شهره مهرنامی
فعالان گردشگری و طرفداران میراث فرهنگی باید آن روزها، رسیدن چنین روزی را پیش بینی میکردند. همان روزها که رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پا به عرصه سیاست گذاشت و از دوستی با رژیم اشغالگر قدس سخن گفت یا رئیس بعدی این سازمان برای اجرای فرامین رئیس دولت در تحولات بنیادین ادارات پیشرو شد و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را در گوشه و کنار کشور پراکنده کرد. باید همان روزها که بقایی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به همراه اسفندیار رحیم مشایی رئیس پیشین این سازمان ماموریتهای سیاسی و جنجالی خود را دریافت کردند و نماینده رئیسجمهوری در حوزههای مختلف سیاست خارجی شدند باید پیشبینی میشد که این سازمان عاقبت به خیر نمیشود و نمایندگان مجلس برای تعیین سرنوشت آن به تکاپو میافتند و موضوعی که مهرداد بائوج لاهوتی نماینده لنگرود در مجلس نیز در گفت و گوی خود به آن اشاره کرده است. اگر به آن رفتارهای سیاسی مدیران میراث، اتهامهای اخیر درباره قرار گرفتن نام آنها در میان جریان انحرافی را هم اضافه کنیم، پس به انگیزههای نمایندگان مجلس برای بررسی جایگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پی میبریم.
به اعتقاد مهرداد بائوج لاهوتی نماینده مردم لنگرود در مجلس شورای اسلامی، انتقادی که نمایندگان مجلس بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور دارند، عدم پاسخگو بودن مسوولان این سازمان به مجلس و مردم است. اهالی خانه ملت معتقد هستند به دلیل مشغله رئیسجمهور و بالا بودن حجم کارهای او، امکان نظارت روی چنین سازمانی از سوی رئیسجمهور کمتر است. لاهوتی میگوید: «بروکراسیهای پیچیدهای که در این راه اعمال کردهایم سبب شده سازمان میراث و گردشگری به جای آنکه به امور تخصصی و آنچه که به او مربوط است بپردازد، در عرصههای سیاسی وارد شود در حالی که سازمان مذکور این ظرفیت را دارد که در زمان حاضر با تخصصی و کارشناسی کردن امور بتواند وظیفه و رسالت اصلی خود را انجام دهد و به یک سازمان تخصصی و کارشناسی تبدیل شود.»
نماینده مردم لنگرود به کوچک کردن دولت و جلوگیری از بزرگ شدن ساختار آن اشاره کرده و میگوید: «باید توجه داشت که هرچه ساختار دولت کوچک تر باشد اداره کردن و نظارت داشتن روی آن آسانتر خواهد بود و وزارت ارشاد یک وظیفه فرهنگی بر عهده دارد و اگر میراث و گردشگری ما در این راستا قرار گیرد میتواند ابعاد فرهنگی خود را گسترش دهد و در راستای اهداف بلند مدت خود گام بردارد.» طرح ادغام سازمان میراث فرهنگی در وزارت ارشاد در حال حاضر با امضای بیش از 90 نماینده مجلس مطرح شده است. این در حالی است که سال 1387 نیز نمایندگان در صدد ادغام این نهاد با وزارت ارشاد بودند.
ستار هدایتخواه عضو هیات رئیسه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامیو نماینده بویراحمد و دنا که خود در ابتدا یکی از مخالفان این طرح بود، عدم پاسخگویی مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را یکی از مشکلات این حوزه میداند و میگوید: «یا ناچار هستیم برای آنکه مسوولان را پاسخگو کنیم دست به قبول چنین طرحی بزنیم یا آنکه با در نظر گرفتن نظرات مسوولان و کارشناسان و موافقان و مخالفان، چاره دیگری در این خصوص بیندیشیم.» او با اشاره به این نکته که قطعا شرایط سیاسی و اجتماعی در موضعگیری و تصمیمگیریهای نمایندگان مجلس و عملکرد مسوولان مربوطه تاثیرگذار است میگوید: «اگر افرادی در راس سازمان میراث و گردشگری قرار میگرفتند که تعامل و همکاری بیشتر و نزدیکتری با مجلس داشتند و پاسخگوی عملکرد خود بودند چه بسا آن دسته از نمایندگان که این موضوع را طرح کردند به چنین نتیجهای نمیرسیدند.»
البته ارائه این طرح بدون واکنش باقی نماند و جمعی از دانشآموختگان باستان شناسی درباره وضع بحرانی میراث فرهنگی کشور بیانیهای صادر کردند که حاکی از نگرانی این گروه بود. در قسمتهایی از این بیانیه آمده است: «میراث فرهنگی بخشی اساسی از هویت ملی هر کشور است، ضمن آنکه تجربیات مستتر در آن راهکارهایی است که پیشینیان یک جامعه تجربه کردهاند و خاموش نگهداشتن، فراموشی یا نابودی آنها به منزله محکوم شدن به تکرار اشتباه ها و راهکارهایی محسوب میشود که در فرایندی درازمدت طی شده است، استخراج چنین راهکارهایی جز از دست متخصصان بر نمیآید. متخصصانی که در هر جامعه در حیطه میراث فرهنگی میکوشند تا هویت فرهنگی، معنوی و ملی و میهنی یک کشور را حفظ کنند؛ هویتی که از منظری، هویتی بشری و تجربهای تکرارناشدنی و بازگشتناپذیر برای همه ابنای بشر محسوب میشود و تخریب آن در هر جای جهان که رخ دهد به معنای نابودی آن اندوختهها و تجربهها برای همه نسلها و اخلاف بشری است. سازمان میراث فرهنگی در ایران تنها متولی دولتی و قانونی حفظ، نگهداری، پژوهش و معرفی دادههای فرهنگی اعم از ملموس و غیرملموس است. این سازمان طی سال گذشته، در اثر چند پاره شدن و جابجایی از تهران به چند استان و شهرستان تغییرات ساختاری شدیدی را تجربه کرده، ساختار خود را از دست داده و در این فرآیند، تخصصزدایی شده است. نخست تعطیلی و حذف شوراهای پژوهشی تخصصی سازمان میراث فرهنگی، ارائه مجوزها و اجازه پژوهش را از راهکارهای اداری علمی به سمت سلیقه ای شدن سوق داد و سپس قسمت بزرگی از متخصصان باستانشناسی به دلیل عدم امکان جابجایی به شهرهای گوناگون، به ناگزیر از بدنه حذف شدند. در کنار این تغییرات ناگهانی و برنامهریزی نشده، از چند سال پیش نیز تغییرات کمابیش گستردهای در ساختار معاونتها، بازوهای اجرایی، مدیریتها و شوراهای پژوهشی ایجاد شده که عملاً تغییرات مثبتی نبودهاند و به ارتقای کارآمدی این سازمان منتهی نشدهاند.
با انتشار اخبار نگران کننده ادغام سازمان میراث فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر نگرانی های ما افزوده شده است. انتقاد نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامیاز وضعیت مدیریتی سازمان میراث فرهنگی هرچند کاملاً بجاست و «ساختار فعلی این سازمان» و نیز «پاسخگو نبودن مدیریت آن» از مهمترین مشکلات موجود به شمار میآید، اما قرار دادن این سازمان زیر نظر یکی از وزارتخانهها (همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) به هیچ وجه مورد تایید نیست. قویاً و مؤکداً، ضمن ستایش از اقدام نمایندگان محترم مجلس، خواستار آن هستیم که هرگونه تصمیمی در این زمینه با در نظر گرفتن مسایل و مقتضیات این حوزه انجام شود و هرگونه اقدام غیرکارشناسانهای در این حوزه را مصداق تعبیر «از چاله به چاه» میدانیم؛ همچنان که در سالهای گذشته، ادغام «سازمان میراث فرهنگی» با «سازمان ایرانگردی و جهانگردی» اقدامیآمرانه و ناکارشناسانه بود و هم اکنون یکی از بزرگترین و مهمترین چالشها و مشکلات این حوزه ناشی از این ادغام و تلفیق ناکارشناسانه بروز کرده است. متخصصان و کارشناسان بر این باورند که برای گریز از این وضع بحرانی، باید جایگاه این سازمان را به یک وزارتخانه مستقل ارتقا داد، نه آنکه با ادغامیدوباره بیش از پیش بر مشکلات آن دامن زده شود.
پیشنهاد میشود و ضروری است کمیتهای تخصصی (مرکب از کارشناسان صاحب نظر، نمایندگان مجلس و استادان باستان شناسی، موزه داری و سایر متخصصان این حوزه در دانشگاهها و سازمان میراث فرهنگی) ضمن تهیه گزارش و برآوردی آسیب شناسانه از وضعیت مدیریت میراث فرهنگی و گردشگری، راهکارهای مناسبی را برای برون رفت از بحران کنونی که معلول مدیریت سیاسی، ناکارآمد و غیر تخصصی است، ارزیابی و ارائه نمایند. تصمیمات آنی و بدون پشتوانه مطالعاتی و کارشناسانه جز وارد کردن آسیبهای مضاعف بر پیکر نیمه جان میراث فرهنگی و معنوی کشور نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت. اگر چه باستان شناسان گروهی هستند که انتقاد زیادی بر عملکرد سازمان دارند اما راه کار ادغام میراث فرهنگی با وزارت ارشاد را هم تصمیمی درست و کارشناسانه نمیدانند.
کامیار عبدی باستانشناس در اینباره میگوید: با مشکلی که نمایندگان اعلام کردهاند موفق هستم ولی به نظر نمیرسد، ادغام میراث فرهنگی با وزارت ارشاد بتواند مشکلی را حل کند. او معتقد است:« باید از این وضعیت سیاستزدایی شود اما متاسفانه نمایندگان مجلس زحمتی به خود نمیدهند تاریخچه سازمان میراثفرهنگی را مطالعه کنند تا ببینند این سازمان چند دست گشته تا به اینجا رسیده و یا اینکه دلیل جداشدن آن از وزارت ارشاد در گذشته چه بوده است و آیا این مشکلات که باعث جدایی سازمان از وزارت ارشاد بوده قابل حل بوده یا نه. کسانی که این تصمیمات را میگیرند سطحینگر هستند و مشکلات را نمیبینند، چرا که مشکل میراث فرهنگی کشور با جابهجایی و یا ایجاد وزارتخانه جدید حل نخواهد شد.»
این باستان شناس میگوید: راندمان اداره کل باستان شناسی با تنها 15 کارشناس پیش از انقلاب بیشتر از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در حال حاضر بوده است بنابراین بهترین تصمیم برای حفظ هویت ملی جدا کردن میراث فرهنگی از گردشگری و صنایع دستی است. اگر این اتفاق رخ دهد میتوان هر یک از این مباحث را در حد یک اداره کل نیز اداره و نظارت کرد. به عقیده عبدی گردشگری یک صنعت پولساز است اما باستان شناسی و میراث فرهنگی حوزهای است که قرار است تولید علم کرده و از میراث فرهنگی حفاظت کند بنابراین نه تنها پول تولید نمیکند بلکه نیاز به پول هم دارد.
عبدی میگوید: البته اینها تنها کافی نیست و این بخش نیاز به مدیرانی کارشناس دارد که علم این کار را میدانند و ارزش میراث فرهنگی برایشان شناخته شده است. برخی هم این تصمیم مجلسیان را همچون انتخاب غیرکارشناسی رئیس سابق سازمان باز هم غیرکارشناسی دانسته با آن مخالف هستند و معتقدند برای حفظ میراث باید اقدامات مهمتری انجام دهیم.
محمد رهبر، باستانشناس قدیمینیز با ادغام میراث فرهنگی با وزارت ارشاد مخالف است. او میگوید: ظاهرا از آنجایی که مجلس نمیتواند حریف رئیس دولت شود این تصمیم را گرفته ولی بازی با میراث فرهنگی کشور قدغن است. اقدام نمایندگان مجلس به نوعی ریشخند زدن به تخصص است و فرقی با تعیین یک لیسانس میکروبیولوژی برای مدیریت موزه ملی ندارد.به گفته رهبر بهاندازه کافی در این چند سال اخیر به بدنه میراث فرهنگی آسیب وارد شده و بهاندازه کافی آثار به ثبت رسیده تخریب و از ثبت خارج شده است بنابراین بهترین راه حل برای حفظ میراث و فرهنگ گذشتگان مان باید به جای ادغام میراث فرهنگی با یک وزارتخانه جدا از گردشگری و صنایعدستی نهادی ایجاد نهادی باشد تا بتوان تصمیمات جدی تر و کارآمدتری در این حوزه به انجام رساند. باید گفت این تنها بخشی از نظرات باستان شناسان بود که گفته شد اما این طرح مخالفانی را هم در حوزه فعالان گردشگری دارد. ناصر کرمی فعال گردشگری میگوید: سالها پیش در جایی مشغول به کار بودم، همکاری داشتیم که با وجود استفاده از سرویس رفت و آمد همیشه دیر به محل کار میآمد، نهایتا مدیر آن سازمان تصمیم گرفت تا برای تنبیه این کارمند سرویس رفت و آمد آن منطقه را لغو کند غافل از اینکه 18 کارمند دیگر نیز با آن سرویس خود را به محل کار میرساندند. به نظر میرسد این اقدام مجلس نیز مانند این تصمیم است که برای تنبیه یک نفر میخواهند کل سازمان را از بین ببرند.
او میگوید: این تصمیم قطعا لطمه بزرگی به حوزه گردشگری خواهد زد هر چند که در حال حاضر هم اوضاع خوبی ندارد، صنعت توریست در ایران تعطیل است و میراث فرهنگی هم به حال خود رها شده است و ما با بحران نابودی چشماندازهای فرهنگی و بحران بیکاری در حال حاضر مواجه هستیم، بنابراین اگر این سازمان به اتاقی در بخشداری اشتهارد هم تبدیل شود فرقی به حالش نخواهد کرد، چرا که اولویتهای آن در این چند سال اخیر مورد توجه نبوده است و باعث تخریب بیشتر آن شده است. بسیاری از فعالان گردشگری حال حاضر، زمانی که این سازمان زیر نظر وزارت ارشاد هم اداره میشد در حال فعالیت بودند و خود از افرادی بودند که برای طرح جداسازی تلاش زیادی انجام دادند. آنها معتقدند دلایل جداسازی هنوز هم پا برجاست و مذاکرات آن زمان نمایندگان مجلس نیز هنوز موجود است و آیا نمایندگان با در نظر گرفتن تمام اینها چنین تصمیمیگرفتهاند؟ علی غمخوار عضو هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر سفر و گردشگری ایران نیز میگوید: من خود یکی از افرادی بودم که 8 سال پیش تلاش زیادی برای جدایی این سازمان از وزارت ارشاد داشتم چرا که این وزارتخانه باید به برنامه مطربی که میخواهد در یک رستوران سنتی برنامه اجرا کند و یا فرهیختهای که میخواهد کتاب خود را به چاپ برساند نظارت داشته باشد علاوه بر این که در مورد مطبوعات و تئاتر و غیره هم نظر میدهد باید به وضعیت میراث فرهنگی و گردشگری هم نظارت کند. به نظر نمیرسد یک وزارتخانه با این همه مسوولیت بتواند به خوبی از پس مهمی چون گردشگری و میراث فرهنگی بربیاید. چرا که گردشگری که میتواند ارزآور بوده و اشتغالزایی کند به این ترتیب جزء بیست و نهم آن وزارتخانه هم نخواهد بود.او ادامه میدهد: پدیده جهانگردی در سال 2020صنعت اول جهان خواهد شد و ما با این اقدام غیر کارشناسانه باز هم در دنیا عقب خواهیم ماند. پیشنهاد غمخوار برای نظارت بیشتر مجلس به امور این سازمان، تبدیل شدن آن به یک وزارتخانه جدید است.به نظر میرسد تصمیم ادغام سازمان میراث و گردشگری با یک وزارتخانه زیاد به نفع اقتصاد و فرهنگ کشور نباشد چرا که به گفته خسرو ایرانپور قرار است ایران در سال 1404 شمسی در صنعت گردشگری به قدرت منطقه تبدیل شود. دبیر جامعه هتلداران کشور این تصمیم را فاجعهای برای صنعت گردشگری می داند که قرار است بر اساس برنامهریزی همین نمایندگان 20 میلیون گردشگر ورودی در برنامه چشم انداز 1404 داشته باشد.
به گفته او آن زمان نیز که قرار بر جدایی این سازمان از وزارت ارشاد بود تاکید اکثریت بر تبدیل این نهاد به یک وزارتخانه مجزا بود اما گفته شد در این حالت وارد بروکراسی اداری شده و از رشد آن جلوگیری میشود بنابراین تصمیم بر آن شد تا برای رشد بیشتر زیر نظر ریاست جمهوری اداره میشود. در آن دوران برای امضای تفاهمنامهای گردشگری نماینده حقوقی وزارت ارشاد مجبور بود با معاون وزیر کشور مقابل دیدار داشته باشد چرا که دیگر کشورها به معاونت سیاحتی به عنوان یک مدیرکل نگاه میکردند. آیا حالا که میخواهیم قدرت اول منطقه باشیم بعد از صرف این همه وقت و بودجه کشور درست است که باز به گذشته عقبگرد کنیم، آیا بهتر نیست نمایندگان محترم به مذاکرات اولیه که در مجلس نیز موجود است مراجعه کنند و با علم بر دلیل این جدایی تصمیم درست را اتخاذ کنند؟
ابراهیم پورفرج دبیر جامعه تورگردانان ایران نیز میگوید: بخش خصوصی با این تصمیم مخالف است، کاملاً روشن است که صنعت گردشگری هم از لحاظ منابع ارزی و هم از لحاظ اشتغالزایی و هم معرفی فرهنگ ایران در دنیا منابع بیشتری دارد بنابراین نمیتوان این صنعت را در حد یک معاونت در یک وزارتخانه دید آن هم وزارت ارشاد که هیچ ربطی به این موضوع ندارد.
او میگوید: در حالی که ما در حال بررسی طرح خروج از کمیسیون فرهنگی مجلس و ورود به کمیسیون اقتصادی هستیم این تصمیم عجولانه و غیرکارشناسانه به نظر میرسد چرا که این صنعت برنامههای بلندمدت داشته و میتواند از لحاظ اقتصادی به این کشور کمک کند. به عقیده او نباید به خاطر اشتباه یک فرد سازمانی را تنبیه کرد چرا که سازمان خطا نمیکند این افراد هستند که مرتکب خطا میشوند، پس از نمایندگان میخواهیم تصمیم درستتری برای این موضوع بگیرند تا دوباره راه رفته را طی نکنیم.
روزی که اسفندیار رحیم مشایی به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب شد بسیاری از فعالان این حوزه از حضور او خرسند شدند چرا که تصور میکردند حالا که یار رئیسجمهوری وارد این عرصه شده این سازمان میتواند توجه بیشتر دولت را به خود معطوف کرده و مشکلات را از سر راه خود بر دارد، غافل از اینکه شاید روزی این تصمیم باعث فروپاشی و تکهتکه شدن این سازمان و رفتن آن به کنج وزارتخانهای شود که هیچ سنخیتی با موضوع آن ندارد.