علی مهدیان
تلخ است ولی واقعیت دارد که کسانی به نام دینداری و ولایت و مهدویت، دوره اسلامگرایی را پایان یافته تلقی میکنند و عامل آن را بالا رفتن سرعت بشر و تیز شدن فهم او میدانند. در این جاست که دیگر نیازی به اسلامگرایی دیده نمیشود و نباید پیروان ادیان و مکاتب موجود جهان را به اسلام فراخواند گرچه اسلام ذاتا دین خوبی است و پیروانی نیز دارد اما راه رسیدن به حقانیت نیست. بشر به یک عصاره اصلی میرسد که فهم بزرگی در او اتفاق میافتد... بشریت دارد به اینجا میرسد که نظم اصلا متحول است و مفهوم نظم قابل تعریف نیست. آنان برای اثبات سرعت تغییر جهان، ماجرای طرح نظم نوین جهانی زمامداران آمریکا را شاهد میآورند که چند سال پیش با آب و تاب فراوان در بوقهای تبلیغاتی خود میدمیدند و از نظم نوین جهانی داد سخن میدادند.
اما در کمتر از یک دهه چنان فراموش گردید که گویی اصلا چنان طرح و نظریهای در کار نبوده است. به همین دلیل شعارهای اسلامگرایی و صدور انقلاب اسلامی را نیز محکوم این سرعت تحول دانسته، معتقدند که چیزی از آن باقی نمانده است و نباید به دنبال آن بود. اما چگونه میتوان باور کرد که کسی منتظر جامعه مهدوی باشد ولی دوره اسلامگرایی را رو به پایان بداند؟ آیا میتوان گفت «روند تحولات این نیست که بشریت مسلمان بشود تا به حقانیت برسد»؟ معنای این سخن آن است که اسلام حقانیت ندارد یا اگر هم حقانیت دارد حق مطلق نیست و در کنار آن حقها و راههای خوب دیگری نیز وجود دارد! یعنی مکتبهای دیگری که امروز در میان مردم جهان وجود دارد، چه الاهی و چه بشری، همه بهرهای از حقانیت دارند و نباید خود و مکتب خویش را حق دانست و دیگران را باطل و آنگاه تلاش کرد که پیروان دیگر ادیان و مکاتب را به دین حق خود فراخواند! آیا این چیزی جز نظریه کثرتگرایی دینی و صراطهای مستقیم است که رهبران فکری به اصطلاح طلب بر آن اصرار داشتند؟
بیجهت نیست که اندک اندک شعارهای اسلامی و خط امام و ولایی بودن و مانند آن به تعریف و تمجید از فرهنگ باستانی نوروز تغییر مییابد، به گونهای که در متن سخنرانی منتشرشده یکی از مقامهای ارشد دولت که به مناسبت جشن نوروز ایراد شده است، در میان بیش از هزار واژه، حتی یک بار نام اسلام دیده نمیشود! اگرچه در چند مورد با عنوان «انسان کامل» به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه اشاره شده و حتی نوروز را نشانه تولد دوباره انسان و اتصال به انسان کامل دانسته اند! بالاخره این انسان کامل چه دینی دارد و کدام شریعت را تبلیغ میکند و مقصد نهایی او چیست؟ آیا جز این است که آن عزیز، احیاگر اسلام ناب محمدی(ص) و مجری احکام شریعت سیدالمرسلین و مفسر قرآن کریم است؟ چرا به امیدواران و دلدادگان آن حضرت نشانی غلط داده میشود؟
اگر کسی مدعی انتظار جامعه مهدوی است، چارهای جز سر سپردن به آیین حیاتبخش اسلام ندارد و این سرسپردگی جز با ایمان کامل به قرآن کریم و سنت قطعی پیامبر(ص) و امامان(ع) و عمل بر اساس آن محقق نمیشود، اگر مقرر است که وعده تخلف ناپذیر الاهی در غلبه اسلام بر دیگر مکاتب جهان در زمان ظهور امام عصر(عج) محقق شود چه جای واپسگرایی و باستانگرایی و شعار رو به پایان بودن دوره اسلامگرایی است؟! بلکه برعکس باید گفت اکنون طلیعه دوران اسلامگرایی است و صبح این دولت به زودی خواهد دمید.
اگر شما خود را خط امامی میدانید به حتم شنیدهاید که امام خمینی(ره) در پیام خویش به رزمندگان اسلام چنین فرمود: «من با اطمینان میگویم اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلّت مینشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری بر طرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. (صحیفه امام، ج19، ص40). تحولات جاری منطقه نیز همین نوید را به ما میدهد که این سخن امام(ره) بهتدریج در حال تحقق است و مردم به دنبال اسلامیسازی فرهنگ و حکومت خود هستند. امام(ره) آنقدر بر این مسأله تأکید داشت که با فراست خدادادی و نور ایمان خود بسیار زودتر از دیگران به اضمحلال تشکیلات و حکومت برآمده از مکتب کمونیسم در شوروی سابق پی برد و بیدرنگ سران آن حکومت به ظاهر مقتدر را از گام نهادن در مسیر مکتبهای غیر الاهی مدعی اداره جهان بازداشت و آنان را به اسلام ناب و گرایش به توحید فراخواند.
بنابراین مسیر تکامل بشر و بسط عدالت در جهان و اقامه حق راهی جز پایبندی به اسلام و قوانین مترقی آن ندارد و ما موظفیم نخست اسلام را به درستی بشناسیم و گفتار و رفتار خود را براساس آن شکل دهیم و هم آن را به دیگران بشناسانیم و در جهت شکوفایی فطرت توحیدی بشر گام برداریم و زمینه فراگیرشدن اسلام و ظهور منجی امتها و حکومت آخرین جانشین بر حق پیامبر(ص) را فراهم آوریم. به امید آن روز.