* س- با توجه به کمبود امکانات آموزشی در دانشگاهها و عدم کفایت آن برای نیروهای مسلمان، آیا گذاشتن امکانات موجود در اختیار گروههای بظاهر غیرمحارب اما مخالف اسلام، کاری موافق مصالح امت است؟
** ج- این سؤال و یا جواب منفی به این سؤال و حتی احتمالا خود سؤال از یک نوع بدبینی به نوع تبلیغات اسلامی و بدبینی به طبیعت و طینت انسانی که الان منحرف است، ناشی میشود و من این بدبینی را ندارم.
من میگویم اگر قرار است ما این گروه غیرمحارب را که هنوز جنایتش به حدی نرسیده که روی مردم و روی حکومتی که متعلق به مردم است شمشیر بکشد، و همین اندازه از لحاظ فکر با این دستگاه و با عامه مردم موافق نیست، ما اگر چناچه فکر کنیم و بدانیم که این انسان را میشود اصلاح کرد، کجا بهتر از دانشگاه؟
شما میگوئید امکانات ما محدود است، بسیار خوب در کنار محدود بودن امکاناتتان به یک چیز دیگر هم فکر کنید و آن این که این آدمی که از لحاظ فکری یا منحرف است یا بیتفاوت (چون این حرف، بیتفاوتها را هم شامل میشود)، شاید از لحاظ استعداد، یک سطح بالایی داشته باشد و شما اگر او را آوردید و توانستید روی فکر او اثر بگذارید و یک مسلمان خوب و سطح بالا داشته باشید، چه مانعی دارد؟
ما فکر میکنیم برای گزینش دانشجو، ما نباید دنبال این باشیم که چه کسی مسلمان مکتبی کامل است تا ما او را راه بدهیم اگر کسی چنانچه از لحاظ تفکر اسلامی هم آنچنان فکر نمیکند اما امید اینرا داریم که میتوانیم با ورودش به محیط دانشگاه او را بطرف اسلام هدایت کنیم و یا حتی از ضررش در امان خواهیم بود، با یک چنین فرضی باید بتوانیم این افراد را به دانشگاه راه بدهیم.
آنچیزیکه موجب میشود که این گروهها نتوانند در دانشگاه رشد کنند و بتوانند شما را از اینکه آنها را به دانشگاه راه دادهاید پشیمان کنند، آن حفظ جو انقلابی در دانشگاه است و این مربوط میشود به همان نقش دانشجویان انجمن اسلامی که قبلا به آن اشاره کردیم.
شما این کار را به خوبی انجام بدهید وجود دانشگاه را و بخصوص مدیریت دانشگاه را مدیریت اسلامی بکنید، مطمئن باشید که دانشگاه بصورت دانشگاه قبل از تعطیل برنخواهد گشت. آنروز شما اسلام را در دانشگاه حاضر نمیدیدید.
مسلمان خط امامی در دانشگاه محکوم بود، یعنی دیگران آنچنان پررو و گستاخ و قوی شده بودند که شما عملا قدرت کار نداشتید یعنی انجمن اسلامی دانشجویان و سازمان دانشجویان مسلمان واقعا در اقلیت حداقل کیفی بودند.
شما این خلاء را پر کنید، آنوقت مانعی ندارد که در دانشگاهها را براساس عقیده باز نکنید بلکه براساس استعداد ذاتی برای دانش و استعداد ذاتی برای راهپذیری و هدایتپذیری باز کنید و خواهید دید که همه آنها در این کوره گرم دانشگاه ذوب خواهند شد، و به آن شکلی که شما میخواهید دربیایند.
* س- نظر حضرتعالی بطور مشخص با ثبتنام و ادامه تحصیل گروههای تودهای، اکثریت، میثمی و جنبش مسلمانان مبارز و دانشجویان فاسد چیست؟ لطفا نظرتان را در مورد تدریس استادان غربگرا یا متمایل به شرق نیز بفرمائید:
** ج- در مورد این گروههائیکه اسم بردید، اینها همه مثل هم نیستند. شاید نسبت بهمه اینها من آن شناختی را که بخواهم قاطعانه بگویم بیایند یا نیایند نداشته باشم و البته نسبت به بعضی از این گروهها سوءظن دارم، به این که معتقدم در این گروهها کسانی یا لااقل جناحی وجود دارد که اگر دانشگاه هم بیاید برای نابود کردن انقلاب اسلامی به دانشگاه میآید.
شما نگاه کنید ببینید طیف دانشجویانی که وابسته به فلان گروه یا حزب هستند از لحاظ اخلاقی و حقپذیری و از لحاظ استعداد ـ که اینها همه قابل حس کردن است ـ در چه حدی هستند و براساس آن تصمیم بگیرید. البته کمیتها را حتما در نظر داشته باشید یعنی حتما سعی کنید که در هر واحد و یا هر بخشی از مجموعه دانشگاه، جو دانشگاه انقلابی و اسلامی باقی بماند.
پس اینرا باید ملاحظه نمائید و اینکه میگوئیم در دانشگاه را بر این اساس باز کنید، مقصود این نیست که هر کس بیقید و شرط وارد دانشگاه شود. عین این حرف را در مورد دانشجویان فاسد میزنم، دانشجوی فاسد دو نوع است.
یکی دانشجوئی است که زیاد پایبندی به اخلاق اسلامی ندارد مثل جوانهای معمولی که پیش از انقلاب بودند و البته اکنون تعدادشان کمتر است، خوب باید این بیاید و تربیت بشود و اشکالی هم ندارد. شما سلمان فارسی و یا ابوذر عصر را نمیتوانید پیدا کنید و حتما بیاورید در دانشگاه. شما براساس تربیتپذیری افراد را انتخاب کنید.
اما بعضیها هستند که محیط را براساس فساد اخلاقی خراب میکنند و البته اینها را اگر قابل اصلاح نیستند، نباید هیچ جائی راه داد و اگر قابل اصلاح هم هستند، در بیرون اصلاح بشوند و بعد وارد دانشگاه شوند. اگر بنا باشد آن افراد خیلی فاسد وارد دانشگاه بشوند، محیط دانشگاه را خراب خواهند کرد.
در مورد اساتید، استادیکه قصد معارضه با انقلاب اسلامی نداشته باشد (نه محاربه، بلکه معارضه) این استاد اگر غربگرا هم باشد اشکالی ندارد که وارد دانشگاه شود و در صورتیکه ارزش علمی داشته باشد و این موضوع بایستی دقیقا مراعات شود البته اگر چنانچه یک استادی بر مبنای یک بیاعتقادی بسیار عمیق و حتی یک مخالفت و معارضه با انقلاب اسلامی میخواهد علم و یا محتویات ذهنی خود را به دانشگاه ببرد و روی دانشجویان اثر بگذارد، این را شما راه ندهید. و اگر شما هم راه بدهید، دانشجو نخواهد پذیرفت.
* س- در مورد بعضی رشتهها مثل تربیتمعلم، میگویند اجازه نمیدهیم تودهایها و فلان گروه وارد بشوند، در این مورد چه نظری دارید؟ اینکه شما فرمودید ضابطه میخواهد، اینها به چه صورتی است؟
** ج- در مورد تربیتمعلم حق با شماست. چون من وقتی در مورد دانشگاه این قید را میکنم در مورد معلم دبستان یا دبیرستان بطرق اولی این قید هست. خوب وقتی قرار است، این معلم را در دبیرستان راه ندهیم چرا در تربیتمعلم وارد شود؟ چون دانشجوی تربیتمعلم یعنی معلم دبستان و دبیرستان و بطور طبیعی وقتیکه کسی مخالف و معارض با انقلاب است نمیتواند تدریس کند و حق با آنهاست که او را نپذیرند.
و اما اینکه ضابطه چیست، البته ضابطه لازم است و ما نمیگوئیم شما «حکی» عمل کنید و نگاه کنید به قیافه یکی و بگوئید این آری و آن خیر. باید ضوابطی تعیین کرد و آن ضوابط را هم حالا نمیتوان تعیین کرد. یک عدهای بنشینند بر مبنای این کلیات که الان درباره آنها اشاره کردیم، ضابطه تعیین کنند و این کار شدنی است منتها ضابطه ریز است. و جایش اینجا نیست که بنشینیم و بحث کنیم. بایستی نشست و فکر کرد و دقیقا حدود و ثغور را مشخص کرد و ضابطهها را معین نمود.
* س- در گزینش جدید دانشجویان در نوگشایی دانشگاهها آیا باید مسائل سیاسی و عقیدتی را دخالت داد؟ در صورت دخالت، لطفا نحوه این دخالت را بیان فرمائید.
** ج- جواب این سؤال همان است که در سؤالات بالا بدان اشاره کردم و این اصطلاح «نوگشائی» را هم به آقایان ستاد انقلاب فرهنگی گفتم که این اصطلاح غلطی است. «ازنوگشائی» درست است. نوگشائی تعبیر درستی نیست یعنی به نظر من درست نمیآید.
* س- اینجا مقصود از دانشجویان جدید، دانشجویانی هستند که تاکنون دانشجو نبودهاند و تازه میخواهند به دانشگاه وارد شوند.
** ج- فرقی نمیکند منتها شما قبلا به اختلافات ایدئولوژیک اشاره کردید و حالا به اختلافات سیاسی و عقیدتی. اختلافات سیاسی اگر در حد محاربه نباشد میشود پذیرفت مثلا اگر چنانچه عقیده کسی درباره یک مقدار تندروی و یا کندروی بعضی دولتها و سیاستها در دنیا است، این چیزی نیست که ما بتوانیم در امر گزینش دانشجو تاثیر دهیم.