تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۲۲۹۰۷
این دلارهای بی‌زبان

مشکل اصلی آمریکا افغانستان است


پاتریک سیل/ترجمه: محمدعلی عسگری
بزرگ‌ترین مشکل باراک اوباما در سیاست خارجی‌اش به نظر شما چیست؟ آیا ظهور چین به عنوان یک رقیب جهانی برای ایالات متحده؟ یا روابط ظریف با روسیه که به نظر راضی‌کننده نمی‌رسد؟ یا تلاش برای منصرف کردن اسراییل از ایجاد یک جنگ جدید از جمله یک جنگ تازه در خاورمیانه یا ناکامی آمریکا در وارد آوردن فشار بر اسراییل برای دست یافتن به پیشرفتی در روند صلح با فلسطینی‌ها؟ یا خسارت‌های دیگری که آمریکا از بابت انقلاب جوانان عرب می‌کشد که به «بهار عربی» موسوم شده است؟
تردیدی وجود ندارد که همه این مسایل ذهنیت تعداد زیادی را در واشنگتن به خود مشغول داشته است اما فراتر از همه این مسایل مشکل بزرگ آمریکا در شرایط کنونی نحوه حل مساله افغانستان است. از 10 سال پیش آمریکا درگیر جنگ در افغانستان است و به نظر نمی‌رسد با توجه به چشم‌اندازهای پیش رو افق جدیدی برای عقب‌نشینی حساب‌شده از این کشور وجود داشته باشد. ناتو حدود 140 هزار سرباز را در افغانستان مستقر کرده است که صدهزار نفر آن نیروهای آمریکایی هستند. قرار است عملیات نظامی ناتو، اگر تمدید نشود، تا پایان سال 2014 استمرار داشته باشد. گفته می‌شود تاکنون هزار و 500 سرباز آمریکایی در افغانستان کشته و هزار و 150 نفر دیگر مجروح شده‌اند. گرچه این تعداد از قربانیان دردناک خواهد بود اما دردناک‌تر ارقام حیرت‌آوری است که راجع به هزینه‌های مالی گفته می‌شود. این جنگ تاکنون 420‌میلیارد دلار (یعنی حدود نصف هزینه جنگ ویرانگر عراق) هزینه داشته است. میزان هزینه‌های سال‌جاری مالی در افغانستان به 113 میلیارد دلار بالغ می‌شود و این علاوه بر بودجه 107 میلیارد دلاری اضافی برای سال 2012 است. اینها مبالغ هنگفتی است. اگر قرار بود با این پول فرصت‌های شغلی ایجاد شود کشورهای عربی و آفریقایی را متحول می‌کرد. کمااینکه با آن می‌شد مشکل آوارگان فلسطینی را حل و برای میلیون‌ها نفر آب آشامیدنی تهیه کرد یا بیماری‌های متعددی را ریشه‌کن ساخت یا برای مشکلات دیگری چاره‌اندیشی کرد. اما همه این پول خرج جنگی شده است که در آن نمی‌توان بارقه‌ای از پیروزی دید. بیهوده نبود که سناتور جان کری گفت: این هزینه را «نمی‌توان ادامه داد» به‌خصوص در شرایطی که آمریکا خود با کسری بودجه مواجه است.
از جمله عجایب دیگر جنگ افغانستان این است که ایالات متحده 28 میلیارد دلار برای حمایت از ارتش افغانستان صرف کرده است؛ ارتشی که تاکنون توانسته است 350 هزار سرباز را جذب خود کند. این درحالی است که وزارت دفاع آمریکا خواستار 8/12 میلیارد دلار دیگر اضافی تا پایان سال 2012 شده است. اما چه کسی قرار است هزینه این ارتش بزرگ را به‌خصوص پس از خروج ایالات متحده از افغانستان تامین کند؟ به نظر نمی‌رسد هیچ دولتی در افغانستان توان چنین ولخرجی‌ای را داشته باشد. آیا آمریکا در آینده خواهد آمد تا فاکتور‌هایش را پرداخت کند؟ در یک نگاه دیگر وضعیت افغانستان را نمی‌توان از وضعیت فجیع مرزهای پاکستان جدا کرد. آمریکا اخیرا اصطلاح «افپاک، afpak» را برای معرفی عملیات نظامی در مرزهای افغانستان و پاکستان وضع کرده است. این دو کشور که یکی از آنها مجهز به سلاح‌های اتمی است، حدود 200 میلیون جمعیت دارند که اکثر آنها را فقیران تشکیل می‌دهند. بعضی از آنها را کسانی تشکیل می‌دهند که به دلیل قتل و ویرانی حاصل عملیات آمریکایی‌ها نسبت به این کشور دشمنی شدیدی دارند و به همین دلیل همچنان فضا برای وقوع هرگونه هرج و مرج سیاسی در سطحی گسترده مهیاست.
اکثر ناظران در افغانستان بر این باورند که راه‌حل این نزاع نه نظامی بلکه سیاسی است. اما این طرح کی و کجا و توسط چه کسی پیشنهاد خواهد شد؟ به نظر می‌رسد دولت فعلی آمریکا آمادگی پاسخ دادن به این پرسش‌ها را نداشته باشد.
جو بایدن، معاون رییس‌جمهور آمریکا موافق عقب‌نشینی سریع از افغانستان است. او از همان ابتدا با مساله «افزایش تعداد نیروها» در افغانستان که بعدها باراک اوباما با ارسال 30هزار سرباز جدید موافقت کرد، میانه خوشی نداشت. مشاور برجسته دیگری که در برابر اوباما از تردید‌های خود درباره حفظ سطح بالای نیروها در افغانستان صحبت کرد ژنرال جیمز کارتوایت یک فرمانده نیروی دریایی بود. اوباما شیفته این ژنرال بود و می‌خواست او را به جای دریاسالار مایک مولن انتخاب کند که ریاست ستاد مشترک ارتش را بر عهده دارد. توصیه‌های مستقیم و تند وی به رییس‌جمهور بدون هماهنگی با مولن و رابرت گیتس، وزیر دفاع که هر دو به شدت از افزایش نیروها در افغانستان حمایت می‌کنند موجب طرد او شد. از همین‌رو به نظر می‌رسد مارتین دمپسی که هم اکنون پست ریاست ستاد ارتش آمریکا را بر عهده دارد به جای او تعیین شود. به این ترتیب، کارتوایت بهای اشتباه خود را پرداخته و بازنشست خواهد شد. ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان یکی دیگر از کسانی است که به شدت موافق «افزایش نیروها» است. وی امیدوار است که در افغانستان همان پیروزی‌هایی را به دست آورد که در عراق به دست آورد. انتظار می‌رود پترائوس ماه سپتامبر آینده از افغانستان برود تا بتواند به مسوولیت‌های جدید خود در سازمان سیا بپردازد.
به همه این افکار متفاوت، اختلافات موجود در بین واشنگتن و هم‌پیمانانش را هم باید اضافه کرد. آندرس فوگ‌راسموسن، دبیرکل ناتو که در این میان نظر تعیین‌کننده‌تری دارد با کاهش نیروهای آمریکایی مخالف است. وی در گفت‌وگو با فایننشنال تایمز انگلستان اعلام کرد: کاهش تعداد نیروها یک اشتباه محض است. نمی‌خواهیم پس از ترک این کشور یک خلاء امنیتی به وجود‌ آید. وی همچنین یادآور شد: فشار نظامی بیشتر بر جنبش طالبان، راه را برای آشتی هموار خواهد کرد. البته تعداد زیادی از ناظران معتقدند چنین نتیجه‌ای را نمی‌توان انتظار داشت و اهداف راسموسن تردیدبردار است. به گفته آنان به نظر می‌رسد او بیشتر به حفظ ابهت ناتو می‌اندیشد و گمان می‌کند که پیش از ترک افغانستان باید با هم‌پیمان خود (آمریکا) تسویه‌حساب کند. درحالی که راسموسن بر استمرار عملیات مبارزه با شورشیان تاکید می‌ورزد؛ ‌مساله‌ای که به تعداد زیادی نیرو احتیاج دارد. کارشناسان آمریکایی بر این نکته تاکید دارند که بهتر است آمریکا به سمت عملیات مبارزه با تروریسم برود که گروه‌هایی کوچک را می‌طلبد مانند آنچه درباره بن‌لادن اتفاق افتاد.
این کارشناسان معتقدند: تعقیب اعضای طالبان توسط آمریکا و کشتن آنها یک حماقت مطلق است به ویژه در فضایی که باید با آنها بر سر یک راهکار سیاسی گفت‌وگو کرد. برای فراهم شدن چنین شرایطی باید فضاسازی کرد. به‌خصوص باید حملات موشکی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و عملیات هوایی نیروهای این کشور یا حملات شبانه به مناطق مسکونی که موجب مرگ شهروندان عادی می‌شود به کلی کاهش یابد. حمله‌ای را که ناتو اخیرا ترتیب داد منجر به کشته شدن 14 شهروند افغانی شد که در بین آنها 11 کودک در سنین دو تا هفت سال دیده می‌شد. حامد کرزای، رییس‌جمهور افغانستان خشمگینانه در آخرین هشدار خود به نیروهای ناتو از آنها خواست که این‌گونه عملیات را فورا متوقف کنند. ناتو بابت این عملیات عذرخواست اما دیگر کار از کار گذشته بود.
در مقاله‌ای که اخضرالابراهیمی، فرستاده سابق سازمان ملل به افغانستان به همراه توماس بیکرینگ، معاون وزیر خارجه اسبق آمریکا در روزنامه اینترنشنال‌هرالدتریبیون منتشر کردند، پیشنهاد دادند یک «میانجی بی‌طرف و بین‌المللی» برای حل بحران افغانستان و مذاکره با تمام طرف‌ها تشکیل شود. آنها گفتند این میانجی می‌تواند فردی یا گروهی یا از سوی یک سازمان بین‌المللی یا یک دولت بی‌طرف یا مجموعه چند دولت باشد.
آن دو افزودند: برای به نتیجه رسیدن این راهکار باید به نمایندگان طالبان نیز اجازه مشارکت در دولت مرکزی یا والی استان‌ها شدن و همچنین به نیروهای خارجی نیز تضمین برای بازگشت داده شود. به گفته آنها، کمک‌های اقتصادی ضروری است و بخشی از هزینه‌های جنگ به حساب می‌آید. همچنین جامعه بین‌المللی باید برای حفظ صلح و اجرای هرچه که بر آن توافق شده است تلاش کند.
این به نظر موضعی عاقلانه می‌رسد. اما به نظر می‌رسد اوباما اهمیت بیشتر را به افرادی می‌دهد که خواستار ادامه جنگ هستند. به جای اینکه از بین مشاورانش به کسانی بها دهد که به برپایی صلح فکر می‌کنند. اوباما نتوانست بین اعراب و اسراییل صلحی برقرار کند آیا در ایجاد چنین صلحی در افغانستان نیز ناکام خواهد ماند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات