* آقای جلالی در مورد ماجرای نیروی نفوذی وزارت اطلاعات در میان رسانههای ضد انقلاب یا حتی برخی از رسانههای داخلی دو سناریو وجود دارد. یکی اینکه وی عامل نفوذی نبوده و پس از بازگشت اعتراف و همکاری کرده و دیگر اینکه واقعاً این فرد عامل نفوذی وزارت اطلاعات بوده است. کدام سناریو را تأیید میکنید؟
** میخواهید از اینجا شروع کنیم؟
* بله. قبل از شروع مصاحبه در این مورد کمی صحبت کردید بهتر است از این سناریوها شروع کنیم.
** سناریوی دوم بیشتر مقرون به صحت است. این مسئله قوت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را میرساند که توانسته یک فرد را در این سطح وارد مخفیترین لایههای اپوزیسیون و ضد انقلاب کند و عملاً آنها با همه ادعاهایی که مبنی بر تیزبینی و کمکهای سرویسهای اطلاعاتی سیا، موساد و سرویس امنیتی انگلیس دارند، نتوانستند دراین خصوص وی را ردیابی و کشف کنند و این فرد در زمان مشخص به کشور بازگشت. پس از بازگشت و افشاگری ایران که نشان دهنده قوت و قدرت اطلاعاتی جمهوری اسلامی است، فرضیهای که این فرد رفت، فریب خورد و بین راه بازگشت و یا بازگردانده شد نیز انتشار یافت که بر اساس آن جمهوری اسلامی از وی به عنوان یک سوژه تبلیغاتی استفاده کرده است که این سناریو بر اساس اطلاعات موجود غیر قابل توجیه است.
* دلیل اینکه چنین افشاگری در این مقطع انجام شده، چه بوده است؟ چرا این مهره به کار خود ادامه نداد. مگر تمامی خواستههای سرویس اطلاعاتی ایران انجام شده است؟
** این فرد به مقطعی رسیده بود که دیگر نمیتوانست ادامه دهد؛ زیرا میزان اعتماد آنها به «مدحی» به جایی رسیده بود که میخواستند وی را به اسرائیل منتقل کرده و از آنجا عملیات نظامی و کارهای تروریستی داخل ایران را هدایت کنند، بنابراین ظرفیت سیاسی این فرد انجام شده و به جایی رسیده بود که رفتن به اسرائیل و ورود به فاز نظامی، میتوانست وی را گرفتار کند. اگر آخر فیلم مستندی که از مدحی تهیه شده را نگاه کنید، خود وی میگوید جمعبندی نهایی رفتن وی به داخل اسرائیل و هدایت عملیات از آنجا بوده است.
* وزارت اطلاعات یک بخش قدرتمند در زیر مجموعه دولت است. در حالی که یک انتقاد جدی وارد به رسانهها، نوع انعکاس این مسئله به شکلی تعجب برانگیز است، آیا قرار است قصه تضعیف وزیر اطلاعات ادامه یابد یا مشکل از جای دیگری است؟
** من هم ازنوع انعکاس خبر توسط برخی رسانههای وابسته به دولت تعجب کردم، بالاخره کار وزارت اطلاعات نقطه قوت جمهوری اسلامی است و همه باید به کارآمدی نظام بیندیشیم وهرچه مجلس، دولت وقوه قضائیه کارآمد باشد، سرجمع آن کارآمدی نظام نام میگیرد. متأسفانه برخی اوقات به صورت قبیلهگرایی و نگاه صرف به موقعیت خود و اطرافیان درکشور وجود دارد.
* تحلیل شما از اوضاع فعلی وزارت اطلاعات چیست؟
** وزارت اطلاعات، وزارتخانهای قوی و مسلط است و در ماجراهای مختلف از جمله ریگی این مسئله به اثبات رسید. ماجرای ریگی که هواپیمای حامل وی در داخل ایران مجبور به فرود شد و ریگی دستگیر شد یا جریان آزادسازی دیپلمات ربوده شده در پاکستان هیچ یک جریانی کوچک نبود. به نظرمن این مسائل نقاط قوت دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و قوت دولت و نظام است و تصور میکنم این نگرش و رویکردی که در حال حاضر وجود دارد، نگرش پسندیدهای نیست.
* نوع برخوردها با وزارت اطلاعات و شخص وزیر که در حال حاضر از سوی یک جریان خاص دنبال میشود به ویژه درمورد روایت رسانههای زیر مجموعه دولت از این موضوع، تا چه حد درکمیسیون امنیت به عنوان یک موضوع مهم تلقی میشود؟
** ما درکمیسیون جلساتی را بین خودمان و با مسئولان مختلف در این مورد داشتیم. این ماجرا یک ماجرای عادی نیست و نیازمند کار و دقت بیشتری روی موضوعات است. من درزمان رأی اعتماد به آقای پورمحمدی در مجلس هفتم گفتم که تضعیف نهادهای حاکمیتی اعم از وزارت اطلاعات، نیروی نظامی، سپاه و نیروهای مسلح، برای کشور به شدت خسارتبار است. در کمیسیون امنیت این موضوعات هنوز رصد میشوند و به نظر میرسد با توجه به موضوع آقای مدحی، ضرورت دارد که نوع برخورد با نهادهای حاکمیتی بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
* در این مدت که بحث جریان انحرافی پیش آمده، رد پای این جریان در تمام بخشهای کشور به شکل سرطانزایی مشاهده میشود و از یک طرف مسائل مربوط به جریان انحرافی آنقدر زیاد است که همه مردم متوجه شدهاند و از طرفی دیگر بیاعتنایی به این موضوعات ازسوی برخی مسئولان در نظر مردم عجیب است. تعریف شما از جریان انحرافی چیست؟
** آنچه در کشور اتفاق افتاد، خصوصاً طی چند ماه اخیر، اتفاقات ناگوار و شاید به تعبیری اتفاقات نادری بوده است و باید عالمانه آنها را بررسی کرد. من موافق نیستم که اتفافات را صرفاً در چارچوب مباحثی از جمله جن و فال بررسی کرد. البته نمیخواهم آنها را نفی کنم اما به نظر من مسئله فراتر از این جنس است.
* از نظر شما مسئله از چه قرار است؟
** گاهی به این میاندیشیم که نکند ما تمام حواس خود را بر مبنای تعطیلی یک سفارتخانه در کشور یا قطع روابط گذاشتهایم، ولی انگلیسیها از جای دیگری بر ما وارد شدهاند. حوادثی که در منطقه رخ داد، حوادث بسیار بزرگی است. در این شرایط باید بیشترین کار درعرصه خارجی انجام میشد، درحالی که بیشتر در داخل کشور مشغول اینگونه مسائل شدیم. آیا این اتفاق عادی است؟ این در حالی است که در مصر مردم، انقلاب کردند که آرزوی بزرگ امام بود. به صورت مشابه این اتفاق در تونس، لیبی، یمن و بحرین هم رخ داد. درکنارهمه این مسائل بسیاری از مسلمانان از جمله مردم بحرین ازحوادث منطقه صدمه دیدند و انتظار داشتند که ایران دراین موضوعات بسیار قویتر وارد شود اما باز هم بخشی از ظرفیت نظام در داخل گرفته شد و حتی به رسانههای خارجی نیز سوژه دادیم تا به جای برجستهسازی انقلابهای منطقه مسائل مربوط به کشور ما را برجسته کنند.
* متأسفانه مسئولان کشور بیشتر از رسانههای خارجی و داخلی به این برجستگی موضوعات حاشیهای داخلی دامن زدند، درست است؟
** بله، این به معنی سوژه دادن به افکار عمومی یا رسانههای خارجی است. شخصیتی مانند آقای احمدینژاد به دلیل محبوبیت بالا دربین مردم وکشورهای منطقه به تنهایی یک ظرفیت در این انقلابها بود که میتوانست از این ظرفیت و همچنین ظرفیت دیپلماتیک کشور بیشترین استفاده را کند اما به این شکل نشد. در واقع آن بخشی هم که استفاده شد، بازهم در راستای تقویت حرکتهای مردمی نبود و ما به برخی از آنها نقد داشتهایم که در داخل مجلس نیز آنها را مطرح کردیم.
* موضوعات مربوط به رمالی به همین سادگی است که مطرح میشود.شاید به همین دلیل هم نوع برخوردها با بی اعتنایی همراه است.
** اینطور نیست. آیا میتوان چنین چیزی را پدیده سادهای انگاشت و آن را صرفاً به رمل و از این دست تعبیر کرد؟ به نظر من مسئله دارای لایههای عمیقتری است که ما به آن نگاه میکنیم.
* چنین چیزی چگونه یکباره در کشور ما متولد شد؟
** البته یکباره متولد نشده است، بلکه دوراندیشانی بودند که از مدتها قبل هشدارهایی را میدادند. برخی از مسائل هست که تا زمانی که بروز و ظهور نداشته باشد، یک محمل قانونی و حقوقی برای برخورد با آنها وجود ندارد. البته وزارت اطلاعات ما به عنوان یک وزارتخانه مستقل وهوشمند با نیروی بسیار خوب وظایف خودش را انجام داده است، ولی به هرحال این وزارتخانه در چارچوب دولتهاست. این مقولهای است که باید به آن اندیشید که دستگاه اطلاعاتی کشور به چه شکلی میتواند به نوعی فراتر از دولتها، کار خود را انجام دهد.
* اخیراً وزارت اطلاعات در پروندههایی مانند ریگی یا مثلاً همین آقای مدحی کارهایی کرده که همه دستگاههای اطلاعاتی دنیا شگفتزده شدهاند اما درباره موضوعات مربوط به جریان انحرافی در داخل حرکت زندهای از وزارتخانه بروز و ظهور ندارد. در حالی که اسناد مربوط به جریان انحرافی به کمیسیون اصل نود مجلس نیز رسیده است. سخنگوی کمیسیون اصل نود از احتمال انتشار اسناد این جریان خبر داده و گفته اگر رهبری صلاح بداند، این اسناد منتشر میشوند. از سوی دیگر رئیسجمهور در نشست خبری اخیر خود در پاسخ به سؤالات متعدد خبرنگاران درباره جریان انحرافی گفتند که موضع دولت سکوت است. چطور ممکن است اسناد مختلفی به این دو قوه رسیده باشد؟!
** من اطلاعی از اسناد در اختیار کمیسیون اصل نود ندارم و نمیدانم که این اسناد دردرست وزارت اطلاعات هم بوده یا نه و چقدر قابل توجه است و به همین دلیل دراین باره قضاوتی نمیکنم. اما درباره وزارت اطلاعات باید بگویم که این وزارتخانه فعلاً درمجموعه دولتها تعریف میشود و چون در مجموعه دولتهاست، تأثیر دولتها بر مجموعه وزارتخانه همچنان وجود دارد. دردولتهای قبلی اعم از دولت آقایانهاشمی وخاتمی نیز این پدیده وجود داشت و در این دولت اتفاقاً ایستادگی خود وزارتخانه و وزیر موجب شد، مسئله جریان انحرافی زودتر از آنچه که انتظار میرفت، چهره خود را نمایان کند. در مورد خود آقایان و شخصیتهای کشور و شخص رئیسجمهور، انتظارموضعگیری شفاف و صریح هنوز هم در مقابل جریان انحرافی وجود دارد. در جایی که رهبری و شخصیتها و دلسوزان نظام موضعگیری کردند، انتظار موضعگیری صریح از رئیس جمهور هم وجود دارد، ضمن اینکه همه باید بدانیم رکن رکین انقلاب، رهبری است و حتی اگر کسانی به جمهوری اسلامی نمیاندیشند و تنها به ایران میاندیشند، باید بدانند که رمز ماندگاری ایران در تقویت رهبری و جایگاه رهبری است و دلیل آن هم روشن است.
* منظورتان از این دلیل روشن چیست؟
** در این کشور دین، روحانیت و مرجعیت قابل نفی نیست، این بخش هم حقیقت است و هم واقعیت. بنابراین هرکسی در مقابل اینها موضع بگیرد، خودش حذف میشود. مردم نیز نشان دادهاند که با کسی پیوند اخوت نبستهاند و پیمان اخوت آنها با انقلاب، امام و آرمانهای انقلاب و رهبری است بنابراین معتقدم موضعگیری شفاف میتواند به کشور در رسیدن به موقعیتی برای عبور از وضعیت فعلی کمک کند.
* در حال حاضر تحلیلهایی که حتی از رسانههای حامی اصولگرایان منتشر میشود، هشدار درخصوص قدرت گرفتن جریان انحرافی است. گاهی حتی این اتهام به خود رئیس جمهور وارد میشود که عدم موضعگیری صریح در مقابل این جریان به علت انتساب جریان انحرافی به ایشان است. به نظر شما با چنین تحلیلهایی جریان اصولگرا برای انتخاباتهای آتی تضعیف نمیشود؟
** اینطور نیست. من معتقدم جریان اصولگرایی و ولایتمدار در این قضیه تضعیف نمیشوند. کسانی که موضع نگیرند و فاصلههای خود را مشخص نکنند، تضعیف میشوند. در چند ماه اخیر هم نشان داده شده که برنده و بازنده کیست. البته ما نباید به دنبال برنده و بازنده باشیم؛ چرا که باید به اصل انقلاب بیندیشیم. قوای سهگانه باید مقتدر باشند و همه اینها در ذیل و پرتو رهبری و قانون اساسی است و نباید از قانون تخطی و حرمتشکنی کرد. به نظر من عدم موضعگیریها به جریان اصولگرایی لطمه وارد نمیکند؛ چرا که این جریان راه خود را میرود و قطار انقلاب هم در مسیر خود حرکت میکند و قابل برهم زدن نیست. در این 32 سال نشان داده شده که برخی خودشان علاقهمند به پیاده شدن از قطار انقلاب هستند.
* اما به این شدت و قوتی هم که شما میگویید نیست. به هر حال در مقاطعی از تاریخ این جریان هم به دلیل همین نوع مسائل ضربه خورده است. در انتخابات هفتم و هشتم ریاست جمهوری یا دوره ششم مجلس، اصولگراها به حاشیه و انفعال کشیده شدند، اتفاقی که در شرایط فعلی نیزدر حال تکرار است. گفته میشود که جریان اصلاحات به بهانه اعتدال در حال نزدیک شدن به جریان اصولگرایی است که مرزهای خود را با جریان انحرافی مشخص نکرده است. به نظر شما جریان انحرافی نمیتواند هیچ ضربهای وارد کند؟
** من نمیگویم اصولاً ضربهای در کار نیست. مقام معظم رهبری 14 خرداد در سخنرانی خودشان مسائلی را مطرح کردند که به نظرمن به نوعی منشوری برای کار و تلاش است. ما در داخل کشور جریانهای مختلفی داریم و ایشان فرمودند هر جریانی که در تقابل با انقلاب حرکت نکرده یا در مقابل نظام ایستادگی نکرده باشد، ولو اینکه با گرایشها و سلیقههای ما مخالف باشد، باید در کشورحضور داشته باشد. به نظر من آسیبی که در جریان فتنه دیدیم، این بود که فتنهگران آنقدر بد عمل کردند که اصلاً فضای نقد هم به حاشیه رفت و در شرایط فعلی این فضای نقد، دوباره در حال بازگشت به جامعه است. این پدیدهای میمون است و نبایداز آن غافل ماند. کشوردر مقطعی به جایی رسید که نقد برخی از دولتمردان و دولت نقد انقلاب تلقی میشد وهمان موقع هم ما میگفتیم که این مسئله درست نیست. نباید نقد یک وزیر یا رئیسجمهور و یا یک نماینده مجلس را مساوی با نقد انقلاب دانست. وقتی خود مقام معظم رهبری میگویند خود بنده هم قابل نقد هستم، حساب کار بقیه مشخص است. معتقدم فضای جدیدی را که ایشان ترسیم کردهاند، فضایی است که میتواند در جامعه نشاط و رقابت جدی ایجاد کند و اگر اصولگرایی نیز در جایی بد عمل کرده، باید هزینه آن را بپردازد.
* اصولگرایی از نظر شما در کجا بد عمل کرده است؟
** نمیخواهم وارد مصادیق شوم اما هر جریان سیاسی در هر جایی که خوب عمل نکند، هزینه آن را میپردازد و مردم هم با جریانهای سیاسی پیمان اخوت نبستهاند و به هر حال جریانهای سیاسی میتوانند تغییر کنند. جریان اصولگرایی اصیل در اصل اصولگرایی صوری، قبیلهگرا یا حزبگرا نیست و بلکه جریانی متصل به آرمانهای انقلاب است و خواهان عدالت، رشد و توسعه انقلاب ودلسوزنظام است. این جریان ولایتمدار اصولگرایی باقی ماندنی است و صدمه نمیخورد ولی در داخل اصولگرایی کسانی آمدهاند که به نام اصولگرایی عملکرد درستی نداشتند. به هر حال مردم آنها را پس میزنند و با آنها تعارف ندارند.
* حتی اگر خط سیر آن جریان اصیل اصولگرایی به تار مویی رسیده باشد؟
** برخیها در سالهای اخیر اصولگرایی را تا حدی محدود تعریف وخود را نماینده کامل این جریان معرفی کردهاند که به این جریان صدمه زدند. آنها گفتند ما تنها، اصولگرا هستیم و وقتی سخن از ولایت گفته میشد میگفتند تنها ما، ولایتمدار هستیم. این جریانات بدعمل کردند و اگر اصولگرایی تضعیف شده، همیشه نباید این تضعیف را از ناحیه دیگران ببینیم. در واقع بخشی از آن مربوط به خود جریان اصولگرایی است.
* این خط سیر به چه صورت اتفاق افتاد؟
** من از مجلس ششم درخانه ملت حضور داشتهام و هم اکثریت چپ و هم اکثریت راست را دیدهام. افراد اقلیت در هر شرایطی نگاهی انبساطی دارند و به دنبال جذب دیگران هستند چرا که چیزی ندارند بین هم تقسیم کنند. به همین دلیل در مجلس ششم اقلیت بسیارمنسجمتر نیروجذب میکرد و همان زمان نیز اکثریت مجلس عملکرد بدی داشت. در واقع گروه مشارکت معتقد بود که همه قدرت متعلق به آنهاست و مجمع روحانیون و بقیه گروهها باید درمجلس با آنها حرکت کند. از سوی دیگر مجمع روحانیون مشارکت را برنمیتافت و میگفت ما با گروه انحصارگرا کار نمیکنیم واحزاب دیگر اصلاحطلب مجلس هم همین نظر را داشتند. در واقع قدرت دست اصلاحطلبها بود اما آنها در تقسیم غنیمت مشکل داشتند زیرا هر چه جمعیت کمتر باشد، غنمیت بیشتری به گروهها میرسد. متأسفانه همین اتفاق در مورد اصولگرایی هم رخ داد، یعنی برخی پیدا شدند که میگفتند «اصولگرایی یعنی ما» و بقیه باید کنار بروند و یا هرچه ما میگوییم را اطاعت کنند. اگر گروهی از میان اصولگرایان ذرهای خلاف آنچه آنها میگفتند، عمل میکردند از نظر آنها از مسیر اصولگرایی خارج میشدند، در حالی که نظر مقام معظم رهبری اینطور نیست.
* نگاه رهبری جذب حداکثری است اما در حال حاضر در داخل خود گروههای اصولگرایی چنین مسئلهای رخ نمیدهد.
** درست است، زیرا نگاه ایشان بر جذب حداکثری و دفع حداقلی است. در همین ماجرای فتنه با همه فتنهگریهایی که انجام شد، مواضع رهبری همیشه مواضع جذبی است. ایشان بصیرت و هشدار میدادند و حتی سطح توقعات خود را از خواص مطرح میکردند ولی در عین حال فضا را به گونهای پیش نمیبردند که آدمها قطع شوند و نگاه ایشان تنبیهی به همراه بازگشت بود، ولی متأسفانه برخی همواره به دنبال مجازات بیبازگشت برای آدمها و جریانها بوده و حتی به دنبال بیدارباش هم نیستند. این مسئله بدی است که در سالیان اخیر در جریان اصولگرایی اتفاق افتاده و موجب ایجاد فاصلهها شده است. ما درمجلس هشتم شاهد بودیم که کسانی خود را نماینده مطلق نظام، رهبری، انقلاب، ارزشها، اصول، شهدا و قبر وقیامت و بقیه را لیبرال و غیره میدانستند که این مسئله چه درجناح چپ و چه در راست پدیدهای مذموم است.
* اصولگراها امروز تا چه اندازه به نظر شما تحلیلزده شدهاند؟ منظور من این است که با توجه به دستاوردهایی که داشتهاند تصور میکنند این گوی و میدان همیشه در اختیار آنها باقی میماند ولی نشانههای بارزی بر عدم این موضوع دردست است واحساس میشود لیدرهای جریان اصولگرایی از آن غفلت کردهاند و بیش از حد در حال پرداختن به جریان انحرافی هستند.
** در پاسخ چند نکته را میتوان بیان کرد. نخست اینکه با وجود همه نقدهایی که به جریان اصولگرایی داریم، نمره این جریان خیلی هم پایین نیست، یعنی در مدت تصدی مسئولیت در قوای سه گانه و بخشهای مختلف، تلاش کرده تا کار و خدمت را انجام دهد و نباید در اینباره غیرمنصفانه قضاوت کرد. نکته بعدی این است که دراین جریان نیز چارچوبهای ذهنی برخیها براساس واقعیتهای جامعه نیست و چون اساساً در پشت درهای بسته به جلسه مینشینند، تا حدی از واقعیتهای جامعه دورند در حالی که باید ذهنیت خود را به واقعیتهای جامعه نزدیک کنند. از طرفی دیگر، جریان اصولگرایی در برخی امور باید خود را بازسازی کند تا بتواند پاسخهای درستی به مردم دهد و این بازسازی هم در کارآمدی است.
* به نظر شما انتظار مردم از این جریان چیست؟
** انتظارمردم از جریان اصولگرایی به عنوان جریان حاکم این است که مشکلات آنها حل شود. مردم دنبال ازدواج، شغل، امنیت، مسکن و تحصیل هستند و باید ببینند که این شرایط درحال فراهم شدن برای آنهاست و مجموع این کارها به عنوان کارآمدی سیستم تعریف میشود. مقام معظم رهبری براساس حکمتی نام امسال را سال جهاد اقتصادی گذاشتهاند اما در حال حاضرسه ماه از سال جهاد اقتصادی گذشته است و قوای سهگانه، نهادها، مسئولان و رسانهها باید کارنامه سهماهه خود را در این زمینه ارائه دهند. به دلیل اینکه حوزه اقتصادی، نقطهای است که احتمال دارد نظام از آن آسیبپذیر باشد. مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس نیز این مسئله را مطرح کردند در حالیکه همین امسال که با نام جهاد اقتصادی مزین شده است وزارت صنایع و معادن، نفت، ورزش، رفاه و تأمین اجتماعی وضعیت مشخصی ندارند. مردم این مسائل را میبینند و میپرسند که شما که همواره با هم دعوا میکنید چه زمانی فرصت میکنید برای ما کار انجام دهید.
* چرا مجلس به وظیفه خود در این زمینه به درستی عمل نمیکند؟
** به نظر شما مجلس چه کاری باید انجام دهد؟
* به نظر شما واقعاً مجلس وظیفه نظارتی خود را به درستی انجام میدهد؟
** البته تیغ نظارتی مجلس به واسطه حوادث و فتنه سال 88 کند شد و دلیل آن این بود که جریان فتنه آنقدر بد عمل کرد که نگاه همه به سمت حفظ اصل نظام رفت و برای حفظ اصل نظام احساس شد حتی نقدها هم میتوانند به نوعی به نظام آسیب رسانده و خودسانسوری ایجاد کنند. از طرفی نیز برخی در این جریان مرعوب نقد دولت شدند که مبادا این نقد مساوی با نقد نظام باشد. میدانید که جریانهایی به ویژه در شهرستانها وجود دارند که سریع نسبت به نمایندگان واکنش نشان میدهند. این مسئله تا حدی روی کارکرد مجلس تأثیرگذار بوده و است. در جریانات اخیر نیز به همین منوال بود. بنابر این باید به این بعد مجلس واقعگرایانه نگاه کرد و در ظرف زمانی خاصی آنها را سنجید. به نظرمن با این ظرفیت پیچیدهای که وجود داشت، مجلس در بعد سؤال و تحقیق و تفحص خوب عمل کرده است.
* اخیرا بحثهایی به وجود آمد که گفته شد مجلس در رأس امور نیست، صدای خیلی از نمایندگان در مجلس درآمد ولی زمانی که موقع اعمال نقش نظارتی مجلس است، همیشه ایرادها و بحثهای زیادی مطرح میشود، به نظر شما اگر به این شکل ادامه یابد، مجلس همچنان میتواند در رأس امور باشد؟
** باید تلاش کنیم که مجلس دررأس امورباقی بماند. من درجلسه فراکسیون اصولگرایان نیز این مسئله را مطرح کردهام که وقتی میگوییم مردمسالاری دینی، نماد مردمسالاری دینی صرفاً دولتها نیستند. چون دولتها همیشه قوی و دارای پول و زورند. اگر شما مجلس قوی داشتید، مردمسالاری واقعی وجود دارد. اینجا بهتر است به مسئلهای که مقام معظم رهبری بیان فرمودند بپردازیم. آقا خاطرهای از امام(ره) مطرح کردند و فرمودند: زمانی خدمت امام رسیدیم و برادری را با خود برده بودیم که با مجوز امام از وی برای ریاست جمهوری حمایت کنیم، وقتی خدمت امام رسیدیم امام به جای این مسئله فرمودند که برای مجلس تلاش کنید. این نگاه امام(ره) بود که مجلس در رأس امور است و اگر مجلس قوی باشد یعنی ما مردمسالاری داریم. دولت مقتدر و قوی هیچگاه علامت مردمسالاری نیست و این اشتباهی است که برخی در تضعیف مجلس مرتکب شدند.
* بنابراین اینطور که شما میگویید نقدی بر مجلس وارد نیست؟
** اینطور نیست. اگر بخواهم درباره مجلس، نقد درون سازمانی داشته باشم، باید بگویم که خود من نقدهای زیادی به مجلس دارم. برخی از این نقدها اصولاً به اکثریت و اقلیت و این دولت و آن دولت مربوط نیست، بلکه ساختاری است. اما در مورد مجلس هشتم باید گفت که مجموعاً نمره این مجلس نمره کمی نیست، ولی در مواردی قبول است. به طور مثال در بحث ادغامها خود من نیز این بحث را مطرح کردم که چرا اینقدر گرد نوشته میشود، دلیل گردنویسی هم مشخص است که برخی از دوستان در مجلس با دولت تعاملاتی ایجاد کرده بودند و گروههای کوچکی در این تعاملات تأثیر میگذاشتند.
* شکل تأثیرگذاری آنها به چه شکلی بود؟
** بر اساس آییننامه داخلی مجلس، نمایندگان تا قبل از کمیسیون تلفیق میتوانند در خصوص طرحها و لوایح به مجلس پیشنهاد بدهند ولی آنچه در این کمیسیون تصویب شود، دیگر نماینده مجلس حق دخل و تصرف در آن را ندارد جز اینکه میتواند پیشنهاد حذف بدهد، (همانند ماده 53 که کلی در مجلس تذکر داده شد که بد نوشته شده است) وقتی آدمهایی در کمیسیون تلفیق با دولت تعامل دارند و بحث به صحن علنی میرسد، دیگر نمایندگان به جز اینکه بتوانند پیشنهاد حذف بدهند کار دیگری از دستشان بر نمیآید. در مورد ماده 53 رئیس مجلس توضیح داد که چون ادغام وزارتخانهها از اختیارات مجلس است و نمیتواند اختیارات خود را به دولت واگذار کند، دولت باید برای آن لایحه بیاورد.
* اما گویا لایحه ادغام وزارتخانهها مشکلات زیادی را تا به حال داشته است؟
** به نظر من این لایحه میتوانست بسیار صریحتر نوشته شود. دلیل این مسئله ارتباطات این آقایان در کمیسیون تلفیق با دولت است، البته منظور این نیست که همه افراد امتیاز گرفتهاند، نه، بلکه برخیها از روی حسننیت این کار را انجام دادند. ولی به هرحال کار به جایی رسیده که نظام را با چالشهایی روبهرو کرده و این افراد باید در مقابل مردم و همه وقتی که از کشور گرفته شد، پاسخگو باشند.