تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۲۳۰۷۳

دانشگاه در انقلاب رنگین


پیام منتظر
بعدازبرپایی فتنه 88 و روشن شدن تدریجی نقش برخی از عوامل و دست های پشت پرده آن، اصطلاح جنگ نرم و انقلاب مخملی، در جامعه ایران رواج یافته و به گفتمان غالب دفاعی کشور تبدیل شد، هرچند عده ای آن را توهم نامیدند اما کنار هم گذاشتن اتفاقات مختلف و شباهت آنها در یک دوره 10 ساله از 78 تا 88 این حقیقت را آشکار می سازد که دشمنی جدی در مقابل جمهوری اسلامی قد علم کرده است. درابتدا به توضیح اجمالی انقلاب مخملی یا به عبارت دقیق تر کودتایی از این نوع می پردازیم:
کودتای مخملی نوعی از انواع براندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک اما در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
کودتای مخملی یا انقلاب رنگی نوعی دگرگونی سیاسی بدون خونریزی است و با توجه به روش های به اصطلاح مدنی و طی مدت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم و نظام های سیاسی کشورهای هدف حساسیتی جدی ایجاد کند، یکی پس از دیگری مراحل اجرایی خود را به صورت خزنده پشت سر گذاشته و نظام های سیاسی معمولا وقتی به خود می آیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود نزدیک شده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.
درهمین رابطه «رابرت هلوی» افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد جین شارپ در کتاب خود با عنوان «مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها می نویسد: «مبارزه عاری از خشونت (همان انقلاب مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد جز در این مورد که اسلحه به کار رفته در آن متفاوت و منحصر به این روش است.»
بنا به اعترافات متهمین و جزوات آموزشی، فرآیند کودتای مخملی در سه مرحله صورت می گیرد؛
1- فرهنگ سازی یا به عبارت بهتر جابجایی افکار به نفع ارزش های غربی
2- نهادسازی در قالب تشکیل «NGO»
3- شبکه سازی از طریق وصل «NGO» ها به یکدیگر.
کیان تاج بخش یکی از متهمین بازداشت شده که به عنوان مأمور بنیاد سوروس برای مدیریت بالینی میدانی کودتای مخملی از سال 1377 در ایران حضور دارد دراین رابطه می گوید: «ایجاد وسیع (NGO) با هدف یارگیری برای استفاده در بحران صورت می پذیرد.» (2)
محمدعلی ابطحی (رئیس دفتر سیدمحمد خاتمی در دوره ریاست جمهوری) یکی دیگر از متهمین نیز در تائید سخنان تاج بخش می گوید: «در دوره اصلاحات دو وزارتخانه یعنی وزارت کشور و وزارت ارشاد و سازمان ملی جوانان موظف شده بودند در سطح وسیعی مجوز تأسیس «NGO» صادر نمایند.» (3)
بنابراین طی سال های گذشته ده ها هزار NGO تاسیس و از سوی بنیادهای پیش گفته غری مورد حمایت همه جانبه مادی و معنوی قرار گرفته اند تا جایی که شرکت «شل» نیز که یک شرکت نفتی است در زمینه راه اندازی، آموزش، سازماندهی و حمایت مالی از NGO ها وارد عمل شد.
ویژگی برنامه ریزی طولانی مدت این انقلاب باعث می شود در هر کدام از این انقلاب ها به حداقل 20 ساله گذشته آن باز گردیم دراین صورت و در نگاه تحلیلی می توان شاهد مولفه هایی بود که تقریبا از سال های قبل از روی کار آمدن دولت اصلاحات در قالب به کارگیری شیوه های خاص اقتصادی و سرمایه گذاری و در راستای انقلاب مخملی در کشور حاکم بود. برای صحت این ادعا و هم سویی جریان کارگزاران و اصلاحات اشاره به صحبت های فائزه هاشمی درخرداد 88 در ورزشگاه آزادی گویای نکات فراوانی است- فائزه هاشمی دراین مراسم که به مناسبت بزرگداشت دوم خرداد برگزار شده بود گفت: ما درسال 76 و بعداز دولت سازندگی، خاتمی را به قدرت رساندیم تا ادامه راه دولت سازندگی باشد. ما سخنرانی می کردیم و اتفاقاتی را که در دوره سازندگی افتاد برای مردم ذکر می کردیم.همچنین وقایع مثبت، رشد و آبادانی را به یاد می آوردیم و از آنان می خواستیم برای ادامه یافتن خاطره ها به محمد خاتمی رأی دهند. هاشمی افزود: در این چهار سال نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شد و ما نمی خواهیم این دوران تلخ را دوباره تکرار کنیم.
با روی کارآمدن اصلاحات حرکت براندازانه مسیر سریع تری را به خود گرفت به همین دلیل است که حادثه 18 تیر را می توان به نوعی آغاز به کار آشکار این حرکت مشکوک دانست که با هوشیاری رهبر فرزانه ومردم بصیر ایران در مدت زمان کوتاهی به ظاهر خاتمه یافت اما به طور کامل خاموش نشد و 10 سال بعد در قالب فتنه ای عمیق تر و بزرگ تر با شعارهای متفاوت تر از دوران اول وارد عرصه سیاسی کشور شد.
می توان تفاوت این دو حرکت که در بازه ای 10 ساله به وقوع پیوست در گروه های فعال در این جریان دانست. در حالی که در حادثه 18 تیر به کارگیری جمعیت های دانشجویی برای براندازی نظام در راس مولفه های طراحان انقلاب مخملی قرار گرفته بود، در فتنه 88 علاوه بر استفاده از دانشجویان سعی در نیروگیری از همه آحاد جامعه و نفوذ در تمامی لایه های اجتماعی بود.
بنابراین می توان پدرخوانده اصلی فتنه 88 را حوادث 18 تیر دانست به همین دلیل تامل در این حوادث و یافتن شباهت های آن با فتنه سبز، می تواند بسیاری از مولفه های براندازی نرم در ایران را آشکار کرد.
آغاز ماجرای حوادث 18 تیرماه به تصویب قانونی در خصوص مطبوعات در مجلس پنجم بازمی گردد. اندکی پیش از اتفاقات هجدهم تیرماه در مجلس شورای اسلامی طرحی با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات» در چهار بند توسط کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم به تصویب رسید و اصلاحیه قانون مطبوعات به هیئت رئیسه مجلس ارسال شد.
مفاد اصلاحیه قانون مطبوعات:
1- ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...
2- منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه
3- ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند
4- لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
تصویب این طرح باعث اعتراض بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب آن دوران مانند ایران و نشاط شد.
در این بین در تاریخ 15 تیرماه 78 انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات توسط روزنامه سلام به مدیرمسئولی موسوی خوئینی ها در یک روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس، با هدف ایجاد هزینه ای غیرقابل پرداخت و در نتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات، با تیتر درشت «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» فصل تازه ای در رخدادهای جاری ایام اصلاحات رقم زد.
این عمل روزنامه سلام، باعث ارجاع پرونده اتهامی موسوی خوئینی ها به دادگاه ویژه روحانیت با شکایت وزارت اطلاعات و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تعطیلی روزنامه سلام با احتساب حکم تعلیقی سال 1372، تا تعیین تکلیف نهایی شده و به دنبال آن خبر توقیف این روزنامه در تاریخ 16 تیرماه منتشر شد.
در تاریخ پنجشنبه 17 تیرماه تمامی روزنامه های زنجیره ای با هم هم صدا شده و به التهاب آفرینی در جامعه پرداختند. این روزنامه ها در تیترها و سرمقاله های خود، به تهدید به عواقب غیرقابل پیش بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام پرداختند و با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است»، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی» و «پایان سیاست ورزی» سعی در ملتهب کردن جامعه را داشتند.
در همین تاریخ دو فرد غیردانشجو به نام های منوچهر محمدی و اکبر محمدی، با تنی چند از اعضای دفتر تحکیم جلسه ای برگزارکرده و به دنبال آن به فراخوان تعدادی از دانشجویان در محوطه خوابگاه با شعار «طرح سعید امامی ملغی باید گردد» اقدام کردند.
به دنبال توقیف روزنامه «سلام» و به بهانه اعتراض به این توقیف، در کوی دانشگاه تظاهراتی شد که بعد به بیرون هم کشیده شد. راهپیمایان مسیری را طی کردند، سپس نیروی انتظامی با آن ها برخورد کرد که منجر به آن حوادث شد.
پیرامون این وقایع، علی اکبر ناطق نوری در جلد دوم کتاب خاطرات خود که توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است، اظهار داشته است: «گرچه همان موقع شنیده بودم که بعضی از افراد جبهه دوم خرداد می گفتند: «توقیف این روزنامه به این آسانی نیست، این غیر از روزنامه «طوس» و «جامعه» است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد کند، باید خسارت سنگینی بپردازد.» این سخنان از آنها شنیده شده بود و این ذهنیت را ایجاد می کرد که هدف از این سخنان، پیش بینی طرح و برنامه ای بود که اگر حادثه ای به این شکل رخ بدهد، چه باید کرد. از این روی وقتی حادثه رخ داد و روزنامه توقیف شد، حوادث و نتایج آن برای من غیرمترقبه نبود. با این سابقه ذهنی و خبرهایی که داشتم، وقتی حادثه رخ داد، آن را عادی ندانسته و جریان را تعقیب کردم تا این که گفته شد راهپیمایان به خیابان ریختند و تخریب کردند. آنها شعارهای تند و تیز و توهین آمیزی را علیه ارکان بالای نظام و قوه قضائیه و حتی به مقام معظم رهبری می دادند.»
در ساعت 21 پنجشنبه 17 تیر 78 تجمع افرادی با هویت نامعلوم در جلوی سینمای کوی دانشگاه تهران در حمایت از روزنامه سلام و تحریک دانشجویان توسط فردی به نام فرح شفیعی که از افراد مرتبط و نزدیک به مدیریت وقت کوی دانشگاه بود، آغازی بر حوادث چند روزه تیرماه سال 78 شد.
تحریک دانشجویان توسط اعضای موثر انجمن اسلامی و جهاد دانشگاهی و سر دادن شعارهای «مرگ بر استبداد»، «طرح سعید امامی ملغی باید گردد»، «مرگ بر انحصار»، «خاتمی خاتمی حمایتت می کنیم»، «مجلس فرمایشی انحلال انحلال»، «با چوب و سنگ و شیشه سلام تعطیل نمی شه» و حرکت به سمت ساختمان 17، 18 و 21 و ترغیب دانشجویان توسط عناصری از انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور در خوابگاه گلستان، همگی باعث التهاب هر چه بیشتر در فضای کوی دانشگاه در ساعات انتهایی 17 تیرماه شد.
به دنبال آشوب های داخلی در کوی دانشگاه حدود ساعت 30/22، صدوپنجاه نفر از دانشجویان، به سمت درب کوی حرکت کرده و با سر دادن شعار «نگهبان در را باز کن» خواستار گشودن درها و ورود به خیابان شدند.
باز شدن تعجب برانگیز در توسط نگهبانان و حرکت دانشجویان به سمت خیابان کارگر و جلال آل احمد و سر دادن شعارهای «مجلس فرمایشی خجالت خجالت»، «دانشجو می رزمد انحصار می لرزد» و ایجاد رعب و وحشت با حمله به چند خودروی عبوری، باعث ایجاد ناامنی در خیابان های اطراف کوی شد.
در این بین، گشت کلانتری 125 از دانشجویان خواست به دلیل آسایش محل و غیرقانونی بودن تجمع، به سمت کوی بازگردند که این امر باعث بازگشت دانشجویان به سمت کوی شد اما تحریک عده ای انگشت شمار با شعار «دانشجو گول نخوری» باعث ماندن دانشجویان در خیابان شد.
حضور دانشجویان در خیابان های اطراف کوی تا صبح ادامه داشت و به خرابکاری و آشوب در ساختمان های اطراف کوی منجر شد. از جمله اقدامات انجام شده در آن شب می توان به مواردی اشاره کرد: شروع سنگ پرانی و روشن کردن آتش توسط افراد نقاب دار در خیابان و آغاز شعارها علیه نیروی انتظامی: «سرباز آش خور پول گرفتی یا تشویقی»، «انصار برو گمشو»، «مرگ بر استبداد مطلقه»، «فحاشی ناموسی» افزایش فحاشی ها، پرتاب سنگ و چوب، سنگ باران مردم در خیابان، شکستن شیشه های مهد کودک امیر در مقابل کوی، آتش زدن لاستیک و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا در ساعات ابتدایی روز 18 تیرماه، حدود 70 نفر از دانشجویان سازماندهی شده با هدایت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران برای تهییج دانشجویان به سمت کوی پزشکی حرکت کردند.
در این زمان، تخریب شدید اتاق ها و وسایل و اثاثیه های داخل ساختمان بعد از خروج ناجا از کوی توسط تعدادی افراد مشکوک و آتش زدن یک موتورسیکلت اتفاق افتاد.
معاونت دانشجویی وزارت علوم میزان تخریب را 800 اطاق و 2400 تخت اعلام می نماید و این درحالی بود که قبل از ورود نیروی انتظامی به محوطه خوابگاه دانشجویان، صدای شکستن شیشه و پرتاب اشیا و وسایل دانشجویان از پنجره خوابگاه ها به بیرون شنیده می شد که این حرکت سازمان یافته پس از خروج نیروهای انتظامی هم تا صبح ادامه یافت به گونه ای که بسیاری از اتاق ها، میزها و وسایل مطالعه دانشجویان، تخت خواب ها، یخچال ها، کیوسک های مطبوعاتی و تلفن و درب و پنجره خوابگاه ها تخریب و دچار آسیب های جدی شدند.
تجمع 100 نفر در درون کوی و تلاش برای رفتن به خیابان و تلاش عناصر حزب اللهی برای ورود به دانشگاه و مواجه شدن آنها با پرتاب سنگ که منجر به شکستن شیشه ها شد این امر باعث اخطار عوامل ناجا به دانشجویان جهت مراجعت به خوابگاه شد، در این بین کشف یک حلب 20 لیتری بنزین و 4 شیشه کوکتل توسط عوامل انتظامی وجود دست های پشت پرده برای دامن زدن به التهاب دانشگاه را نشان داد.
پیوستن دانشجویان از خارج کوی به داخل و افزایش درگیری ها و خسارات به خودروها و پرتاب 2 عدد کوکتل، آتش گرفتن 2 سرباز ناجا، آتش زدن یخچال نگهبانی و پرتاب کوکتل از داخل کوی و پشت بام خوابگاه و افزایش فحاشی ها و پرتاب گاز اشک آ ور توسط عوامل ناجا در این روز افرادی مانند فائزه هاشمی، موسوی لاری، معین مجید انصاری و خانم کروبی در بین دانشجویان باعث افزایش اغتشاشات شد.
در روز شنبه 19 تیرماه در کنار تمامی اتفاقات داخل دانشگاه و کوی، سه نفر در خیابان امیرآباد شمالی خارج از کوی دانشگاه به شکل نامشخصی با سلاح گرم مجروح گردیده اند. که باعث انتشار شایعه شهادت یکی از دانشجویان توسط کوماندوها شد.
همین عوامل، بهانه لازم را به دست روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب سپرد و به طوری تیتر اول روزنامه های با عناوین اینچنینی روی گیشه دیده می شد: «کوی دانشگاه به خون کشیده شد» روزنامه ای مانند «خرداد» در تحلیل هایش می نویسد؛ «شبیخون نظامی به دانشجویان با همراهی انصار خشونت، چیزی جز ادامه خط سعید امامی در قتل های سال گذشته (زنجیره ای)، تحت عنوان مبارزه با تهاجم فرهنگی و ارائه طرح ساماندهی فرهنگی نیست.»
در روز بعد نیز، تجمع های داخل کوی و دانشگاه ادامه پیدا کرد و شایعه کشتار دانشجویان گسترش یافت و این امر خود باعث التهاب بیشتر فضای دانشگاه شد. در این بین مسئولان وقت دولت اصلاحات و وزارت علوم در گسترش اعتراضات نقش و دامن زدن به آن نقش عمده و تأثیرگذاری داشتند.
آتش زدن اماکن عمومی، آسیب رساندن به خودروها و موتورسیکلت ها و درگیری بین ناجا و نیروهای داخل دانشگاه، آتش درگیری را شعله ورتر می کرد.
درگیری میان اغتشاشگران و نیروهای بسیج و ناجا در خیابان کارگر شمالی روی داده است. در این درگیری، نیروهای ناجا برای متفرق کردن اغتشاشگران، اقدام به پرتاب گاز اشک آور کرده اند. در تقاطع جمالزاده- آزادی نیز، اغتشاشگران که مجهز به سنگ و آجرهای خرد شده هستند در بعضی از قسمت های این خیابان اقدام به آتش زدن لاستیک و یا چوب کرده اند.
تمامی این اغتشاشات و تخریب ها ادامه دارد تا در نهایت حضور مردم در تاریخ 22 تیر با آمدن به خیابان ها و اعلام حمایت از نظام و رهبری، به تمام حرف و حدیث ها و اغتشاشات پایان داده و طراحان انقلاب مخملی را به عدم فعالیت صریح و آشکار حداقل تا 10سال مجبور شدند.
در این بین، نگاهی عمیق تر به وقایع 18تیر و درپی آن فتنه88، این واقعیت را به وضوح آشکار می کند که مهم ترین گروه در انقلاب های مخملی دانشجویان هستند؛ زیرا از آنان به عنوان پیاده نظام انقلاب رنگی یاد می شود. این مسئله در ایران با حمایت خاتمی از افرادی که در تیر78 در رأس امور دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) بودند، به نمایش گذاشته شد و نشان داد که چگونه دانشجویان مورد سوءاستفاده های شخصی و سیاسی قرار گرفتند. در فتنه88 نیز با القای روشنفکری در بین قشر دانشگاهی و این امر که دانشجویان با تجمع های خود می توانند بر نتیجه انتخابات در سطح گسترده تأثیرگذار باشند استفاده ای ابزاری از این قشر صورت گرفت.
از سوی دیگر سناریوی کوی دانشگاه و کشته سازی، مجدداً تکرار شده و خاطرات آن دوران را زنده کرد.
سرمایه گذاری برای ایجاد اغتشاش در کوی دانشگاه و خوابگاه ها بیشتر به این دلیل است که این گروه از دانشجویان از خانواده خود دور بوده و آسان تر از سایر اقشار تحت تأثیر دعوت های گروه های معارض قرار می گیرند.
از سوی دیگر مشکل اساسی، حضور استادان سکولار در دانشگاه ها و تأثیرگذاری فکری بر دانشجویان است. این اشخاص می خواهند در جامعه دینی دانشجوی سکولار تربیت کنند و شاید بتوان گفت ضعف در حوزه علوم انسانی و استفاده از کتاب ها غربی در دانشگاه های ماست که این استادان تا حدودی خود را در هدف موردنظرشان موفق می دانند.
در هرحال مطابق گفته های مقام معظم رهبری، دانشجویان، افسران جوان ایران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان، جریان شیطانی متکی به زور و تزویر و پول هستند و اساتید فرمانده این نبرد. بنابراین باید توجه داشت که تشکل های دانشجویی همچنین اساتید متعهد دستخوش انحراف نشده و بصیرت خود را حفظ نمایند تا دستمایه رسیدن دشمنان به هدف شوم براندازی نظام جمهوری اسلامی، نشوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات