محمد اسکندری ـ m.eskandari.d@gmail.com
بسیاری ازصاحب نظران براین باورند که فرهنگ سیاسی دهه چهارم انقلاب حول تکثرسیاسی نضج خواهد گرفت. بر این اساس با نهادینه شدن احزاب و جریانات سیاسی حول دال برتر ولایت فقیه و تبعیت از “ مردمسالاری دینی “ کانون رقابت های سیاسی در چهارمین دهه از انقلاب اسلامی باا تکال بر پلورالیسم سیاسی رخ خواهد داد . البته باید گفت برخی نیز در این اثنا بر این باورند که عبور از رقابت های دوقطبی و حرکت به سوی هندسه چند ضلعی سیاسی درایران بعید به نظر می رسد و می توان با ساختار های فعلی نیز پاسخگوی فرهنگ سیاسی در دهه پیشرفت و عدالت بود.
با این حال طی هفته های اخیر تلاش ها برای ایجاد مکانسیم و ساختار وحدت در میان احزاب و جریانات اصولگرایی دغدغه اصولی فحول این جریان است . اگرچه بحث در خصوص مکانیسم این سازو کار هنوز زود به نظر می رسد و نمی توان پیش بینی صحیحی از این همگرایی سیاسی تا زمستان 90 ارائه کرد با این حال آنچه که در این میان بسیار حائز اهمیت است افزایش گستره چتر اصولگرایی در کشور است که می تواند در آینده فرایند پلورالسیم سیاسی را تحقق بخشد .
در نگاه مقام معظم رهبری تقسیم بندی اصلاحطلبی و اصولگرایی جایگاهی ندارد و ایشان معتقدند فضای سیاسی کشور باید در گفتمان اصلاح طلبی و اصولگرایی تومان رقم بخورد. مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند :
" بنده دعوای اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیمبندی را غلط میدانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطه مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب میکند که بهشدت ضد سرمایهگذاری و سرمایهداری حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا فضا ایجاب میکند که طرفدار سرسخت سرمایهداری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطه مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو.
ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحلهای میرسیم که امروز دیگر جواب نمیدهد؛ باید مرحله دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روشها، معنای اصلاحطلبی است.البته از نظر آمریکاییها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات آمریکایی. این اصلاحات به درد خودشان میخورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام میدهد."بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاههای استان کرمان(1384/02/19)
از این روست که می توان گفت احزاب و جناحهای سیاسی در شور باید به سمت فضای سیاسی تازه ای گرایش پیدا کنند که در آن اصلاح طلبی و اصولگرایی در هم تنیده است و از یکدیگر جدا نیست . طی سه دهه گذشته احزاب و جناح های سیاسی در کشور نضج گرفته است که بر مدار طرد سنت و تبعیت کورکورانه از مدرنیته یچرخد . گاهی این فکر در احزاب ملی گرا رشد کرد و گاهی هم ملاط اتحاد فتنه ای همچون فتنه سبز شده است .
با این حال باید دانست که برای دستیابی به فرهنگ سیاسی پایدار در کشور که خواست اکثریت قریب به اتفاق مردم و همچنین صاحب نظران سیاسی است باید فضا و عرصه سیاسی جدیدی در کشور پدید آید که راقم این سطور نقطه آغاز آن را در اتفاقات اخیر در جریان اصولگرایی میبیند . البته سیاست نظام همواره جذ حداکثری و دفع حداقلی بوده و هیچ کسی حتی معاندین نیز نمی توانند این موضوع را انکار کنند با این حال نمی توان پیش بینی کرد که فضای سیاسی کشور در آینده تبلوری از رشد و نمو در اردوگاه دوم خرداد باشد چرا که این گروه بارها و بارها از اعتماد نظام و مردم سوء استفاده کرده است. جریان رادیکال در این جبهه بارها نشان داده است که اساسا اعتقادی به بازی در چارچوب های نظام سیاسی ندارد و جریان های آرام این جبهه نیز توانایی کنترل رادیکال ها را ندارند .
از این روست که ضمن در نظر گرفتن جریان دوم خرداد معتدل به عنوان یکی از اقطاب هندسه سیاسی کشور در آینده می گوییم فرایند تکثرگرایی سیاسی که در ذیل نظریه مردمسالاری دینی تکوین می باید از درون جبهه اصولگرایی زاده خواهد شد چرا که امروز جریان های درون این جبهه ضمن داشتن سلایق سیاسی مختلف و در بر گرفتن بخشی از آرای مردم اعتقاد راسخی به مبانی مردمسالاری دینی دارند و همین امر نیز آینده سیاسی کشور را تضمین خواهد کرد .به عنوان مثال در همین چند هفته اخیر اصولگرایان نشان داده اند که می توانند با اتحاد و اتفاق نظری که بر اساس مبانی مشترک شکل گرفته است سازوکار هایی را برای وحدت اصولگرایی در انتخابات اسفند 90 ارائه کنند .
همین اتحاد و اتفاق نظر در آینده ای نه چندان دور و با تقویت ریشه های احزاب درون جریان اصولگرایی می تواند تضمین کننده فرایند تکثرگرایی سیاسی و کاهش تنش های بیهود در سازوکارهای انتخاباتی و همچنین رشد و بلوغ در این حوزه باشد .
لذا در خلاصه کلام می توان گفت هزینه سیاسی و اجتماعی توزیع رقابت های انتخاباتی بین دو قطب اصولگرا و اصلاح طلب بسیار بالا و غیرمنطقی است. با این حال وضعیت فعلی و وفاق در میان جریانهای اصولگرا بیانگر این نکته است که احزاب و گروه های سیاسی می توانند در آینده نوع جدیدی از رقابت های سیاسی در کشور را نهادینه سازند. رقابت های سیاسی که ضمن کسب حداکثری مشارکت به پایداری و نظام مندی فرهنگ سیاسی کمک کند . اما بی شک الفبای ورود به این عرصه تغییر جایگاه اقطاب سیاسی کشور است .
پرواضح است که مهمترین شرط پیشروی هر جریان سیاسی برای ورود به رقابت های سیاسی التزام تام به مبانی آن نظام است. رقابتی که در آن عده ای در درون نظام برای کسب قدرت و براندازی ساختارهای بنیادین نظام سیاسی به پا می خیزند دیگر یک رقابت سالم درون سازمانی نیست بلکه حیله و مکر عده ای منحرف داخلی و خارجی است که سعی در شکستن عظمت ایران اسلامی دارند. از این رو می توان امیدوار بود در آینده نه چندان دور پایه های فرهنگ سیاسی تکامل یافته ذیل نظریه مترقی مردمسالاری دینی از میان همگرایی ها و اتفاق نظر موجود در جریان اصولگرایی شکل گیرد و گفتمان سیاسی کشور را به سوی اصلاح طلبی و اصولگرایی توامان سوق دهد.