با وجود موفقیتهای اولیه ناتو در عقب راندن نیروهای قذافی از بنغازی و مصراته، تعداد عملیاتهای ناتو نسبت به ماه نخست بشدت کاهش یافته است.
عملیات ناتو در لیبی دیروز (دوشنبه) در حالی وارد صدمین روز خود شد که حملات هوایی علیه شهرهای تحت کنترل انقلابیون کاهش یافته اما حاکم مستبد این کشور همچنان در رأس قدرت است. هرچه زمان میگذرد بحران لیبی کهنهتر و عمیقتر میشود. از آن زمان که شورای امنیت سازمان ملل با تصویب دو قطعنامه علیه لیبی دست سازمان ناتو را برای مداخله نظامی در این کشور باز کرد، بسیاری میپنداشتند که بزودی معمر قذافی سرنگون میشود اما گذر زمان نادرستی این پیش بینی را اثبات کرد. به نظر میرسد عملیات نظامی ناتو در لیبی بشدت دچار فرسایش شده است.
نیروهای ناتو تاکنون نزدیک به 6000 بار عملیات هوایی بر فراز لیبی انجام دادهاند و با وجود متحمل ساختن ضرباتی بر نیروهای معمر قذافی اما این مساله تاثیر چندانی بر تغییر موازنه قوا میان قذافی و مخالفانش نداشته است. بسیاری از تحلیلگران مسائل نظامی معتقدند که عملیات اخیر ناتو در لیبی را میتوان یکی از ضعیفترین اقدامات نظامی این سازمان پس از جنگ سرد دانست. بر این اساس گفته میشود عملیات ناتو در لیبی از انسجام لازمی برخوردار نبوده و تنها مجموعهیی از حملات پراکنده و بعضا بمباران بیهدفی بوده که چندان دستاورد قابل توجهی نداشته و حتی بعضا منجر به کشته شدن نیروهای مخالف قذافی شده است.
بیتردید به درازا کشیده شدن این عملیات، هزینه سیاسی کشورهای عضو ناتو را افزایش خواهد داد و در نهایت این هزینهها گریبان ناتو را خواهد گرفت. یکی از دلایل فرسایشی شدن عملیات ناتو در لیبی را میتوان تکیه بر حملات هوایی و عدم اتکا به جنگ زمینی دانست. به عبارت دیگر کشورهای برنامهریز مداخله نظامی ناتو در لیبی گرچه با انتخاب این روش تلاش کردند از درگیر شدن در وضعیتهای بحرانی همچون افغانستان جلوگیری کنند اما روشی که اتخاذ کردند نیز آنها را در وضع پیچیدهیی قرار داده و آن فرسایشی شدن جنگ است. دلیل دیگر این فرسایش به نبود رویکرد واحد در کشورهای عضو ناتو در قبال جنگ در لیبی برمیگردد.
در حالی که برخی کشورهای عضو ناتو از جمله آلمان معتقدند که عملیات نظامی در لیبی باید همانطور که در قطعنامه 1973 سازمان ملل آمده صرفا با هدف حمایت از غیرنظامیان باشد نه سرنگونی قذافی اما برخی دیگر از کشورهای عضو از جمله بریتانیا و فرانسه معتقد به افزایش ابعاد حمله نظامی برای سقوط قذافی هستند. تجربه لیبی این تردید را در بسیاری از غربیها ایجاد کرده که با توجه به وجود اختلاف نظرها و رویکردهای موجود در ناتو، این سازمان دیگر نمیتواند بازوی نظامی شورای امنیت سارمان ملل باشد.
از سوی دیگر یکی از مشکلاتی که پیش روی غرب قرار دارد، وضع سیاسی پس از قذافی و نبود اعتماد جدی به اپوزیسیون کنونی در لیبی است. تردید در توانایی اپوزیسیون لیبی در اداره این کشور پس از قذافی و نیز شبهه درباره وجود دیدگاههای افراطی در میان اپوزیسیون از جمله مسائلی است که از سوی مسوولان کشورهای غربی مطرح شده است. فرسایشی شدن جنگ لیبی به اندازهیی است که برخی احتمال تجزیه این کشور را در آینده مطرح ساختهاند. موضوعی که احتمال وقوع و پذیرش آن در فضای کنونی بعید به نظر میرسد.
روزانه 50 هدف
با وجود اینکه عملیات محافظت از غیرنظامیان در لیبی تاکنون 5000 هدف را مورد حمله قرار داده است، ناتو همچنان روزانه بالغ بر 50 هدف دیگر را مورد حمله قرار میدهد. اغلب این حملات در حوالی شهرهای طرابلس و مصراته در غرب لیبی، البریقه در شرق و مناطق کوهستانی در جنوب این کشور به وقوع میپیوندد. با این حال موفقیتهای اولیه ائتلاف ناتو در به عقب راندن نیروهای قذافی از بنغازی و مصراته در پیشروی نیروهای انقلابی در لیبی تاثیر زیادی نداشته است. نیروهای انقلابی اعلام کردند که موقعیت خود را در اطراف مصراته و اجدابیا در نزدیکی البریقه حفظ خواهند کرد و این موضوع با وجود حملاتی است که هر از چندگاهی از طریق شلیک موشک به تلفات منجر میشود. انقلابیون فقط در مناطق کوهستانی«نفوسا» توانستهاند با توجه به تجهیزات محدود خود تلاش اندکی برای دستیابی به طرابلس داشته باشند.
با وجود موفقیت محدود ناتو در از بین بردن نیروهای حامی معمر قذافی، اکثر لیبیاییهای ساکن شرق همچنان از عملیات این ائتلاف بشدت حمایت میکنند. در میان ساکنان بنغازی، اکثریت بر این باور هستند که خروج کامل نیروهای حامی قذافی از این شهر بدون کشته شدن تعداد بسیاری از افراد محتمل نیست. شاید به همین دلیل است که برخی از کشورهای ائتلاف ناتو نظیر ایتالیا با وجود رویارویی این ائتلاف با اوضاع نامطلوب لیبی اخیرا ایده برقراری آتش بس را مطرح کردهاند. اوانا لونگکو، سخنگوی ناتو، اعلام کرد: سه ماه پیش بنغازی مورد تهدید قرار داشت و مصراته تحت محاصره بود. حال باید دید وضع کنونی در مقایسه با گذشته به چه صورت است. وی افزود: نیروهای قذافی در حال حاضر دیگر در موقعیتی نیستند که بتوانند اعمال نفوذ کنند، اما آنها همچنان یک تهدید به شمار میآیند.
مردم آمریکایی این جنگ را نمیخواهند
در همین حال موسسه نظرسنجی گالوپ باز هم سرنخ در دستان باراک اوباما، قرار داد. جفریام جونز نویسنده این گزارش برای گالوپ در تازهترین دستاوردهای اطلاعاتی خود ادعا میکند که امریکاییها دیگر علاقهیی به ادامه دادن نبرد در لیبی ندارند. سه ماه پیش زمانی که بحث حمله به لیبی سر زبانها افتاده بود و همگان از اوباما میخواستند که با سکوت عملی خود روآندایی دیگر را روی دستان امریکا نگذارد، میزان حمایت از این جنگ برای این رییسجمهوری دموکرات مایه امیدواری بود. باراک اوباما با تکیه بر این حمایت مردمی، دوشادوش نیروهای ناتو به لیبی حمله کرد اما اکنون کنگره نشینهای ایالات متحده مخالف این حرکت رییسجمهوری هستند و اعتقاد دارند که وی به نوعی قانون جنگ را نادیده گرفته و با نمایندگان مردم در این خصوص صلاح و مشورت نکرده است.
دموکراتهای هم حزب اوباما همانگونه که پیش بینی میشود بیشترین حجم حمایت از وی را در چنته دارند و این در حالی است که مستقلهای کنگره بیشتر در جلد مخالف فرورفتهاند تا موافق. نظر جمهوریخواهان از ماه مارس تاکنون بیشترین ضریب تغییرها را تحمل کرده است. در ماه مارس، 57 درصد موافق این حمله بودند و اکنون این رقم به 39 درصد کاهش یافته است. از افرادی که برگ مخالف خود را در سبد اوباما انداختند پرسیده شد آیا با ماهیت این حمله مخالف هستید یا شیوه اداره آن؟ 64 درصد از پاسخدهندگان با ذات این حمله مخالف هستند و تنها 29 درصد ادعا داشتند که ایراد وارد بر رییسجمهوری، عدم کسب مجوز از کنگره است. از موافقان این حمله نظامی هم سوال شد که آیا اعتقاد دارند هدف از این حمله باید براندازی حکومت قذافی باشد؟ 85 درصد از پاسخدهندگان تاکید داشتند که امریکا باید تا براندازی حکومت قذافی در لیبی بماند.
تحلیلی از وقایع در لیبی
اندیشکده«موسسه واشنگتن برای سیاست خاورمیانه» در گزارشی به قلم «جفری وایت» به بررسی درگیریهای لیبی از ابتدا تاکنون و نتایج آن میپردازد. این متخصص امور نظامی و امنیتی موسسه واشنگتن در این مقاله ابراز میدارد که درگیری در لیبی در حال حاضر توسط حملات سازمان یافته مخالفان و ناتو کنترل میشود و به احتمال زیاد معمر قذافی و رژیم وی در پایان این مرحله سقوط خواهند کرد.
درگیری از ابتدا یک رویداد بسیار دراماتیک بوده و به همین صورت ادامه خواهد یافت، یک رژیم مستحکم و قدرتمند ضدمردمی اکنون در آخرین تنگناها قرارگرفته است. جنگ از بسیاری لحاظ آموزنده بوده است، نشاندهنده الگویی برای فرایند آغاز شده توسط «بهارعربی»، مقاومت رژیم، قدرت خشم مردم و چالشها و محدودیتهای مداخله نظامی خارجی است. جنگ پایان نیافته است و تضمینی برای پایان مطلوب آن وجود ندارد.
دولت مخالفان به سرعت از لحاظ سیاسی به رسمیت شناخته میشود و کمکهای مالی دریافت میکند اما هنوز هم به کمکهای نظامی نیازمند است. قذافی نیز به نوبه خود هیچ تمایلی برای پایان جنگ مگر بر اساس پیش شرطهای وی نشان نمیدهد و به احتمال زیاد به یک معجزه دیپلماتیک برای برای نجات رژیم دلبسته است. جامعه جهانی باید از هر گونه عملی که منجر به باروری این امید شود اجتناب نماید و هرگونه آتشبس یا راهحل دیپلماتیک را که خروج بدون قید و شرط قذافی و همراهانش را از کشور شامل نمیشود، رد نماید.
جنگ مداوم
جنگ از شروع آن در چهار ماه گذشته مراحل مختلفی را طی کرده و با وجود توصیفهای ارایهشده توسط مطبوعات و کسانیکه برای برقراری آتشبس پافشاری مینمایند هرگز حالت سکون یا بن بست نداشته و همیشه در حال تکامل و پویا بوده است که گاهی به نفع رژیم بوده است اما اکنون بطور فزایندهیی بهنفع مخالفان است. اکنون درگیری به صورت سنجیده از سوی مخالفان و نیروی هوایی «ناتو» دنبال میشود که هدف آن فرسایش قابلیت نبرد و پشتیبانی رژیم، گسترش مناطق تحت کنترل مخالفان در غرب و کاهش انسجام نیروها، اعضاء و هواداران رژیم است.
چرا قذافی هنوز پابرجا است؟
بدون شک ارتش رژیم قذافی که به سختی مبارزه کرده است در کل، قابلیتهای جنگی و تاکتیکی قابل قبولی از خود به نمایش گذاشته است. دلیل این موفقیت چند عامل است ازجمله برتری نظامی بر مخالفان بویژه در اوایل نبرد، انعطافپذیری و قابلیت انسجام داخلی رژیم و نیز بهکارگیری ماهرانه، پرانرژی و خلاقانه منابع.
یکی از نقاط سوال برانگیز استراتژی نظامی قذافی، راهبرد وی برای تحت کنترل گرفتن همه نقاط کشور است. از آغاز، قذافی در پی دراختیارگرفتن کنترل تمام نقاط و بازپسگیری مناطق از دست رفته بود. این شیوه باعث پراکندگی نیروهای رژیم و عدم دستیابی آن به یک پیروزی قاطع شده است.
هزینه سنگین جنگ برای سربازان قذافی
در حال حاضر چندین فرایند مهم در حال شکل دادن جنگ به نفع مخالفان است. فرسایشی شدن جنگ باعث اتلاف نیرو در هر دو جناح و بویژه نیروهای قذافی شده است. در حالی که رژیم، سیستم نبرد سنگین و پرسنل آموزش دیده خود را از دست میدهد، مخالفان تنها قصاب، نانوا و سایر نیروهای غیرحرفهیی را از دست میدهند. جایگزینی یک میلیشیای غیرحرفهیی بسیار سادهتر از جایگزینی یک فرمانده یا راننده یک تانک T-72 است. رژیم همچنین در حال از دست دادن قدرت پیاده کردن، تهیه و فرماندهی نیرو است. همچنین قدرت رژیم برای انجام حملات جدی بطور پیوسته رو به کاهش است. هرچند فرسایشی شدن جنگ به رژیم فرصت تجدید ساختار میدهد اما انقلابیون و نیروهای«ناتو» با از بین بردن این فرصت سعی در تحمیل خسارات فزاینده به رژیم دارند. کاهش یا افزایش انسجام نیروهای رژیم یک فرایند کلیدی دیگر است.
نیروهای رژیم عمدتا انسجام خود را حفظ کردهاند اما به نظر میرسد این انسجام رو به زوال است. به نوبه خود مخالفان در هنگام دفاع دارای انسجام بیشتری هستند تا در موقع حمله، هر چند به نظر میرسد حداقل در غرب لیبی این روند در حال تغییر است. شاید سازش با شرایط موجود مهمترین فرایند در حال شکلگیری است. تمامی نیروهای درگیر از جمله «ناتو» در حال یادگیری چگونگی ادامه این مبارزه هستند. از یک سو نیروهای رژیم با حملات هوایی «ناتو» سازش یافته و به کارخود ادامه میدهند و از سوی دیگر انقلابیون که از پیشرویهای بیپروا و بدون دقت به پیشرویهای سنجیده تغییر راهبرد دادهاند با کمک حملات هوایی ناتو سعی در حمله به نقاط تضعیف شده رژیم دارند.
نتایج احتمالی جنگ
جنگ به احتمال زیاد در یکی از چهار حالت زیر پایان خواهد یافت:
1- تضعیف نیروهای رژیم، پیروزی نظامی مخالفان و توافق احتمالی قذافی برای خروج یا فرار احتمالی او به هر جای ممکن. به نظر میرسد مسیر نبرد به همین سو است.
2- فروپاشی ناگهانی رژیم بهدلیل از دست دادن اراده برای ادامه کار یا ازهم گسیختگی کامل انسجام سیاسی و نظامی. وقوع این حالت در هر زمانی ممکن به نظر میرسد و خروج قذافی را تسریع میبخشد.
3- بنبست تا برقراری آتشبس که به قذافی فرصتی برای تجدید قوای سیاسی، دیپلماتیک و نظامی خواهد داد، سپس او تلاش خواهد کرد تا این آتشبس را به یک ساز و کار بلندمدت تبدیل نماید تا او را حداقل بر بخشی از لیبی حاکم گرداند. احتمالی که جامعه جهانی باید بسیار تلاش نماید تا از وقوع آن پیشگیری نماید.
4- بازگشت رژیم که بسیار بعید به نظر میرسد مگر درصورت خروج نیروهای «ناتو » یا تنزل انقلابیون به نیروهای آشفته سیاسی و نظامی. این احتمال به منزله پاشیدن بذر بحران و خونریزیهای داخلی در آینده لیبی است.
گزینههای پیشروی ناتو برای اثبات حسن نیت
اگر بهترین و قریب به یقینترین نتیجه پیروزی مخالفان است، ناتو باید آن را با روشهای زیر تسریع بخشد:
1- بهکارگیری هر چه بهتر نیروی هوایی: هواپیمای بیشتر، حملات بیشتر، عملیات شدیدتر و هماهنگی بیشتر با انقلابیون.
2- تسلیح انقلابیون با سلاحهای ضدتانک و خمپاره، فرماندهی و سازماندهی عملیاتی، اطلاعات و حمایتهای پزشکی.
3- آموزش انقلابیون: هماکنون تلاش برای گسترش نیروها در حال انجام است. به این نیروها باید آموزش داده شود تا چگونه بهتر مبارزه کرده و از امکانات خود استفاده بهتری نمایند.
4- در اختیارقراردادن منابع اقتصادی مورد نیاز انقلابیون: وضع مالی انقلابیون رو به بهبود است اما «ناتو» میتواند این فرایند را بسیار بیشتر سرعت بخشد.
5- به رسمیت شناختن هرچه سریعتر انقلابیون. هرکشوری که «شورای موقت ملی» را که تازه تشکیل شده است به رسمیت بشناسد، گامی در جهت نابودی رژیم برداشته است.
کشتار غیرنظامیان لیبی
کشتار غیرنظامیان در حمله روز یکشنبه نیروهای ناتو به لیبی در حالی رخ داد که این سازمان توجیه مداخله نظامی خود در این کشور را قطعنامه 1973 سازمان ملل مبنی بر محافظت از غیرنظامیان در برابر حملات قذافی اعلام کرده است. کشته شدن 15 تن از شهروندان غیرنظامی لیبی از جمله سه کودک در جریان حمله روز یکشنبه نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به طرابلس که با ادعای حفاظت از جان شهروندان در برابر خشونتهای نیروهای «معمر قذافی» به مداخله نظامی در این کشور دست زدهاند، پرسشهای زیادی را درباره عملکرد و اهداف این جنگ پیش روی این سازمان قرار داده است. نگاهی به عملکرد سه ماهه اخیر نیروهای ناتو در جریان مداخله نظامی در لیبی نشان میدهد که این عملیات از انسجام لازمی برخوردار نبوده و تنها مجموعهیی از حملات پراکنده و بعضا بمباران بیهدفی است که نه تنها دستاورد قابل توجهی ندارد بلکه بارها باعث قتل عام غیرنظامیان بیگناه شده است.
ناتو گرچه این حملهها را اشتباهی و ناشی از 'اختلال در سیستمهای تسلیحاتی' عنوان کرده اما انعکاس آن از زبان مخالفان قذافی بارها به شکل رقت باری در رسانههای مطرح جهان روایت شده است. گرچه در نگاه اول کشته شدن غیرنظامیان در حملات گسترده هوایی تا اندازهیی محتمل به نظر میرسد اما این پرسش مطرح است که چرا در افغانستان که نیروهای ناتو در آن کشور حضور زمینی دارند و قاعدتا میبایست اشراف امنیتی دقیق تری نسبت به مناطق مختلف داشته باشند نیز در بسیاری از موارد غیرنظامیان مورد هدف قرار میگیرند؟
صدور حکم جلب قذافی از سوی دادگاه لاهه
دادستان دادگاه جنایی بینالمللی از صدور حکم جلب معمر قذافی، سیفالاسلام قذافی و السنوسی خبر داد.
لوییس مورنو اوکامپو دادستان دادگاه جنایی بینالمللی، در گفتوگو با شبکه العربیه اظهار داشت: فردا مساله اجرای حکم بازداشت معمر قذافی، رهبر لیبی را بررسی میکنیم. البته ملت لیبی باید در این زمینه تصمیم بگیرند. ما به ملت این کشور احترام میگذاریم. وی در ادامه افزود: قذافی 40 سال قدرت را در دست داشت و از آن سوءاستفاده کرد. سیفالاسلام، پسر قذافی در حقیقت نخستوزیر این کشور بود. لیبی عضو سازمان ملل است و تمام قطعنامهها درباره این کشور اجرا میشود. اوکامپو همچنین تاکید کرد: حکم جلب صادر شده علیه سیفالاسلام، معمر قذافی و السنوسی، وزیر سازمان اطلاعات لیبی، باید اجرا شود. صدور این حکم میتواند روند حل و فصل بحران لیبی را تسریع بخشد.
وی در ادامه افزود: قذافی باید دستگیر شود تا کشتار مردم در لیبی متوقف شود. او به هر کشوری برود، دستگیر میشود. البته اگر کشور میزبان تفاهمنامه دادگاه لاهه را امضا نکرده باشد، نمیتوان قذافی را دستگیر کرد. اوکامپو همچنین تاکید کرد: اوگاندا به قذافی پیشنهاد داده بود به این کشور برود. اگر قذافی به اوگاندا برود، نمیتوان او را دستگیر کرد. رهبر لیبی باید خود را تسلیم عدالت کند و کشتار را متوقف کند.
اوکامپو همچنین عنوان داشت: پایان ماه فوریه با ارایه مدارک بیشتر اتهامات جدیدی را علیه آنها ارایه خواهیم داد. البته ما دلایل و شواهدی درباره کشتار مردم و تجاوز نیز داریم. اگر انقلابیون لیبی نیز نقضهایی را انجام داده باشند، درباره آنها نیز تحقیق انجام میدهیم. درباره ناتو نیز تحقیق کرده و منتظر نتایج آن هستیم.