«فرانسوا میتران»، رئیسجمهوری فرانسه، به آن بخش از آفریقا که سابقاً مستعمرۀ فرانسه بود، اطمینان داده است که این کشور سوسیالیست، همچنان منافع آنها را از نفوذ شوروی در منطقه محافظت میکند. پرزیدنت «میتران» پس از اولین بازدیدی که اخیراً از آفریقا کرد، از الجزایر، نیجر، ساحلعاج، سنگال و موریتانی بازگشت. فرانسه هنوز روابط نزدیکی با آفریقا دارد و حدود 80 درصد برنامه کمکیاش را برای مستعمرات پیشین این کشور میفرستد. فرانسه همچنین 10000 تن از سربازان خود را در این کشورهای آفریقایی نگاهداری میکند. با آن که مدت کوتاهی پس از جنگ جهانی دوم، کار حذف استعمار اروپایی از آسیا و آفریقا آغاز شد، هنوز هیچگونه نشانهیی دال بر آزادی مستعمرات پیشین از نفوذهای شوم استعماری انگلستان و فرانسه، دیده نمیشود. تا اینجا قضیۀ حضور فرانسویها در آفریقا، بدترین قضیه بوده است.
در اینجا ما «استعمار جدید» فرانسه را در مستعمرات پیشین آفریقایی این کشور بررسی خواهیم کرد.
فرانسویهای از خود مطمئن، که به حق یا ناحق به فرهنگ و تمدن خود میبالیدند، کوشیدند با کسانی که بر آنها حکومت میکردند آن نوع روابطی را برقرار سازند که بتوان آنها را به مردان و زنان فرانسوی به استثنای رنگ پوست تبدیل کرد.
نتیجۀ سیاست فرانسه آن است که امروز آفریقای به اصطلاح فرانسوی از لحاظ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی بیش از آن به فرانسه وابسته است که در آغاز استقلال بود. تنها ظاهر وابستگی به این قدرت استعماری، تغییر کرده است.
آفریقای فرانسویزبان یک منطقه بیش از ده میلیون کیلومتر مربعی را میپوشاند مجموع جمعیت آن حدود 85 میلیون تن است که به 17 کشور با سوابق تاریخی، مذهبی و فرهنگی گوناگون تقسیم شده است. این کشورها در دو واحد جغرافیایی به نام «آفریک اکوتوریال فرانکایس» و «آفریک اکسید نتال فرانکایس» تقسیم شدهاند. در طرح اصلی استعمارزدایی که فرانسه در نیمۀ دوم قرن نوزدهم تنظیم کرد، تجزیۀ برنامهریزی شدۀ این دو واحد، پیشبینی گردید. این، با طرح استعماری جدید «دوگل» هماهنگ است براساس این طرح کشورهای بزرگ و مستقل در آفریقا که خود قادر به حفظ استقلال خود هستند، خطری برای طرحهای پس از استقلال آن تلقی میشود.
350000 «کارشناس» فرانسوی امروز در آفریقا زندگی میکنند وعدۀ درخور اعتنایی از آنها سمتهای برجستۀ دولتی را در کشورهای «مستقل» آفریقایی اشغال کردهاند. 65000 تن از آنها در ساحا عاج به سر میبرند. این رقم، چهار برابر رقمی است که در سال 1960 در آستانۀ استقلال وجود داشت. حدود یک سوم آنان کارکنان حکومت ساحل عاجاند. بیست و پنج درصد جمعیت شهر «لیبرویل»، پایتخت گابون فرانسوی هستند. افزون بر عدۀ زیادی از مشاوران نظامی فرانسوی که برای حکومتهای سنگال، جیبوتی، گابون، جمهوری آفریقای مرکزی و ساحل عاج رایزنی میکنند، حدود 10000 سرباز فرانسوی در آفریقا مستقرند.
فرانسه با بیش از بیست کشور آفریقایی همکاری نظامی آن دارد.(گزارش شانزدهم ماه مه خبرگزاری فرانسه). بالاتر از همۀ اینها، باید گفت که فرانسه در سنگال، گابون، و جزایر«رئونیون» و «مایوت» که در اقیانوس هند واقع شدهاند، پایگاههای نظامی دارد. اما پرسنل غیر نظامی، تنها وسایلی نیستند که فرانسه از طریق آنها مستعمرات پیشین خود را کنترل میکند. ابزارهای واقعی «استعمار جدید»، پیوندهای پولی و اقتصادی است که کشورهای جدید الاستقلال با آن به فرانسه بسته شدهاند. این گفته از مقاله «ریچارد جوزف» «تحت عنوان» میراث گلیستی طرحهای استعمار جدید فرانسه (بررسی اقتصاد سیاسی آفریقا»: ماه مه ـ ماه اوت 1976) نقل شده است.
طبیعی است نخستین ستونی که فرانسه ساخت استعماری جدید خود را بر آن قرار داد، ستون پولی بود.
برآوردهای قابل اعتماد نشان میدهد که انتقال پول کشورهای آفریقایی به فرانسه، از سرمایهگذاریهای عمومی و خصوصی فرانسویها در منطقه هم فراتر رفته است. افزون بر این، از آنجا که ارزش پول فرانسه در سال 1969، 5/12 درصد کاهش یافت، ارزش پول کشورهای آفریقایی هم خود به خود کاهش یافت، بیآنکه به نحوی با حکومتهای آنها مشورت شود.
دربارۀ روابط اقتصادی میان فرانسه و مستعمرات پیشین آن باید گفت همانگونه که انتظار میرود. این کشورها سخت به حمایت فرانسه تکیه دارند هرچند وابستگی آنها به یک دیگر وضع مشترک را دارد، اما فرانسه است که سهم شیر را از مزایای اقتصادی عملیات تجارتی دو جانبه بدست میآورد.
«کارتیریسم» اواسط دهۀ 1960، یعنی این نقطهنظر که مستعمرات فرانسوی فشار اقتصادی بر منابع فرانسه هستند، زمانی از میان رفت که در تمام تحقیقات مستقل این نتیجه حاصل شد که فرانسه در طول سالها کوشیده است تا با اتخاذ سیاستهای اقتصادی غیر منصفانه، از تجارت خود با آفریقای فرانسهزبان سوءاستفاده کند.
اما شومترین جنبۀ حضور فرانسویان در آفریقای پس از استعمار، فعالیتهای دقیق و خاصی بوده است که حکومت مستقر در پاریس، در مستعمرات پیشین خود انجام داده است. خدمات ضد اطلاعاتی فرانسه (سدسه) که ژنرال «دوگل» در دهۀ 1958 به عنوان یک شبکۀ عملیات مخفی خارج از خدمات سری رسمی تاسیس کرد، جنایاتی با ابعاد بزرگ را در ارتباط با افراد و حکومتها در آفریقا انجام داده است که میتوان آن را با جنایاتی که «سیا» در بقیۀ جهان مرتکب شده است، مقایسه کرد.
نقشی که به عهدۀ این سازمان گذارده شد، آن بود که رژیمهای هوادار فرانسه در آفریقا را علیه خطرات داخلی و خارجی که موجودیت آنها را تهدید میکند حفظ نماید، بر مخالفان اینگونه رژیمها غلبه کند و حتی آنها را نابود سازد و نفوذ فرانسه در قاره را تقویت کند. سابقۀ عملکردهای این سازمان بیرحمی حکومتهای فرانسوی و بیتوجهی کامل این حکومتها به ارزشهای روحی و اخلاقی در معاملۀ آنها با مردمان آفریقا را نشان میدهد.
در سال 1960، رهبر اتحادیۀ خلقهای کامرون که «فلیکس مومی» نام داشت، به قتل رسید. سازمان اطلاعاتی «سدسه» عامل این عملیات بود. سپس «تقریباً» در همان سال عاملان «سدسه» برای سرنگونی حکومت «سکوتوره» در گینه تلاش کردند. جرم «توره» آن بود که جرات کرده بود با برنامه «کامون ولث» «دوگل» مخالفت کند. اما «سدسه» اینبار شکست خورد و عملیات آن مصیبتبار از کار درآمد. «سدسه» که مانعی در برابر خود نمیدید، به کارش ادامه داد تا با افراد دیگری که در فهرست ضربتی آن قرار داشتند معامله کند.
آنچه سبب شد که «سدسه» بزرگترین شهرت را به دست بیاورد، درگیری سال 1965 آن در ربودن«مهدی برکه» در پاریس بود. «مهدی» رهبر جناح مخالف در مراکش بود. او همچنین آماده میشد تا یک سازمان «پان آفریقایی» با همکاری «قوام نکرومه» برپا کند.
این سبک در زمان دوگل وجود داشت و وقتی «ژرژ پمپیدو» جانشین او شد، سبک مزبور تغییر مهمی نکرد، جز آن که تغییراتی در تأکید روی پارهیی از چیزها به وجود آمد. امانیل «ژیسکار» به قدرت در سال 1974، تغییر مهمی را در سیاست به وجود آورد. درگیری مستقیم فرانسه در فعالیتهای پنهانی و ماجراجوییهای آشکار نظامی، به یک موضوع روزمره تبدیل شد.
یکی از عملیات «سدسه» «عملیات پراون» است که در سال 1977 برای سرنگون کردن رژیم «بنین» انجام شد اما با شکست مواجه گردید. به طور خلاصه «ژیسکار» از «سدسه» به عنوان یک خدمتکار استفاده کرد و در زمان او این سازمان آلت دست ایالات متحده هم شد. اما سال گذشته با تغییر حکومت در فرانسه، گمان رفت که درجه و ماهیت حضور فرانسه در آفریقا تغییر خواهد کرد. گمان میرفت که فرانسۀ سوسیالیستی کشور متفاوتی است. اما در سال اول حکومت «میتران»، انحراف روشنی از سیاستهای حکومتهای پیشین فرانسوی در کار نبوده است.
لیکن گزارش داده شده است که او تحویل یک راکتور نیرومند هستهیی برای آفریقای جنوبی را تائید کرده است. باید نشست و دید که چند تا از وعدههای دیگر قرار است نقض شود و به چه زودی.