با مقایسهای گذرا میان تحولات سوریه و انقلاب مردمی مصر و توجه به حضور گروههای مسلح در سوریه، میتوان ماهیت ناآرامی در سوریه را روشن و تشریح کرد که انقلابی مردمی است یا شورشی مسلحانه.
به گزارش فارس، سوریه از 18ماه مارس گذشته شاهد بروز درگیری در چند شهر خود است. این درگیریها با حمله چند فرد مسلح در نیمهشب 18 مارس به یک آمبولانس در شهر درعا در جنوب سوریه و کشتن 3 سرنشین آن آغاز شد.
چند روز قبل از این درگیری، پیامکهایی که در آن از مردم سوریه خواسته شده بود علیه دولت به خیابانها بیایند، منتشر شده بود که چند روز بعد یک مسؤول سوریه که خواست نامش فاش نشود، اعلام کرد که منبع ارسال این پیامکها اسرائیل است. در این پیامکها که شمار آن در یک هفته به یک میلیون رسید، از مردم سوریه خواسته شده بود که حرکت اعتراضی خود به دولت بشار اسد را از تجمع در مساجد آغاز کنند.
پس از مقابله نیروهای امنیتی با چند فرد مسلح در شهر درعا، روز پس از درگیری، ارتش سوریه در مسجدی در درعا یک محموله سلاح گرم کشف و ضبط و تعدادی از افراد مسلح را بازداشت کرد. اکنون حدود 100 روز از ناآرامی در سوریه میگذرد اما به دلایلی که در ذیل میآید، نمیتوان به سادگی ناآرامی در سوریه را انقلاب مردمی نامید. در پی ناآرامی به وجود آمده در شهر درعا در 18 مارس، شماری از جوانان سوری به خیابانها ریختند و خواستار اصلاحات سیاسی، اقتصادی و عدالت اجتماعی شدند. پس از حضور مردمی در خیابانهای برخی شهرهای سوریه، نیروهای امنیتی شاهد حضور عناصری مسلح بودند که با سوءاستفاده از تجمعات مردمی به نیروهای امنیتی حمله کردند و سبب واکنش افراد امنیتی سوریه شدند و البته ارتش سوریه نیز واکنشی سخت نشان داد.
دریکصد روز گذشته در کشمکش میان گروههای مسلح تروریستی در سوریه با نیروهای امنیتی و ارتش این کشور، شمار زیادی کشته شدهاند. به دلیل همین ناآرامی و حضور گروههای مسلح در خیابانهای شهرهای مرزی سوریه، اغلب جوانان که در پی اعلام اعتراض مسالمتآمیز خود به دولت بودند، اندکاندک پا پس کشیدند و ناآرامی در پایان یکماه اول در کنترل ارتش سوریه درآمد ولی در ادامه هرچه سوریه آرامتر میشد، فضای رسانهای غرب و برخی شبکههای منطقهای مانند الجزیره البته با پیشاهنگی رویترز، تشدید میشد. سپس فعالیت گروهکهای مسلح تشدید شد تا اینکه حوادثی مانند کشتار جسرالشغور روی داد و صدها نفر از مردم شهرهای مرزی سوریه برای نجات جان خود از درگیری افراد مسلح با ارتش این کشور، به سوی مرزهای ترکیه سرازیر شدند. با توجه به آنچه گفته شد، ناآرامی در سوریه با انقلاب مردم مصر که 18 روزه رژیم وابسته حسنی مبارک را سرنگون کرد مقایسه میشود تا نتیجه و تصویری کلی از آنچه در سوریه میگذرد به دست آید.
آیـا آنچـه در سـوریه در جریـان است انقلاب است؟
1- مردم مصر برای انقلاب خود در شماری میلیونی به خیابانها ریختند و در میدان التحریر تجمع کردند و در تمام طول 18 روز که انقلاب به نتیجه رسید، کاملا مسالمتآمیز حرکت کردند اما در سوریه که حدود 23 میلیون نفر جمعیت دارد، حضور مسالمتآمیز مردم چندهزار نفری بود؛ که به دلیل فعالیت گروههای مسلح تنها 2 هفته دوام آورد و آن هم پراکنده و غیرمتمرکز.
2- اعتراض مردم مصر در قلب این کشور یعنی در مرکز قاهره، پایتخت مصر شکل و قوت گرفت اما اعتراض در سوریه از شهری مرزی آغاز و در مناطق مرزی که دور از دمشق، پایتخت این کشور است، باقی ماند در حالی که در استان دمشق که حدود 2 میلیون نفر جمعیت دارد، تظاهرات قابل ذکری برگزار نشد. در کل از جمعیت 23 میلیونی سوریه، مخالفان تنها توانستند 150 تا 200 هزار نفر را به خیابانها بکشند. این مطلبی است که تیهری میسان، تحلیلگر و رورنامهنگار مشهور فرانسوی نیز اخیرا بدان اشاره کرد.
3- جوانان انقلابی مصر با تشکیل ائتلافی واحد به نام «ائتلاف انقلاب 25 ژانویه» اعلام حضور و علل قیام برای انقلاب را تشریح کردند و برای همراه کردن ملت مصر با هدف سرنگونی نظام حسنی مبارک برنامههای خود را گام به گام اعلام میکردند اما معترضان در سوریه تاکنون هیچ ائتلافی تشکیل ندادهاند که نشانگر خواست اغلب مردم این کشور باشد مگر برخی اسامی و نامهایی که برخی شبکههای ماهوارهای اعلام میکنند. اینکه چه کسی در سوریه به دنبال چه چیزی از اعتراض و قیام است و موضع آنان در مقابل مقاومت منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی چیست، بر خلاف مصر، روشن نیست.
4- در چند روز گذشته (بویژه پنجشنبه 23 ژوئن) بویژه در دمشق پایتخت سوریه، حلب پایتخت اقتصادی سوریه و حتی شهر درعا، همگان شاهد تظاهراتی گسترده در حمایت از بشار اسد و نظام وی و اصلاحاتی بودند که اسد وعده آن را داده است. شمار شرکتکنندگان در چندین شهر سوریه به تظاهراتی میلیونی تبدیل شد. این بدین معناست که اغلب مردم سوریه خواستار سرنگونی نظام کشور خود نیستند و تنها خواهان اجرای اصلاحات هستند. اما در مصر شاهد تظاهراتی حتی چند هزار نفری در حمایت از حسنی مبارک نبودیم.
5- ارتش مصر با مشاهده حضور میلیونی مردم در ایام انقلاب مصر، در کنار مردم ایستاد اما ارتش سوریه پس از 2 هفته نخست، نهتنها شاهد حضور میلیونی مردم نبود، بلکه شاهد فعالیت مسلحانه برخی گروهکها بود. ارتش سوریه تاکنون نیز در کنار نظام سوریه باقی مانده است.
6- دخالت بیگانگان در انقلاب مصر مبهم و متزلزل بود. سخنرانیهای باراک اوباما در ایام انقلاب مصر و عدم تطبیق سخنان و سیاست وی نشاندهنده این امر است. اما درباره سوریه شاهد ثبات موضعگیری بیگانگان مانند آمریکا و اسرائیل هستیم. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا تاکنون مستقیم و غیرمستقیم و بارها اعلام کرده است که سوریه تا قطع مناسبات خود با ایران و حزبالله شاهد آرامش نخواهد بود یا اینکه «ما از دوره پس از انقلاب سوریه نگران نیستیم» یا اینکه چند روز یکبار گزارشهایی منتشر میشود از حمایت مادی و تسلیحاتی از مخالفان نظام سوریه.
7- انقلاب مردم مصر با درگیری مسلحانه همراه نبود اما در سوریه تاکنون چندین محموله سلاح کشف و ضبط شده است و افرادی بازداشت شدهاند که به ارتباط خود با خارج از سوریه و دریافت تسلیحات از مرز سوریه در لبنان و ترکیه اعتراف کردهاند. غسان بن جدو، مدیر مستعفی شبکه الجزیره قطر یک ماه پیش اعلام کرد که مقامات عراقی به همتایان سوری خود اعلام کردهاند که آمریکا دهها زندانی را در عراق آزاد و آنان را مسلح کرده و به شهرهای مرزی سوریه اعزام کرده است.
8- گزارشهای منتشر شده درباره سوریه نشان میدهد که حرکت اعتراضی در این کشور نشأت گرفته از تحریکات رسانهای و فضاسازی تبلیغاتی و انتشار دروغهای خبری در سطح گسترده است، در حالی که در مصر چنین نبود. تیهری میسان، تحلیلگر و خبرنگار برجسته فرانسوی چندی پیش با انتشار گزارشی فاش کرد که تصاویری که تلویزیون سوریه از حمله افراد مسلح به مردم منتشر کرده است، در بسیاری از شبکههای خبری به عنوان حمله عناصر امنیتی و لباسشخصی سوریه به مردم وانمود شده است. وی تاکید کرد: ناآرامی در سوریه کاملا منطبق با طرحی است که جان بولتون، معاون وزیر وقت خارجه آمریکا در 6 مه 2002 برای براندازی دولت سوریه آماده کرده بود. در آن طرح نیز آغاز کار با ایجاد ناآرامی در شهرهای مرزی بود؛ همان چیزی که در یکصد روز اخیر در سوریه اتفاق افتاده است.
هر چند مسائل سوریه و مقایسه آن با مصر به بررسی و دقت بیشتری نیاز دارد ولی با توجه به آنچه بیان شد و با توجه به حضور اندک مردم سوریه در تظاهراتها که البته این روزها آن هم فقط برای دقایقی پس از نماز جمعه در شمار چند ده نفری انجام میشود و با توجه به فعالیت شدید گروهکهای مسلح، میتوان گفت، ناآرامی در سوریه قبل از آنکه چیزی به نام انقلاب باشد، شورشی مسلحانه علیه دولتی است که همپیمانی آن با حزبالله لبنان و ایران، بیش از هر چیز مانعی سخت در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ بدینمعنا که برنده واقعی سقوط نظام سوریه آمریکا و رژیم صهیونیستی اند و برنده واقعی ثبات در سوریه، مردم این کشور و جبهه مقاومت.