ترجمه از مجله تایم
دژی زیر آتش سنگین
شبانگاه شعلههای آتش ناشی از انفجار بمبها و موشکها، در آسمان زبانه کشیده، و شهر رویایی را منور میساختند. تانکها و توپخانهها از ارتفاعات واقع در پشت پایتخت لبنان مناطق نزدیک به استحکامات سازمان آزادیبخش فلسطین را در هم میکوبیدند.
ارتش محاصره کننده اسرائیل بجز آذوقه، آب و راه ورودی به غرب بیروت، همه چیز را قطع کرده بود. - 500000 سکنه منطقه محاصره شده شهر جز اینکه با نگرانی به امید راهحلی برای این بنبست بنشینند کار دیگری از دستشان ساخته نیست.
معالوصف همزمان با آغاز دومین ماه درگیری، در طی یک هفته مملو از گزارشات بدبینانه آنچه که بیش از هر چیز دیگری مورد توجه جهان قرار گرفت اعلام شگفتآوری از جانب واشنگتن بود مبنی بر اینکه: آمریکا تحت شرایطی آماده است بمنظور کمک در ترتیب خروج بدون مخاطره نیروهای رزمنده فلسطینی از لبنان، به بیروت نیرو اعزام نماید.
طرح آمریکا نخستین بار از رادیو اسرائیل اعلام گردید، و از قرار معلوم مقامات رسمی اورشلیم این پیشنهاد بسیار محرمانه را در اختیار این رادیو گذارده بودند. پرزیدنت ریگان در حالی که از افشای نابهنگام طرح آزردهخاطر گشته بود بلافاصله تائید نمود که اصولا با اعزام تعدادی نظامی، (احتمالا تعداد آن حداکثر 1000 تفنگدار دریایی خواهد بود) به یک نیروی چندملیتی موقتی که بر خروج حدود 6000 چریک سازمان آزادیبخش از غرب بیروت نظارت خواهند داشت، موافقت کرده است.
در پایان هفته پنج کشتی از ناوگان ششم واقع در مدیترانه با 1800 نفر تفنگدار در حدود 60 مایلی موازات بیروت مستقر گشتند.
اظهارات ریگان باعث وحشت جهانیان شد. لئونید برژنف رهبر شوروی در نامهای که به ریگان ارسال داشت بطور مبهمی اخطار کرد که هرگونه اقدامی بمنظور استقرار نیروهای آمریکا در خاورمیانه سیاست شوروی در منطقه تاثیر خواهد گذاشت.
با وجودیکه همکاران یاسر عرفات (رهبر ساف) بطور خصوصی خاطرنشان ساختند که از کمک آمریکا بمنظور ترتیب عقبنشینی سالم و منظم نیروهای فلسطینی از لبنان به دیگر کشورهای عربی استقبال خواهند نمود، معالوصف وی ضمن تمسخر پیشنهاد آمریکا اظهار داشت «ناوها و سلاحهایی که برای کمک به کشتار زنان و کودکان ما بکار میروند نمیتوانند از ما محافظت کنند».
در واشنگتن برخی از اعضای کنگره در مورد عقلانی بودن ارسال نظامیان آمریکایی به یک ماموریت رهاییبخش به لبنان، که برای دومین بار در کمتر از ربع قرن صورت میگیرد، ابراز تردید کردند. در ضمن، در بیروت بمبارانهای متناوب اسرائیل و محاصره غرب بیروت، گهگاه از ملاقات رهبران گروههای مختلف لبنانی با یکدیگر جلوگیری کرد، و در واقع باعث توقف کامل مذاکرات حساس فیلیپ حبیب نماینده ویژه آمریکا گشت.
در اواسط هفته مجله تایم مطلع گردید که صبر بردبارانه پرزیدنت ریگان نسبت به دولت اسرائیل رو به تحلیل میرود. ریگان طی نامهای که به مناخیم بگین نخستوزیر اسرائیل ارسال داشت وی را متهم به مسدود ساختن کوششهای آمریکا برای حصول به یک توافق بر سر بیروت نمود، و به او اخطار داد که چنانچه دست از اقداماتی که مذاکرات حبیب با فلسطینیها از طریق میانجیگران تا این اندازه دشوار میسازد بر ندارد، در آنصورت ریکا حتی ممکن است مجبور شود مستقیما با ساف به گفتگو بنشیند.
هنگامی که ساموئل بوئیس سفیر آمریکا در اسرائیل شخصا نامه را به بگین تحویل داد، رهبر اسرائیل قول همکاری داد، اما در مورد تهدید دائر بر مذاکرات میان آمریکا و فلسطین و بویژه گزارشات لوئیس مبنی بر اینکه امکان دارد به حبیب دستور داده شود که شخصا با ساف به گفتگو بنشیند، خاموش ماند.
نامه ریگان که بگفته منابع خاورمیانه شدیداللحنترین نامهای میباشد که تاکنون یک رئیسجمهور آمریکا به یک رهبر اسرائیل ارسال داشته است، در صدر اخبار هفتهای که مملو از مذاکرات محرمانه بود، قرار گرفت.
تقریبا از آغاز مذاکرات حبیب در ماه گاشته، همه احزاب پی بردند که برای جداسازی فلسطینیها و اسرائیلیها، نوعی نیروی نظامی در غرب بیروت مورد نیاز خواهد بود، هنگامیکه افکار همه جناحهای مختلف متوجه نیروهای آمریکایی بود، فیلیپ حبیب اظهار داشت که سربازان آمریکایی تنها میتوانند به عنوان بخشی از یک نیروی بینالمللی به لبنان اعزام شوند.
سپس وی به کار متقاعد ساختن دولت (آمریکا) در مورد عاقلانه بودن طرح پرداخت. ریگان در جریان تصمیمگیری خویش به مشاورانش اظهار داشت: «من معتقدم اگر دخالت مختصر و محدود نظامیان آمریکا آنچیزی است که برای حل بحران لازم میباشد در آنصورت ما باید این کار را انجام دهیم.»
همچنانکه مذاکرات ادامه مییافت روشن بود که یکی از مهمترین مسائل، یعنی حضور قدرتمند 12 ساله ساف در لبنان در حال اختتام بود. در کوششی برای جلوگیری از تهاجم اسرائیل به غرب بیروت که جان هزاران رزمنده فلسطینی و نیز نیم میلیون غیرنظامی لبنانی و فلسطینی را بخطر میاندازد ساف موافقت کرده بود که از لبنان عقبنشینی نماید.
با وجودی که مقامات آمریکا در مورد احتمال جلوگیری از حمله نهایی اسرائیل تا حدودی اظهار خوشبینی کردند، معذلک درباره بسیاری از جزئیات مساله توافق وجود ندارد، یکی از موارد تردید در این است که آیا رهبری ساف قادر خواهد بود مصالحه از طریق مذاکره را بر همه اعضای گروههای متشتت و گاهی اوقات بینظمش تحمیل کند یا خیر.
یک سفیر غربی در لبنان اظهار داشت: «اوضاع فوقالعاده خطرناک است.» از قرار معلوم ساف معتقد است که بدلیل اینکه اسرائیل به غرب بیروت نخواهد آمد، آنها خودشان به اندازه کافی فرصت دارند. در حالیکه چنین نیست.
هدف اسرائیل از قطع تمامی جریان آب و برق به بیروت، وادار ساختن چریکهای فلسطینی به تسلیم بود، اما اثر مستقیم آن افزایش آشفتگی و ناراحتی غیرنظامیان لبنانی بود. علاوه بر این اسرائیل از دادن هرگونه حق کنترل به لبنانیها در ایستگاههای بازرسی میان بخش شرقی بیروت که مسیحینشین است و بخش غربی بیروت که اکثر سکنه آنرا مسلمانان تشکیل میدهند، امتناع ورزید.
این کار موجب شد تا شفیق وزان نخستوزیر لبنان که یکی از میانجیگران اصلی مسلمان میان آمریکا و ساف میباشد در داخل بیروت غربی محبوس گردد. وزان محاصره لبنان توسط اسرائیلیها را توهینی نسبت بحق حاکمیت لبنان تلقی کرد و از کوشش برای عبور از خطوط تحت کنترل اسرائیل خودداری ورزید.
قطع آب و برق ناراحتی فهد پادشاه عربستان سعودی را نسبت به آمریکا و اسرائیل برانگیخت. در اوائل هفته گذشته فهد (پادشاه وابسته به غرب) در پیام ملتمسانهای که برای ریگان ارسال داشت از آمریکا خواست تا اسرائیل را وادار سازد جریان این خدمات اساسی را مجددا برقرار نمایند.
فهد با تعجب سؤال نمود، اگر آمریکا از عهده چنین مساله کوچکی برنیاید، واشنگتن چگونه میتواند امیدوار باشد که در مورد مسائل مهمتر اسرائیل را تحتتاثیر قرار دهد. کاخ سفید پس از دریافت پیام یکی از اعضایش را به اورشلیم فرستاد، با وجود این ساعتها طول کشید تا اسرائیلیها مجددا جریان آب را برقرار نمایند.
بنظر میرسد که مذاکرات محرمانه تقریبا روزبهروز در حال تغییر میباشد. کابینه اسرائیل روز پنجشنبه درباره طرح صلح نه مادهای آمریکا که قبلا در اصول مورد موافقت فلسطینیها و لبنانیها قرار گرفته بود، بحث نمود. بگفته منابع دیپلماتیک این طرح شامل نکات زیر میشود.
1- عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از حومه بیروت.
2- خروج نیروهای فلسطینی از لبنان بهمراه سلاحهای شخصیشان، ولی سلاحهای سنگین را باید بر جای گذارند.
3- حضور واحدهای نیروی دریایی آمریکا به منظور تضمین امنیت فلسطینیها بهنگام تخلیه لبنان.
4- نیروهای فلسطینی باید در بندر سوری لاذقیه تخلیه گردند و از آنجا به کشورهای عربی که مایلند آنها را بپذیرند گسیل شوند.
5- یک نیروی آمریکائی، فرانسوی و احتمالا نیروهای دیگر، باید بطور موقت در بیروت مستقر گردند.
6- همزمان با این اقدامات واحدهای ارتش لبنان وارد بیروت غربی شوند.
7- تشکیل یک دولت جدید و از قرار معلوم نیرومندتر لبنانی.
8- نگهداری یک هیئت دیپلماتیک متعلق به ساف در لبنان و....
9- پیوستن دو واحد نظامی کوچک فلسطینی به ارتش لبنان تا هنگام خروج همه سربازان خارجی از لبنان.
«اسحق شمیر» وزیر امور خارجه اسرائیل بعدا به یک کمیته کنست (پارلمان اسرائیل) اظهار داشت که دولت وی هرگونه عقیده (پیشنهاد) مبنی بر تداوم حضور دیپلماتیک یا نظامی فلسطینیها در لبنان را رد میکند. شمیر اظهار داشت بعد از این که فلسطینیها لبنان را تخلیه کردند، اجازه چنین حضوری را به ساف دادن راه را برای چریکها به منظور از سرگیری فعالیتهایشان هموار خواهد کرد.
با وجود این بر طبق یک گزارش محرمانه بگین بهمکارانش گفته است، ساف در قاهره، نیویورک و حتی واشنگتن دفاتر سیاسی دارد. ما چگونه میتوانیم تاسیس یک دفتر این سازمان در بیروت را نفی کنیم؟
سلف که تا حدودی برای حفظ آبرو تا حدودی برای تضمین امنیت نیم میلیون فلسطینی (که اکثر آنها پناهنده هستند) و در لبنان باقی خواهد ماند، بر ادامه حضور در لبنان پافشاری میکرد. ساف از احتمال اینکه پس از عقبنشینیاش نیروهای مسیحی فالانژ درصدد انتقام از فلسطینیهای ماندگار در لبنان برآیند، نگران بود. ولی بر طبق گزارشات رسیده، ساف در اواخر هفته گذشته از 2 تقاضای خویش صرفنظر کرد.
یکی از غامضترین مشکلات لاینحل این بود که کدامیک از فلسطینیهای مقیم لبنان باید در زمره اخراجیها قرار گیرند. تعداد زیادی از رزمندگان تنها نظامیان نیمهوقت هستند که براحتی میتوانند اونیفورمهای خویش را درآورده و به غیرنظامیان ملحق شوند. دیگران تنها بطور غیرمستقیم با ساف ارتباط دارند. برای مثال سرنوشت آن دانشجوی 18 ساله رشته پرستاری که در یک بیمارستان وابسته به ساف کار میکند چه میشود؟
یا چه به سر آن استاد دانشگاهی که دفتری در انستیتوی مطالعات فلسطین (وابسته به ساف) دارد، خواهد آمد. یا سرنوشت آن تاجری که گهگاه در کمیتههای ساف حضور مییافت و اغلب نظرش را جویا میشدند، نیز روشن نیست.
بهمینترتیب هیچکس نمیتواند بطور دقیق بگوید که در آینده حضور رسمی ساف به چه نحوی خواهد بود. احتمال دارد که اسرائیلیها و بطور حتم مسیحیان لبنان تمایلی به پذیرش یک هیئت دیپلماتیک یا یک دفتر اطلاعاتی وابسته به سازمان آزادیبخش نداشته باشند. سرنوشت سازمان صنعتی صامد (وابسته به ساف) که بر رشد امور بازرگانی فلسطینیها نظارت میکند چه خواهد شد؟
تکلیف مدارس و پرورشگاهها و سازمان رفاه اجتماعی که سالانه بودجهای در حدود 400 میلیون دلار صرف آن میگردد. چه میشود؟ از بین بردن این گروهها صدمه شدیدی بر باقیمانده غیرنظامیان فلسطین، و نیز اقتصاد لبنان وارد خواهد ساخت.
همچنین از جمله مسائل لاینحل این است که چریکهای ساف بعد از ترک لبنان به کجا بروند. با وجودیکه مقامات سوری آشکارا از پذیرفتن این خبر امتناع ورزیدهاند معالوصف گزارش شده است که آنها با تقاضای عربستان مبنی بر اینکه سوریه اولین پناهگاه را برای فلسطینیهای رانده شده که انتظار میرود تعداد آنها با در نظر گرفتن خانوادههایشان بالغ بر حدود 000ر50 نفر بشود) فراهم نماید، موافقت کرده است.
اینکه آیا حافظ اسد رئیسجمهور سوریه بمیل خود به این میهماننوازی تن در داده یا به اصرار سعودیها ناچار به چنین کاری شده مشخص نبود. ولی روشن شده که حافظ اسد به عنوان بخشی از قرارداد، خواهان تداوم کنترل نیروهایش بر دره لبنانی «بقاع» میباشد. باحتمال زیاد استقرارگاه نهایی گروههای ساف عراق، مصر، الجزایر و سوریه خواهد بود.
مصر هرگونه عقیدهای را مبنی بر انتقال واحدهای مسلح ساف به خاکش رد میکند، ولی از یک دولت فلسطینی در تبعید استقبال خواهد کرد. این فکر منجر به انتقاد اسرائیلیها میشود که مدعیاند بروز چنین نشانههای مهماننوازی از جانب مصر، برخلاف روح قرارداد کمپ دیوید میباشد.
آخرین آتشبس در طول یک ماه بحرانی به اجرا درمیآید. از قرار معلوم آتشبس به این دلیل صورت گرفت که توپخانه ساف یک نفربر زرهی اسرائیل را بر روی ارتفاعات مورد هدف قرار داد و بدینترتیب 14 سرباز اسرائیلی را در یک نفربر متلاشی شده بدام انداخته و آنها را زیر آتش سنگین گرفت. اسرائیلیها بمنظور نجات نفراتشان تقاضای آتشبسی نمودند که تنها 24 ساعت ادامه داشت.
بعد از شروع مجدد درگیری زد و خوردهای پراکندهای میان نیروهای سوری، فلسطینی و اسرائیلی در اطراف فرودگاه بیروت و ارتفاعات واقع در شرق شهر صورت گرفت. روز چهارشنبه دود سیاه ناشی از آتشسوزی کارخانه لاستیکسازی که مورد بمباران اسرائیل قرار گرفته بود، غرب بیروت را پوشاند.
در اواسط هفته روزنامهنگاران غرب بیروت به کنفرانس مطبوعاتی که توسط گروهی موسوم به «کمیته امنیت عالی» برگزار شده بود، دعوت شدند. در آنجا 3 لبنانی به آنها معرفی شدند که زیر فشار اعتراف کرده بودند که مزدوری اسرائیل را در یک سری از حوادث بمبگذاری در اتومبیل که منجر به مرگ 30 نفر و زخمی شدن 100 نفر شده بود، بعهده داشتند.
یکی از آنها که بطور حتم معتاد بود اظهار داشت که بخاطر مواد مخدر دست به آن کار زد، دیگران مدعی شدند که یک افسر اسرائیلی آنها را تهدید کرده بود که در صورت عدم همکاری خانوادههایشان که در جنوب لبنان اقامت دارند، زندانی خواهند گشت.
چند ساعت بعد آن سه نفر در محل وقوع انفجارها اعدام شدند. تماشاچیان جسد یکی از آنها را آتش زدند. در بالای حفره بزرگتر ناشی از انفجار بمب، بیرقی با این نوشته نصب شده بود این بلایی است که به سر کسانی میآید که در اتومبیلها بمبگذاری میکنند.
فلسطینیها و لبنانیها با پشت سر گذاشتن یک هفته بحرانی ناگهان پی بردند هنگامیکه نیروهای سازمان آزادیبخش از بیروت خارج شوند، چقدر آسیبپذیر خواهند بود.
«سرکیس» و دیگر رهبران مسیحی لبنان حساسیت خاصی به این مساله که آیا نیروی چندملیتی حافظ صلح پیش از عقبنشینی ساف وارد (لبنان) میشود یا بعد از آن ندارند. ولی «وزان» نخستوزیر مسلمان لبنان در این مساله که ابتدا باید نیروی چندملیتی وارد شود با فلسطینیها توافق داشت، بعبارت دیگر ترس وی از این بود که در حدود 000ر100 غیرنظامی فلسطینی در غرب بیروت، احتمالا مورد آزار دشمنانشان، فالانژیستها و ارتش لبنان که تحت سلطه مسیحیان است، قرار گیرند.
سرانجام در روز جمعه هنگامیکه اسرائیلیها بمنظور عبور «وزان» از محل بازرسی خویش عقبنشینی کردند، وی به شرق بیروت رفت و از آنجا روانه ارتفاعات شد تا نظر خود را با همکاران مسیحیاش و مذاکرهکنندگان آمریکائی در میان گذارد.
فلسطینیها و لبنانیها پس از اینکه سالهای پرآشوب زیادی را در کنار یکدیگر بسر کردهاند اکنون دریافتهاند که سرنوشتشان فوقالعاده بیکدیگر وابسته است.