فرزین صارمی
ین روزها اخبار تازه ای از درگیریها در برابر آل سعود به گوش می رسد.عربستان سعودی از یک سو در حال مداخله در کشورهای دیگر و تبعیت محض از سیاستهای تل آویو و واشنگتن است و از سوی دیگر،به شدت نگران آینده دربار خود است.آل سعود این روزها به یکدیگر به چشم رقیب نگاه می کنند و عملا نگاهی متحد در این دربار حاکم نیست.فرزندان عبدالعزیز از وخامت حال ولیعهد و پادشاه عربستان آگاه هستند.
بنابر این از اکنون جنگ بر سر جانشینی پادشاه آغاز شده است.
انتشار اخبار مربوط به وخامت حال ولیعهد عربستان همه معادلات را بر هم زده است.منابع خبری با اشاره به سفر درمانی ولیعهد عربستان به آمریکا از قوت گرفتن جنگ قدرت میان خیل عظیم شاهزادگان سعودی خبر داده اند. این منابع با اشاره به وخامت وضع جسمی "سلطان بن عبدالعزیز" ولیعهد عربستان و سفر درمانی وی به آمریکا اعلام کرده اند که معالجات اولیه نشان می دهد بیماری سرطان دستگاه گوارشی سلطان بن عبدالعزیز دوباره عود کرده و این امر نگرانی ها در عربستان را درباره جنگ قدرت افزایش داده است.این جنگ قدرت از اکنون میان اعضای آل سعود آغاز شده است.به اعتقاد بسیاری از سعودی ها سلسله مراتب قدرت درعربستان به تصمیمات هیئت بیعت و شورای خاندان سلطنتی مربوط می شود. ملک عبدالله دستور زمان برگزاری شورای خاندان آل سعود را پایان ماه رمضان اعلام کرده است و هزاران شاهزاده قرار است در این مراسم شرکت کنند.امیر منطقه ریاض مسئول این گردهمایی گسترده است. شاهزادگان امیدوارند که این جلسه به بازگشت ولیعهد از آمریکا موکول نشود. شورای خاندان سلطنتی مسئول امور خاندان آل سعود است که هم اکنون ریاست آن با "سلمان بن عبدالعزیز آل سعود" است.
از سوی دیگر،فعالیت جوانان و گروههای اجتماعی مختلف عربستانی جهت ایجاد تغییر در ساختار حاکم این کشور وارد فاز تازه ای گردیده و برخی از این فعالیتها در سایتهای اینترنتی علنی شده است.آل سعود به شدت از چنین تحرکاتی بیمناک است زیرا به خوبی می داند که تنها با اتکا به ثروت زود توانسته قدرت خود را در ریاض حفظ کند.شاهزادگان سعودی از تعمیم انقلاب تونس و مصر به کشور خود بسیار نگران هستند اما این نگرانی در برهه فعلی تعبیری اساسی یافته است.زمزمه های صورت گرفته در عربستان سعودی حاکی از میل به تغییری است که در این کشور به وجود آمده و خاندان آل سعود را تهدید
می کند.جوانان سعودی نیز مانند جوانان یمنی و بحرینی خواستار تغییر نظام خود هستند.ملت عربستان از اینکه سران کشور خود را به عنوان مهره های آمریکا و اشغالگران امروز بحرین می بینند بسیار دلزده هستند.
از سال 1932 پادشاهی سعودی در کشور عربستان بنیان نهاده شد و در این کشور حکومت پادشاهی رواج دارد. هیچ حزب سیاسی، پارلمان و انتخاباتی در این کشور وجود نداشته و خانواده پادشاهی در این کشور سلطه کامل سیاسی دارد.میزان کنترل حکومت مرکزی بر همه سرزمین عربستان به دلیل حضور شاهزادگان سعودی در امیری استان ها یکسان بوده و در این کشور از هر گونه فعالیت سیاسی مخالفان به شدت جلوگیری می شود. مطبوعات این کشور به صورت کامل زیر نظر دولت بوده و آنها از این طریق خط مشی آل سعود را تبلیغ می کنند.
در هر صورت ریاض با دو معضل موازی روبه روست.از یک سو انقلاب در عربستان با توجه به ظلمهای متعددی که آل سعود علیه ملت عربستان روا داشته کاملا محتمل است و از سوی دیگر،جنگ دربار بر سر جانشینی پادشاه عربستان ،با مرگ احتمالی ولیعهد اینکشور سخت تر می شود. فضای قدرت در عربستان دچار تنش است، زیرا "عبدالرحمن بن عبدالعزیز" معاون وزیر دفاع به حکم اینکه بزرگتراز "نایف بن عبدالعزیز" است مدعی ولایتعهدی است. نزدیکی بیش از حد عبدالرحمن به ملک عبدالله و ظهور مکرر وی در رسانه ها موید این موضوع است. این در حالی است که منابع داخل خاندان پادشاهی عربستان ولایتعهدی را حق نایف می دانند زیرا درباره آن قبلا توافق ضمنی حاصل شده است.
فراموش نکنیم که زمینه های هرج و مرج داخلی در دربارآل سعود به طور طبیعی مهیاست و جنگ قدرت میان بازماندگان عبدالعزیز می تواند تسریع کننده قیامهای مردمی علیه کلیت این خاندان شود.بازگشت شاهزاده بندربن سلطان به قدرت پس از متهم شدن وی نسبت به کودتا علیه امیرعبدالله نکته ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.به راستی چرا بندر بن سلطان از دربار رفت و به زندان افتاد و دوباره به راس قدرت بازگشت؟چه کسی می تواند این موارد را توجیه کند؟
واقعیت امر این است که ساختار سیاسی دربار آل سعود بیمار و شکننده است.عربستان سعودی از زمان شروع انقلاب های عربی تا کنون موضع ضد انقلابی خود را در راستای حمایت از دیکتاتورهای جهان عرب نشان داده است.در هر حال هر دو مسئله،یعنی قریب الوقوع بودن قیامها در عربستان سعودی و بروز اختلافات در دربار آل سعود در نوع خود قابل تامل است و قدرت آل سعود را به شدت کاهش خواهد داد.ملک عبدالله که از پیشنهاد سلطان مبنی بر معرفی امیر سلمان شگفت زده شده ،اعلام نموده است که ولیعهد تنها از طریق «هیئت بیعت » انتخاب می شود و اکنون بسیاری از فرزندان عبدالعزیز برای پذیرفتن ولایت عهدی آماده اند. در هر حال انتخاب امیر سلمان به عنوان ولیعهد، بازتاب های مختلفی را در خانواده مالکی به همراه داشته به طوری که عنوان می شود نایف، وزیر کشور سعودی که فرد مقتدری در دستگاه حکومتی این کشور به شمار می آید اعلام کرده است که نمی تواند بپذیرد فردی از خاندان «السدیری » که از نظر سنی نیز از وی کوچک تر است به عنوان ولیعهد انتخاب شود.
آنچه مسلم است اینکه با تشدید وخامت حال پادشاه و ولیعهد عربستان سعودی ،تنشها در در بار آل سعود نیز افزایش خواهد یافت.تنشهایی که به طور طبیعی سرعت سقوط آل سعود در ریاض را تشدید خواهد کرد.