سعدالله زارعی
رفتار ترکیه و بخصوص دولت آن در ارتباط با تحولات منطقه عربی- اسلامی سؤالات و گمانه زنی های زیادی را در میان تحلیلگران مسایل منطقه ای به وجود آورد. بعضی با استناد به هم خوانی مواضع دولت های اوباما و اردوغان در این تحولات، معتقدند دولت اردوغان در پازل و برنامه ای آمریکایی گرفتار شده است بعضی با استناد به مواضع ضد سوری ترکیه- که طی چند روز اخیر کمی فرو نشسته است- معتقدند ترکیه درصدد جلب نظر موافق آمریکا، اروپا و عربستان برای نقش آفرینی در جایگاه «رهبری تحولات منطقه» است. بعضی با اشاره به اظهارات ملاطفت آمیز اخیر مقامات ارشد رژیم صهیونیستی نسبت به دولت ترکیه معتقدند دولت آنکارا آرام- آرام به سمت غرب کشیده شده و اردوغان درصدد است، آنچه را که غرب تاکنون از دولت او دریغ می کرده- ورود به اتحادیه اروپا- به او بدهد. بعضی هم گفته اند عملکرد اخیر ترکیه و هماهنگی رفتار آن با غرب را باید در حد «تاکتیک» مورد توجه قرار داد نه بعنوان یک استراتژی. در این بین ملت های مسلمان مایلند حرکت دولت ترکیه را از این منظر آخر نگاه کنند.
برای تشریح رفتار ترکیه و استنتاج هایی که از آن پدید آمده است، نکاتی وجود دارد:
1- با آغاز تحولات در جهان عرب، مقامات آنکارا از منظری «ثبات گرا» ابتدا حمایت خود را از رژیم های دیکتاتوری اعلام کردند، پس از مدتی از منظری «اصلاح طلبانه» از مقامات این کشورها خواستند با مخالفان خود مدارا کنند. پس از چندی ترکیه بطور صریح تر از انقلابات اسلامی- عربی حمایت کرد. بعنوان مثال وقتی مصوبه شورای امنیت سازمان ملل درباره لیبی، احتمال حمله به این کشور اسلامی را جدی کرد، اردوغان این اقدام را با شدت محکوم کرد ولی چند روزبعد در قالب ناتو 18 جنگنده خود را به لیبی گسیل کرد! در همین ایام مقامات ترکیه سفرهایی را به بعضی از کشورهای منطقه به قصد آشتی دادن نظام های در حال سقوط عربی با مخالفانشان داشتند. در عین حال رویه ترکیه درباره سوریه به حمایت از مخالفان دولت بشار اسد نزدیکتر بود. دولت ترکیه اردوگاههایی را در شهرهای همجوار با مرز سوریه نظیر آنتالیا دایر کرد و از مخالفان بشار اسد خواست به این اردوگاه ها وارد شوند و چند روز پیش نیز ترکیه در لحنی غیردوستانه و غیرعادی و حتی آمرانه از بشار اسد خواست که فرمانده نیروهای نظامی سوریه را از مقام و شغل خود برکنار نماید!
رفتار ترکیه در جریان مذاکرات دو طرف فلسطینی در قاهره نیز بر مبنای فشار بر حماس برای پذیرش اسرائیل در سرزمین های اشغالی 1948 استوار بود، اقدامات خاص و ویژه احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه که مسئول پرونده رابطه تل آویو و قاهره نیز می باشد، در اجلاس قاهره باعث ابهامات زیادی شد تا آنجا که مقامات اسرائیل آن را نشانه چرخش ترکیه قلمداد کردند.
در این میان معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی به تمجید از نقش ترکیه پرداخت و چندی بعد نتانیاهو انتخاب سه باره اردوغان را با لحن و عباراتی گرم گرامی داشت. البته در این میان بعضی از محافل صهیونیستی از گفت وگوی محرمانه میان نمایندگان اردوغان و نتانیاهو نیز خبر دادند.
2- اما ترکیه در عین اینکه یک ظرفیت بسیار خوب اسلام گرایی به حساب می آید به وضوح فاقد توانمندی های لازم برای ایفای نقش کلیدی مستقل در تحولات منطقه است.
ترکیه جزو اولین کشورهایی بود که مردم آن در همان روزهای آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ندای حضرت امام خمینی-قدس سره- پاسخ دادند و خیلی زود توانستند بر کودتای نظامیان فایق آیند. بروز سیاسی مسلمانان ترکیه در این دو دهه اخیر بیانگر آن است که یک روز «رجایی کوتان» رهبر حزب سلامت یک زمان اربکان رهبر حزب رفاه و یک روز اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه نماد مردم اسلام گرا به حساب آمده اند که خود این مسئله بیانگر آن است که در خیزش اسلام گرایانه مردم ترکیه، دولت ها و اشخاصی نظیر رجایی کوتان و اردوغان موضوعیت ندارند. ترکیه بخصوص در دوره 10 ساله حاکمیت حزب عدالت و توسعه که در مواجهه با غرب روشی مسالمت جویانه داشته با سرعت به سمت اسلام گرایی حرکت کرده تا جایی که همه نظرسنجی ها بیانگر آن است که سطح مطالبات اسلام گرایانه و غرب ستیزانه مردم ترکیه بسیار فراتر از حدی است که تاکنون دولت اردوغان به آن عمل کرده است. واقعیت این است که مردم ترکیه به دنبال اجرای شریعت اسلامی در ترکیه اند در حالیکه دولت حاکم کنونی تاکنون تنها به «روکشی از اسلامگرایی» اکتفا کرده است مردم ترکیه به هیچ وجه مواضع دولت اردوغان در ارتباط با آمریکا و رژیم صهیونیستی را نمی پسندند و تداوم این رابطه را نوعی اهمال کاری به حساب می آورند.
3- ترکیه به دلیل آسیایی- اروپایی بودن و به دلیل برخورداری از سطحی از پیشرفت اقتصادی و برخورداری از سطحی از مردم سالاری از بسیاری از کشورهای مسلمان دیگر جلوتر است ولی با این وجود برای ایفای نقش رهبری جهان اسلام از موقعیت لازم محروم است. دین طی سالهای 1302 که آتاتورک سرکار آمد تا همین دهه اخیر بشدت در این کشور سرکوب شده، خط عربی از بین رفته، مراکز فقهی از میان رفته اند، میراث مسلمانان در این کشور به تاراج رفته تا جایی که از نظر مذهبی اسلامبول - مرکز اسلام گرایان ترکیه- به قاهره وابسته شده است. امروزه قم، قاهره و مدینه بعنوان کانون فقهی مذاهب اسلامی شناخته می شوند و در این چرخه ترکیه جایگاهی ندارد. خاطره تلخ مردم عرب از دوران امپراتوری عثمانی نیز به ایفای نقش مذهبی ترکیه رضایت نمی دهد و به همین دلیل هر نوع تحرک سیاسی و مذهبی ترکیه اگر در ائتلاف با سایر مسلمانان نباشد با شکست مواجه می شود با این وصف بسیاری از تحلیلگران سیاسی از جمله تحلیل گران ترکیه با شروع تحولات عربی معتقد بودند ایران، مصر و ترکیه با هم می توانند سرنوشت بسیاری از تحولات را رقم بزنند و هیچ تحلیلگری برای ترکیه جایگاه مستقلی قایل نبود.
4- بسیار بعید است مقامات ترکیه آنقدر ساده لوح باشند که تصور کنند با موافقت آمریکا و عربستان می توانند تعیین کننده معادله ای در منطقه باشند از این رو استنتاج آن دسته از تحلیلگرانی که با نگاه به رفتار ضد سوری و تبلیغات ضد ایرانی که در چند رسانه ترکیه مشاهده شده، معتقدند آنکارا به تجدیدنظر روی آورده است، چندان دقیق بنظر نمی رسد. رهبران ترکیه در سطح جهان اسلام بعنوان الگوی رهبری شناخته نشده اند و اساساً گل و اردوغان که بعنوان رهبران حزبی و از طریق سیستم انتخاباتی به قدرت رسیده اند و در موقعیت «کاریزما» - رهبری معنوی تحول ساز- قرار ندارند. انتخاب حزب اردوغان طی سه دوره متوالی در واقع انتخابی در برابر جریان سکولاریزم بوده و پیام آن «اسلام خواهی مردم ترکیه» است و طبعاً رهبران حزب عدالت و توسعه نمی توانند از روند اسلام گرایی در منطقه فاصله بگیرند و کماکان از حمایت مردم مسلمان برخوردار باشند.
5- فاصله گرفتن از اسلام گرایی و ایفای نقش در پازلی که مردم آن را متعلق به آمریکا می دانند و نیز ادامه نقش ضد سوری آنکارا، ترکیه را با دو چالش پرقدرت داخلی و منطقه ای مواجه می گرداند. ترکیه از نظر داخلی به سه طایفه بزرگ تقسیم می شود؛ ترک های حنفی که در مناطق شمالی و اروپایی ترکیه سکونت دارند و حدود 50 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و دولت اردوغان عمدتاً از دل این جمعیت به وجود آمده، 20 درصد جمعیت ترکیه را کردهای شافعی تشکیل داده اند که در استانهای همجوار با دو کشور سوریه و ایران سکونت دارند، 27 درصد جمعیت ترکیه را ترک های شیعه تشکیل داده و جمعیت آنها - که علوی خوانده شده اند- از 23 میلیون نفر هم فراتر می رود. علوی های ترکیه خواهان نزدیک تر شدن رابطه ترکیه با ایران و سوریه اند و کردها از اختلافات دولت آنکارا و بغداد که چاشنی اصلی آن مقابله خشن دولت و ارتش ترکیه با کردهاست، ناراحتند. در عرصه منطقه ای اگر ترکیه رویه خود را اصلاح نکند با مخالفت جدی ایران، عراق و سوریه مواجه می شود و این مسئله راه حرکت ترکیه در منطقه را سد می نماید این در حالی است که ترکیه بشدت وابسته به همکاری های منطقه ای می باشد.
6- نکته آخر این است که مهمترین دشمن روابط صمیمی میان ترکیه و منطقه و بخصوص روابط فعال تهران- آنکارا غرب و رژیم صهیونیستی است و از این رو در کنار بروز بعضی از رفتارهای غیرمنطقی در دولت ترکیه، غرب با برجسته سازی بعضی از عبارات و سپس تمرکز شدید روی آن ها تلاش می کند تا ترکیه را که دارای ظرفیت مناسبی برای کمک به مسلمانان است به نقطه مقابل مسلمانان و علیه خیزش دینی آنان کشیده و جهان اسلام را تضعیف کند. وقتی غرب به نقش آفرینی ترکیه کمک می کند در واقع از یک سو اعتراف جدی خود را نسبت به اسلام گرا بودن تحولات منطقه بروز می دهد و از سوی دیگر از یک طرح توطئه آمیز پرده برمی دارد که امیدوار است دولت ترکیه آن را دریافته باشند.