندگان و وابستگان واشنگتن قرار دارند و ریگان نیز میخواهد یکبار دیگر بر قدرت این دکترین و اعمال آن برای تثبیت حاکمیت نامطلوب دست‌نشاندگان آمریکائی در کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی تکیه کند و باین بهانه حمام خونهائی براه بیاندازد. اما موضع ملت‌های این قاره دقیقا بر رد این دکترین استعماری قرار دارد و با نثار خون‌های خویش علیه «آمریکا سالاری» در سرزمین‌های خویش مبارزه میکنند که شعارهای مردم برزیل و کلمبیا تا این لحظات، بیانگر این واقعیت است که:«ریگان به خانه خود برگرد.»!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات