سودابه رخش
با نزدیک شدن انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری مصر، تب فعالیتهای احزاب و گروههای سیاسی در مصر بالا گرفته است. در این میان صحبتهایی درباره مذاکرات امریکا با اخوان المسلمین که یکی ازمهمترین گروههای مصر شناخته شده، به میان آمده است. احتمال مذاکرات امریکا با اخوان المسلمین را نخستینبار یکی از روزنامههای امریکایی مطرح کرد. اما با وجود انعکاس این خبر در رسانههای مختلف جهان اخوان المسلمین سکوت اختیار کرده و واکنشی نشان نداد. تا اینکه روز پنجشنبه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا در جریان سفر خود به بوداپست، پایتخت مجارستان رسما اعلام کرد، واشنگتن تلاش میکند با انجام تماسهای محدود با اخوان المسلمین در مصر در چارچوب حکومت انتقالی در این کشور خود را به آنها نزدیک کند.
پاسخ اخوان به آمریکا
این اعلام رسمی سکوت اخوان المسلمین را شکست. سخنگوی این گروه موافقت مشروط اخوان المسلمین رابرای مذاکره با امریکا اعلام کرد. سخنگوی حزب اخوان المسلمین مصر ضمن اعلام آمادگی حزب خود برای مذاکره با امریکا این مذاکره را به قطع کمک و حمایتهای امریکا از رژیم صهیونیستی مشروط کرد. به گزارش قدس به نقل از سایت اخبار ملی رژیم صهیونیستی، «محمود غزلان» سخنگوی اخوان المسلمین در پاسخ به اظهارات هفته گذشته هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا مبنی بر آمادگی دولت باراک اوباما رییسجمهور امریکا برای مذاکره با حزب اخوان المسلمین، گفت: ما حاضر هستیم که با امریکا مذاکره کنیم ولی امریکا باید دست از حمایت خود از اسراییل بردارد. وی افزود: ما از این درخواست امریکا استقبال میکنیم و آماده مذاکره هستیم اگر امریکا هم تصمیم بگیرد که در چارچوب احترام و روابط متقابل رفتار کند. غزلان در ادامه گفت: امریکا باید دست از حمایت از رژیمهای فاسد و استعماری، حمایت از اشغالگری رژیم صهیونیستی و همچنین استانداردهای دوگانه بردارد.
تاریخچه اخوانالمسلمین
حزب اخوانالمسلمین در سال 1928 میلادی تاسیس و شروع به فعالیت کرد. این گروه در آغاز فعالیت خود سیاست انتقاد را پیش گرفت که باعث دستگیری چندین تن از اعضای این گروه شد. به زندان افتادن اعضای این گروه در واقع فصل جدیدی را در فعالیتهای این گروه رقم زد. حزب اخوان المسلمین در ادامه و در واکنشهایی تند و افراطی، شروع به درگیریهای مسلحانه کرد که به اعدام اعضای این گروه ختم شدو موجب ممنوعیت فعالیت این گروه شد. این گروه از سال 1954 میلادی رسما ممنوع الفعالیت شد. پس از آن حزب اخوانالمسلمین که راههای زیادی را برای قدرت گرفتن در عرصه سیاسی تجربه کرده بود در فضایی آرام و بیتنش به امور خیریه پرداخت. این دوره در واقع اوج محبوبیت این حزب را برایش رقم زد.
اکنون اما اخوان المسلمین بعد از گذشت بیش از 50 سال دوری از فعالیتهای سیاسی به میدان مبارزه بازگشته است. فرصت مبارزه را اما مخالف دیرینه این گروه یعنی مبارک برای این گروه به ارمغان آورده است.
فرصت تاریخی اخوان المسلمین
اخوان المسلمین که سالیان درازی تحت فشار و هجوم رژیم مبارک قرار داشت از فرصت به دست آمده استفاده کرد و از اوضاع نا بسامان مصر برای خود فرصت ساخت. البته نمیتوان قدرت و بزرگی این گروه را نادیده گرفت این گروه با وجود تمام فشارهای وارده از سوی دولت مبارک و با وجود دوری از عرصه سیاسی توانست انسجام و قدرت خود را حفظ کند. از سوی دیگر اخوان المسلمین نقشی کلیدی و اساسی در انقلاب مصر داشت. آنها از ابتدای آغاز اعتراضات تا سرنگونی مبارک همواره از حاضران جدی میدان التحریر بودند. آنها در تازهترین اقدام حزب آزادی و عدالت را تاسیس کردند. گفته میشود که این حزب به حزب «عدالت و توسعه» در ترکیه نزدیک است. به نظر میرسد سیر صعودی اخوان المسلمین و نقش پر رنگ این گروه در انقلاب 25 ژانویه و همچنین احتمال قدرت گرفتن آنها در مصر، امریکا را بر آن داشته است که با این گروه وارد مذاکره شود.
ناخرسندی صهیونیستها از موضع امریکا
اما این مساله (مذاکره امریکا با اخوان المسلمین) گویا باعث ناخرسندی جریانهای مخالف اخوان المسلمین بویژه یهودیها و در راس آنها لابی صیهونیستها در امریکا شده است. به گزارش روزنامه القدس العربی، مرکز سیمون فزنتال، روز پنجشنبه از باراک اوباما، رییسجمهوری امریکا به دلیل آغاز مذاکرات دولتش با اخوان المسلمین در مصر بشدت انتقاد کرد. خاخام مارفن هایر، رییس این مرکز که مقر آن در لسآنجلس است با صدور بیانیهیی اعلام کرد، افق سیاسی در مصر با سقوط حسنی مبارک تغییر کرده اما کینه و حقد اخوان المسلمین نسبت به یهودیها و اسراییل همچنان به قوت خود باقی است و امریکا نباید با مذاکره با آنها، باعث به رسمیت شناخته شدن اخوان المسلمین شود. در بیانیه مارفن هایر همچنین از مذاکرات اروپاییها با جریانهای اسلامگرای عربی مثل حماس در فلسطین نیز انتقاد شده و آن را تسلیم شدن اروپاییها در برابر دشمنان یهودیها و اسراییل دانسته است. وی در این باره میگوید: «حرکت اوباما برای مذاکره با اخوان المسلمین بسیار شبیه مواضع اروپاییها است و امیدوارم این بدان معنا نباشد که امریکا با مطالبات اروپاییها موافقت کرده باشد و بخواهد همچنین مذاکراتی را با حماس آغاز کند.» وی همچنین مذاکره امریکا با اخوان المسلمین را اینگونه تفسیر میکند که این حرکت به نوعی دادن این پیام اشتباه به اخوانیها است که شما اجازه دارید به تنفرتان از یهودیها ادامه دهید. از سوی دیگر روزنامه ایندیپندنت، چاپ لندن با استقبال از این حرکت امریکا آن را ناشی از درک واقعیتهای سیاسی جاری در مصر، مهمترین کشور جهان عرب توسط امریکا دانست و نوشت که این موضوع میتواند باعث نگرانی اسراییل نیز شود.
این روزنامه همچنین اخوان المسلمین را بهترین و فعالترین حزب موجود در مصر که خود را برای انتخابات پیش روی پارلمانی و ریاستجمهوری آماده میکند، دانست و نوشت: طبیعی است که اینگونه تماسها باب میل جریانهای همراه با اسراییل که روابط بسیار نزدیکی با این رژیم برقرار کردهاند، نیست بویژه اینکه اخوان المسلمین روابط بسیار نزدیکی با حماس دارد. ایندیپندنت به دولت اسراییل توصیه میکند که هر چه سریعتر حقایق جدید موجود در مهمترین همسایهاش را بپذیرد چرا که در صورت هرگونه اهمالی بیشترین ضرر را خود اسراییل میبیند. از سوی دیگر خانم شادی حامد، مدیر بخش پژوهش مرکز مطالعات بروکینگز در این باره به روزنامه العرب گفت: «اخوان المسلمین در حال حاضر قویترین تشکل سیاسی در مصر هستند و ایالات متحده خوب میداند که مجبور خواهد شد با این جریان تعامل داشته باشد.»
صفوت الزیات، کارشناس مسائل نظامی نیز در این باره میگوید: «در حال حاضر نیتی در امریکاییها وجود دارد که میخواهند با جریانهای اسلامی سیاسی غیر خشن در مصر تعامل داشته باشد و وجود آنها را در قدرت به رسمیت بشناسد.» در این میان آنچه همه بر آن توافق دارند این است که از آنجا که جنبش اخوان المسلمین با حماس روابط نزدیک دارد و حماس نیز نه تنها اسراییل را به رسمیت نمیشناسد بلکه آن را رژیمی اشغالگر میداند که باید نابود شود از این رو میگویند که تماس امریکا با اخوان المسلمین باعث خشم عمیق متحدان امریکا در منطقه و در راس آنها اسراییل خواهد شد.
ایتان جیلوبا، کارشناس مسائل خاورمیانه در دانشگاه بار ایلان در نزدیکی تل آویو در این باره میگوید: «تلاش امریکا برای نزدیک شدن به اخوان المسلمین مشکل بزرگی برای اسراییل محسوب میشود. اخوان المسلمین بزرگترین جریان اسلامی عربی مخالف صلح با اسراییل است و این نزدیکی خطر لغو معاهده صلح اسراییل با مصر را افزایش میدهد.» گابریل بن دور، تحلیلگر مسائل سیاسی و استاد دانشگاه حیفا ازجمله معدود افراد اسراییلی است که آغاز مذاکرات امریکا با اخوان المسلمین را به دیده مثبت مینگرد و میگوید: «این مذاکره نباید برای اسراییل مشکلی ایجاد کند بلکه بر عکس به اعتقاد من در صورتی که واشنگتن بتواند از این مذاکرات به درک بهتری نسبت به مصر جدید و کیفیت سازمانهای قدرت در آن برسد، این مساله میتواند برای اسراییل بسیار هم مفید باشد.» در این میان رویترز تلاش کرد با مقامات اسراییلی تماس گرفته و نظر آنها را در این زمینه جویا شود که هیچ کدام حاضر به پاسخگویی نبودند. تنها ایگال بالمور، سخنگوی وزارت امور خارجه اسراییل گفت: «در حاضر حاضر هیچ اظهارنظری در این زمینه نمیتوانیم انجام دهیم.»
گمانهزنیها درباره روابط پنهان
این در حالی است که برخی کارشناسان میگویند امریکا سالها است با اعضای اخوان المسلمین روابط غیر رسمی داشته و حتی در دیداری که باراک اوباما در سال 2009 از مصر داشت برخی از نمایندگان اخوان المسلمین در پارلمان مصر در سخنرانی او در دانشگاه قاهره حاضر شدند و با نمایندگان کنگره امریکا نیز دیدار کرده و روابط نزدیکی بنا کردند. عماد جاد، پژوهشگر مشهور مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک سیاسی الاهرام در این باره گفت: «امریکا از اخوان المسلمین مصر برای فشار به حماس برای پذیرفتن برخی موارد ضروری استفاده میکند.»
اخوان المسلمین از این دیدارها استقبال کرده است. محمد سعد الکتاتنی، سخنگوی اخوان المسلمین در گفتوگو با رویترز، گفت: «ما در این دیدارها نگاهمان را برای امریکاییها توضیح میدهیم ولی این بدان معنا نیست که ما به آنها اجازه میدهیم که در امور داخلی مصر دخالت کنند.» به نظر میرسد در حال حاضر و در آستانه نخستین انتخابات آزاد پس از سرنگونی مبارک، موضعگیریهای اخوانالمسلمین، به عنوان قدیمیترین تشکیلات منظم اسلامگرا در خاورمیانه عربی، درباره روند سیاسی موجود اهمیت زیادی دارد.
اخوان؛ همیشه تحت سرکوب
در همین راستا عبدالامیر نبوی کارشناس تحولات مصر و پژوهشگر ارشد مطالعات استراتژیک خاورمیانه با پر اهمیت خواندن موضعگیریهای اخوان المسلمین خاطرنشان کرد: باید به یاد آوریم اخوان با وجود مشی معتدلانه و مسالمتآمیز خود همواره تحت سرکوب قرار داشته و نتوانسته است در فضایی مناسب به تبلیغ و رقابت اقدام کند؛ در واقع وضع سرکوب اجازه نداده است توان واقعی این گروه اسلامگرا شناخته و دیدگاههای آن در صحنه عمل به محک گذاشته شود. از اینرو سرنگونی مبارک شرایط مناسبی برای تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی و ازجمله اخوان، فراهم کرده است تا به فعالیت آزادانه بپردازند و دیدگاههای خود را درباره موضوعات مختلف به صورت شفاف بیان کنند.
وی همچنین افزود: آرمان اخوانیها از ابتدا تاکنون، پایهگذاری حکومتی اسلامی بوده است؛ بدین معنا که «شریعت» محور و مبنای هرگونه قانونگذاری باشد و نهادهای حکومتی در عمل نشان اسلامی با خود داشته باشند. اخوان امروزه نیز خود را «حرکتی جهانی و اسلامی» میداند که «در راه رسیدن به آرمانهای اسلامی تلاش میکند و شعار «الاسلام هو الحل» را به عنوان سرلوحه فعالیتهایش حفظ کرده است. حفظ این شعار و آن آرمان، بیانگر آن است که تحقق احکام شریعت در زندگی سیاسی و اجتماعی - پس از هشت دهه فعالیت - چون گذشته مورد توجه اخوانیهاست و به نظرشان اتفاقا زمان مناسب برای پیگیری جدیتر آن اکنون فرا رسیده است. برهم زدن الگوی حاکم بر ارتباط با اسراییل و بازتعریف نوع رابطه سیاسی و اقتصادی با غرب، آرزوی دیگر اخوان بوده است که اتفاقا زمان مناسب برای آن نیز فرا رسیده است. حال، پیگیری این امور در گرو موفقیت در دو انتخابات پیش رو بویژه پارلمان است.
رتباط ریشهیی با قشرهای میانی و ضعیف
نکته اینجاست که اخوان ضمن آنکه ارتباطی گسترده و ریشهدار با قشرهای میانی و ضعیف جامعه مصر دارد، از سازمانی منظم و تشکیلاتی با تجربه برای بسیج هوادارانش برخوردار است. بنابراین در شرایط آزاد و رقابتی منصفانه، میتوان حدس زد که این گروه در فهرست بازندگان انتخابات جای نخواهد داشت. مخالفان اخوان، با آگاهی از این نکات میکوشند ضمن معرفی این گروه به عنوان جریانی واپسگرا، هراس عمومی را از حاکمیت آن برانگیزانند. اینها با توصیف اخوان به عنوان تشکیلاتی نیمه مخفی و دگم، آن را به پنهانکاری و بهرهگیری فرصتطلبانه از شرایط مصر جدید متهم میکنند. تاخیر در اعلام همبستگی با جنبش مردمی مصر و ائتلاف با شورای عالی نیروهای مسلح جهت انحراف اهداف انقلاب 25 ژانویه، بخش دیگری از فهرست اتهامات اخوانیهاست که در دو ماه گذشته بارها تکرار شده است. اخوان در مقابل، ضمن تاکید بر نقش تاریخی خود در صحنه سیاسی و اجتماعی مصر و پایبندی همیشگیاش به مشی مسالمتآمیز و نفی هرگونه خشونت، چند اقدام مهم را انجام داده است؛ اعلام تلاش برای کسب حداکثر 50 درصد - و نه بیشتر - کرسیهای پارلمان، اعلام معرفی نکردن کاندیدا برای انتخابات ریاستجمهوری و تشکیل حزب العداله و الحریه (عدالت و آزادی) به عنوان بازوی سیاسی. از سوی دیگر، رهبری گروه اعلام کرده است که حزب جدیدالتاسیس، حزبی مدنی و نه مذهبی است و فعالیت آن محدود به برخی منعهای شرعی اخوان نیست، از این رو حزب مذکور میتواند از کاندیداتوری زنان و قبطیها هم حمایت کند. چنین اقداماتی که آشکارا برای بیاثر ساختن اتهامات مخالفان اخوان است، همزمان تصویر جدیدی از یک گروه اسلامگرا و نگاه آن به قدرت سیاسی عرضه میکند؛ گروهی که ضمن علاقه به بازیگری جدیتر در صحنه سیاسی و حتی کسب قدرت، به مسوولیتها و محدودیتهای خود و نیز لزوم رعایت منافع ملی مصر آگاهی دارد. وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا اخوان در صورت موفقیت و کسب قدرت بیشتر، قواعد بازی را برهم نخواهد زد، گفت: مخالفان اخوان، بویژه در میان احزاب لیبرال مصری، به سرعت پاسخ مثبت دادهاند، اما به نظر میرسد این شتابزدگی در پاسخ، چندان منطقی و همسو با واقعیت نیست. به عبارت دیگر، در حالی که مخالفان اخوان میخواهند اقدامات این گروه را یک «تاکتیک» جلوه دهند، گستره و ژرفای چنین اقداماتی به دلایل زیر از «استراتژیک» بودن آن حکایت میکند.
نخست، تاکید بر اصل دعوت و چند دهه فعالیت مسالمتآمیز این نحوه فعالیت را در میان اخوانیها نهادینه کرده است. همچنین اخوان به صراحت اعلام کرده است که تمامی اهداف و آرمانهای خود را از طریق پارلمان پیگیری خواهد کرد که بازنگری در رابطه با اسراییل از آن جمله است. این نکات گویای آن است که تصمیمگیری در قبال مهمترین مسائل داخلی و خارجی مصر به صورت دموکراتیک و توسط نمایندگان مردم خواهد بود و سیاست چون گذشته در انحصار یک حزب یا تعدادی از نخبگان درنخواهد آمد. این قاعده، بطور طبیعی شامل خود اخوان هم میشود.
دوم، تجربه فعالیتهای سیاسی در کشورهای خاورمیانه نشان میدهد که احزاب و گروههای سیاسی پیش از کسب قدرت، شعارها و وعدههای زیادی را مطرح میکنند، اما پس از کسب قدرت در چارچوب «قانون آهنین واقعیت» عمل میکنند. با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی مصر، روشن است که هر گروه و تفکری که بتواند مناصب و پستهای بیشتری را در جریان دو انتخابات پیش رو به دست بیاورد، وضع حساستر و آزمون جدیتری خواهد داشت، زیرا مردم مصر از آن پس منتظر ثمره عملی وعدهها و برنامهها خواهند بود. بنابراین، چنانچه اخوان نیز به قدرت برسد، ناچار است در چارچوب واقعیتهای داخلی و جهانی عمل کند و - همچون حزب عدالت و توسعه در ترکیه - در عمل نویدبخش رفاه و پیشرفت باشد.
سوم، به نظر میرسد مخالفان برای پوشاندن ضعفهای خود بویژه در ایجاد ارتباط موثر با قشرهای مختلف جامعه ادعا میکنند که رقیبشان (اخوان) یک گروه کاملا منسجم است.
برعکس، رویدادهای پس از کنارهگیری حسنی مبارک بیانگر آن است که انسجام این گروه تاکنون بیشتر ناشی از شرایط سرکوب بوده است و وضع آزاد فعلی زمینه را برای بیرون ریختن اختلافات و رقابتهای پنهان فراهم کرده است. در واقع، برخی از تصمیمات و اقدامات رهبری اخوان، تنها در جهت اطمیناندهی به مخالفان و منتقدان نیست، بلکه برای منسجم نگهداشتن اعضا و جلوگیری از انشعابهای جدید است. در اینجا کافی است اشاره کنیم تعداد دیگری از جوانان اخوان به تازگی اعلام کردهاند از صف این جمعیت خارج میشوند تا حزب جدیدی تشکیل دهند؛ حزبی که نه با اخوان و نه با بازوی سیاسی آن (العداله و الحریه) ارتباط دارد.
اخوان؛ وارث دههها تجربه
چهارم و در نهایت، اخوان وارث دههها تجربه است و به خوبی میداند شکست تجربه دموکراسیخواهی در مصر، زمینه را برای بازگشت اقتدارگرایی آماده میکند. در این صورت، اخوان که اتفاقا در بیشتر سالهای فعالیتش تحت سرکوب قرار داشته است، یکی از بازندگان اصلی خواهد بود. از این رو این گروه خود را نیازمند حفظ و تثبیت شرایط باز فعلی میبیند و از هرگونه اقدامی که به خاتمه این شرایط بینجامد، خودداری خواهد کرد. اگرچه شرایط مصر متحول است و هنوز نمیتوان برآورد دقیقی از نتایج دو انتخابات پیش رو داشت، به نظر میرسد تصویرسازی منفی از اخوان گویای واقعیتها نیست. بر اساس واقعیتهای صحنه سیاسی مصر و برخلاف نظر مخالفان اخوان، قدرتگیری احتمالی اخوانالمسلمین بیش از آنکه به معنای تقویت یک برداشت از اسلامگرایی در خاورمیانه باشد یا به تکمیل پازل دولتهای اسلامگرا در منطقه منجر شود، به ظهور تفسیر دیگری از اسلامگرایی یاری میرساند. این تفسیر هرچند در ایدئولوژی و آرمانهای تاریخی اخوان ریشه دارد، بیشتر از واقعیتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی امروز مصر اثر میپذیرد.